X
تبلیغات
خاتمی-موسوی-کروبی

تحلیل صدای آمریکا درباره سپاه قدس


در قسمت هایی از برنامه “افق” شبکه صدای آمریکا (voa) در تاریخ ۲۵ اکتبر (۳ آبان) که به بررسی پرونده “منصور ارباب سیار” متهم طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا اختصاص داشت، به تاثیر تحریم های غرب بر ضد شخصیت ها و شرکت ها نیز پرداخته شد.


“مراد ویسی” (روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی) در پاسخ به سوالی در همین رابطه ضمن اعتراف به شکست تحریم ها، پاسخ داد:

«قرار دادن اسامی شخصیت ها و شرکت ها در فهرست تحریم ها، سیاستی شکست خورده است. این اشخاص نیازی به سفر به کشورهایی که مورد تحریم هستند ندارند. شرکت هایی هم که مورد تحریم قرار می گیرند اغلب به صورت پوششی برای فعالیت اصلی مورد استفاده قرار می گیرند که در صورت تحریم، شرکت های دیگری تاسیس خواهد شد و این اشخاص نیازی به سفر به اروپا و آمریکا و افتتاح حساب در این کشورها ندارند.»

کارشناس صدای آمریکا در ادامه این برنامه در مورد سردار “قاسم سلیمانی” فرمانده سپاه قدس که از سوی رسانه های غربی از وی به عنوان یکی از اعضای تاثیرگذار در سناریوی رسانه ای آمریکا (ترور سفیر عربستان) نام برده می شود این چنین گفت:

«ایشان (قاسم سلیمانی) از طرف رقبا و دشمنان خود در خارج از کشور هم به عنوان فردی باهوش، با استراتژی و صاحب اندیشه مطرح می شود. وی در میان نیروهای سپاه محبوب است و در میان فرماندهان سپاه نیروی خوش فکری می شود و بسیار مورد اعتماد آیت الله خامنه ای قرار دارد. ضمن اینکه در اخباری که از گوشه و کنار جهان شنیده می شود به عنوان نیرویی جدی که می تواند طرف مذاکره و تعامل باشد، محسوب شود.»

ویسی در قسمتی از سخنان خود وجود نیروهایی نظیر”سپاه قدس” را در کشورهای بزرگ دنیا امری رایج و ضروری توصیف کرد و گفت:

«هر کشوری مانند ایران به چنین نهادی (سپاه قدس) در سیاست خارجی خود نیاز دارد در زمان شاه هم مشابه چنین اقداماتی در سیاست خارجی انجام می شد.»



شرط هاشمی برای بازگشت خاتمی

گفته می شود اخیرا هاشمی رفسنجانی در جلسه ای به محمد خاتمی گفته است شرط" بازگشت افراد خدو م به کشور" را به شروطش برای بازگشت به انتخابات اضافه کند.

 

 

شنیده شده خاتمی پس از این جلسه به یکی از نزدیکانش گفته است :منظور هاشمی از بازگشت "افراد خدو م به کشور" بازگشت مهدی هاشمی است .هاشمی فکر میکند ما خود را فدای پسر او می کنیم!



موسوی و کروبی از حصر استقبال کردند


«ایران گلوبال» با اشاره به انتشار مواضع برخی زندانیان حتی از انفرادی نوشت: حصر و سکوت ادامه دار موسوی و کروبی سؤال برانگیز و مشکوک است و به قول معروف بو می دهد. حضور این دو بدون هیچ سابقه مبارزه با جمهوری اسلامی در رأس جنبش سبز محصول شرایط ویژه از جمله غیبت ۳۰ ساله نیروهای مخالف رژیم و خروج از کشور و فقدان امکانات در داخل بود و این در حالی بود که اصلاح طلبان با سازماندهی و امکانات و توان مالی و نفوذ در ساختار قدرت توانستند دیدگاه خود را به گفتمان مسلط در میان اپوزیسیون تبدیل کنند.


این گره خوردگی و پیوند سرنوشت اصلاح طلبان و اپوزیسیون از همان ابتدا ماهیتی مغشوش و مبهم بر جنبش اعتراضی دارد. البته امکانات آنها برای بسط مبارزه مفید و ضروری بود. اما اصلاح طلبان نمی توانند علنا از افق تغییر رژیم دفاع کنند.

این پایگاه اینترنتی ادامه می دهد: به دنبال ماجرای روز عاشورا و همچنین شعار جمهوری ایرانی احتمال دستگیری کروبی و موسوی قوت گرفت اما عجیب بود که برای اولین بار گفته می شد مقامات نظام دستگیری این دو را صلاح نمی دانند. مخالفان رژیم فکر کردند رژیم هراس دارد اما از این امر غافل بودند که رژیم تشخیص داده بهتر است هدایت مخالفان در چنگال همین دو نفر اسیر بماند و رادیکال تر نشود.

این رسانه ضد انقلابی همچنین مدعی شد: پس از حوادث ۲۵ بهمن رژیم احساس کرد این دو نمی توانند از جنبش حمایت نکنند یا علیه آن موضع بگیرند پس بهتر است با حصر خانگی، به شیوه ای آبرومندانه راه کروبی و موسوی از مخالفان جدا شده و پرونده جنبش به تدریج بسته شود. نهایتا در توافقی بیان نشده با حاکمیت، این دو به حصر خانگی رفتند و جنبش را قربانی و ذبح نمودند. این دو خسته و فرسوده و عاجز از تداوم مدیریت اپوزیسیون که سودای سرنگونی داشت، بودند. موسوی و کروبی تن به حصر خانگی سپردند تا بتوانند با بهانه ظاهرا موجه حصر، از اعلام موضع یا دعوت به راهپیمایی و اعتراض معاف شوند.

ایران گلوبال همچنین نوشت: مدت کوتاهی بعد از این ماجرا و بعد از گرفتن «روزه سکوت» توسط آنان، ارگان بی بو و خاصیتی بنام «شورای هماهنگی راه سبز» به جای سران نمادین جنبش به میدان آمد تا هم از بار روانی سکوت و غیبت موسوی و کروبی بکاهد و هم دیگر تکاپوهای مخالفان به گونه ای هدایت شود که ساختارشکنانه نباشد؛ ارگانی که جز درخواست هایی برای سر دادن شعار «الله اکبر» در تاریکی و یا «راهپیمایی سکوت در پیاده رو» چیزی در کارنامه خود ندارد. امیدواریم و آرزو می کنیم این تحلیل درست نباشد ولی اگر غیر از این است؛ ۷ ماه سکوت آقایان موسوی و کروبی چرا؟ بگویید نمی توانند؛ که اگر می خواستند می توانستند. چند بار هم امکان آن را داشتند که حرفی و پیامی به مخالفان برسانند ولی این کار را نکردند. در ضمن مگر رهبران یک جنبش اجتماعی کار دیگری غیر از این که در شرایط سخت و در بن بست ها راه بگشایند و سنگ ها و موانع پیش روی جنبش را بردارند- برعهده دارند؟ چرا در حالی که زندانیان سیاسی قهرمان در سلول های انفرادی در بسته و زیر کنترل و شکنجه و فشار مستمر در زندان، با ابتکارات و ریسک های بالا سوراخی برای تماس با بیرون پیدا می کنند و می توانند با ارسال نامه و پیام، فریاد اعتراض را ندا دهند، ولی موسوی و کروبی با امکانات بیشمار بجا مانده از دوران قدرت و هواداران بیشمار در داخل و حمایت های جهانی از آنان نمی توانند روزنی و مکانیزمی برای تماس و ارسال پیام بیابند؟ نگویید نمی توانند.


پستهای کلیدیVOAدردست بهائیان بدسابقه

voa-1

صداي آمريكا روزي ادعا مي‌كرد در ميان ايرانيان 10 ميليون بيننده دارد. در مارس 1942 راديوي دولتي ايالات متحده با عنوان راديوي عمومي ملي(NPR) آغاز به كار كرد و چندي بعد نيز بخش بين‌المللي آن با عنوان صداي آمريكا (VOA) شروع به كار كرد. هدف از تأسيس اين بخش بين‌المللي، بهبود چهرة آمريكا در جهان و گسترش آزادي و دموكراسي مورد نظر آمريكا در كشورهاي ديگر بود.


صداي آمريكا كه روزي ادعا مي‌كرد در ميان ايرانيان 10 ميليون بيننده دارد، به اعتراف امير عباس فخر آور يكي از نيروهاي اين رسانه، هم‌اكنون تعداد بيننده‌هايش از NITV لس‌آنجلسي هم كمتر شده و همة اينها به مدد سوء استفادة بهاييان از پول ماليات دهندگان آمريكايي، حمايت دولتمردان آمريكايي از آنها و مديريت بهاييان بر اين رسانه است.

«شبكة ايران» پيش از اين در مطلبي به تحليل وضعيت تلويزيون رو به تعطيلي صداي آمريكا وابسته به وزارت امور خارجة آمريكا پرداخته بود. در آن گزارش، نويسندگان به تحليل ابعاد مختلف فروپاشي دروني تشكيلات اين رسانة ضدّ ايراني و سلطنت طلب پرداخته بودند. گزارش پيش رو نيز به بررسي نفوذ و سيطرة فرقة بهاييت در اركان و بدنة اين شبكه تلويزيوني ضدّ ايراني پرداخته است. براي بازشناسي هدف تأسيس VOA، نگاهي به تاريخچة آن ضروري است. از 7 دسامبر 1941 كه حملة ژاپني‌ها به «پرل هاربر» در جنگ جهاني دوم زمينة ورود آمريكا به جنگ را فراهم كرد، نخستين جرقه‌ها براي تأسيس Voice Of America زده شد.

نگاهي به تاريخچة صداي آمريكا

در مارس 1942 راديوي دولتي ايالات متحده با عنوان راديوي عمومي ملي(NPR) آغاز به كار كرد و چندي بعد نيز بخش بين‌المللي آن با عنوان صداي آمريكا (VOA) شروع به كار كرد. هدف از تأسيس اين بخش بين‌المللي، بهبود چهرة آمريكا در جهان و گسترش آزادي و دموكراسي مورد نظر آمريكا در كشورهاي ديگر بود. «صداي آمريكا» در واقع ابزاري بود براي اجراي سياست‌هاي وزارت امور خارجة ايالات متحده و همچنين تأثير بر افكار مردم جهان نسبت به ايالات متحده كه از طريق زبان رسانه دنبال مي‌شد.

مجموعة صداي آمريكا داراي 44 پخش‌كنندة راديويي به زبان‌هاي مختلف و 24 پخش كنندة تلويزيوني است. اين مجموعه از بدو تأسيس با هدف استفاده و بهره‌گيري از ابزار ديپلماسي عمومي پايه‌گذاري و تأسيس شد كه گسترة پخش آن، آسيا، اروپا و شمال آفريقا را شامل مي‌شود.

راديوي عمومي ملي (NPR) و مجموعة صداي آمريكا (VOA) هر دو زير مجموعة هيأت مديره رسانه‌هاي خارجي دولت ايالات متحدة آمريكا يا همان BBG هستند و زير نظر اين هيأت مديره ـ كه اعضاي آن متشكل از شوراي روابط خارجي آمريكا و نمايندگان منصوب دستگاه وزارت امور خارجه ايالات متحده است ـ اداره مي‌شود و رياست BBGنيز با رأي مجلس سناي آمريكا انتخاب مي‌شود. همچنين BBG زير نظر «تيم بازرسي ويژة ايالات متحدة آمريكا» فعاليت مي‌كند و اين تيم گزارش‌هاي خود را به مجلس سناي ايالات متحده و وزارت خارجه ارائه مي‌دهد. هم‌اكنون بودجة ساليانة صداي آمريكا 800 ميليون دلار است كه از محل ماليات‌هاي مردم آمريكا تأمين مي‌شود.

تاريخچة تأسيس بخش فارسي صداي آمريكا

در آوريل 1979 يعني بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران، بخش فارسي راديو صداي آمريكا ابتداء با هدف جهت‌دهي به انقلاب ايران و در پي ناكامي، با هدف مقابله با انقلاب اسلامي و به چالش كشيدن آن، با 30 دقيقه برنامة روزانه راه‌اندازي شد. از 22 نوامبر 1979 احمدرضا بهارلو فعاليت خود را در اين رسانه آغاز كرد. در كنار بهارلو، مجريان ديگري همچون رامش راسخ، بهروز عباسي و اكبر ناظمي كه از كاركنان راديو ايران بودند با هدايت بهارلو كارشان را در بخش فارسي صداي آمريكا آغاز كردند. آلن هايت در كتاب «تاريخ VOA»، زمان تأسيس تلويزيون فارسي صداي آمريكا را سال 1996 عنوان مي‌كند. به اين ترتيب، نزديك به دو دهه بعد از آغاز به كار احمدرضا بهارلو در مجموعه صداي آمريكا و راه‌اندازي راديو فارسي، مسئوليت راه‌اندازي تلويزيون اين مجموعه نيز به وي سپرده شد. در تاريخ 18 اكتبر 1996، نخستين امواج تلويزيون فارسي صداي آمريكا با اجراي احمد رضا بهارلو براي تمام دنيا پخش شد.

تا سال‌ها بعد، بهارلو خود سازنده و مجري بسياري از برنامه‌هاي خبري تحليلي و سياسي اين تلويزيون بود. بهارلو در ادامه پس از برنامه هفتگي ميزگردي با شما، در 11 سپتامبر 2002 برنامه (فصلي ديگر) و در 6 جولاي 2003 برنامه روزانه خبرها و نظرها را راه‌اندازي كرد.

وسعت برنامه‌هاي بهارلو كه خود همزمان رياست بخش فارسي راديو و تلويزيون صداي آمريكا را بر عهده داشت به حدي رسيد كه مخاطبان هر زمان كه «پيچ تلويزيون» را مي‌چرخاندند، بهارلو مقابل دوربين نشسته بود و مشغول اظهار نظر و ارائه تحليل بود. امپراتوري بي‌رقيب بهارلو وقتي از هم گسست كه پخش راديويي صداي آمريكا به بنياد راديو آزاد آمريكا سپرده و از مجموعة VOA منفك شد كه اين آغازي بر افول اين پيرمرد بود.

بهاييان در صداي آمريكا

احمدرضا بهارلو نخستين رئيس بخش فارسي صداي آمريكا، اگر چه خود يك بهايي نبود امّا تمايل زيادي به نزديكي با بهاييان داشت. اين موضوع به خصوص در استخدام كارمندان بخش فارسي و گزينش همكاران ايراني وي از ميان بهاييان مشهود است. همان‌طور كه قبلاً گفته شد نخستين همكاران وي در اين بخش رامش راسخ، بهروز عباسي و اكبر ناظمي بودند كه دو نفر نخست از بهاييان نامدار ايراني در راديو و تلويزيون دوران پهلوي در ايران بودند.

در اطلاعية گروهي از كارمندان و كاركنان راديو و تلويزيون ملي ايران در تاريخ 17 بهمن 57 كه در روزنامة اطلاعات به چاپ رسيده بود، نام اين دو تن به همراه گروهي ديگر از كارمندان بهايي اين مجموعه دوران پهلوي به چشم مي‌خورد.

با آغاز به كار «كنت تام لينسون» به عنوان رئيس BBG، ناگهان شيلا گنجي از بهاييان سرشناس و از اعضاي جامعة بهايي در سازمان ملل متحد، در غياب احمد بهارلو در آوريل 2004 به عنوان رئيس بخش فارسي VOA مشغول به كار مي‌شود. كنت تام لينسون كه خود از اعضاي AIPAC يا همان جامعة لابي يهوديان در ايالات متحده محسوب مي‌شود، گروهي از سرشناس‌ترين بهاييان را وارد چرخه مديريت صداي آمريكا مي‌كند كه «آوي داويدي»، «ستارة درخشش» يكي از مهره‌هاي اصلي رسانه‌هاي جامعة جهاني بهاييت و مهتاب فريد از جمله مهم‌ترين آنها بودند.

در اين ميان، آوي داويدي نقش بسيار مهم و تعيين كننده‌اي در روند بهايي سازي صداي آمريكا ايفا مي‌كند به گونه‌اي كه يك‌باره تعداد زيادي از كارمندان مسلمان‌زاده صداي آمريكا همچون علي مستعاني و سيد رسول افخمي از اين مجموعه اخراج يا مستعفي مي‌شوند و جاي آنها را چهره‌هاي شاخص تلويزيون «صداي دوست» ارگان رسمي بهاييان در حيفا و اسرائيل مي‌گيرند.

به اين ترتيب با ورود شيلا گنجي به حلقة مديريت صداي آمريكا، محفل كارمندان و مديران بهايي در اين رسانة فارسي زبان تكميل مي‌شود و چهره‌هايي همچون اكبر ناظمي، بهروز عباسي، ارژنگ داوودي، رامش راسخ، آوي داويدي، مهتاب فريد و ستاره درخشش در كنار هم قرار مي‌گيرند.

سفر مديران صداي آمريكا به حيفا

هم‌اكنون نيز (VOA PNN) توسط جيمز گلاسمن (از اعضاي ارشد انستيتوي آمريكن اينترپرايز) رئيس جديد هيئت مديرة رسانه‌هاي خارجي ايالات متحده اداره مي‌شود. وي كه از سال 2007 مديريت اين مجموعه را در اختيار گرفته است از بدو قبول تصدي اين مسئوليت، ارتباط بسيار نزديكي با محافل بهاييان ايالات متحده و حيفا در اسرائيل پيدا كرده است.

شاهد اين مدعا، ارتباطات نزديك وي با بهروز بهبودي مدير و بنيان‌گذار (Council for Democratic Iran) و از بهاييان سرشناس است. وي در اوايل سپتامبر 2008 به همراه سناتور تام كوبرن رئيس «تيم بازرسي ويژه» ايالات متحده آمريكا و از اعضاي مؤثر سنا براي تصويب بودجة BBG به اسرائيل سفر كرد و در دفتر بهروز بهبودي در حيفا به ديدار وي شتافت. از آن پس روند به كار گيري بهاييان در تلويزيون فارسي صداي آمريكا به نسبت گذشته اوج گرفته است. پس از استعفاي كنت تام لينسون رئيس قبلي BBG كه با فشار شديد سناتور كوبرن انجام گرفت، گلاسمن براي رياست اين شورا پيشنهاد شد. شيلا گنجي به شدّت تحت حمايت تام لينسون بود و استعفاي تام لينسون ضربة بزرگي به شبكةشيلا گنجي وارد كرد.

ريخت‌وپاش‌هاي بهاييان در خرج كردن بودجه

اخراج شيلا گنجي، هم به دليل آزرده كردن بوش بود و هم به دليل ريخت‌وپاش‌هاي فراواني بود كه از سوي اين بهايي و دار و دسته‌اش صورت مي‌گرفت. وي از زمان آغاز به كارش در صداي آمريكا، حلقه‌اي از دوستان و نزديكان بهايي خود را از رسانه‌هاي راديويي و تلويزيوني بهاييان در حيفا در اسرائيل به آمريكا فراخوانده و به كار گرفته بود، به طوري كه گزارش‌هاي رسيده به كميتة تحقيق و بررسي سنا، آنان را واداشت در اين زمينه تحقيقات جدّي صورت دهند.

فخرآور دربارة وي مي‌گويد: جالب است بدانيد درجولاي 2007 همزمان با رأي سناي آمريكا به جيمز گلاسمن براي رياستBBG شيلا گنجي با دستپاچگي مصاحبه‌هايي را با كانسرواتيواي دولت آمريكا ترتيب داد تا شايد بتواند دل اعضاي انستيتوي قدرتمند آمريكن اينتر پرايز را به دست آورد.

امّا با آغاز به كار دورة جديد مديريت در صداي آمريكا و رفتن شيلا گنجي، مديريت صداي آمريكا ميان بهاييان دست به دست شد. به اين ترتيب يكي از نزديكان به جامعة بهايي در رأس هرم مديريت مهم‌ترين رسانة دولتي آمريكا قرار گرفت كه اين امري بي‌سابقه است. به گفته امير عباس فخرآور، روشن نبودن هدف براي بيشتر كاركنان اين رسانه موجب شده كه نيروهاي غيربهايي از فعاليت در اين رسانه كنار بكشند. وي تصريح مي‌كند:‌ اطمينان دارم كه ماليات دهنده‌هاي آمريكايي خبر ندارند كه با پول مالياتشان در VOA و راديو فردا، گروهي از مجريان و كاركنان اين رسانه‌ها سعي دارند اداي اپرا وينفري، كريستين امانپور، لري كينگ، و بيل اورايلي را در بياورند و پولدار و مشهور شوند.

در حال حاضر، تعداد بينندگان صداي آمريكا ـ كه روزي ادعا مي‌كرد در ميان ايرانيان 10 ميليون بيننده دارد ـ به اعتراف عباس فخرآور از NITV لس آنجلسي هم كمتر شده است و همة اينها به مدد سوء استفادة بهاييان از پول ماليات دهندگان آمريكايي، حمايت دولتمردان آمريكايي از آنها و مديريت بهاييان بر اين رسانه است.



جریان انحرافی برای کسب آرا سکه می‌دهد

عضو کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی گفت: افرادی هستند که به جریان انحرافی نزدیک هستند و تبلیغات انتخاباتی‌شان را از پنج ماه گذشته شروع کرده‌اند.

 

 حجت الاسلام حسن نوروزی از فعالیت‌های زودهنگام در حوزه انتخابیه‌اش خبر داد و اظهار داشت: علاوه بر اینکه پنج ماهی است که فعالیت‌های انتخاباتی در حوزه انتخابیه ما شروع شده است اما چند نفری هستند که به صورت خاص از نزدیکان جریان انحرافی هستند و در آن راستا فعالیت می‌کنند.

 

نماینده رباط کریم در مجلس شورای اسلامی اذعان داشت: این نزدیکان به جریان انحرافی متاسفانه از بعضی رانت‌های دولتی نیز استفاده می‌کنند.

عضو جبهه پایداری در مجلس شورای اسلامی همچنین با تاکید بر اینکه این افراد در راستای افکار جریان انحرافی فعالیت می‌کنند، تصریح کرد: این افراد که انگشت شمار نیز هستند متاسفانه مورد تایید جبهه انحرافی هستند و برای جلب نظر مردم هر کاری می‌کنند.

وی در توضیح این مطلب افزود: این افراد سمینارهای زیادی برگزار کرده‌اند و ریخت و پاش‌های مالی زیادی دارند.

نوروزی با تاکید بر اینکه این افراد به لحاظ مالی بسیار ریخت و پاش می‌کنند، مدعي شد: این افراد در مجالس عروسی و عزا شرکت می‌کنند و برای عرض ارادت و یا تسلیت به صاحبان مجالس سکه هدیه می‌دهند.

این نماینده اصولگرای مجلس هشتم ادامه داد: علاوه بر این، این افراد مجالس شبانه زیادی برگزار می‌کنند که در این جلسات اهداف انتخاباتی دنبال می‌شود.

وی افزود: یکی دیگر از فعالیت‌های این افراد در روز عید فطر کاملا مشخص بود که این افراد در ایام عید فطر روی صندوق کمیته امداد عکس خود را چسبانده بودند و به هر حال از هر راهی سعی می‌کنند که برای انتخابات رای جمع کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 21:6  توسط تاج سر  | 

هفتمین روز سفررهبر انقلاب به کرمانشاه

و استقبال بی نظیر مردم همچنان ادامه دارد

http://media.farsnews.com/Media/8907/ImageReports/8907271290/9_8907271290_L600.jpg

http://akkasemosalman.ir/wp-content/gallery/rahbar/agha-qom09-89.jpg



 تا اطلاع ثانوی، تهران پایتخت نیست.

 سلام عزیزم خیلی خوش آمدی .نظریادت نره

پایتخت آنجایی است که رهبر آنجا نفس می کشد.

زین پس کرمانشاه پایتخت ایران است...


 سلام عزیزم خیلی خوش آمدی .نظریادت نره

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/20/13900720131758_PhotoA.jpg


 کنگاور سراسر شور است و چشم‌ به راه سپیده‌دم دیدار فردا‌ 


مردم کنگاور که فردا میزبان مقام معظم رهبری هستند با آمادگی کامل چشم‌ به راه سپیده‌دم دیدار فردا‌ هستند و برای دیدن رهبر لحظه‌شماری می‌کنند، گزارش شده مردم از هم اکنون(عصر سه شنبه) با پخش گل و شیرینی در انتظار ولی امر مسلمین جهان به سر می‌برند.

 

 

به گزارش "سید علی" به نقل از وبلاگ کنگاور نیوز، اماکن عمومی و میادین شهر کنگاور از چند روز پیش با گل، عکس، پوستر و بنر تزئین شده، شربت و شیرینی در دو میدان اصلی شهر میان مردم مشتاق دیدار با رهبری توزیع می‌شود.


دور میدان اصلی شهر عده‌ای از جوانان پشت ماشین‌های شهر را با نوشتن جملات زیبایی تزئین کرده‌اند جملاتی مانند: "جانم فدای رهبر" و "عشق یعنی عشق به رهبرم سیدعلی و..."


کمیته استقبال متشکل از جوانان پرشور و مشتاق کنگاوری از روزها قبل تشکیل شده و در قالب هیئت‌ها و گروه‌های ورزشی برنامه‌های استقبال را مدیریت می‌کنند.


جوانان موتورسوار شب قبل پرچم کشور را در دست داشتند و در سطح شهر گشت می‌زدند، همچنین پرچم ایران را روی برف‌پاک‌کن ماشین‌ها با مهارت خاصی نصب کرده‌اند.


کاروان‌های شادی از چهارشنبه پیش همزمان با سفر رهبری به استان کرمانشاه، هر روز سطح شهر را می‌گردند و شادی مردم را دوچندان می‌کنند.


مردم روستاهای کنگاور نیز در پایگاه‌های بسیج روستا پوستر، عکس و بنر نصب کرده‌اند و حال و هوای دیگری به چهره روستاها بخشیده‌اند از جمله دو تا روستای اهل حق‌نشین کنگاور که بیشتر از همه مشتاق دیدار رهبری هستند.


و خلاصه اینکه کنگاوری‌ها پرشور و مشتاق برای دیدار با رهبری لحظه‌ها را می‌شمارند و فردا روز دیگری است.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با نخبگان استان کرمانشاه:

الگو سازی‌های نظام استبداد برگرفته از پروتکل‌های صهیونیستی است

مقام معظم رهبری تلاش شبکه های رسانه ای نظام استبداد بین المللی را برای برجسته کردن الگوهای منحرف و سخیف، برگرفته از اهداف خطرناک پروتکل های صهیونیستی دانستند و افزودند: این الگوسازی شبکه ای، بر اساس سیاست های مشخص و مدون صورت می گیرد.

خبرگزاری فارس: الگو سازی‌های نظام استبداد برگرفته از پروتکل‌های صهیونیستی است

 به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، صدها نفر از برگزیدگان و منتخبین علمی، فرهنگی، ادبی، هنری، ورزشی، اجتماعی و اقتصادی استان کرمانشاه صبح امروز(سه شنبه) و در هفتمین روز سفر رهبر معظم انقلاب به این استان، با ایشان دیدار کردند و به تبادل نظر در زمینه های گوناگون پرداختند.



استاندار لرستان:
استقبال مردم کرمانشاه از رهبری بی‌نظیر بود

 استاندار لرستان گفت: استقبال تاریخی و افتخار آفرین مردم کرمانشاه از رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت می‌شود.

خبرگزاری فارس: استقبال مردم کرمانشاه از رهبری بی‌نظیر بود

حبیب‌الله دهمرده دوشنبه‌شب در جمع مردم شهرستان کوهدشت در مسجد جامع این شهر با اشاره به اینکه باید خدا را شکر کنیم که در کشور انقلاب اسلامی زندگی‌می‌کنیم، گفت: ایران اسلامی امروز به برکت خون شهدا، رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری به عنوان یک الگو در جهان تبدیل شده و این یک افتخار برای این ملت است.



سكوت مطلق هاشمي و تكنوكرات‌ها در قبال جنبش ضد سرمايه‌داري امريكا


تحولات ماه‌های اخیر در منطقه خاورمیانه، اروپا و امریکا، آن‌قدر پرشتاب و تاثیر گذار بوده است كه هر سیاستمداری را وادار کند تحلیل و نظر خود را ارائه کند، اما در میان انبوه اين تحلیل‌ها از وقایع این ماه‌های خاورمیانه، اروپا و امریکا، شاید یکی از تأمل برانگيزترين واکنش‌ها از آن آقاي هاشمی رفسنجانی بوده باشد.

به گزارش رجانیوز، آقاي هاشمی ماه گذشته در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی که در سالن همایش‌های روزنامه اطلاعات برگزار شد، با يادآوري بحران‌های منطقه خاورمیانه، آشوب‌ها در سوریه را مقاومت مردمی خواند و گفت: «می‌توان منطقه را دید که مردم هوشیار، آگاه، مجاهد و مبارز شده‌اند. مردم یمن ماه‌هاست در خیابان هستند و شهید می‌دهند. در لیبی نیز مردم می‌جنگند و کشته می‌دهند. در سوریه نیز مردم مقاومت می‌کنند. در بحرین که یک مظلمه‌ای است و هیچ پناهی نیز در این دنیا ندارند.»

این سخنان آقاي هاشمی با استقبال رسانه‌های غرب‌گرا و وهابی در منطقه مواجه شد و این رسانه‌ها با پوشش گسترده اين تحلیل در مورد وقایع سوریه، ابراز خوشحالی کردند. این در حالی بود که آنچه آقاي هاشمی در سوریه از آن با عنوان مقاومت مردمی یاد کرد، حرکت نظامی و سازماندهی شده تحت حمایت غرب و سعودی‌ها از لبنان و اردن و همکاری کشورهای غربی از جمله فرانسه بود. همچنين بسیاری از تحلیل‌گران غربی هدف از این تحرکات شدید در سوریه را تحت الشعاع قرار دادن تکیه گاه مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان در مقابله با اسرائیل عنوان کرده بودند.

اما این تنها اظهار نظر و تحلیل هاشمی از شرایط و تحولات منطقه نبود. وي دو روز پيش نيز در واکنش به برخی تحولات در امریکا مطالبي بيان كرد. اما بر خلاف تصور، این مطالب درباره جنبش نزدیک به یک‌ماهه وال استریت نبود و آقاي هاشمی این موضوع مهم را در سخنان خود مسکوت گذاشت و تنها به سناریوسازی جدید امریکا علیه ایران پرداخت که این روزها یکی از اصلی‌ترین خوراک‌های رسانه‌های غربی است.

آقاي هاشمی در شرایطی در مورد جنبش تسخير وال استریت سكوت كرده است که ماهیت و رویکرد این جنبشِ ضد سرمایه‌داری، تلاش برای به چالش کشیدن نظام کاپیتالیستی حاکم بر امریکا و غرب است، رویکردی که در دولت‌هاي موسوم به سازندگي و اصلاحات نیز با جدیت پیگیری شده بود.

همچنين رئيس مجمع تشخيص مصلحت كه درباره سوريه معتقد به اعتراض‌هاي مردمي است آن‌هم در حالي كه معترضان كمتر از 10 درصد جامعه اين كشور را تشكيل مي‌دهند، گويا جنبش وال استريت را كه معترضان 99 درصد جامعه امريكا را تشكيل مي‌دهند و مقابل يك درصد از سرمايه‌داران حركت اعتراضي خود را آغاز كرده‌اند،‌ مردمي نمي‌داند.

سیاست‌های تعدیل، خصوصی‌سازی افسار گسیخته و تلاش برای حاکمیت همه جانبه اصول اقتصاد بازار، نسخه‌های تقلید و الگوبرداری شده‌ای بود که تكنوكرات‌هاي دولت سازندگی با رويكردهاي وابسته‌گرايانه آن را پيگيري مي‌‌كردند اما در شرايطي كه نزدیک به یک ماه است مردم امریکا علیه نسخه اصل تئوری نظام سرمایه‌داری دست به تحصن و تظاهرات زده‌اند، اين طيف، سكوت مطلق را در پيش گرفته‌اند و گويا علاقه‌اي به تضعيف سياست‌هاي اقتصاد و بازار آزاد ندارد.

گفتنی است، رهبر انقلاب در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه‌ با اشاره به جنبش بزرگ وال استریت که این روزها می‌رود با تسري به ساير كشورهاي تحت اداره نظام سرمايه‌داري به یک جنبش جهانی تبديل شود، فرمودند: «آن كسانى كه توصيه مي‌كردند ما روش‌هاى نظام سرمايه دارى را دنبال كنيم، آنها را ياد بگيريم، آنها را عمل كنيم، به اين واقعيت‌ها نگاه كنند، ببينند كه نظام سرمايه‌دارى چيست؛ بن‌بست كامل. امروز نظام سرمايه‌دارى در يك بن‌بست كامل است. ممكن است نتايج اين بن‌بست سالها بعد به نتائج نهايى برسد، اما بحران غرب به طور كامل شروع شده است.»



عضو سپاه قدس در پرونده‎سازی امریکا عضو منافقین از آب در آمد!

بر اساس اخبار بدست آمده از منابع موثق، پلیس بین الملل (اینترپل) اطلاعات جدیدی در مورد فردی بدست آورده که از او به عنوان متهم ردیف دوم در طرح ادعایی ترور سفیر عربستان یاد شده است.

این فرد با نام های علی/ غلام و غلامحسین شکوری، از اعضای اصلی سازمان مجاهدین خلق MEK-MKO(منافقین) است که طی سالهای متمادی با استفاده از گذرنامه های ایرانی و سایر اسناد هویت جعلی بین کشورهای مختلف تردد نموده است. این اطلاعات از جمله شامل جزئیات یکی از گذرنامه های نامبرده با شماره K10295631 صادره از واشنگتن به تاریخ 2006.11.30  است.

بر اساس این اطلاعات، شکوری در کشورهای مختلف تردد داشته و آخرین بار در واشنگتن و پادگان اشرف- مقر نظامی منافقین- در عراق مشاهده شده است.

یادآوری می نماید پلیس بین الملل (اینترپل) شماری زیادی از اعضاء این سازمان تروریستی را قبلا تحت تعقیب قرار داده است. بر اساس رویه اینترپل ، اطلاعات جدید در مورد متهم ردیف دوم، باید بلافاصله در اختیار اینترپل آمریکا قرارداده شود.


علل مخالفت دولت اصلاحات با ساخت فیلم ضدصهیونیستی «شکارچی شنبه»

رئیس شورای اقتباس مرکز سیما فیلم در خصوص اخباری مبنی بر جلوگیری دولت اصلاحات از ساخت فیلم ضد صهیونیستی «شکارچی شنبه» گفت: با توجه به نگاه متفاوت جریان دوم خرداد خیلی دور از ذهن نیست که این دولت، مانع از ساخت چنین اثری شده باشد.

 

مجتبی شاکری در خصوص اخباری مبنی بر جلوگیری دولت اصلاحات از ساخت فیلم ضد صهیونیستی «شکارچی شنبه» بیان داشت: با توجه به نگاه متفاوت جریان دوم خرداد به آرمان‌ها و اندیشه‌های امام (ره)، آمریکا و صهیونیست، ادعای آنها برای برداشتن دیوار بی‌اعتمادی بین ایران و آمریکا، محو شعار مرگ بر آمریکا و نیز مشروع دانستن رژیم صهیونیستی، خیلی دور از ذهن نیست که این دولت، مانع از ساخت چنین اثری شده باشد.

در ادامه بیان داشت: با توجه به شرایط ذکر شده جلوگیری از ساخت فیلم «شکارچی شنبه» در آن برهه زمانی آنچنان تعجب‌برانگیز نیست، اما اینکه چرا پس از ساخت فیلمی با چنین مشخصات، اجازه اکران آن تا 2 سال بعد داده نمی‌شود بسیار تأسف‌برانگیز است.

‌* نمایش جهانی «شکارچی شنبه» ضربه مهلکی به رژیم صهیونیستی وارد می‌کند

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در ادامه تشریح کرد: زمانی که این فیلم را تماشا کردم با توجه به اطلاعاتی که نسبت پروتکل‌های صهیونیستی داشتم؛ حقیقتاً آن را در لایه‌های عمیق اندیشه و تفکر ضد صهیونیستی دانستم به ویژه این که بعدها در طی صحبت‌هایی که با آقای شیخ‌ طادی داشتم متوجه شدم وی در این‌باره تحقیقات وسیع و پنهانی انجام داده است.

وی خاطرنشان کرد:‌ بنابراین تلاش 11 ساله پنهانی‌ وی باعث شده صهیونیست‌ها تا قبل از اکران آن، از خود هوشیاری و عکس‌العملی نشان ندهند، اما به محض نمایش «شکارچی شنبه» در جشنواره فیلم فجر عکس‌العمل شبکه‌های صهیونیستی آغاز شد.

شاکری در پایان گفت: با تمام این اوصاف با توجه به موج بیداری اخیری که در جهان اسلام ایجاد شده به نظرم اکران جهانی این فیلم می‌تواند ضربه مهلکی به رژیم صهیونیستی وارد کند.

خاتمي به دنبال تائيد صلاحيت كانديداهاي اصلاح طلبان

مشخص نيست كه خاتمي چه اصراري دارد تا بر پايه توهمات تكراري سناريوي انتخاباتي خود را به پيش ببرد.

 

سيد محمد خاتمي بار كه اين روزها سرگرم ساماندهي فعاليت هاي انتخاباتي اصلاح طلبان است در اظهاراتي بار ديگر بر مواضع فتنه انگيزانه خود تاكيد كرد.
به گزارش«جوان آنلاين»،خاتمي در ديدار با افرادي كه جمعي از اساتيد دانشگاه ناميده شدند مدعي امنيتي شدن فضاي دانشگاه ها شده و تلاش كرد ضمن سياه نمايي پيام هايي را براي تحريك دانشگاهيان ارسال نمايد.
در حالي كه تشكل هاي دانشجويي به فعاليت هاي عادي خود مشغول بوده و حتي طي ايام گذشته كه اعتراضات صنفي آنان رويه سياسي به خود نگرفته و بلوغ رفتاري آنان را به نمايش گذاشته است مشخص نيست كه خاتمي چه اصراري دارد تا بر پايه توهمات تكراري سناريوي انتخاباتي خود را به پيش ببرد.
وي همچنين مدعي بسته بودن فضاي مطبوعات شد و بدون اشاره به فعاليت رسانه هاي جديد اصلاح طلبان به حوادث بعد از انتخابات اشاره كرده و فتنه گران را تنها معترض خواند و مقابله با فتنه انگيزي هاي آنان را خشونت و بي تدبري خواند.
اين اظهارات خاتمي در حالي صورت مي پذيرد كه وي نقش خود را در القاي توهم تقلب درانتخابات به ميرحسين موسوي فراموش كرده و عدم تمكين به راي ملت را همچنان در پرونده خود همراه دارد.
وي همچنين در بخش ديگري از سخنان خود به بحث انتخابات اشاره كرده و ضمن برشمردن شروط قبلي خود براي نظام هدف اصلي خود بطور ضمني از اين شروط اعلام كرد.
خاتمي در اين زمينه تصریح کرد:«معتقدم اگر در تلقی جامعه در انتخابات اشکالاتی وجود دارد؛ در تعیین صلاحیت ها در رأی گیری باید هم در پی راه کارهای درست بود و هم کوشید این تلقی از میان برود».
وي در حقيقت با اين بيان نشان داد كه گفته ها و شروط وي تنها يك بازي انتخاباتي بوده كه هدف عمده وي گرفتن گارانتي براي تائيد صلاحيت كانديداهاي اصلاح طلبان مي باشد.
هدفي كه قطع يقين تنها با ابراز برائت از سران فتنه واعمال فتنه گران محقق مي شود.



رابطه فساد اقتصادی و حصر موسوی و کروبی!

شوراي بي هويت و نامعلوم هماهنگي راه سبز اميد كه ماههاست در آشفتگي و حيراني بسر مي برد بار ديگر توهمات گردانندگان آن را به نمايش گذاشت.

 

شوراي بي هويت و نامعلوم هماهنگي راه سبز اميد كه ماههاست در آشفتگي و حيراني بسر مي برد بار ديگر توهمات گردانندگان آن را به نمايش گذاشت.
به گزارش«جوان آنلاين»،اين شورا كه تنها هويت ۲ تن از گردانندگان آن (مشاوران موسوي و كروبي) مشخص است در بيانيه اي بدون اشاره به برخوردها و اقدامات قاطعانه دستگاه قضايي در پرونده فساد بانكي مدعي عدم پيگيري اين پرونده شد و در ادعايي ديگر بر تنگ شدن حصر موسوي و كروبي تاكيد كرد.
اين شورا در بيانيه آشفته خود همچنين ادامه حصر موسوي و كروبي را تلاش نظام براي به حاشيه راندن پرونده فساد بانكي بيان كرد!.اين در حالي است كه چند هفته اي است كه حصر مهدي كروبي كمتر شده است.مشخص نیست تحلیل گران متوهم فتنه چگونه توانسته اند بین این ۲ موضوع ارتباط برقرار کنند!



تلاش دشمن برای بی‌اعتمادی دانش‌آموزان به نظام/

ترویج عرفان‌های کاذب در اینترنت

وزیر اطلاعات از سرمایه‌گذاری دشمن برای بی‌اعتمادی دانش‌آموزان نسبت به نظام خبر داد و گفت: مُروجان عرفان‌های کاذب، از فضای مجازی برای ترویج افکار خود و جذب دانش‌آموزان استفاده می‌کنند.

 

خبرگزاری فارس:  تلاش دشمن برای بی‌اعتمادی دانش‌آموزان به نظام/ ترویج عرفان‌های کاذب در  اینترنت

حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» با اشاره به مهمترین تهدیدات دشمن علیه دانش‌آموزان در حوزه «جنگ نرم» اظهار داشت: دشمن بیشترین سرمایه‌گذاری را برای عدم اعتماد دانش‌آموزان به نظام دنبال می‌کند تا اعتماد فرزندان مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی از بین برود که البته با برخی اقدامات آموزش و پرورش، مقابله خوبی با این حرکت دشمن می‌شود.

حجت‌الاسلام مصلحی ادامه داد: شبکه‌های ماهواره‌ای در این زمینه با ایجاد فضای بی‌اعتمادی، اهداف دشمن را دنبال می‌کنند.

وزیر اطلاعات همچنین در خصوص راه‌های نفوذ مُروجان عرفان‌های کاذب در میان جوانان اظهار داشت: این فرقه‌ها هم در شبکه‌های ماهواره‌ای و هم در فضای مجازی افکار خود را ترویج می‌کنند و به دنبال جذب دانش‌آموزان هستند.

وی تأکید کرد: دانش‌آموزان در مباحث مختلف به ویژه در رابطه با فعالیت‌های شبکه‌های مجازی نسبت به هشدارهای امنیتی حساس باشند و این هشدارها را جدی بگیرند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 0:1  توسط تاج سر  | 

افتتاح رسمی سایت ارتش سایبری حزب الله

این سایت وابسته به واحد تبلیغات ارتش سایبری حزب الله می باشد که علاوه بر انتشار جدید ترین اخبار، حاوی مطالب تحلیلی در خصوص مسائل روز کشور ، پوشش تخصصي اخبار در حوزه سایبر به صورت خاص، پوشش ويژه اخبار فعاليت‌ها و دست آوردهای ارتش سایبری حزب الله و ساير تشكل‌هاي سایبری می باشد .

alt

نهضت سبز نبوی به گزارش ارتش سایبری حزب الله : سایت خبری ، تحلیلی ارتش سایبری حزب الله به نشانی (www.hcarmy.net) به جمع پایگاههای خبری و تحلیلی کشور پیوست.

این سایت وابسته به واحد تبلیغات ارتش سایبری حزب الله می باشد که علاوه بر انتشار جدید ترین اخبار، حاوی مطالب تحلیلی در خصوص مسائل روز کشور ، پوشش تخصصي اخبار در حوزه سایبر به صورت خاص، پوشش ويژه اخبار فعاليت‌ها و دست آوردهای ارتش سایبری حزب الله و ساير تشكل‌هاي سایبری می باشد .

این پایگاه خبر ی تحلیلی در راستای ارتباط بیشترکاربران و اطلاع رسانی برای فعالیت بهتر طراحی شده ، داراي بخش‌هايی چون پذيرش خبرنگار افتخاري، خبرنامه، ارتباطات، ارسال آزاد اخبار و شبكه ارسال پيام‌كوتاه است.

از این رو امیدواریم با استعانت از خداوند متعال بتوانیم وظیفه خود را در امر اطلاع رسانی به نحو احسن انجام دهیم .

به بهانه سفر رهبر انقلاب به کرمانشاه؛

استان کرمانشاه نماد همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام، مذاهب، زبان‌های گوناگون است که در همزیستی مثال‌‌زدنی در کنار هم سال‌هاست زندگی می‌کنند.


هامون نیوزبه نقل ازفارس،استان کرمانشاه یکی از گهواره‌های تمدن بشری در مرکز غرب ایران و بین استان‌های کردستان، همدان، لرستان و ایلام قرار دارد و مرز افزون بر 300 کیلومتری این استان با کشور عراق، اهمیت دوچندانی به موقعیت استراتژیکی و سیاسی و اقتصادی این منطقه داده است.



این استان کهن با تاریخ تمدن افزون بر 12 هزار و 500 سال به اعتبار آثار باقیمانده از تپه گنج دره هرسین و تپه باستانی دینور به عنوان یکی از مناطق خوش آب و هوای ایران و حتی خاورمیانه، از دیرهنگام به هندوستان ایران شهرت داشته است.


آب و هوا و نعمت‌های متعدد خدادادی در این سرزمین از جمله وجود آب و هوای چهار فصل در همه فصول سال که پدیده‌ای نادر در مناطق کشور است و از این رو از سالیان دور کرمانشاه را هندوستان ایران نامیده‌اند. آب فراوان در استان که زمینه مساعدی را برای رشد و نمو بسیاری از محصولات کشاورزی و گیاهان مختلف دارویی فراهم کرده و از نعمات و الطاف الهی است، کوه‌های سربه فلک کشیده دالاهو، شاهو، پراو، دالاخانی و بیستون نماد استواری، استقامت و پایداری مردمان این سرزمین است.


وجود اقلیم متنوع و سرسبز و برخورداری دائمی از آب و هوای چهار فصل در کنار صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و گردشگری و قرار داشتن در مسیر تاریخی جاده ابریشم این استان را به خاستگاه ایرانگردان و جهانگردان مبدل کرده است.


وجود بالغ بر 3 هزار اثر ملی که افزون بر 2 هزار اثر آن ثبت رسمی شده در کنار آثار ماندگار جهانی و فراملی همانند کتبیه جهانی بیستون که بزرگترین سنگ نوشته میخی جهان است در کنار کوه ماندگار بیستون، معبد آناهیتا، مجموعه زیبا و تاریخی طاق بستان، گوردخمه‌های اسحاق‌وند، تپه گنج دره هرسین، عمارت پاطاق، کوه‌های سر به فلک کشیده بیستون، پراو،‌ دالاهو و دالاخانی، دشت‌های ماهیدشت و ذهاب و جاذبه‌های پس از اسلام، همانند کاروانسرای عباسی و پل‌های متعدد بیستون،‌کهنه و بزرگترین بنای کاشیکاری سنتی ایرانی در تکیه ماندگار و جاودان معاون الملک، تکیه بیگلربیگی و مقبره احمد بن اسحاق اشعری قمی و صدها اثر دیگر این استان را در زمره مهاجر پذیرترین استان‌ها قرار داده است.


به گواه تاریخ و اسناد موجود استان کرمانشاه همواره دارای مردمانی خیر، نیکوکار و متدین بوده و تا جایی که هم‌اکنون پس از استان خراسان، استان کرمانشاه بیشترین وقفیات را در کل کشور دارد و واقفان و خیران این خطه همواره در امور خیر بر یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند.


شهر کرمانشاه نهمین شهر پرجمعیت کشور و یکی از کلانشهرهای ایران است که قریب به یک میلیون جمعیت را در خود جای داده و از شهرهای تاریخی و فرهنگی شناخته شده ایران به شمار می‌رود و از زمان پیدایش تا حمله اعراب به ایران به عنوان دومین پایتخت ساسانیان مورد توجه خاص حکومت وقت بوده است.


اوج شکوفایی کرمانشاه بعد از اسلام در قرن یازدهم میلادی یعنی دوران سلجوقیان بود، زمانی که این شهر به عنوان مرکز فرمانداری ایالت کردستان در غرب خاورمیانه برگزیده شد و با گذشت یازده قرن از حمله اعراب به ایران، این شهر دردوران قاجاریه مجددا شکل شهرنشینی خود را بازیافت و به علت قرار گرفتن در تقاطع دو محور شمال به جنوب و شرق به غرب و نیز همجواری با کشرو عراق مورد توجه قرار گرفت.


در تاریخ آمده است هنگامی که پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) خسروپرویز را به اسلام دعوت کرد خسرو در کنار رود قره‌سو در کرمانشاه نشسته بود که با خواندن نامه به خروش آمد و نامه را پاره کرد و به داخل رود قره‌سو ریخت.


کرمانشاه در سال 1220 میلادی پس از حمله مغول به ایران آسیب‌های بسیاری دیده سپاه هلاکوخان که برای فتح بغداد می‌رفت کرمانشاه را نیز ویران کرد و در قرن هشتم هم سپاه امیرتیمور به کرمانشاه یورش آورد.


باتشکیل حکومت صفویان کرمانشاه همانند دیگر شهرهای ایران تحت تسلط این حکومت درآمد و در سالیان آغازین حکومت صفوی به دلیل جنگ و ستیز این حکومت با عثمانی، کرمانشاه گاه تحت تسلط صفویه و گاه تحت تسلط عثمانی بود.


از عصر شاه صفی به بعد با ورود خاندان زنگنه به وادی قدرت کرمانشاه کنونی در میان پل کهنه و قلعه کهنه امروز قرار داشته است.


با پایان یافتن جنگ‌های میان ایران و عثمانی و انعقاد عهدنامه ذهاب در سال 1018 کرمانشاه از عصر شاه صفی تا پایان دوره صفویه دورانی از آرامش همراه با ترقی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را طی کرد و در عصر افشاریه به دلیل وجود توپخانه نادری در کرمانشاه این شهر مجددا اهمیت نظامی یافت و به جبهه جنگ نادرشاه با عثمانی تبدیل شد.


بعد از مرگ نادر این شهر همواره به دلیل وجود توپخانه نادری در کانون توجه قدرت طلبان قرار داشت و نزاع‌های میان سرداران مختلف بر سر دستابی به این شهر صورت گرفت که در نهایت کریم خان بر آن مسلط شد.


کرمانشاه در عهد زندیه با وجود حکمران مقتدری همانند الله قلی‌خان زنگنه گرچه دورانی کوتاه توام با آرامش را از سر گذراند اما با مطرح شدن الله قلی خان به عنوان یکی از مدعیان قدرت و تلاش برای دستیابی به تاج و تخت سلطنت بعداز مرگ کریم خان بار دیگر این شهر به میدان جنگ و ستیز مبدل گشت.


دوران بعدی رشد و توجه به کرمانشاه در دوران قاجاریه بود که مورد توجه دوباره حکومت از لحاظ سیاسی و اجتماعی قرار گرفت و در سال 1184 با منصوب شدن محمد علی میرزا دولتشاه به حکومت کرمانشاهان وی طرح‌های شهری را در کرمانشاه به اجرا درآورد و چهار چوب و شکل کنونی شهر کرمانشاه را بنا کرد.


کرمانشاه در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و پس از استقرار مشروطه اختلاف بینش‌های سیاسی منجر به پیدایش احزاب مختلف شد که مهمترین آنها حزب دموکرات و اعتدالیون بود که از چهر‌ه‌‌های مهم در میان دموکرات‌ها می‌توان به یار محمد خان کرمانشاهی اشاره کرد که در نبردهای کرمانشاه، تبریز و تهران نقشی مهم ایفا کرد.


کرمانشاه در هر دو جنگ جهانی اول و دوم به تصرف قوای بیگانه درآمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد.


در دوران نهضت انقلاب اسلامی از سال‌های 42 به بعد نیز با طلایه‌داری علما و روحانیت از استان‌های پیشرو بود و سهم مهمی در پیروزی انقلاب و احیای مجدد اسلام اصیل در کشور ایفا کرد.


در دوران جنگ تحمیلی و حماسه هشت سال دفاع مقدس نخستین گلوله به این استان شلیک شد و آخرین گلوله هم در این استان از سلاح‌های دشمن پرتاب شده و از این نقطه آغاز و پایان جنگ هشت ساله در این استان رقم خورد.


در این دوران همه استان‌ها دچار خسارات بسیار شدیدی شد و تنها شهر کرمانشاه بیش از یک هزار و 120 مرتبه مورد بمباران و موشک‌باران دشمن بعثی قرار گرفت که ماحصل آن وجود قریب به 30 هزار نفر شهید، جانباز،‌ آزاده و ایثارگر در این استان سرافراز است.


زبان مردم استان کرمانشاه غالبا کردی و لهجه شیرین فارسی کرمانشاهی است البته در مناطق مختلف انواع گویش‌های کردی و لکی وجود دارد که علاوه بر گویش کردی کلهری می‌توان به کردی کرمانشاهی، کردی سنجابی، کردی زنگنه، کردی اورامی و کردی سورانی نیز اشاره کرد و زبان لکی مردمان این استان هم که تلفیقی از زبان کردی و لری است با چند گویش مختلف کاکاوندی، هرسینی و دینوری بر زبان مردم مناطق مختلف جاری است در برخی شهرهای کرمانشاه همچنین لری شبیه به نهاوندی وحتی ترکی نیز تکلم می‌شود.


اما لهجه فارسی کرمانشاهی که ترکیبی از کردی کلهری با زبان فارسی است از 200 تا 250 سال پیش تاکنون در کرمانشاه رایج شده است و این لهجه شیرین مختص مردمان شهر کرمانشاه است.


اکثریت جمعیت مرد کرمانشاه را کردها که از اقوام اصیل و اولیه‌ای آریایی هستند تشکیل می‌دهد و اکثریت استان را از نظر مذهبی شیعیان با بیش از 70 درصد تشکیل می‌دهند اهل سنت بیشتر در مناطق غربی استان قریب به 23 تا 25 درصد دومین گروه و اهل حق با کمتر از 3 درصد اقلیت دیگر مذهبی این استان به شمار می‌آیند.


در استان همچنین اقلیت‌های دینی از جمله مسیحی، یهودی، زرتشتی و کلیمی هستند که با ترکیب جمعیتی کوچک به اعمال دینی و اعتقادی خود می‌پردازند.


شیعیان کرمانشاه جعفری اثنی عشری هستند و اهل سنت این استان غالبا شافعی مذهب و از محبان پیامبر مکرم اسلام (ص) و اهل بیت (ع) می‌باشند چنان که بسیاری از علمای این منطقه اعم از شیعه و اهل سنت در باب اهل بیت (ع) و احکام دینی نظرات مشترک و تقریبی دارند و نمونه کامل و جامع تقریب و وحدت در بین مذاهب و فرق اسلامی را می‌توان در این استان مشاهده کرد.


همزیستی و همراهی همواره با احترام و تکریم مسلمانان در استان کرمانشاه فارغ از مسائل مذهبی، حول محور مشترکات به حدی است که بسیاری از تلاش‌های وهابیت و سلفیت در سال‌های پس از انقلاب به ویژه دهه اخیر به در بسته خورده و علما و روحانیون شیعه و اهل سنت استان همواره با درک عمیق شرایط و حساس تکلیف نسبت به امت اسلامی، به عنوان محور وحدت و تقریب عمل کرده و در کنار یکدیگر از اعتقادات و باورهای مردم دفاع کرده‌اند.


استان کرمانشاه فارغ از مسائل مذهبی به عنوان استانی با ظرفیت و پتانسیل فوق‌العاده بالا در تربیت علمای دین عمل کرده و از صدر اسلام تا کنون به ویژه در دو قرن اخیر بزرگانی تحویل جهان اسلام و ایران داده که هر یک از آنان به تنهایی به عنوان ستون محکمی برای اسلام مطرح بوده و هست.


بزرگان کرمانشاه نه تنها در بخش عالمان دینی و هادیان راه، دارای نخبگان و چهره‌های برتر بوده و هست بلکه در هنر، علم، معرفت و عرفان، شعر و ادبیات، تاریخ و سیاست چهره‌های تابناک و درخشانی تربیت کرده که خاک کرمانشاه به این دلیل خاک زرخیر و سرشار از گوهر می‌نامند.


استان کرمانشاه در مناطق اهل سنت با دارا بودن قریب به 450 مسجد از رشد معنوی و فرهنگی بسیار بالایی در جهاد مقدس مسجد سازی برخوردار بوده و این در حالی است که پیش از پیروزی انقلاب تعداد مساجد اهل سنت در استان کمتر از 120 مسجد بوده و اکنون با رشدی 350 درصدی در دوران سی‌ساله انقلاب فضای محیطی مساجد استان به نحو چشمگیری فزونی یافته است.


در بخش مدارس علوم دینی اهل سنت نیز پیش از انقلاب 7 مدرسه علوم دینی وجودداشت که غالبا سنتی بودند اما امروز به برکت انقلاب اسلامی و پشتکار علما و روحانیون اهل سنت منطقه و حمایت و عنایت مسئولان نظام با افزایشی صد در صدی، به 14 مدرسه رسیده است.


ضمن اینکه بسیاری از این مدارس دارای اماکن مناسب و قابل توجهی هستند که تا رسیدن به نقطه مطلوب نیازمند مساعدت بیشتر هستند.


کرمانشاه به واسطه قرار گرفتن در مسیر تاریخی جاده ابریشم و نیز مهمترین و کهن‌ترین راه عبور زائران عتبات عالیات با داشتن مرزبین المللی خسروی از نعمات فراوان این فرصت تاریخی بهره‌مند بوده و بسیاری از عالمان، اندیشمندان و بزرگانی که از این مسیر به زیارت می‌رفتند آثار و برکاتی هم برای این سامان داشته‌اند که از آن جمله می‌توان به احمدبن اسحاق اشعری قمی که معتمد چهار امام همام بودند اشاره کرد. همچنین علامه فاضل تونی که قبر وی در سالیان اخیر در منطقه پل کهنه کرمانشاه کشف شد.


این استان مهد علم، فرهنگ و هنر بوده و بسیاری از چهره‌های گذشته و حاضر حوزه دین، علم، فرهنگ، هنر و ادبیات در این منطقه زیسته‌اند یا از این سرزمین بوده و هستند از علامه سردار کابلی گرفته تا آیت‌الله العظمی شیخ حسن حجتی هرسینی، آیت الله شیخ فرج‌الله کاظمی، آیت الله شیخ محمد رضا کاظمی، آیت الله عطاء الله اشرفی اصفهانی چهارمین شهید محراب، آیت الله سیدجواد نجومی و آیت‌الله حاج سید مرتضی نجومی که دوسال پیش به رحمت حق پیوست.


آیت الله شیخ حسن و شیخ مجتبی حاج آخوند که درمبارزات انقلاب نقشی موثر ایفا کرد. آیت الله معصومی لاری، آیت الله شیخ مجتبی و آیت الله محمد میبدی و خاندان معروف آل‌آقا که خانواده علم و فضیلت در این منطقه بوده و هستند. هم اکنون نیز استان از ظرفیت‌های بسیاری در حوزه علم و دین برخوردار است از جمله آیت الله شیخ مصطفی علماء که از شاگردان خاص و مورد عنایت علامه طباطبایی بوده و هم اکنون در کسوت نماینده ولی‌فقیه در استان و امامت جمعه کرمانشاه فعالیت دارند و آیت الله حسن ممدوحی که ایشان نیز از شاگردان علامه طباطبایی بوده و حضوری موثر در حوزه‌های علمیه قم در حوزه فلسفه و تدریس دارند. آیت‌الله شیخ محمود امجد و آیت الله بخشی نیز در قم در تربیت طلاب همت دارند.


از دیگر افراد تاثیرگذار در استان آیت الله شیخ محمد حسین زرندی بودند که 23سال نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه این شهر بودند و حوزه علمیه‌ای ماندگار برای کرمانشاه تاسیس کردند که بزرگترین حوزه علمیه غرب کشور است و نیز حجت‌الاسلام عبدالخالق عبدالهی، آیت الله شیخ محمد حجتی فرزند آیت الله العظمی حجتی هرسینی، حجت‌الاسلام ذکرالله احمدی، حجت‌الاسلام نریمانی و حجت‌الاسلام میریونسی که در کنگاور به تربیت طلاب مشغولند.


از بزرگان فرهنگ و هنر و ادب این سرزمین نیز می‌توان به میرزا رضای کلهر خوشنویس بزرگ و ماندگار سیاه‌مشق، علامه فقید آیت الله سید مرتضی حسینی نجومی عالمی که علم و عمل را با هنر آمیخته بود، مرحوم رشید یاسمی، مرحوم میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ( فردوسی حسینی) با آن اشعار حماسی ماندگار در وصف امام حسین و قیام عاشورا و فرزندش ابوالقاسم الهامی مشهور به لاهوتی که عده‌ای شعر نو را پیش از نیما به ایشان نسبت داده‌اند، مرحوم استاد یدالله بهزاد که شاعری فهیم و بسیار توانمند بود، عارف روشن ضمیر مرحوم طهماسبقلی خان (وحدت) کرمانشاهی که اشعارش تجلی عرفان، معرفت و سلوک است، میرزا صالح ماهیدشتی، تمکین کرمانشاهی و دیگران را نام برد.


کرمانشاه در بحث زیرساخت‌ها خوشبختانه توفیقات خوبی داشته و زیرساخت‌های آب، برق، گاز و ارتباطات تاحدودی با میانگین کشوری برابری می‌کند اما در حوزه انرژی که به ویژه بخش نفت و گاز استان پتانسیل‌ و منابع بالایی دارد لازم است بیش از این دقت شود به ویژه در بحث پالایشگاه آناهیتا که چندسال است مصوب شده اما پیشرفت چندانی رخ نداده با توجه به ظرفیت نفت‌شهر در استان بایستی پیگیری‌ها جدی‌تر و سریعتر باشد.


استان در بخش راهسازی و توسعه راه‌ها با قبل از انقلاب قابل قیاس نیست و امروز بسیاری از راه‌های روستایی استان بازسازی و آسفالت شده‌اند، بزرگراه کربلا به جز در دومحور توسعه یافته و استان علاوه بر تردد زوار ایرانی و عراقی به یکی از محورهای ترانزیتی حساس کشور به ویژه در بخش صادرات به عراق مبدل شده است.


فرودگاه بین‌المللی کرمانشاه امروز با روزانه قریب به ده پرواز داخلی و خارجی از فرودگاه‌های مهم کشور و مهمترین فرودگاه غرب کشور است که درصورت برنامه‌ریزی صحیح ظرفیت سرویس دهی به 10میلیون نفر جمعیت استان‌های غربی کشور را دارد.


راه‌آهن غرب کشور که مسیر ریلی کشور را به عراق و اروپا متصل خواهد کرد و بخش‌هایی از آن قبل از ورود به استان انجام شده اما روند اجرای آن باید شتاب بیشتری به خود گیرد.


سفر مقام معظم رهبری به عنوان خواسته‌ای 23ساله همواره آرزوی کرمانشاهیان بوده که با تحقق آن مردمان این استان ولایتمدار با ولی‌امر خود دیدار تازه کرده و برای تداوم راه انقلاب اسلامی و توسعه استان تجدید پیمان می‌کنند که همواره مانند همیشه پیمان ناگسستنی‌شان را با ولایت حفظ کرده و از خون تازه‌ای که در کالبد کرمانشاه دمیده خواهد شد برای اسلام، انقلاب و توسعه همه جانبه استان بهره ببرند.



سومین پیام نماینده ولی فقیه در استان و استاندار کرمانشاه


سومین پیام نماینده ولی فقیه در استان و استاندار کرمانشاه

سومین پیام آیت الله علما ء نماینده ولی فقیه در استان و مهندس هاشمی استاندار کرمانشاه صادر شد :  بسم الله الرحمن الرحیم  هم اكنون كه پس از سالها انتظار وصال دوست، مردم استان هميشه سرافراز كرمانشاه در آستانه ي تحقق آرزوي ديرينه ي ديدار يار قرار گرفته و پيشواي مسلمين، خاك خونين اين خطه را به يمن قدوم ...

پربركت خويش ، لبريز از بالندگي و سرور خواهند كرد به شكرانه ي اين رحمت الهي پيشاني سپاس بر آستان خداي سبحان نهاده و صميمانه ترين عواطف خويش را به آن پيام آور بهار ، نثار مي نماييم و طول عمر با بركت معظم له را از خدواند منان مسلت داريم'.


' به اطلاع عموم مردم شريف استان مي رساند كه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي به منظور ديدار با مردم شريف شهرستانهاي گيلانغرب، پاوه و كنگاور به اين شهرستانها سفر كرده و در طول سفر پربركتشان به استان كرمانشاه نيز با اقشار مختلف مردم ، علما و روحانيون، خانواده هاي معظم شهدا و ايثارگران، نظاميان ، نخبگان و فرهيختگان ، بسيجيان، دانشگاهيان و مديران استان ديدارهاي ويژه اي خواهند داشت، همچنين در طول اقامت در استان هئيت هايي از جانب معظم له در ديگر شهرستانهاي استان حضور خواهند يافت'.


'ترديدي نيست كه مردم ولايتمدار و شريف استان، با حضور حماسي و گسترده خويش تجديد بيعتي ماندگار با آرمانهاي پايدار امام بزرگوار نموده و موجبات انبساط خاطر دوستداران راسخ نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و همچنين ياس و سرخوردگي روزافزون كينه توزان و بدخواهان اين نظام ولايي را فراهم خواهند آورد'.


سفر رهبری رحمت الهی بر دیار زاگرس نشینان/
بی‌تابی مردم ولایتمدار کرمانشاه برای تجدید‌بیعت با رهبر معظم انقلاب

حال و هوای این روز‌های کرمانشاه که مردمان آن پایبندی و دل سپردگی خود را به ولی امر مسلمین ثابت کرده‌اند رنگ و بوی بهاری به خود گرفته است.

خبرگزاری فارس: بی‌تابی مردم ولایتمدار کرمانشاه برای تجدید‌بیعت با رهبر معظم انقلاب

مردم ولایتمدار‌، شهید‌پرور و انقلابی استان کرمانشاه این روز‌ها خود را برای میزبانی مولا و مراد خود آماده می‌سازند‌.


حال و هوای این روز‌های کرمانشاه که پایبندی و دل سپردگی خود را به ولی‌امر مسلمین ثابت کرده‌اند رنگ و بوی بهاری به خود گرفته و با قدوم پر‌خیر و برکت آقا و سرورشان بهار را به عینه در پاییز نظاره می‌کنند.


آحاد مردم ولایی کرمانشاه همیشه قهرمان از هر طیف و گروهی و با هر گونه سلیقه‌ای آماده خلق حماسه‌ای دیگر به منظور تجدید‌بیعت با آرمان‌های بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران و میثاق چند باره با نایب بر حق آن یار سفر کرده هستند‌.


بی‌تابی ملت ولایتمدار کرمانشاه برای دیدار یار نشانگر آن است که این رهبر فرزانه دینی متعلق به همه مردم است و مکر مکاران هیچ‌گاه بر مرز نشینان غیور کارگر نیفتاده است‌.


خبرنگاران استان کرمانشاه نیز مانند دیگر صنوف ضمن عرض خیر مقدم به محضر مبارک مقام عظمای ولایت؛ با صیانت از قلم و فکر خود آمادگی خود را در راه پاسداری از حریم ولایت و ایران عزیز اعلام می‌دارند‌.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 20:8  توسط تاج سر  | 

 سفر مقام معظم رهبری به کرمانشاه

چهارشنبه این هفته

 

http://www.eblogame.com/BG/POSTER/agha_kermanshah/01.jpg


سفر رهبری رحمت الهی بر دیار زاگرس‌نشینان
9:30 صبح 20 مهر ؛ بیعت تاریخی مردم کرمانشاه با مقام معظم رهبری‌

رهبر معظم انقلاب صبح روز چهار‌شنبه مورخ 20 مهر‌ ماه وارد کرمانشاه می‌شود و مسیر استقبال ولی فقیه در سفر به کرمانشاه از میدان آزادی تا ورزشگاه آزادی بوده و شروع مراسم در ورزشگاه آزادی ساعت 9:30 صبح است.

 
خبرگزاری فارس: 9:30 صبح 20 مهر ؛ بیعت تاریخی مردم کرمانشاه با مقام معظم رهبری‌

 رهبر معظم انقلاب اسلامی روز چهارشنبه 20 مهر ماه به کرمانشاه سفر می‌کنند.


براساس این گزارش، مسیر استقبال ولی فقیه از میدان آزادی، بلوار شهید بهشتی تا ورزشگاه آزادی در ساعت 8:30 خواهد بود و شروع مراسم در ورزشگاه آزادی ساعت 9:30 صبح است.

 

پيام امام جمعه و استاندار كرمانشاه به مناسبت سفر مقام معظم رهبري

 

آيت‌الله مصطفي علماء نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه كرمانشاه و مهندس سيد دادوش هاشمي استاندار کرمانشاه در آستانه سفر مقام معظم رهبري (مدظله العالي) به استان سومين پيام مشترک خود را صادر کردند.  

    در اين پيام ضمن اشاره به برخي برنامه‌هاي سفر مقام معظم رهبري در استان، آمده که ايشان در سفر به استان به شهرستان‌هاي گيلانغرب، پاوه و کنگاور نيز سفر خواهند کرد.متن اين پيام بدين شرح است:« هم اكنون كه پس از سال‌ها انتظار وصال دوست، مردم استان هميشه سرافراز كرمانشاه در آستانه تحقق آرزوي ديرينه ديدار يار قرار گرفته و پيشواي مسلمين، خاك خونين اين خطه را به يمن قدوم پربركت خويش لبريز از بالندگي و سرور خواهند نمود، به شكرانه اين رحمت الهي پيشاني سپاس بر آستان خداي سبحان نهاده و صميمانه‌ترين عواطف خويش را به آن پيام‌آور بهار، نثار مي‌نماييم و طول عمر با بركت معظم‌له را از خدواند منان مسئلت داريم.به اطلاع عموم مردم شريف استان مي‌رساند كه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خامنه‌اي به منظور ديدار با مردم شريف شهرستان‌هاي گيلانغرب، پاوه و كنگاور به اين شهرستان‌ها سفر كرده و در طول سفر پربركتشان به استان كرمانشاه نيز با اقشار مختلف مردم، علما و روحانيون، خانواده‌هاي معظم شهدا و ايثارگران، نظاميان، نخبگان و فرهيختگان، بسيجيان، دانشگاهيان و مديران استان ديدارهاي ويژه‌اي خواهند داشت.

سفر رهبری حیات تازه‌ای به مردم کرمانشاه می‌بخشد


یک عالم دینی گفت‌: سفر مقام معظم رهبری به استان‌های مختلف همواره با خیر و بر‌کت همراه بوده است و قطعا سفر ایشان حیات تازه‌ای به مردم کرمانشاه می‌بخشد.

 
خبرگزاری فارس: سفر رهبری حیات تازه‌ای به مردم کرمانشاه می‌بخشد
 

حجت‌الاسلام محمد حجتی هرسینی در آستانه سفر رهبری به استان افزود‌: سفر مقام معظم رهبری به استان‌های مختلف همواره با خیر و بر‌کت همراه بوده است و قطعا سفر ایشان حیات تازه‌ای به مردم کرمانشاه می‌بخشد. 

 

  وی ادامه داد‌: کر‌مانشاهیان مدت‌هاست که منتظر سفر ولی فقیه به استان هستند و خانواده‌های جانبازان و ایثار‌گران بیش از همه از حضور رهبر امت خرسند هستند.
حجتی هرسینی با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری به امور فر‌هنگی و تاریخی استان کرمانشاه‌ به خوبی واقفند‌، تصر‌یح کرد: سفر ‌رهبری به کر‌مانشاه باعث ایجاد تحولاتی مهم در همه زمینه‌ها خواهد شد.
وی ادامه داد: از مسئو‌لان استان می‌خواهیم که نیاز‌ها و مشکلات مردم استان را به اطلاع مقام معظم رهبری برسانند.
حجتی هرسینی در پایان گفت‌: مردم استان کر‌مانشاه خو‌شحال چشم انتظار تشریف‌فرما‌یی قدوم مبارک ولی فقیه هستند و از هم‌اکنون خود را برای استقبال از مهمان عزیزشان آماده کرده‌اند.

 

برخی برنامه‌های سفر رهبر معظم انقلاب به کرمانشاه


مدیرکل تبلیغات اسلامی و رییس کمیته تبلیغات استقبال از رهبر معظم انقلاب در استان کرمانشاه، برخی برنامه‌ها و دیدارهای معظم‌له در سفر به کرمانشاه را تشریح کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین اسماعیل قبادی اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از ورود به شهر کرمانشاه و برگزاری مراسم استقبال از ایشان، سخنرانی عمومی در جمع اقشار مختلف مردم کرمانشاه خواهند داشت.

وی افزود: مراسم استقبال مردمی از میدان آزادی شروع و به سمت ورزشگاه آزادی کرمانشاه ادامه دارد. همچنین سخنرانی رهبر انقلاب در ورزشگاه آزادی کرمانشاه برگزار خواهد شد.

وی گفت: نشست با روحانیون و علمای استان، جلسه با مدیران ادارات و سازمان‌ها، نشست مشترک با نخبگان حوزوی و دانشگاهی، جلسه با خانواده شهدا و جانبازان و نشست با بسیجیان از جمله دیدارهای رهبر فرزانه انقلاب در کرمانشاه است.

قبادی افزود: رهبر انقلاب همچنین در این سفر پرخیر و برکت در شهرستان‌های کنگاور، پاوه و گیلانغرب شخصاً حضور می‌یابند و نمایندگان ایشان از مابقی شهرستان‌ها بازدید بعمل می‌آورند.

مدیر کل تبلیغات اسلامی استان کرمانشاه در ادامه با اشاره به این‌که «زمان دقیق سفر معظم‌له به کرمانشاه هنوز بطور قطع مشخص نیست» اظهار کرد: این سفر به احتمال بسیار قوی در اواخر هفته انجام می‌شود.

وی همچنین اضافه کرد: طبعا ویژگی بارز این سفر انتظار ۲۳ ساله آحاد مردم برای دیدار با مولا و مقتدای خویش است.

قبادی تأکید کرد: بی شک ملاقات نزدیک آحاد مردم با رهبر انقلاب و ارایه گزارش از سیر تحولات در حضور معظم‌له و کسب رهنمودهای ایشان در رشد و بالندگی استان نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای دارد.

مدیرکل تبلیغات اسلامی استان کرمانشاه با بیان این‌که «حضور رهبر معظم انقلاب در هر شهر و دیاری باعث بروز خیر و برکت و پیشرفت و نشاط می‌گردد» گفت: ایشان با تجویز نسخه‌های بومی برای هر استان در حقیقت باعث ترسیم خط مشی‌های استان می‌گردند.

کرمانشاه می آید...مستحکم و غیور


حاشيه هاي استقبال از مقام معظم رهبري در شهر قم

 

حاشيه هاي استقبال از مقام معظم رهبري در شهر قم

 

مردم کرمانشاه مانند مردم قم

استقبالی بی نظیر را به رخ جهانیان خواهد کشید

منتظرمان باشید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 23:36  توسط تاج سر  | 

رفت و آمدهای مشکوک یکی از نزدیکان خاتمی به سفارت فرانسه

 خبر داد طی دو هفته گذشته (ع-خ) یکی از نزدیکان محمد خاتمی دو بار به سفارت فرانسه در تهران مراجعه کرده است.

 

(ع-خ) یکی از نزدیکان محمد خاتمی رییس دولت اصلاحات طی دو هفته گذشته دوبار به سفارت فرانسه در تهران مراجعه کرده است.

وی ادامه داد: مراجعه اول وی روز چهارشنبه 30 شهریور و مراجعه دوم وی سه شنبه پنجم شهریور ماه بوده است.

این منبع آگاه تاکید کرد: پس از انتخابات ریاست جمهوری برخی از چهره های فتنه گر و آشوب طلب با برقراری ارتباط با سفارت های کشورهای غربی  توانستند از ایران خارج شوند .

وی تاکید کرد: به برخی از حامیان جریان سبز و فتنه 88 توصیه می کنیم مراقب رفتار و عملکرد خود باشند چرا که تمامی اعمال آنها تحت رصد مراجع نظارتی قرار دارد و با کوچکترین اقدام ساختارشکنانه و غیر قانونی مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.






روزهایی که موسوی حامی قذافی بود!

یادآوری خاطرات گذشته علاوه بر نشان دادن تغییر چهره آدم‌ها و جریان‌های سیاسی، چند فایده دیگر هم دارد.

 

اول اشاره به تناقضِ آدمهایی است که دیروز خودشان را مخالف صهیونیسم و امپریالیسم، حامی مستضعفان و محرومان دنیا و طرفدار شعارهای انقلابی می‌دانستند و امروز خود را به طور مادرزاد اصلاح طلب،  آزادی خواه، لیبرال، دموکرات، مخالف انزوای ایران، مخالف شعارهای ایدئولوژیک، طرفدار مذاکره با غرب و رژیم صهیونیستی، مخالف دخالت در امور فلسطین و حتی مخالف نظام سوریه و قذافی معرفی می‌کنند!

دوم یادآوری نقش تاریخی، سیاسی و اجتماعی آدم‌های مختلف در دوران مسئولیتشان است.

سوم مقایسه اظهارات دیروز این آدم‌ها با ژست‌های امروزشان است. ژست‌هایی که به ظاهر مخالف سیاست‌های فعلی جمهوری اسلامی است اما در حقیقت مخالف سیاست و گذشته‌ی خودشان است!

مثلا اگر امروز به برخی سایت‌های اصلاح طلب و یا جریان موسوم به سبز نگاه کنید، تحلیل‌ها و اظهارات زیادی را درباره اوضاع فلسطین، لیبی، سوریه و … می‌بینید که آن تحلیل‌گر و آن نویسنده محترم، خود را مخالف قذافی، بشار اسد و یا حماس و حزب الله نشان می‌دهد. در حالی که دقیقا همین آدم و یا دوستان او در زمان مسئولیتشان در دولت و یا وزارت خارجه، کاری جز تعریف و تمجید و حمایت از گروه‌های مقاومت، اسد و حتی قذافی نداشتند. (نه فقط در ابتدای انقلاب، که حتی در زمان دولت اصلاحات!)

عکس زیر بریده روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۳۰ شهریور ۱۳۶۰ و مربوط به مصاحبه این روزنامه با وزیر خارجه وقت یعنی جناب میرحسین موسوی است. یعنی روزهایی که ژست انقلابی گری خریدار داشت!

آقای موسوی در این مصاحبه داستان سفر خود به لیبی و مذاکره‌اش با مقامات این کشور را تعریف می‌کند. از قذافی دفاع و حمایت می‌کند. از اینکه اظهارات قذافی در ایران منعکس نشده، گلایه می‌کند! همچنین از تشکیل جبهه اسلامی ضدصهیونیستی و ایجاد یک جبهه اسلامی در سراسر جهان خبر می‌دهد و …

هدف از انتشار این سخنرانی، فقط بیان تغییر رفتار آقای موسوی نیست، بلکه مهمتر از آن اشاره به تغییرات بنیادی و ریشه‌ای در همه شعارها و آرمانهایی است که موسوی و آدم‌هایی مثل او، همه‌ی هویت انقلابی، سیاسی و اجتماعی خود را مدیون همان شعارها هستند.

این روزها که در اثر گذشت زمان و فراموشی و بی خبری مردم و مخصوصا جوان‌ها، مدعیان و دروغگویان مشغول تحلیل‌های به ظاهر آزادی‌خواهانه و اصلاح‌طلبانه درباره حوادث سوریه و لیبی و فلسطین هستند و حتی گناه مذاکره با لیبی و قذافی را هم به گردن دیگران می‌اندازند، خواندن این مصاحبه خالی از لطف نیست.

البته ما ایرادی به مواضع انقلابی آقای موسوی در دهه شصت نمی‌گیریم، ایرادی هم به پشیمانی و تغییر چهره امروز او و دوستانش نمی‌گیریم؛ اعتراض ما به تحریف واقعیات گذشته و پاک کردن نقش خود در تصمیم‌گیری‌های مختلف نظام و ادعاهای امروزشان است و نیز دروغ‌هایی که امروز درباره دیگران می‌نویسند.

برای وضوح بیشتر روی عکس کلیک کنید


پزشکان ادامه حضور موسوی در بیمارستان را بی فایده تشخیص دادند/

بازگشت موسوی به منزل

پزشک معالج میرحسین موسوی طی تماسی  گفت: پزشکان ادامه حضور میرحسین موسوی در بیمارستان را بی فایده تشخیص داده اند و برای راحتی حال بیمار تصمیم گرفته شد که موسوی به منزل خود بازگردد.

 

 

 

پزشک معالج میرحسین موسوی طی تماسی  تاکید کرد: در جلسه بعداز ظهر روز گذشته تیم پزشکی معالج میرحسین موسوی تصمیم گرفته شد تا ادامه روند مداوای بیمار در منزل او دنبال شود.

وی ادامه داد: در جلسه روز گذشته ادامه حضور میرحسین موسوی در بیمارستان غیر موثر دانسته شد و بر اساس نظر تیم پزشکی موسوی تصمیم گرفته شد برای راحتی حال بیمار ادامه مداوا در منزل وی پیگیری شود.

پزشک معالج میرحسین موسوی در پاسخ به این سئوال که آیا حضور وی در بیمارستان نمی توانست روند بهبودی و مداوی او را تسریع بخشد گفت: روز گذشته هم تاکید کردم که بیماری میرحسین موسوی پیشرفت زیادی داشته است و کار مداوا بسیار سخت است.

وی افزود: پزشکان وی ادامه حضور موسوی در بیمارستان را بی فایده تشخیص داده اند و برای راحتی حال بیمار تصمیم گرفته شد که موسوی به منزل خود بازگردد.

وی در پاسخ به این سئوال که آیا خانواده موسوی در جریان وضعیت بیماری وی هستند گفت: از دو سال و اندی قبل موسوی با این بیماری دسته و پنجه نرم می کرد و خانواده موسوی ار وضعیت بیمارشان مطلع بوده اند.

پزشک معالج موسوی در پاسخ به این سئوال که چرا یک فرد سرطانی تصمیم گرفته است در انتخابات ریاست جمهوری حضور پیدا کند گفت: من یک تحلیلگر سیاسی نیستم اما به نظر می رسد تندروی ها و ساختار شکنی های موسوی بعد از انتخابات بی ارتباط با بیماری او نبوده است


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 21:45  توسط تاج سر  | 

خبر کیهان از جزییات فعالیت همکاران BBC


علاوه بر اين اطلاعات موجود نشان مي دهد رابط لندن به برخي از اين متهمان گفته است پولي كه در اختيار آنها قرار مي گيرد در واقع نوعي «كمك مالي» است نه «دستمزد» چرا كه ارزش كار انجام شده توسط اين افراد از چند صدم اين مبلغ هم پايين تر بوده است.
 

شنيده ها حاكي از آن است كه برخي از متهمان پرونده همكاري با شبكه پنهان بي بي سي در تهران مقادير فراواني پول از اين شبكه دريافت كرده اند.

بنابرگزارش هاي دريافتي در يك مورد و بابت سفارش يك مستند مبلغي حدود 100 هزار دلار به يكي از متهمان پرداخت شده است.

جالب است كه نحوه پرداخت اين مبلغ به روش هاي كاملاً مخفيانه بوده و به هيچ وجه از كانال هاي عادي براي آن استفاده نمي شده كه همين خود نشان دهنده فراتر بودن روابط اعضاي اين شبكه با لندن از حد همكاري صرف رسانه اي است.

علاوه بر اين اطلاعات موجود نشان مي دهد رابط لندن به برخي از اين متهمان گفته است پولي كه در اختيار آنها قرار مي گيرد در واقع نوعي «كمك مالي» است نه «دستمزد» چرا كه ارزش كار انجام شده توسط اين افراد از چند صدم اين مبلغ هم پايين تر بوده است.


عضو كليدي پژاك در بانه كشته شد


فرمانده مرزباني ناجا در مورد وضعيت گروهك پژاك در مرزهاي غربي كشور گفت: در حملات اخير، پژاك متحمل تلفات و خسارات زيادي شده است و عناصر كليدي اين گروهك كشته شده‌اند.

به گزارش ايسنا سردار حسين ذوالفقاري در حاشيه دهمين نمايشگاه ايپاس درباره وضعيت گروهك تروريستي پژاك با بيان اينكه اين گروهك در چند روز اخير تجاوزي به مرزهاي داخلي كشور نداشته است، گفت: نيروهاي مرزباني و سپاه پاسداران در مرزهاي كشور براي مقابله با گروهك تروريستي پژاك مستقر شده‌اند.

ذوالفقاري گفت: با فشارهايي كه در هفته‌هاي اخير توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به پژاك وارد كرده است گروهك پژاك در حال حاضر در موضع ضعف قرار گرفته است.

وي افزود: در حملات اخير، پژاك متحمل تلفات و خسارات زيادي شده است و عناصر كليدي اين گروهك كشته شده‌اند.

فرمانده مرزباني ناجا با بيان اينكه يكي از عناصر كليدي پژاك در منطقه بانه توسط ماموران سپاه كشته شد، گفت: اين عضو گروهك در حال فرار به سمت مناطق مرزي بود كه در منطقه بانه كشته شد.

به گزارش ايسنا، وي با اعلام كاهش 20 درصدي قاچاق سوخت در مرزهاي كشور از كاهش ورود موادمخدر از مرزهاي ميرجاوه، سراوان و بندرعباس خبرداد و گفت: مرزهاي خراسان رضوي، خراسان شمالي، ميرجاوه و شمال سيستان و بلوچستان در وضعيت مناسبي قرار دارد.

ذوالفقاري همچنين در خصوص انسداد مرزها در جنوب شرقي كشور نيز گفت: نصب سيم خاردار و احداث برجك و پاسگاه در منطقه سراوان و انتهاي مرز جنوبي سراوان بزودي به اتمام مي‌رسد.



طرفدار بازگشت به نظام و حضور در عرصه انتخابات مجلس هستم

خاتمی وقتی به پشت سر خود نگاه می‌کند، پلی خراب شده می‌بینید که در دوران فتنه و قبل از آن از خود به جای گذاشته است و ملت ایران در حماسه «9 دی» با شعار‌های کاملا آشکار تکلیف او و دیگر سران فتنه را روشن کردند.سید محمد خاتمی اخیراً در جمع تعدادی از اعضا مجمع روحانیون گفته است که، سفت و سخت طرفدار بازگشت به نظام و حضور در عرصه انتخابات مجلس است. وی همچنین گفته است که برخلاف همراهانش در فتنه 88 که تمام قد از آنان حمایت می‌کرد، معتقد است در انتخابات سال 88 تقلبی صورت نگرفته است.

این سخنان خاتمی در نگاه اول مثبت به نظر می‌آید و شاید بتوان گفت که مشاوران و اطرافیان به وی قبولانده‌اند که این راه که تو می‌رفتی به ترکستان است نه قدرت! اما لازم است در این برهه به نقش پیدا و پنهان خاتمی در جریان اصلاحات و در فتنه 88 اشاره‌ای کنیم تا حافظه تاریخی ما و ملت برخی موضوعات را فراموش نکند.
سید محمد خاتمی کسی است که در هر گام از حرکت جریان اصلاحات به گونه‌ای خود را وارد میدان کرده و نقشی خاص را ایفا می‌کند. هرچند بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب خاتمی را فاقد شجاعت و مدیریت برای جریان اصلاحات می‌دانند اما با توجه به جمیع جهات سعی می‌کنند تا از داشته‌های خاتمی بهترین استفاده را ببرند.
باید یادآور شد که حاکمیت دوگانه، همسویی با تفکرات لیبرالی و هم صدا شدن با دشمنان این ملت جزو مشترکات اصلاح‌طلبی به شمار می‌رود اما با توجه به شرایط هر دوره زمانی اصلاح‌طلبان سعی می‌کنند، از خاتمی با چهره‌های مختلف استفاده کنند.
بازخوانی وقایع تاریخی دهه گذشته و حلقه‌های به اصطلاح روشنفکری جریان اصلاحات مانند مجموعه کیهان فرنگی، حلقه کیان و حلقه آئین به خوبی نشان می‌دهد که خاتمی در همه این مجموعه‌ها نقش‌های کلیدی داشته است.
باید تاکید کرد که ‌خاتمی علاوه بر اینکه یک بسترساز و یک بازیگر کلیدی برای فتنه‌گران و تجدیدنظرطلبان است، یک امدادگر کلیدی نیز محسوب می‌شود. لذا لازم به یادآوری نیست که وی در زمان ریاست جمهوری و در جریان فتنه 88 چگونه رو در روی حاکمیت ایستاد و در این دوره اعضای حقله‌ آئین و کیان در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری بر اطراف او جمع شدند و در مواقعی به صراحت پروژه‌های طراحان جنگ نرم صهیونیست‌ها را به اجرا در آوردند.
این جریان که شعار "فشار از پائین، چانه‌زنی از بالا" را در دوره فتنه 88 و 78 تمرین کرده است، برنامه فتح سنگر به سنگر را که باید گفت اصلی‌ترین راهبرد جریان برانداز برای نفوذ در ساختار حاکمیتی نظام است را هرگز فراموش نکرده است، این جریان پس از گذر و ناامیدی از مرحله آشوب‌سازی که قصد براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را داشت، امروز به دنبال مجال و روزنه‌ای می‌گردد تا مجدد با تابلویی سفید و با فریب و نیرنگ در صحنه حاضر شود.
خاتمی با توجه به توصیه‌ها و مشاوره‌هایی که اطرافیان داخلی و خارجی به وی داده‌اند تصمیم دارد نقش خود را در این مرحله تغییر داده و با چهره‌ای جدید پا به عرصه بگذارد. امروز ملت ایران به جد خواهان محاکمه سران فتنه و پیگیری پرونده آنها از سوی قوه قضائیه هستند، هرچند نجابت نظام جمهوری اسلامی ایران و مردم در صبوری برای محاکمه آنها ستودنی است، ولی باید گفت ملت جنایات و خیانت‌های سران فتنه را هرگز فراموش نخواهند کرد.
حتی عملکرد خاتمی بعد از فتنه نشان می‌دهد که او نه تنها از خیانت‌های خود در فتنه 88 پشیمان نشده و حاضر به عذرخواهی از ملت نیست، بلکه با دیدارهایی که با خانواده‌های زندانیان امنیتی و معارض با انقلاب اسلامی به صورت مکرر داشت، نشان داد خاتمی همچنان همگام فتنه‌گران است.
محمد‌علی ابطحی مشاور سابق خاتمی درباره نقش‌آفرینی‌های خاتمی که یک ضلع مثلث سران فتنه را تشکیل می‌دهد به صراحت می‌گوید: «خاتمی فضای جامعه را می‌شناخت. وی اقتدار نظامی، انتظامی و مقام معظم رهبری را که در جایگاه بالایی قرار دارند، می‌شناخت و با توجه به اینکه وی نسبت به این موضوعات شناخت داشت، این یک نوع خیانت است که از موسوی در موضوع تقلب حمایت کرد... پس از انتخابات 88 در جلسه مشترکی که بین هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی برقرار شد، آنها هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند».
همچنین رئیس دولت اصلاحات در سخنانی در سال 87 اظهار داشت: «اگر در انتخابات دهم احمدی‌نژاد سقوط کند عملا رهبری حذف می‌شود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه اجرایی باز گردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت، سقوط اصولگرایی به معنای پایان اقتدای رهبری تلقی می‌شود و با شکست اصولگرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد.»
امروز شاید خاتمی چهره فردی توبه‌کار را به خود گرفته است اما باید گفت خاتمی از مواضع گذشته خود هرگز برنگشته است. او هرگز در هدف‌گذاری با سایر اصلاح‌طلبان و جریان برانداز اختلافی نداشته و ندارد. چرا که او در شهریور 89 ضمن اینکه تاکید می‌کند متوهمان خشونت‌گرا حاکمیت را به دست گرفته‌اند، می‌گوید: ما اگر به آینده بنگریم و تلاش کنیم... خردمندان خیرخواه به جای متوهمان خشونت‌گرا میدان‌دار می‌شوند و به سوی وضعیتی می‌رویم که در آن انتخاب سالم و آزاد برگزار خواهد شد.
در کنار اتفاقات کوچک و بزرگی که در صحنه  کشورمان رخ داده و هنوز در جریان است، سخن از ادعای «بحرانی بودن اوضاع کشور و ضرورت برگزاری همه پرسی در خصوص مشروعیت دولت منتخب ملت به عنوان راه برون رفت از بحران!» است که از سوی آقای محمد خاتمی و مجمع روحانیون مبارز و در راستای همان ادعاهای آمریکاپسند و اسرائیل شادکن وی، طی سالیان اخیر مطرح شد و این در حالی است که امام(ره) در خصوص ادعای بن بست و بحران در جامعه که لقلقة زبان لیبرال‌های آن روز و بعبارت روشن‌تر اسلاف همین تجدیدنظرطلبان مدعی اصلاحات امروز است ضمن تأکید بر ضرورت پایبندى همه به قانون، می‌فرمایند:
«من همیشه میل دارم که همه طبقاتى که هستند، همه کسانى که در صحنه‏ها حاضر هستند همه با هم بنشینند اصلاح کنند مسائل را. هى ننشینند آن از آن‏ور بخواهد او را از بین ببرد، او از آن‏ور بخواهد که او را از بین ببرد؛ و مسئله را به بن بست برسانند و مملکت را به بن بست. شما به بن بست رسیدید! اشتباه مى‏کنید. مملکت اسلام که به بن بست نمی رسد! همین مردم، همین پیرزنها و پیرمردها و جوانها و بچه‏ها، از این بن بستها بیرون مى‏آورند این مملکت را. شماها به بن بست رسیدید!، مى‏گویید خوب، چه بکنیم؛ بگذارید اسلام نباشد تا ما باشیم! بگذارید ایران نباشد، شما ایستاده‏اید تا پاى اینکه ایران نباشد! دست بردارید از فضولیها! براى خدا کار بکنید».
خاتمی قبلا با شروط خود تلویحاً سلامت انتخاباتی آتی را مورد حمله و تشکیک مجدد قرار داده بود و از زندانیان و بازداشت‌شدگان برانداز نظام اسلامی با عوان زندانیان سیاسی یاد می‌کرد و خواهان آزادی آنها شده بود.
به نظر می‌رسد، این روزها خاتمی تحت فشار زیادی قرار دارد و در سالی که انتخابات مجلس نهم در پیش است از سوی طیف‌های مختلف اصلاح‌طلب، (تندرو، کندرو، اپوزسیون) معتدل مورد هجوم انتقادات است و این کار را برای خاتمی بسیار مشکل کرده است.
خاتمی وقتی به پشت سر خود نگاه می‌کند، پلی خراب شده می‌بینید که در دوران فتنه و قبل از آن از خود به جای گذاشته است و ملت ایران در حماسه «9 دی» با شعار‌های کاملا آشکار تکلیف او و دیگر سران فتنه را روشن کردند، اما امروز به دلیل اینکه نتیجه‌ای از ساختارشکنی‌های خود و اطرافیان خود نگرفته است پشیمان است و به دنبال راهی است تا با حفظ‌ آبرو مجدداً به عرصه قدرت باز گردد و ...
این در حالی‌است که رئیس دولت اصلاحات، اخیراً نیز از سوی برخی هم‌قطاران در اصلاحات توصیه به سکوت شده بود؛ به او گفته‌اند: تشکل های اصولگرایی این روزها محل منازعه و اختلاف است بنابراین ،شما فعلا سکوت کنید و خیلی برجسته وارد عرصه نشوید چرا که اگر چراغ اصلاحات روشن شود جریان اصولگرایی به وحدت خواهد رسید.
در خاتمه باید گفت خاتمی همان خاتمی حلقه کیان و حلقه ‌آئین و بازیگر اصلی فتنه 88 است.




دیپلماسی کتایون به سبک آنجلینا جولی

یکی از روزنامه های عامه پسند صبح، تصویری از کتایون ریاحی بازیگر سینما وتلویزیون ایران به منتشر کرده است که در میان کودکان مسلمان و قحطی زده سومالیایی نشسته است و عکس یادگاری گرفته؛ این روزنامه در تیتر خودش ریاحی و سفر و عکس یادگاری اش را با آنجلینا جولی مقایسه می‌کند.


آنجلینا جولی، جرج کلونی و بسیاری دیگر از بازیگران سینمای آمریکا سال ها است که در خدمت دیپلماسی عمومی و تبلیغاتی آمریکا هستند و در نقاط مختلف جهان از شهرت جهانی شان که خود ساخته و پرداخته دستگاه عظیم تبلیغاتی هالیوود است استفاده می‌کنند. این یعنی همان کاری که آژانس اطلاعات آمریکا در دهه 80 میلادی جهت روایت داستان آمریکا برای مردم جهان پیش می گرفت. داستان آمریکا یعنی قصه نوعدوستی و نگهبانی آمریکا از جهان، قصه ای که توسط نشانه های شهرت آمریکا در جهان تعریف می‌شود و در کجای جهان آمریکا را با فیلمهای هالیوودی اش نمی‌شناسند.
از این ها گذشته عکس های یادگاری هنرپیشه های آمریکایی با مردم سودان، سومالی و دیگر نقاط آفریقا و آسیای شرقی و ... اساسا مصرفش برای آن دست از کشور های در حال توسعه و توسعه یافته ای است که مصرف کننده اصلی تولیدات ماشین تبلیغاتی هالیوود است.
اما اینکه چنین حرکتی توسط یک بازیگر ایرانی صورت بگیرد دارای چند نکته است که تامل بر آنها خالی از لطف نیست:
نکته اول اینکه نفس چنین سفری برای بازیگرانی که معمولا غیر از محلات شمال تهران و شاید نقاط تفریحی دیگر کشورها جای دیگری را نشناسد، بسیار مفید خواهد بود که سری نیز به گرسنگان سومالی بزند، البته این مساله تنها در بعد شخصی است، اما زمانی که به بعد تبلیغاتی ماجرا می رسیم ماجرا کاملا متفاوت می شود، به عبارت بهتر چنین سفری تا به چه اندازه می تواند بر زندگی مردم سومالی کمک کند؛ آیا جز این است که بیش از اینکه عکس های یادگاری و سفرهای این گونه بیش از هر چیزی رپرتاژ آگهی هایی است که برای هنرپیشه نقش اول بیشترین عایدی را دارد.
نکته دوم؛ آیا ستاره های سینمایی ما می توانند نماینده و سفیر خوبی برای ایران باشند؟ اگر یک هنرپیشه هالیوودی نماینده فرهنگ ینگه دنیایی می شود، به واسطه دستگاه منظم تولید سبک زندگی ستاره های فرهنگی آمریکایی نماینده فرهنگ آمریکا هستند؛ اما آیا همین حکم درباره ستاره های سینمای ایران هم صادق است. آیا ستاره های سینمای ایران سمبلهایی قابل قبول برای فرهنگ ایرانی هستند، بعید به نظر می آید که ناظری منصف چنین نظری را تایید کند با این حال در صورتی که تایید کننده ای نیز وجود داشته باشد باید از او خواست تا نگاهی به آنچه از زندگی این ستاره ها درباره زندگی خصوصیشان منتشر می شود بیندازند.


و اما نکته سوم؛ برد دیپلماسی هنرپیشه‌های آمریکایی در جهانی بودن آنها است که غیر از دستگاه بزرگ تولید، تبلیغ و انتشار جهانی متکی به جاذبه های جنسی و خشونت فوق العاده سینمای هالیوود است؛ اما از دیدی منطقی تا چه حد بازیگران سینمای ایران در میان مردم جهان شناخته شده اند که با طرح سفر آنها به آفریقا یا هر نقطه بحران خیز جهان موجی از احساسات مردمی برخیزد و الخ. حداکثر برد سینمای ایران به درون مرزهای ایران خلاصه می‌شود؛ البته اگر بگوییم سریال حضرت یوسف علیه السلام را برخی از کشورهای مسلمان نیز دیده اند شاید برخی بازیگر نقش زلیخا را به خاطر بیاورند اما باز هم این در قاعده حکم کلی تغییر ایجاد نخواهد کرد.
و نکته آخر اینکه چرا مسوولان سیاست خارجی و فرهنگی ما نتوانسته اند آن بخش از سمبل های انقلاب اسلامی را که در گذشته نیز در میان ملت های مستضعف به خوبی شناخته شده بودند دوباره به کار بگیرند و کار به استفاده از هنرپیشه های سینما و تلویزیون به سبک آمریکایی کشیده است.



+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 23:12  توسط تاج سر  | 

انقلاب اسلامی و جنگی که تمام نشد...


این اهمیت وقتی معلوم می‌شود که نسل‌های بعد از جنگ، از ما بپرسند: "چرا جنگ شد؟" در جواب به این چرایی، اگر شما نگاه‌تان به تاریخ رسمی و کلیشه‌شده باشد، احتمالاً خواهید گفت: عراق سودای قدرت داشت و می‌خواست رهبر دنیای عرب شود و ... به همین دلایل به ایران حمله کرد. اما اگر در ادامه از شما بپرسند: پس چرا همۀ دنیا به او کمک کردند؟...
اگر از اکثر ما بپرسند که جنگ تحمیلی از کی شروع شد و سرانجامش به کجا انجامید، قریب به اتفاق ما در پاسخ خواهیم گفت که 31 شهریور 59 جنگ آغاز شد و خرداد سال 67، با پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام (ره) این جنگ ویرانگر به پایان رسید. این تواریخ، آنچیزی‌ست که به طور رسمی و کلیشه‌ای توسط اکثر نهادهای آموزشی ما تبلیغ می‌شوند و تلقی رایج در بین اذهان عمومی پیرامون مقولۀ فوق همین چیزی است که گفته شد. اما آیا تا به حال شده به قول "فراساختارگرایان" نسبت به بدیهیات ذهنی‌تان (از جمله تاریخ آغاز و پایان جنگ تحمیلی) تردید کرده و فکر کنید احتمال دارد خیلی از چیزهایی که در نزد شما به عنوان گذاره‌های طبیعی، غیرقابل‌انکار و تغییرناپذیر نقش بسته، دروغین و یا اشتباه باشند و باید نسبت به آنها تجدید نظر کنید؟

                                                

در طول کار کردن بر روی یک پروژۀ تاریخ شفاهی بود که پی بردم آنچه به ما در فضای رسمی در مورد ابتدا و انتهای جنگ تحمیلی گفته‌اند درست نیست. نه اینکه دروغ گفته‌اند، نه، اما اشتباه گفته‌اند. به عبارت دیگر، در طول مصاحبه‌هایی که با رزمندۀ مذبور داشتم و با قرار گرفتن نسبی در فضای آن روزهای ایران متوجه شدم که جنگ دنیا با ما و حتی جنگ عراق با ما خیلی زودتر از 31 شهریور 59 شروع شد و اینکه می‌گویند این جنگ با پذیرفتن قطع‌نامه تمام شده، اصلاً حرف درستی نیست. و اما دلایل این ادعا:

کیست که در روزهای اوایل انقلاب حضور داشته یا پیرامون آن مطالعه کرده باشد و نداند که تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب، در غرب کشور درگیری‌ها شروع شد و قرار بود که به بهانۀ استقلال کردها، قسمتی از پیکر این مملکت کنده شود. حتماً آنهایی که لب مرز زندگی می‌کردند یادشان هست که چند ماه قبل از تاریخی که برای آغاز جنگ گفته‌اند، شاهد درگیری‌ها و نفوذ جسته و گریختۀ عراق به داخل خاک ایران بودیم. آیا مرصاد را از یاد برده‌اید؟ تاریخ این عملیات به چند روز بعد از پذیرفتن قطع‌نامه برمی‌گردد. نکته‌ای که برای من جالب بود اینکه یکسری از نیروهای ما تا چند ماه و حتی تا یکی-دو سال بعد از تاریخ رسمی پایان جنگ، در مرزها حضور داشتند و بین ایشان و نیورهای عراقی درگیری‌هایی هم به وجود آمده.

                                          

در نتیجه اگر هدف از حملۀ عراق به ایران را از پا درآوردن انقلاب اسلامی تازه پیروز شده، اشغال ایران و پایان دادن به استقلال آن بدانیم، باید بگوییم که این اهداف در قالب عملیات‌های مختلف دیگری و به اشکال گوناگونی دنبال شده و این تاریخ هشت ساله، تنها بخشی از پروژۀ مذبور است. پس جنگی که در آن ابرقدرت‌ها قصد نابودی ایران اسلامی را داشتند از چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شروع می‌شود (مثل ماجرای طبس) و تا چند سال، در شکل‌های دیگری ادامه پیدا می‌کند. (مثل درگیری‌های مختلف با منافقین. حتی درگیریی‌های این چند وقتۀ نیروهای نظامی ایران با جدایی‌طلبان غرب کشور را نیز می‌توان ادامۀ این پروژه دانست) در ضمن، حتی جنگ ما با عراق نیز دقیقاً از 31 شهریور 59 شروع نشده و دقیقاً در خرداد 67 پایان نیافته. نکتۀ جالب دیگر اینجاست که در قرارداد 598، عنوان شده که بین ایران و عراق "صلح دائم" برقرار نشده بلکه از لفظ "آتش‌بس" استفاده شده است. حتماً آنهایی که اطلاعاتی از علوم استراتژیک و قواعد حقوق بین‌الملل دارند، فرق این دو لفظ را به خوبی متوجه می‌شوند.

اما کار ما با آغاز و پایان جنگ به همین‌جا ختم نمی‌شود. اگر بخواهیم نگاهی عمیق‌تر به نزاع دنیای استکبار با جمهوری اسلامی داشته باشیم (حق هم همین است که اینگونه نگاه کنیم) باید آغاز این نزاع را از دوران شکل‌گیری نهضت اسلامی توسط حضرت امام (ره) بدانیم. آیا غیر از این است که ردپای این دشمنان انسانیت، در شهادت شهدای انقلاب اسلامی کاملاً هویداست؟ آیا می‌توان از نقش امریکا و انگلیس در سرکوب انقلابیون قافل شد؟ پس جنگ استکبار با انقلاب اسلامی نه از 31 شهریور 59 و حتی نه از چندین ماه قبل از این تاریخ که از آغاز نطفه‌ بستن نهضت خمینی کبیر شروع شده و جنگ عراق با ایران، صرفاً یکی از نمودهای تداوم این خصومت است.

این مسئله دقیقاً در مورد پایان جنگ نیز صادق است. وقتی امام (ره) در فرمان پذیرش قطع‌نامه، از آغاز جنگ دیگری سخن می‌گوید که جنگ پابرهنگان با استعمارگران است، چگونه ما می‌توانیم از پایان جنگ سخن بگوییم و تغییر شکل این خصومت را به مثابه اتمام آن تلقی کنیم؟ وقتی رهبر انقلاب از همان سال‌های 68 و 69، به پدیدۀ تهاجم فرهنگی اشاره می‌کند و آنقدر همه گوش نمی‌کنند که به جنگ فرهنگی (جنگ نرم) می‌رسیم، آیا می‌توان منکر تداوم جنگ ابرقدرت‌ها با انقلاب اسلامی باشیم؟

شاید بپرسید: چه فرقی می‌کند که جنگ از کی شروع شد و به چه سرانجامی رسید؟ اینکه ما آغاز جنگ را 31 شهریور 59 بدانیم و یا ریشه‌های آنرا آنقدر به عقب برده که سرکوب مردم در 15 خرداد 42 را سرمنشأ جنگ معرفی کنیم، چه فرقی به حال مملکت و مردم ایران اسلامی دارد؟ و یا این همه بحث بر روی پایان جنگ و تردید در مورد این خاتمه، چه حاصلی دارد؟ در جواب باید گفت: اتفاقاً این تفکیک‌ها خیلی مهم است و فرق است بین جنگ ایران و عراقی که از سال 59 شروع شد با جنگی که از سال‌ها پیش آغاز شده و در آن سال، صرفاً رنگ عوض می‌کند.

                                                

این اهمیت وقتی معلوم می‌شود که نسل‌های بعد از جنگ، از ما بپرسند: "چرا جنگ شد؟" در جواب به این چرایی، اگر شما نگاه‌تان به تاریخ رسمی و کلیشه‌شده باشد، احتمالاً خواهید گفت: عراق سودای قدرت داشت و می‌خواست رهبر دنیای عرب شود و ... به همین دلایل به ایران حمله کرد. اما اگر در ادامه از شما بپرسند: پس چرا همۀ دنیا به او کمک کردند؟ چرا امریکای لیبرال که از نظر ایده‌ئولوژیک با عراق کمونیست مشکل داشت، پشت سر وی ایستاد؟ چرا کشورهای اسلامی به ایران اسلامی کمک نکردند؟ چرا این جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه پیدا کرد؟ عراق که می‌دانست از آن مقطع به بعد دیگر نمی‌تواند توفیقی پیدا کند زیرا شیب جنگ به سمت پیروزی ایران بود، باز به آن ادامه داد؟ چرا سربازان ما به رهبری امام (ره) صحبت از نفوذ به خاک عراق می‌کردند؟ و سوالات دیگر، جوابی نخواهید داد مگر اینکه عمق تاریخی جنگ را به عقب‌تر از تاریخ رسمی عنوان شده ببرید.

از سوی دیگر، اگر ما قائل به پایان جنگ باشیم، چه طور می‌توانیم در مقابل سوالاتی که از ما در مورد "مرصاد" و "منافقین" و "تحریم‌های اقتصادی" و "ترورها" و "تلاش‌های جدایی‌طلبانه" و "تهاجم فرهنگی" و "جنگ نرم" پرسیده می‌شود بیاستیم و جواب صحیح بدهیم؟ اگر ما بپذیریم که جنگ تمام شده، نسل امروز و نسل‌های بعدی را با چه توجیهی باید به میدان نبرد امروز ببریم و به ایشان ثابت کنیم که تنها میدان عوض شده، وگرنه جنگ همانی‌ست که بود؟ آیا می‌توان از پایان جنگ در خرداد 67 سخن گفت و در عین حال دیگران را از گرایش به سمت خوش‌گذارنی‌های این دنیایی و تلاش برای کاخ‌نشینی و تجمل‌گرایی بر حذر داشت و از ایشان بخواهیم در "جنگی که هست" مثل "جنگی که بود" آمادۀ جنیگدن باشند؟ آیا غیر از این است که فضای فرهنگی کشور ما به این دلیل تغییر کرد که خیلی از بزرگان ما و به تبع ایشان، خیلی از مدیران این مملکت گفتند که دیگر جنگ تمام شده و باید دنبال آرامش و رفاه بود؟ آرامش و رفاهی که تنها روی کاغذ وجود داشت و در کنه خود، حکم له شدن اقشار مستضغف بود، یعنی همان‌هایی که با چنگ و دندان این سرزمین را حفظ کردند و بعد از آن دچار ازخودبیگانگی برخی از انقلابیون قدیم شده بودند.

                                              

پس می‌بینیم که این تغییرات تاریخی به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت، چه تأثیرات مهمی دارد و حتی می‌تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد. اما راه چاره چیست؟ و چگونه می‌توان جلوی این انحراف را گرفت؟ به نظر می‌رسد یکی از اصلی‌ترین کارهایی که باید انجام بگیرد تا ما را از ابتلا به این اشتباه نجات دهد آن است که جنگ ایران و عراق را مقطعی از مجموعۀ تاریخ انقلاب اسلامی بدانیم و مقدمات انقلاب را مقدمات جنگ و تداوم آنرا که همراه با مشکلات دیگر و شاید شدیدتری بود، ادامۀ جنگ معرفی کنیم. به عبارت دیگر مشاهده می‌شود که اغلب بین انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آن ارتباط معنایی لازم برقرار نمی‌شود و بدون مقدمۀ لازم، افراد را با جنگ پیوند می‌دهند. در حالی که تاریخ جنگ، دفعی و یکهو نبوده و مراحلی طی شده تا به این نقطه رسیده.

پس لازم است تا دفاع مقدس را بخشی از روند انقلاب اسلامی بدانیم، نه مقطعی مستقل از آن و در ادامه، روند انقلاب اسلامی را نه به مثابه یک پروژۀ تمام شده که به عنوان یک رودخانۀ جاری تلقی کنیم که یک بار هم از پیچ جنگ با عراق گذشته و در آینده به سراغ پیچ‌هایی دیگر رفته و خواهد رفت که نمودهای دیگر نزاع ابرقدرت‌ها کذایی با انقلاب اسلامی است. به عبارت اخری، اگر انقلاب اسلامی را تمام شده معرفی کنیم، مجبوریم پروندۀ جنگ را نیز در خرداد سال 67 بسته شده ببینیم، در حالی که انقلاب ادامه دارد و این یعنی، نبردی بی‌پایان که یک روز به شکل گلوله است و روز دیگر به سیمای رسانه.




این بیانیه با استقبال رادیو اسرائیل، رادیو آمریکا، BBC و شبکه‌های ضدانقلاب روبه‌رو شده است و در بخش‌های مختلف خبری آن را مدام تکرار می‌کنند.
 
 خانه سینما در بیانیه‌ای حمایت خود را از متهمان پرونده‌ای که توسط وزارت اطلاعات به اتهام جاسوسی و اقدامات غیر ملی بازداشت شده‌اند، اعلام کرد
در این بیانیه آمده است: قبل از هرچیز باید از اصل قانونی بودن جرم و مجازات یاد و پرسش کرد. آیا به راستی قانونی مبنی بر ممنوعیت فروش آثار سینمایی به شبکه‌های تلویزیونی خارجی وجود دارد؟ اگر چنین است چرا و چگونه سازمان های پخش و فروش دولتی در بازارهای فروش جهانی و در مناسبات دو جانبه اقدام به فروش آثار  و همکاری با همین شبکه‌ها می کنند؟ آیا فروش فیلم درنص قانون برای دولت مجاز و برای بخش خصوصی ممنوع اعلام شده است؟
عروج سینمای ایران در صحنه بین‌المللی مدیون تدبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی قدس سره شریف است. سینمای ایران فرزند همین انقلاب اسلامی است و مستندهای اجتماعی جزئی تفکیک‌ناپذیر از همین سینما به شمار می‌رود. سوگمندانه سال‌هاست مستندسازان ایرانی به ویژه آنهایی که در حوزه مستند اجتماعی فعالیت می کنند با انواع بی مهری ها و تنگنا ها روبرویند.آنها غالبا ناچار
ند بدون دریافت کمک‌های دولتی هزینه تولید و ساخت فیلم‌های خود را شخصاً تأمین کنند. این آثار معمولا از امکان نمایش برخوردار نمی شوند و هیچ سازمان دولتی برای خرید آنها پیشقدم نمی‌شود.پخش و فروش این فیلم‌ها در شبکه نمایش خانگی نیز عملا ممکن نیست. به این ترتیب باید پرسید سینماگری که هیچ امکانی برای پخش و نمایش و فروش آثار ساخته شده‌اش وجود ندارد چگونه باید گذران زندگی و معیشت کند؟
 
در همه جهان دولت‌ها برای صادرات فیلم و فروش
آثار هنری به دیگر کشورها انواع و اقسام مشوق‌ها و کمک‌ها را در اختیار هنرمندان قرار می‌دهند. هنرمندان و سینماگران ایرانی از دولت محترم انتظار کمک ندارند اما دست کم توقع دارند که فروش فیلم به شبکه‌های تلویزیونی کشورهای خارجی با اتهام‌های سنگین امنیتی روبرو نشود. آن هم اتهاماتی که پیش از اثبات در دادگاه‌های صالح از تربیون‌های رسمی کشور اعلان و پخش شود و سوگمندانه وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به جای حمایت از هنرمندان همانند اتهامات اثبات نشده را تکرار می‌کند.
 
هنرمندان بیش و پیش از هر چیز به اعتماد مسئولان نیاز دارند. ما همکارانمان و اصناف سینمایی را که بی‌صبرانه خواهان روشن شدن وضعیت هنرمندان
همکار بازداشت شده‌شان هستند به شکیبایی و خویشتنداری فرا می‌خوانیم و اطمینان داریم که دستگاه‌های امنیتی کشور با رعایت حقوق بازداشت شدگان و بی طرفی کامل به تحقیقات در باره اتهامات وارده خواهند پرداخت و مسئولان محترم قوه قضاییه نیز در محاکم صالحه احکام قانونی و عادلانه صادر خواهند کرد،تا حیثیت بین‌المللی نظام جمهوری اسلامی ایران بابت این سوء تفاهمات و بی تدبیری ها متحمل هزینه‌های گزاف تازه نشود.
گفتنی است: این بیانیه با استقبال رادیو اسرائیل، رادیو آمریکا،
BBC   و شبکه‌های ضدانقلاب روبه‌رو شده است و در بخش‌های مختلف خبری آن را مدام تکرار می‌کنند.
لازم به ذکر است که وزارت اطلاعات چندی پیش با بازداشت گروهی از عوامل مخفی وابسته به شبکه‌ دولتی انگلیس (bbc)، اعلام کرد این افراد از طریق فعالیتهای زیرزمینی و غیرقانونی در قبال دریافت وجوه کلان از مجاری پنهان و با روش‌های پیچیده پولشویی، مأموریتهای ضدملی محوله از طرف ستاد ارتباطات پوششی و مرکز عملیات روانی سرویس اطلاعاتی انگلیس را دنبال می‌کردند.

وزارت اطلاعات در همین زمینه اعلام کرد: دیگر اعضای این گروه جاسوس، تحت تعقیب قرار دارند.



هاشمي سرگروه ائتلاف طوفان زده ها


عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با بیان این مطلب که اصلاح طلبان با از دست دادن لیدرهای خود، چاره ای جز به کارگیری نیرویی نافذ، همچون هاشمی برای هماهنگی برنامه های خود ندارند، گفت: هاشمی نباید از آبروی خود برای ائتلاف اصلاح طلبان استفاده کند، چرا که در شأن عضو هئیت امنای انقلاب نیست که سرگروه ائتلاف طوفان زده ها شود.
  مصطفی میریان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به نیاز اصلاح طلبان به داشتن لیدری با نفوذ و مورد اعتبار جهت ائتلاف براي انتخابات، گفت: با توجه به اینکه موسوی، کروبی و خاتمی مهره هایی سوخته برای اصلاح طلبان هستند، لذا وجود لیدری با نفوذ همچون هاشمی برای ائتلاف اصلاح طلبان ضروری بوده و اصلاح طلبان ته مانده سرمایه خود را براي هاشمی خرج مي کنند.

وی با اشاره به اینکه هاشمی رفسنجانی عضو هئیت امنای انقلاب و دارای نفوذ و آبرو در داخل نظام سیاسی است، تأکيد کرد: هاشمی نباید خود را به دست طوفان زدگی اصلاح طلبان بسپارد چرا که در شان عضو هئیت امنای انقلاب نیست که سرگروهی اصلاح طلبان را بر عهده بگیرد.

عضو جامعه اسلامی مهندسین پس از بیان این مطلب که بهتر است هاشمی خود را وارد بازی سیاسی اصلاح طلبان نکند، اذعان داشت: سرگروهی اصلاح طلبان برای هاشمی موجب تضعیف وي مي شود لذا بهتر است هاشمی خود را وارد بازي اصلاح طلبان نکند.


تهديد متفکران انقلابی نزدیک به ایران/ تقویت جریان ضد شیعی

مجموعه شواهدی همچون واقع شدن محل سکونت برهان الدین ربانی در یکی از امنیتی‌ترین مناطق افغانستان که حتی سفارت امريكا نیز در نزديكي آن است و همچنین تدابیر امنیتی ویژه تیم حفاظتی ربانی که پس از مرگ احمد شاه مسعود همواره آگاهی از تلاش طالبان برای حذف برهان الدین ربانی داشته اند و از سوی دیگر سناریوي ترور که حتی رئیس جمهور افغانستان را نیز به صورت غیرمستقیم و بدون آگاهی وی به بازی گرفت، نشان می دهد که ترور رئیس جمهور سابق افغانستان یک عملیات اطلاعاتی امنیتی پیچیده است كه از توان اطلاعاتی طالبان خارج بوده و با مدیریت یک سرویس اطلاعاتی قدرتمند در پشت صحنه اجرایی شده است.

اما ترور برهان الدین ربانی رئیس جمهور سابق افغانستان و رئیس شورای عالی صلح این کشور از منظر منفعت های استراتژیکی این حادثه از آن جهت حائز اهمیت ویژه است که می تواند روشن کننده دلایل این ترور و مهم‌تر از آن زمينه‌هاي تسهیل و حمایت از این ترور را از طرف امريكایی ها به خوبی نشان دهد. به‌طوری که خود مقامات بلند پايه پنتاگون نيز در واكنش به ترور رئيس جمهور سابق افغانستان، قتل وي را تحول مهم و قابل توجهي از نقطه نظر استراتژيك ارزيابي كرده اند.

برای ارائه تحلیل دقیق و استراتژیک از این ترور بدون نگاه به مشخصات اندیشه ای، جایگاه راهبردی ربانی در وضعیت کنوی وی در افغانستان و زمان اتفاق این ترور نمی توان فهم دقیقی از این اقدام سرویس های امنیتی امريكا به‌دست آورد.

در مورد مشخصات تفکر سیاسی ربانی می توان گفت که وی یک عالم سنی مذهب در حین حال یک سیاست مدار معتقد به وحدت قومیت ها و مذاهب در افغانستان و همچنین مخالف حضور بیگانگان در خاک افغانستان از زمان حضور سربازان شوروی سابق تا حضور نیروهای ناتو در این کشور در زمان حاضر بوده و همواره از افراط گری مذهبی به سبک طالبان انتقاد کرده است. این مجاهد در حوزه سیاست خارجي نیز بسیار به جمهوری اسلامی و رهبران ایران نزدیک بوده است.

درباره جایگاه راهبردی ربانی در جامعه افغانستان نیز باید گفت که وی به خاطر مجاهدت ها و همچنین داشتن سوابقی از جمله ریاست جمهوری افغانستان و روحیه اعتدال دارای وزن سیاسی و محبویبت زيادي در میان مردم این کشور بود.

در این میان حضور استاد ربانی در جایگاهی چون ریاست بر شورای مهم عالی صلح و همچنین نحوه نگاه و مدیریت ربانی در این شورای تاثیر گذار نیز بسیار مهم است.

ربانی که به عنوان شخصیتی با تفکر مستقل شناخته می شد، در این شورا تلاش کرده بود که جایگاه ها را به افراد با اعتقاد واقعی به جریان صلح و کمتر تحت تاثیر برخی کشورهای غربی و عربی، بدهد و همین تدبیر ربانی توانسته بود قدرت نفوذ خارجي به‌ويژه عربستان سعودی را در شورای راهبردی صلح کاهش دهد.

به اذعان قریب به اتفاق ناظران و فعالان سیاسی در افغانستان، استاد ربانی به موفقیت های خوبی در تقویت صلح در میان قبيله‌ها و گروه های مختلف افغان در طی مدت ریاست بر شورای صلح بدون امتیاز دادن خاص به گروه های تندرو دست پیدا کرده بود.

نکته حائز اهمیت دیگر که در هفته های اخیر پررنگ‌تر شد، اختلاف های بنیادین ربانی با امريكا و عربستان در مورد فرایند نهادینه کردن صلح در افغانستان است که وي در آخرین اظهارنظرهايش عملا بی اعتقادی خود را به طرح مشاركت دادن طالبان به عنوان مهره امريكا و عربستان در فرآیند برقراری صلح ملی در این کشور بیان کرده بود.

موفقیت های ربانی در شورای صلح افغانستان که حاصل مدیریت وی بر اساس نگاه به منافع ملی این کشور بود، صحنه بازی را به ضرر منافع امريكایی ها در این کشور تحت اشغال ناتو تغییر داد.

از سوی دیگر امريكایی‌ها به دلیل تفکرات ضد ایرانی و ضد شیعی پررنگ طالبان تلاش می کردند که نقش این گروه تروریستی را در این شورا پر رنگ كنند تا در آینده به‌عنوان مانع برای گسترش بیشتر نفوذ ایران در این کشور باشد كه در واقع، بخشی از استراتژی دراز مدت تقویت جریان ضد شیعی و ایرانی در منطقه به‌ويژه در بخشی از قاره است.

همچنين حذف ربانی به‌عنوان يكي از رهبران پر نفوذ نزدیک به رهبران ایران، ضربه راهبردی به جریان حامی ایران و از سوی دیگر تقویت جریان ضد ایرانی در نهادهای تصمیم ساز و مشورتی دولت افغانستان محسوب می شود.

آخرین سخنرانی ربانی و انتقادهاي بی سابقه او علیه طالبان را برخی ناظران سیاسی عملا به نوعی خبر از استعفای وی در آینده نزدیک معنا کرده بودند و در این زمينه نیز مستنداتی موجود است. استعفای ربانی می توانست موجب برخی چالش های جدی از نحوه و ادامه جریان صلح دل‎خواه امريكایی ها شود، به همین دلیل حذف ربانی قبل از استعفاي او بسیار برای امريكایی ها برای رسیدن به اهداف‌شان در در این شورای مهم سودمندتر بوده است.

نکته دیگر پیگیری روند سیاست های امريكا در ماه های اخیر در افغانستان نشان می دهد که امريكایی ها تلاش کرده اند با تغییر استراتژی خود از جنبه نظامی گری رو به کار اطلاعاتی، نرم و نیمه سخت بیاورند که معمولا در جنگ اطلاعاتی و نیمه سخت ترور و حذف افراد تاثیر گذار در اولویت اول است. هم‌زمان با این تغییر رویکرد، راهبرد مذاکره با طالبان نیز در دستور کار جدی آنها قرار گرفت و بارها مسئولین نظامی و سیاسی امريكا بر این موضوع تاکید ویژه کردند.

در طی ماه های اخیر همچنین طالبان مذاکره با شورای صلح را پذیرفتند و ملا عمر رهبر این گروه به صراحت از مذاکره و گفت‌وگو استقبال کرد. بنابراين، راهبرد حذف و ترور به جای مذاکره آن‌هم ظرف یک مدت زمان چند روزه قابل تامل است، زیرا در فاصله حضور رباني در ایران و مدت کوتاه حضور وی در امارات تغییر استراتژیکی در مواضع ربانی و دولت کرزاری در قبال طالبان و یا حادثه مهم سیاسی و امنیتی در راستای مقابله با طالبان در افغانستان اتفاق نیافتاد که طالبان را به یک‎باره مصمم به حذف فیزیکی كند.

این استدلال نشان می دهد که آدرس غلطی از بیرون گرفته شده و این ترور در بیرون از گروه طالبان طراحی شده است. با این حال، می توان گفت این ترور سفارشی بوده است و در این مقطع که صحبت از گفت‌وگو و سهم دادن به طالبان در قدرت جدی شده، عاقلانه نيست كه ترور حداقل در دستور کار فعلي طالبان قرار بگيرد.

در عين حال، منفعت این ترور به جيب يك شریک سوم به‌نام عربستان نيز مي‌رود. امثال ربانی به علت مشخصه تفکر معتدل مذهبی مانع جدی نفوذ جریان سلفی و در نتیجه عربستان بودند. رابطه طالبان با عربستان سعودی نیز از روابط آشکاری است که نیازی به شاهد و سند در این زمينه نیست.

در طی سال‌های اخیر، طالبان اهرم و پیاده نظام آل سعود در افغانستان بوده و اساسا آل سعود برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران و جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، این گروه را با کمک امريكایی ها تاسیس و تقویت کردند.

در همین حال این ترور سفارشی یک توجیه مهم و یک معامله سودآور برای طالبان محسوب می شود و آن اینکه در عوض امريكایی ها از این طریق جای پای طالبان را به عنوان بزرگ‌ترین گروه مخالف و دشمن دیرینه جمهوری اسلامی ایران در شورای عالی صلح باز کرده است.

از سوی دیگر دو بحث مهمی که ربانی در اجلاس بیداری اسلامی در تهران به نخبگان جهان اسلام به عنوان یک متفکر بزرگ و تاثیر گذار در جهان اهل سنت مطرح کرد، آدرس های صحیح استراتژیک به انقلابیون منطقه بود که امريكایی ها و به‌ويژه سعودي‌ها را نگران كرد.

درخواست ربانی از ایران برای ایجاد دبیر خانه مرکزی و همیشگی برای مشورت اسلامی در تهران -که به معنای مرکزیت و محوريت ایران در میان کشورهای جهان اسلام بود- و همچنین عنوان کردن حزب الله لبنان به عنوان اهرم تأثیر گذار در معادلات فلسطین؛ دو آدرس صحیح و راهبردي بود که ربانی با سخنرانی خود در اجلاس تهران به متفکرین جهان اسلام ارائه داد.

از این رو ترور ربانی پس بلافاصله در بازگشت از ایران یک اعلام هشدار به متفکران اسلامی نيز هست که رابطه اعتقادی با ایران دارند و به لحاظ ديدگاه به جمهوری اسلامی نزدیک هستند. همچنین اين اخطار و پیام را براي افراد و جريان‌هايي داشت که برای الگوسازي به انقلابیون منطقه آدرس ایران را می دهند.

از طرف دیگر، با حذف ربانی عملا ضربه اساسی به جریان صلح در افغانستان وارد شده و این مسئله می تواند حضور بلند مدت ناتو در افغانستان را توجیه کند. حضور بلند مدت در افغانستان از خواسته های راهبردی امريكا است که حتی پس از اين ترور، برخی از مسئولین بلندپايه امريكایی تلويحاً با بيان اينكه "تا آخر کنار مردم افغانستان خواهند ماند!"، بیان کرده اند.

این در حالی است که ربانی چند روز قبل از ترور، خواهان خروج امريكایی ها از افغانستان شد و همواره از مخالفین امضاي پيمان امنيتي افغانستان با آمريكا بود.

موضوعی دیگری که امريكایی ها برای توجیه حضور بلند مدت در افغانستان به دنبال آن هستند، اختلاف قومیت ها در این کشور است. ایجاد اختلاف در این کشور چند قومیتی ماندن امريكا را برای ایجاد تعادل در افغانستان توجیه پذیرتر خواهد کرد. رباني يك یک تاجیک بود و تاجیک ها به مدد وی توانسته بودند پس از دو قرن برای خود اعتبار و اقتداری در افغانستان كسب كنند، حال متهم شدن طالبان که از قومیت پشتون است به ترور ربانی، افغانستان را در آستانه یک جنگ قومی قرار می دهد که همان توجیه خاص برای تمدید حضور امريكایی ها در افغانستان خواهد بود.

منفعت راهبردي دیگر امريكایی ها از این ترور تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی مردم افغانستان است. تلاش برای حذف رهبران جهادی افغان که نماد تفکر ضد استبدادی و استکباری در جامعه افغانستان هستند، تلاش برای حذف یا تضعیف عقبه این گونه جریان ها و ایجاد فضایی در کشور افغانستان برای به فراموشي سپردن این شخصیت ها توسط نسل جدید افغان از این تفکر ضد بیگانه و اشغالگر است.

امريكایی ها با این راهبرد تلاش می کنند تا در سال‌های آینده با هزینه کمتر در خاک افغانستان بمانند. یکی از ده ها شواهد دیگر این موضوع ایجاد ده ها شبکه ماهواره ای، روزنامه و سایت در فضای مجازی با حمایت مستقیم ملی و اطلاعاتی امريكا در جامعه افغانستان برای تحقق این راهبرد است.


چادری‌هاي تلويزيون: از زنان بی‌فرهنگ سریال‌ها تا کرشمه‌های مجریان

چادر یا همان حجاب برتر زن مسلمان ایرانی این روزها ملعبه دست بازیگران و مجریان تلویزیونی شده است تا هر روز از آن نمادی حقیر بسازند، از پوشش زنان بی سواد و بدبخت سریال‌ها گرفته تا بازیچه و دستاویزی برای عشوه‌ها و کرشمه‌های مجری‌ها.

چادر زن مسلمان ایرانی این روزها در موطن خود هم غریب افتاده است، غربتی نه در میان مردم بلکه در بین مسئولان.

چادر در میان مردم همچنان نماد وقار، حیا و عفت زن مسلمان ایرانی است اما برخی غفلت‌های مسئولان، زمینه ساز بعضی بی حرمتی‌ها به این حجاب برتر شده است.

موج اعتراضات مردم، نمایندگان مجلس و رسانه ها طی روزهای اخیر منجر به صدور دستوری از سوی رئیس قوه قضائیه مبنی بر "حذف پوشش اجباری چادر بر سر متهمان" شد، دستوری که باید دید مجری آن یعنی سازمان زندان‌ها از این پس آن را چگونه اجرایی خواهد کرد.

اما یکی دیگر از اعتراضاتی که مورد تأکید مردم و نمایندگان زن مجلس بود و صدا و سیما با سکوت از کنار آن عبور کرد شخصیت های زنان چادری در سریال‌ها و فیلم‌هاست، شخصیت‌هایی با سطح سواد و فرهنگ زیر صفر. شخصیت هایی که در تقسیم سیاه، خاکستری و سفید، "سیاه" هستند.

در سریال‌های سیما، بازیگران چادری یا همسرانشان معتادند یا دزد، خودشان هم کلفت خانه های مردم، اگر هم قرار باشد زنی از شهرستان به پایتخت قدم بگذارد که شک نکنید چادری است، پیرزن ها هم عمدتاً چادر به سر دارند مگر اینکه از قشر مرفه و با فرهنگ باشند!

این تنها بخشی از الطاف سیما به چادری‌هاست. کارگر خانه های مردم بودن یا شهرستانی بودن، بد نیست و هیچ ننگی ندارد اما نگاه بیماری که غالب شده است تا شخصیت‌های با فرهنگ، دنیادیده و دکتر و مهندس، با مانتو و روسری باشند و شخصیت های ضعیف با چادر به نمایش دربیایند، ایراد دارد.

حجت الاسلام جعفر شجونی هم بر این موضوع صحه می گذارد و می گوید: متأسفانه در سریال ها عمده زنان و مردان فقیر و گدا با چادر و ریش هستند.

وی با تأملی به ریشه وضعیت کنونی به خبرنگار فارس می گوید: "ریشه این نوع نگاه در صدا و سیما به قبل از انقلاب برمی گردد آن زمان که هر که لخت بود خانوم خانه بود و هر که چادر به سر داشت کلفت خانه، غافل از اینکه خانه ابدی خانوم خانه در قعر جهنم و خانه کلفت در بهشت است."

رهبر معظم انقلاب 23 اسفندماه 1373 در جمع معاونان صدا و سیما و مدیران کل این سازمان در استان ها فرمودند: "ما اصرار داریم و مقیدیم که در رادیو و تلویزیون حجاب چادر ترویج شود."

آیا امروز در تلویزیون جمهوری اسلامی چادر به درستی ترویج می شود؟ امروز کدام دختر نوجوان از شخصیت زنی که چادر را دور کمرش گره زده و دهانش را به هر کلامی باز می کند، الگو می گیرد؟

ای کاش حرمت چادر را شکستن تنها محدود به بازیگرانی بود که نقش منفی بازی می کنند، این روزها "چادر" پل ترقی برخی از مجری های تلویزیون شده است تا پایشان در رسانه ملی، محکم تر شود.

مجریانی که تنها رخت خود را عوض کرده اند برای تخت بهتر. پس دیدن عشوه‌ها و کرشمه‌ها و آرایش های تند و زننده از آنها حتی در لوای چادر هم دور از انتظار و عجیب نیست.

اما باید چقدر هزینه این غفلت ها را پرداخت و این الگوهای غلط را تا کی باید به خورد مردم داد؟ بهتر نیست استفاده از پوشش چادر برای برخی از این مجری ها در تلویزیون "ممنوع" شود تا خانم مجری هنگامی که قرار است برای مراسمی خارج از سازمان صدا و سیما دعوت شود به خود اجازه ندهد از پشت خط تلفن بگوید: "هم با مانتو می‌توانم اجرا داشته باشم هم با چادر!"

پوشش چادر حرمت دارد، اگر حرمتش حفظ شد تداوم می یابد وگرنه همین می شود که یک مجری به خود اجازه می دهد رنگ چادرش را با رنگ بزک صورتش هماهنگ کند و آن یکی هم از جایش بلند شده و وقیحانه در ویژه نامه جریان انحرافی اعلام ‌کند: " قطعاً چادر مشکی بدترین پوشش است."



سفر به دبی ؛حضور در کلاس موسیقی مختلط و ماجرای سونای خیابان ظفر را توضیح دهید!

سید عماد الدین خاتمی فرزند سید محمد خاتمی رییس دولت اصلاحات بهتر است به جای فرافکنی در مورد حواشی پیرامون خود به سئوالات طرح شده در بالا پاسخ دهد.




  اخیرا اخباری مبنی بر سفر پسر سید محمد خاتمی به خارج از کشور منتشر شد که بر اساس تحقیقات به عمل آمده محرمانه آنلاین این سفر حقیقت داشته است.

اما سید عماد الدین خاتمی که سخت از افشای مسائل پشت صحنه خود آشفته شده بود این خبر را تکذیب و اقدام به فرافکنی و بستن اتهامات واهی به برخی از رسانه های انقلابی کرد.

در همین رابطه تلاش کردیم تا حقایق بیشتری را از پشت صحنه زندگی آقازاده مظلوم سید محمد خاتمی افشا کنیم بر همین اساس برای ابهام زدایی از وی چند سئوال ساده را می پرسیم و امیدواریم وی این بار شفاف و شجاعانه پاسخ این سئوالات را به طور مبسوط بدهد.
1- جناب آقای سید عماد الدین خاتمی لطفا در مورد سفر سال گذشته خود به دبی برای ملت توضیحاتی را ارائه دهید و علت این سفر شخصی را برای مردم بازگو کنید؟

2- جناب آقای سید عماد الدین خاتمی لطفا در مورد حضور در کلاس های موسیقی مختلط در خیابان نیاوران برای ملت توضیح دهید؟

3- عماد الدین خاتمی لطفا در مورد حضور در سونای خیابان ظفر در آخر هر هفته به همراه آقازاده های برخی از زندانیان حوادث پس از انتخابات نیز برای ملت توضیح دهید.



دختر میرحسین موسوی دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه معرفی شده است

یک منبع آگاه به محرمانه آنلاین خبر داد که یکی از دختران میرحسین موسوی یکی از سران فتنه سبز به دلیل تخلفات دانشگاهی دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه خود معرفی شده است.





(ک- موسوی) دختر میرحسین موسوی یکی از سران فتنه سبز به دلیل تخلفات دانشگاهی و اقدام به اعمال غیر متعارف دو بار به کمیسیون تخلفات دانشگاه خود معرفی شده است.


این منبع اگاه تاکید کرد:(ک- موسوی) دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر دو بار به دلیل اعمال خارج از عرف به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شده است که در نهایت با اخذ تعهد از تخلفات وی صرف نظر می شود.


این منبع آگاه  در خاتمه تصریح کرد: البته تخلفات اداری در انتخاب رشته و گزارش تخلف به دایره امتحانات از دیگر تخلفات دختر موسوی محسوب می شود.




+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 23:1  توسط تاج سر  | 

ساكتين فتنه را "اصولگرا" نمي‌دانيم

نماینده رباط‌کریم در مجلس با بیان اینکه ما با ساکتین فتنه و افرادی که با فتنه 88 و فتنه‌گران همراهی کردند، مخالفیم، تأکید کرد که ما افرادی که در فتنه 88 سکوت کردند را به عنوان "اصولگرا" نمی‌شناسیم.


 حجت‌الاسلام حسن نوروزی نماینده مردم رباط کریم در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به لزوم وحدت اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم، اظهار داشت: اصل حضور اصولگرایان در انتخابات آتی امری مسلم و واجب است.

وی افزود: ما پیرو رهبر معظم انقلابیم و نظر ایشان نیز بر تقویت انتخابات است و اصولگرایان نیز به این مسئله معتقدند.

نماینده مردم رباط‌کریم در مجلس با بیان اینکه حضور اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم باید با وحدت همراه باشد، گفت: زمانی که مشاهده می‌کنیم که در رأس جریانات اصولگرا حضرات آیات مهدوی‌کنی، مصباح یزدی و یزدی قرار می‌گیرند، ما با اعتقاد به این جریان می‌پیوندیم و باید منویات مقام معظم رهبری را در این مسیر قرار دهیم و بر این اساس به میدان آییم.

به گفته وی، برخی از افرادی که با فتنه 88 همراهی کردند و در ستاد موسوی بودند و عده‌ای که در این فتنه سکوت کردند و با سکوتشان به نفع جریان فتنه اقدام کردند و امروز خودشان را اصولگرای واقعی می‌دانند و می‌گویند چون جریان انحرافی در دولت پیش آمده، بنابراین جریان احمدی‌نژاد جریان باطلی بوده و چون ما طرفدار موسوی بودیم و سکوت کردیم، پس ما اصولگرا هستیم، اما باید به این افراد بگوییم که اصولگرایان این موضوع را قبول ندارند.

"ما معتقدیم که جریان فتنه و جریان انحرافی مطرود است و اعتقاد داریم که مصداق بارز اصولگرایی آن افرادی هستند که به تبعیت از مقام معظم رهبری مقابل جریان فتنه ایستادند، در نطق‌ها و سخنرانی‌هایشان از این جریان اعلام انزجار کردند و تبری جستند، مقابل جریان انحرافی ایستادگی و سعی کردند که در خدمت افکار بلند مقام معظم رهبری باشند، تلاش کردند که فتنه برای همیشه از ایران رخت بربندد و با هدف و انگیزه بودند، این جریان از نظر ما یک جریان اصیل و مسلم اصولگرایی است."

حجت‌الاسلام نوروزی بر همین اساس متذکر شد: ما به محدود کردن اصولگرایان و اینکه چون بحث "وحدت" اصولگرایان پیش آمده است، بنابراین باید همه جرگه اصولگرایی را ما منحصر به چند حزب کنیم، به هیچ وجه معتقد نیستیم.

وی ادامه داد: ما اصولگرایان زیادی داشتیم که در انتخابات 88 و فتنه پس از آن میدان‌داری کردند و در دولت‌های نهم و دهم تلاش و فعالیت زیادی انجام دادند و در برابر اصلاح‌طلبان و جریان فتنه و فتنه گران ایستادگی کردند، بنابراین باید جریان اصولگرایی را به گستردگی همان کسانی که توانستند رأی 24 میلیونی بی‌آفرینند، ‌گسترش دهیم.

این نماینده مجلس هشتم همچنین تأکید کرد: ما نباید بگوییم که چون جریان انحرافی در دولت پیش آمد، بنابراین جریان احمدی‌نژاد معنا ندارد و برگردیم به چند اصولگرای انگشت‌شماری که 10 تا 15 سال پیش میدان‌داری می‌کردند که اگر این‌گونه باشد ما با شکست مواجه خواهیم شد و اصلاح‌طلبان روی کار خواهند آمد.

وی اضافه کرد: ما باید جریان اصولگرایی و حزب‌الله را تقویت کرده و بزرگ بدانیم و سعی کنیم که اصولگرایان بزرگ با هم در یک لیست واحد حضور داشته باشند.

حجت‌الاسلام حسن نوروزی در خاتمه گفت‌وگوی خود با فارس به شاخص‌های افرادی که قرار است در لیست واحد اصولگرایان قرار گیرند، اشاره و تصریح کرد: ما با ساکتین فتنه و افرادی که با فتنه 88 و فتنه‌گران همراهی کردند، مخالفیم و ما باید کسانی را که در اعلامیه‌ها، نوشتارها و گفتارهایشان جریان مسلم اصولگرایی را تقویت کردند و در برابر فتنه ایستادگی کردند را اصولگرا بدانیم وگرنه ما افرادی که در آن روزها سکوت کردن را به عنوان "اصولگرا" نمی‌شناسیم.



سند عنايت ويژه كروبي به مشاور فراري

همكار نشريات زنجيره اي در دولت اصلاحات معتقد است اگر كروبي ذره اي اعتقاد به تحركات كساني چون واحدي در خارج كشور داشت، پسر خود را از رفتن به خارج منع نمي كرد.


داريوش سجادي با اشاره به قلمبه سلمبه گويي هاي سردبير فراري روزنامه آفتاب يزد و ادعاي تشكيل كنگره ملي اپوزيسيون نوشت: اينجانب هيچ وقت اپوزيسيون نبوده و نيستم و ادعاي اپوزيسيون بودن هم نداشته ام. اين به معناي آن نيست كه با اپوزيسيون يا اپوزيسيون بودن مشكل دارم. اما درست يا غلط اپوزيسيون براي بنده تنها در داخل مرزهاي ملي ايران و با رعايت اصول و آداب مشروع سياست ورزي قابل فهم و درك و پذيرش است و پيشتر آنچه كه در خارج از كشور خود را تحت عنوان اپوزيسيون معرفي كرده و مي كند را تحت عنوان «بيزينس» در پست «اپوزيسيون تاجر» معرفي كرده ام.
وي در وبلاگ خود (سخن) از واحدي كه مي كوشد به نيابت از كروبي سخن بگويد، خواست كه اگر ژورناليست است در همان حد بماند و اداي اپوزيسيون بازي و فعال سياسي را در نياورد؛ «اما برادرانه از شما خواهش مي كنم لااقل در اين جايگاه نوين روي پاي خود بايستيد» و شيخ را به حال خود بگذاريد. براي شيخ اگر چنين ماجراجويي هايي ارزش داشت به فرزندشان امر نمي كرد كه تحت هيچ شرايطي كشور را ترك نكنند! تا اينك مانند عموم «اپوزيسيون خارج از كشور»!!! مبتلا به هذيان گويي سياسي شوند! زياده فعلا عرضي نيست.
سجادي همچنين به ذكر ماجرايي از روزهاي اوج فتنه سال 88 پرداخت و به تجمع شماري از مخالفان در نيويورك اشاره كرد كه در آن زمان خانم سانتي مانتالي شعارهاي آن چناني عليه جمهوري اسلامي داده است و به نوشته سجادي «آن خانم گفت اگر من كه 20 سال است از ايران خارج هستم، امروز به تهران برگردم و در فرودگاه شعار بدهم آيا من را بازداشت نمي كنند. در پاسخ گفتم اولا شما مگر مريضيد كه بعد از 20 سال كه مي خواهيد به ايران برگرديد اصرار داريد در بدو ورودتان و در همان فرودگاه شعار بدهيد؟! خوب مثل بچه آدم بريد كشورتان و بعد از اين همه سالهاي دوري به اقوام تان سر بزنيد! ثانيا علي رغم تصورتان مطمئن باشيد در چنان حالتي نيز ماموران مستقر در فرودگاه با شما برخورد خاصي نمي كنند و تنها شما را هدايت به گيت خروجي كرده و تحويل خانواده تان مي دهند حداكثر مي گويند طرف ديوانه است و تحويل خانواده تان مي دهند! چرا كه حكومت مي فهمد به شعار و مواضع كسي بايد واكنش نشان دهد كه از حداقلي از نفوذ كلام نزد مخاطب برخوردار است.



بازگشت مهاجرانی با خر تراوا

عطاءالله مهاجراني پس از چند ماه غيبت از چشم رسانه ها، با شبكه سعودي العربيه مصاحبه كرد و گفت بعيد مي داند بتواند از همان سالن VIP فرودگاه به كشور بازگردد.

سوار وارونه درازگوش تروا

به گزارش کلمه وزير ارشاد دولت اصلاحات به العربيه گفت: با اراده خود و از سالن VIP فرودگاه از كشور خارج شدم اما بازگشتم از همان سالن را بعيد مي دانم. من مدت زمان اقامت در لندن را 10سال تعيين كردم اما شرايط بازگشت به ايران، منوط به شرايط سياسي، خانواده و تحصيل فرزندان است. روزنامه كيهان نزديك به آيت الله خامنه اي هر روز عليه من مطلب مي نويسد. در اين شرايط بازگشت سخت است. هنگامي كه در پارلمان بودم با آيت الله خامنه اي در ارتباط بودم و در مورد مسائل فرهنگي، شعر و داستان بحث مي كردم.
مهاجراني مي گويد كه به عنوان يك سياستمدار تلاش مي كند براساس مرحله كنوني موضع گيري كند و به همين دليل باولايت فقيه براساس قانون اساسي موافق است.
مهاجراني همچنين در وبلاگ خود (مكتوب) متن نوشته اخيرا موسوي خوئيني ها را كه طي آن تصريح كرده بود «بدون ترديد بنده و دوستان، مخالف شعار جمهوري ايراني در برابر جمهوري اسلامي و نيز مخالف شعار عليه رهبري و آتش زدن عكس امام هستيم.» منتشر كرد و نوشت: با توجه به سانسور نوشته آيت الله موسوي خوئيني ها در سايت هاي خبري وابسته به جنبش سبز، به نظرم رسيد نوشته ايشان را بازنشر كنم.
وي در مصاحبه با العربيه مي گويد اتفاق رژيم عراق و پايان جمهوري اسلامي در ايران رخ نخواهد داد و اگر حمله اي به ايران صورت بگيرد ناچار خواهد شد از رهبري و رئيس جمهور دفاع كند.
مهاجراني چند ماه پيش بر سلامت اقتصادي آيت الله خامنه اي و اطرافيان وي تاكيد كرد كه همين باعث اعتراض گسترده در محافل ضدانقلاب شد و از همان زمان وي در محاق رفت. برخي محافل معتقدند پس از شكست فتنه گران در احياي آشوب ها در اواخر بهمن و اسفند سال گذشته، روابط مهاجراني (باني سناريوي اسب تروا در 22 بهمن 88) و كديور به تيرگي گراييده و منجر به اختلاف در مديريت جرس و حلقه لندن شده است اما تحليل ديگري بر آن است كه اين بي ثباتي و حركات پاندولي، بخشي از شخصيت بي ثبات وزير ارشاد دولت خاتمي به شمار مي رود كه زماني نسبت به سوءاستفاده گروهك هايي نظير نهضت آزادي از فضاي آزاد رسانه اي و سياسي و پيدايش يلتسين هاي برانداز در كشور به نام اصلاحات هشدار مي داد و همان زمان به پشتيباني گسترده از جريان هاي مذكور مي پرداخت. حضور و سخنراني سال گذشته مهاجراني در كنفرانس يكي از لابي هاي صهيونيستي در واشنگتن كه توسط برخي رسانه هاي ضدانقلاب لو رفت، يكي از نقاط تاريك كارنامه عملكرد سال هاي اخير وي به شمار مي رود.
ظاهرا وزير ارشاد خاتمي بعد از شكست فتنه آمريكايي-اسرائيلي 88 و كمرنگ شدن حمايت مشترك MI6، و لابي صهيونيستي از امثال وي و مخصوصا دنده عقبي كه با همين انگيزه از سوي خاتمي و خوئيني ها و... مشاهده مي شود، نامبرده تصميم گرفته است كه اگر شده به طور وارونه بر درازگوش تروا نيز سوار شود، خود را به ايران برساند!

وطن فروش هستيم ، اما نه اينقدر!
اصرار رسانه هاي وابسته به گروه هاي اپوزيسيون خارج نشين بر حمايت از تجزيه طلبي در ايران باعث شد يكي از همين رسانه ها خواستار رعايت «الزامات ايراني بودن» شود.
پايگاه اينترنتي روز آن لاين در سوابق خود مصاحبه هاي جانبدارانه با سران گروهك هاي تجزيه طلبي نظير ريگي و پژاك و... را به وفور دارد اما به دنبال تحرك گسترده شبكه ها و تلويزيون هاي ضدانقلاب براي ترويج بي سابقه تجزيه طلبي در كردستان و آذربايجان و ديگر مناطق كشور، به غيرت آمده و از اين افراطي گري كوركورانه انتقاد كرده است.
روزنت مي نويسد: متاسفانه در يكي دو سال گذشته به ويژه در دو ماه اخير شاهد دگرگوني رويكردها در برنامه هاي كانال هاي تلويزيوني فارسي زبان در خارج كشور بوديم كه احتمالا از عدم درك منافع و مصالح بلندمدت مردم ايران ناشي مي شود. اين رسانه ها، به ويژه تصويري، با برجسته سازي شكاف هاي قومي به طرز نامناسبي برنامه ها و ميزگردهاي جهت دار و يك طرفه اي را با حضور عناصر قوميت گرا ترتيب دادند كه در نهايت به تضعيف يكپارچگي ملي و دستكاري ساختارهاي هويتي مي انجامد. بديهي است هر دولت-ملتي براساس يك سري ارزش ها تشكيل مي شود و مردم، نهادهاي مدني، نخبگان و روشنفكران و... سعي مي كنند با دفاع از اين ارزش ها موجوديت ملي را حفظ و يا تقويت نمايند. دولت-ملت ما نيز براساس ارزش هاي اوليه و خطوط قرمزي شكل گرفته است كه تضعيف يا تعرض بدان مساوي با تضعيف موجوديت ملت خواهد بود.
اين تحليل مي افزايد: اين سرمايه (حس ملي) پس انداز و پشتوانه اي ارزشمند است كه مردم ما به هنگام مواجهه با بحران ها و احساس خطر بدان رجوع مي كنند و جنگ هشت ساله با عراق و زلزله بم نمونه هاي اخير آن به شمار مي روند. ولي با كمال تاسف شاهديم كه رسانه هاي شاخص فارسي زبان اعم از دو تلويزيون شناخته شده و برخي راديوها از طريق مصاحبه ها و ميزگردها و برخي اخبار و... در حال تعرض به اين دارايي اند. شايد سوداي مبارزه با جمهوري اسلامي « به هر قيمت» باعث شده است اين رسانه ها برنامه هايي را در خروجي خود قرار دهند كه بسياري از عناصر واگرا كه در پيشينه خود ايران ستيزي و مجادله با تماميت ارضي را دارند به عنوان فعال مدني و يا هويت طلب، فعال ملي آذربايجان، كردستان و... توصيف مي شوند و توليد ادبيات واگرايي و نفرت صورت مي گيرد.
روزنت هدف اين شبكه ها را «غيريت سازي در برابر هويت ملي ايراني» توصيف كرده و مي افزايد: يكي از همين كانال ها به بهانه خنثي سازي گروه تروريستي پژاك، زمينه مناسب را براي طرح گزاره هاي تبليغاتي چون فدراليسم، خودمختاري و ستم قومي فراهم مي سازد و خودمختاري را براي جامعه كردي مفروض مي گيرد. بدون اينكه به اين مهم توجه داشته باشد كه كردهاي ايراني به قدري با ساير هم ميهنان خود قرابت تاريخي، فرهنگي و قومي دارند كه در نزد بيشترشان چنين تمايلاتي اعتبار ندارد. مطرح كردن توسعه نيافتگي مناطق پيراموني به علل ناشي از تبعيض قومي و... مسائلي است كه هيچگاه از حد ادعا فراتر نرفت و مدعيان نيز نتوانسته اند تاكنون با استناد به مدارك و اسناد آن را به مرحله «اثبات» برسانند.
اين رسانه وابسته به اپوزيسيون خارج نشين از شبكه هاي تلويزيوني مذكور خواست «اگر توليدات خود را براي ايران و ايرانيان فراهم مي كنندو اگر خود را بخشي از ملت ايران مي دانند، بيش از هرچيز الزامات ايراني بودن را فراموش نكنند و به مصالح ملي پايبند باشند. پايمال كردن ارزش هاي ايراني موجي براي دموكراسي خواهان و صلح طلبان ندارد. اين شبكه ها فقط غيريت سازي و تحريك به درگيري درون قوميت هاي ايراني مي كنند. آيا چنين روندي منجر به توسعه و دموكراسي مي شود؟ جامعه ما صدسال است كه از اين مسائل عبور كرده و دامن زدن به اين مسير قهقرايي به چه معناست».
هرچند نويسنده روزنت نخواسته معنا و علت اين هدفگذاري رسانه اي عليه تماميت ارضي ايران را بازخواني كند اما كافي است به اين نكته عنايت داشته باشيم كه گروه هاي تجزيه طلب مشخصا با سرويس هاي جاسوسي موساد، سيا و ام آي6 انگليس در ارتباط هستند و اساسا براي ايجاد غائله هاي مرزي و خدشه در تماميت ارضي و اقتدار ملي تاسيس شده اند. چندماه پيش، داودي مهاجر از عناصر ضدانقلاب فراري پس از حضور در يكي از نشست هاي راه اندازي شده توسط عليرضا نوري زاده (همكار فراري حزب خلق مسلمان و مزدور سازمان سيا) فاش كرد در اين نشست بحث هاي تجزيه طلبان پي گيري شده و اصل سمينار به كمك دلارهاي رژيم سعودي و با هدايت استخبارات اين رژيم راه اندازي شده است.

چرا كام شما تلخ شده است؟!
عضو ستاد جعلي «اصولگرايان حامي موسوي» در سال 88، از خطبه هاي روشنگرانه آيت الله جنتي در نماز جمعه تهران ابراز ناخرسندي كرد.
سيدرضا اكرمي با وجود راهيابي به مجلس هشتم به واسطه حضور در فهرست اصولگرايان، بارها در زمين فتنه گران ايفاي نقش كرده است. او در مصاحبه با خبرگزاري ايلنا از اظهارات اخير آيت الله جنتي انتقاد كرد و گفت: در حال حاضر در مورد انتخابات مجلس نهم بحث هاي مختلفي وجود دارد، اما صحبت هاي آيت الله جنتي در نماز جمعه تهران درباره انتخابات مرا به شگفتي آورد؛ چرا كه ما بايد شرايط حضور حداكثري مردم در انتخابات را فراهم كنيم، نه اينكه با تكيه بر زخم هاي كهنه و جديد در كشور در برابر حضور مردم خواسته يا ناخواسته سد ايجاد كنيم.
وي افزود: شوراي نگهبان بايد بر حسب قانون عمل كند، نه اينكه 6 ماه قبل از برگزاري انتخابات داد و فرياد راه بياندازد و اين فضا را مخدوش كند، چرا كه در شرايط فعلي نبايد از تريبون مهمي مثل نماز جمعه تهران از ادبيات اختلاف افكنانه استفاده كرد.
وي كه به اعتبار حمايت از فتنه گران، از دبيري جامعه وعاظ بركنار شده، توضيح نداده كه اولاً چرا بايد هشدارهاي آيت الله جنتي به جريان فتنه و جريان انحرافي و تأكيد بر مقابله شوراي نگهبان با اين جريان هاي ضد مردمي، كام او را تلخ كند و تأكيد بر لزوم برخورد با منحرفان و فتنه گران چه مغايرتي با حضور حداكثري مردم در انتخابات دارد؟ ثانياً او چرا روشنگري در قبال محافل همسو با ضد انقلاب را ادبيات اختلاف افكنانه مي خواند. آيا قرار بوده مانند برخي حضرات با جريان هاي معارض با اصول انقلاب وحدت داشته باشيم؟ و مثل موسوي حرمت شكنان روز عاشورا را مردمان خداجو بخوانيم؟! ثالثاً اين روشنگري آن هم از سوي دبير شوراي نگهبان عين قانون گرايي است.


نفوذي نيست ، نشان به آن نشان كه كروبي را بيچاره كرد !

مشاور خارج نشين كروبي اصرار دارد كه بگويد مدحي شماره 2 و نفوذي جمهوري اسلامي نيست.
مجتبي واحدي با انتشار مقاله اي، به برخي عناصر مخالف در خارج و داخل كشور كه او را «هذيان گو»، «جرزن» و «دير از راه رسيده و زود مي خواهد برود» توصيف كرده اند، اعتراض كرد. او نوشت:« يكي از دوستان كه شرايط او را خوب درك مي كنم (سعيد شريعتي) به تحقير من پرداخت و لودگي پيشه ساخت. در خارج كشور هم يكي از دوستان مرا به هذيان گويي متهم كرد. او را هم درك مي كنم زيرا در ميان كساني كه ظاهراً از آنها به عنوان اپوزيسيون نام برده مي شود تنها كسي كه پس از كودتاي بيست و دوم خرداد، با آسودگي خيال به ايران رفت و آمد مي كند همين فرد است. مهم تر از دو واكنش فوق الذكر، خبري بود كه امروز در برخي سايت هاي حكومتي خواندم و اطمينان من به صحت راه خود را بيشتر كرد. اين سايت ها در متني كه دستپاچگي و كلافگي در آن هويداست اعلام كرده اند كه پيشنهاد من، مي تواند بازي جديد وزارت اطلاعات پس از «پروژه مدحي» باشد. من هنوز نمي دانم آنچه به عنوان پروژه مدحي مطرح شد واقعيت دارد يا نه اما به فرض كه ادعاي رسانه هاي حكومتي ايران در خصوص همكاري مدحي با سيستم اطلاعاتي ايران درست باشد آنگاه بايد به هوشمندي وزارت اطلاعات و رسانه هاي مواجب بگير جمهوري اسلامي ترديد كرد. اگر پيشنهاد من در مورد كنگره ملي و تماس هايي كه براي پيشبرد اين پروژه انجام مي دهم پروژه وزارت اطلاعات بود قاعدتاً آنها بايد دست نگاه مي داشتند تا عده زيادي در اين دام بيفتند و سپس جشن ديگري همچون «MADHI SHOW» به راه بيندازند».
هر چند كه برخي محافل ضد انقلاب معتقدند تحركات كساني چون واحدي باعث لوث شدن تجمعات خياباني و تحليل نيروي مخالفان و نيز شناسايي و دستگيري تعدادي از آنها در دو ماه بهمن و اسفند 89 شده، اما با توجه به شواهد و تجربيات كيهان از جريانات اپوزيسيون بعيد به نظر مي رسد كه واحدي، نفوذي وزارت اطلاعات باشد، او بعد از خروج قانوني از ايران كه قرار بود كوتاه مدت باشد به فاصله اندكي مورد پذيرش مقامات انگليس قرار گرفت و احتمالا به دليل ترديد نسبت به لو رفتن همكاري قبلي خود با سفارت انگليس در تهران و بيم از بازداشت در صورت بازگشت، همانجا ماندني شده است. از سوي ديگر چنانچه حضور وي در كنار برخي مشاوران مشابه باعث سقوط آراء كروبي از حدود 4 ميليون رأي به 300 هزار رأي (كمتر از آراي باطله) شد، اين موضوع نمي تواند ربطي به وابستگي واحدي به سيستم امنيتي و اطلاعاتي كشور باشد و صرفاً - كمي تا قسمتي- به مسئله بهره هوشي و عقل سياسي نامبردگان ارتباط پيدا مي كند كه آن هم به شهادت 33 سال گذشته، در امر سازماندهي اپوزيسيون مقيم خارج از كشور (در پروژه كذايي كنگره ملي) خللي ايجاد نمي كند.
گفتني است در پي اظهارات واحدي مبني بر اينكه حاضر است حتي با گروه هاي تروريست مذاكره كند، سعيد شريعتي در فيس بوك نوشت: «اي آقا پسري كه يك تنه كنگره ملي تشكيل مي دهي آن هم با مذاكره با تروريست هاي سابق، جر نزن، برو ته صف. آنها بيست و اندي سال پيش شوراي مقاومت تشكيل داده و رئيس و انقلاب اسلامي در هجرت دارند و هزار تا از اين ادعاها. درسته كه يه نفري، اما صف بربري نيست كه يه دونه را بي صف بدهند».



حركت‌های عظیم اسلامی اخیر مقدمه تحول بزرگ‌تر و حاكمیت اسلام


حركت‌های عظیم اسلامی اخیر مقدمه تحول بزرگ‌تر و حاكمیت اسلام/ مراقب تهديدها از جمله اختلاف شيعه سني باشيد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سه‌شنبه شب در دیدار علما، نخبگان و روشنفكران شركت كننده در پنجمین مجمع عمومی جهانی اهل بیت علیهم السلام و همچنین نمایندگان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در كشورهای مختلف، ضمن بیان ظرفیت های پیروان اهل بیت علیهم السلام و همچنین تهدیدهای پیش‌روی جهان تشیع و امت اسلامی، تأكید كردند: حركت‌های عظیم اسلامی اخیر در دنیای اسلام، مقدمه تحولی بزرگ‌تر و حاكمیت اسلام است و موضع پیروان اهل بیت علیهم السلام، حمایت از این حركت های اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار كه در تالار آئینه حرم مطهر امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس برگزار شد، در بیان ظرفیت ها و امتیازات مکتب اهل بیت علیهم السلام خاطر نشان كردند: اولین ملت و كشوری كه توانست نظام مبتنی بر اسلام و قرآن را به‌وجود آورد، یك ملت و كشور پیرو اهل بیت علیهم السلام بود.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: امروز جوانان كشورهای اسلامی برای رسیدن به آمال و آرزوهای خود، به‌جای مكاتب مادی متوجه تعالیم اسلامی شده اند و این افتخار به بركت حركت ملت ایران به‌وجود آمده است.

ایشان حركت های اسلامی اخیر در مصر، تونس، لیبی، بحرین و یمن را از الطاف الهی خواندند و خاطر نشان كردند: موضع ما حمایت از این حركت ها و تقویت آنها است و امیدواریم این حركت های اسلامی منجر به قطع كامل سلطه دشمنان اصلی یعنی صهیونیست ها و آمریكا شود.

رهبر انقلاب اسلامی تأكید كردند: در كنار این امتیازات و ظرفیت ها باید مراقب تهدیدها و آسیب ها نیز بود كه از جمله آنها ایجاد اختلاف میان مذاهب گوناگون اسلامی به‌ویژه شیعه و سنی است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید بر اینكه ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی با انگیزه های سیاسی بین المللی انجام می گیرد، افزودند: دنیای استكبار در كنار سیاست اسلام هراسی، سیاست شیعه هراسی را نیز به صورت ویژه دنبال می كند كه باید در مقابل این تلاش‌ها كاملا هوشیار بود.

ایشان با تأكید بر اعتقاد راسخ پیروان اهل بیت علیهم السلام بر وحدت میان امت اسلامی خاطر نشان كردند: سعادت امت اسلامی به‌ویژه سعادت شیعیان در گرو اتحاد میان امت اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به شكست مكاتب مادی در پاسخگویی به نیازهای بشری و سوالات جدید، تأكید كردند: باید معارف دینی از جمله معارف اهل بیت علیهم السلام متناسب با نیازهای روز در اختیار مسلمانان و جوامع غیر اسلامی قرار گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان تأكید كردند: تحولات كنونی در دنیای اسلام نوید بخش آینده روشنی است و نشانه های این آینده روشن و تحول عظیم آشكار شده است.

در ابتدای این دیدار شیخ نعیم قاسم معاون دبیركل حزب الله لبنان، شیخ حسن سلطان از بحرین، حجت الاسلام و المسلمین اكبری از افغانستان، سیدعمار حكیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق، حجت الاسلام و المسلمین شیخ العمری از عربستان و خانم هاجر حسینی از آمریكا، به بیان دیدگاه‌های خود در خصوص تحولات منطقه و بیداری اسلامی و رشد روزافزون گرایش به اسلام در جهان پرداختند و ضرورت هوشیاری در مقابل تهدیدهای دشمنان امت اسلامی و لزوم وحدت بیش از پیش دنیای اسلام را مورد تأكید قرار دادند.

در این دیدار همچنین حجت الاسلام و المسلمین اختری دبیركل مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام ضمن ارائه گزارشی از اجلاس پنجم مجمع عمومی، به حضور بیش از پانصد نفراز فرهیختگان و نخبگان از ١١٠ كشور جهان در این اجلاس اشاره كرد.




ژست خط قرمز بودن شعارهاي خاتمي و برخورد با سازهاي ناكوك


ژست خط قرمز بودن شعارهاي خاتمي و برخورد با سازهاي ناكوك، تلاش براي فرستادن چراغ خاموش مهره‌ها به مجلس

  در فاصله كمتر از شش ماه مانده تا انتخابات مجلس نهم، بحث نحوه حضور جريان فتنه و متعلقين به آن در انتخابات، يكي از مباحث اختلافي و داغ در ميان چهره‌هاي وابسته به اين جريان است، به‌طوري كه هر يك از طرح‌هاي "تحريم"، "مشاركت مشروط" و "مشاركت فعال" طرفداراني دارد.

در عين حال، بخش عمده‌اي از جريان فتنه و افرادي مانند خاتمي و موسوي خوئيني‌ها كه سياسي‌كاري‌هايشان بر وجوه ديگر فعاليت سياسي مي‌چربد، معتقد هستند كه در صورت پيگيري كردن سناريوي تحريم، عملاً جريان اصلاح‌طلب كه در اثر حوادث سال 88 و تغيير ماهيت به آنچه كه آن را جنبش سبز مي‌خوانند، به يك جريان اپوزيسيون و نامطلوب تبديل شده و كارآيي خود را از دست داده، به سرنوشت نهضت آزادي دچار خواهد شد.

طيف مخالف تحريم با تأكيد بر باقي ماندن در قدرت به هر قيمتي كه شده و بازسازي جريان فتنه با تغيير عنوان از جنبش سبز به همان جريان اصلاح‌طلب، مي‌گويند بايد به‌نحوي عمل كرد كه براي تحريم نكردن انتخابات از نظام امتيازهايي گرفته شود و در مقابل كمترين امتياز داده شود.

بر اين اساس، عوامل داخلي جريان فتنه تقريباً به اين جمع‌بندي رسيده‌اند كه در مقطع فعلي بايد بر مشاركت مشروط تأكيد شود و مرزهاي اين شروط را نيز همان شرط‌هاي خاتمي تعيين مي‌كند، اگرچه به‌دليل القاي فضاي منفي در افكار عمومي از تعبير "شرط گذاري" به نوعي منت گذاشتن، بايد به‌جاي استفاده از اين تعبير از الفاظي مانند "الزامات و بديهيات برگزاري انتخابات آزاد" استفاده شود.

جريان فتنه در اين چارچوب تصميم گرفته است كه در شرايط فعلي با هرگونه ساز ناكوك كه اين تلقي ايجاد شود كه شروط خاتمي نوعي ژست است و در عمل، حاضر به كوتاه آمدن از آن هستند، برخورد شود. در اين زمينه، حتي از حجم فعاليت‌هايي كه مصطفي كواكبيان به‌عنوان هماهنگ كننده اقليت مجلس و اسحاق جهانگيري به‌عنوان هماهنگ كننده كشوري آغاز كرده بودند، كاسته شده و به آن‌ها نيز در اين زمينه تذكر داده شده است.

اين طيف معتقدند كه يكي از كاركردهاي سناريوي مشاركت مشروط، متفق كردن جريان فتنه با ظرفيت‌هايي مانند برخي از نمايندگان مجلس است كه منتسب به جريان اصلاح‌طلب هستند اما در جريان فتنه برخورد نامعقولي نداشته‌اند و قرار گرفتن آن‌ها در كنار عناصر تابلودار فتنه، امكان سفيد شدن اين عناصر را نيز فراهم مي‌كند.

بر اساس سناريوي مشاركت مشروط كه امتيازگيري حداكثري و امتيازدهي حداقلي را در خود دارد، پيش‌بيني شده كه يا نظام شروط خاتمي را مي‌پذيرد و فضا را براي آن‌ها باز مي‌كند كه به معناي پيروزي اين جريان است و يا صحنه را بر فتنه‌گران مي‌بندد كه در نتيجه با مظلوم‌نمايي و بدون اعلام تحريم مشابه اقدامي كه مجمع روحانيون در انتخابات مجلس چهارم (سال 72) كرد، كنار مي‌كشند و از اين عقبه مظلوم‌نمايي براي انتخابات رياست جمهوري يازدهم استفاده مي‌كنند.

در عين حال، سناريوي مشاركت مشروط و حتي كنار كشيدن از انتخابات، پروژه آشكار جريان فتنه است اما در كنار اينكه با دست پس مي‌زنند و با افرادي كه خارج از اين چارچوب اظهارنظر يا فعاليتي كنند، برخورد مي‌كنند، قرار شده است كه به صورت چراغ خاموش تا حدي كه امكان دارد، افرادي به داخل مجلس فرستاده شوند تا پتانسيل يك جريان اقليت متمايل به فتنه در قوه مقننه از دست نرود.

اين در حالي است كه سياست قطعي نظام در برخورد با عناصر جريان فتنه، بر خلاف توهم "چراغ سبز براي بازگشت"، ميدان دادن به آن‌ها در صورت اعلام برائت و توبه است و با سوختن تاكتيك شرط‌گذاري براي فتنه جديد، عملاً امكان فعاليت انتخاباتي براي افرادي كه نخواهند با فتنه مرزبندي كنند، وجود نخواهد داشت.

شرط گذاري براي انتخابات جزو سياست‌هاي مسبوق به سابقه جريان‌هاي اپوزيسيون مانند منافقين و نهضت آزادي است.




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 19:1  توسط تاج سر  | 

نفر پنجم انتخابات اعلام کرده که آزاد شود ساکت می شود!

 

شنیده های خبرنگار ندای انقلاب از آخرین وضعیت نفر پنجم انتخابات دهم ریاست جمهوری آن است که وضعیت روحی نامبرده به شدت به هم ریخته است و بعضا به گریه افتاده و فریادهایی سر می دهد.

مهدی کروبی گفته است:" من را آزاد بگذارید علیه هیچ یک از مقامات حرف نمی زنم "!

گفته می شود وی را برای تفریح و تمدد اعصاب به استخر و راهپیمایی می برند.
لازم به ذکر است مهدی کروبی که پس از انتخابات ریاست جمهوری با رایی حدود ۳۰۰ هزار عدد! و کمتر از آرای باطله! مدعی تقلب در انتخابات شده بود.


رسانه وابسته به اپوزیسیون بااشاره به سلب اعتماد نظام ازفتنه گران نوشت:

جریان اصلاحطلب خاتمی محور به یک دلیل مشخص آن هم مواضع تقریبا یکدست نیروهای اصلی مسلط درحاکمیت که خاتمی را علنا درقامت افرادی نظیر بنی صدر وجریانهای حامی اش را اغلب خیلی تندتر هدف قرارمیدهند بهیچ وجه اجازه شرکت درانتخابات را نخواهند یافت.

 

رسانه وابسته به اپوزیسیون بااشاره به سلب اعتماد نظام ازفتنه گران نوشت:

جریان اصلاحطلب خاتمی محور به یک دلیل مشخص آن هم مواضع تقریبا یکدست نیروهای اصلی مسلط درحاکمیت که خاتمی را علنا درقامت افرادی نظیر بنی صدر وجریانهای حامی اش را اغلب خیلی تندتر هدف قرارمیدهند بهیچ وجه اجازه شرکت درانتخابات را نخواهند یافت.

گویانیوز میفزاید:

دردوره قبل اصلاحطبانی متشکل از میرحسین موسوی-مهدی کروبی-سیدمحمدخاتمی-موسوی خوئینی ها و...در ان هنوز ازساخت قدرت اخراج نشده بودند وارتباطات و ظرفیتهایی داشتند که باامروز قابل مقایسه نبود.

اصلاحطلبان اکنون نه توان سازماندهی دارند نه توان تصمیم گیری و نه توان برنامه ریزی.یک نیروی سیاسی کاملا عقیم هستند.دعوا با انها شرط بندی برسر اسب مرده است.






اين طيف همان طور كه با توهم تقلب وارد فاز فتنه‌گري و آشوب عليه امنيت كشور شد و بعد در مرداب توهمات خود فرو رفت، در حال حاضر نيز با اين توهم كه نظام نيازمند ورود اصلاح طلبان به عرصه سياسي كشور است، آزادي متهمان جرايم امنيتي را در راستاي امتياز دهي نظام تعبير كرده و در اين خصوص در نشريات و رسانه هاي خود براي تجديد حيات خود دست و پا مي زند.

 

موافقت مقام معظم رهبري با عفو تعدادي از متهمان جرايم امنيتي در آستانه عيد سعيد فطر اين توهم را در بين برخي عناصر فتنه گر اصلاح طلب ايجاد كرده است كه اين بخشش ها نوعي كوتاه آمدن نظام در مقابل اصلاح طلبان در شرايط نزديك به انتخابات مجلس نهم است!

در واقع اين طيف همان طور كه با توهم تقلب وارد فاز فتنه‌گري و آشوب عليه امنيت كشور شد و بعد در مرداب توهمات خود فرو رفت، در حال حاضر نيز با اين توهم كه نظام نيازمند ورود اصلاح طلبان به عرصه سياسي كشور است، آزادي متهمان جرايم امنيتي را در راستاي امتياز دهي نظام تعبير كرده و در اين خصوص در نشريات و رسانه هاي خود براي تجديد حيات خود دست و پا مي زند.

اين در حالي است كه اولا نظام جمهوري اسلامي نه از سر نياز و اظطرار سياسي‌، بلكه از روي سلوك اسلامي، ديني و انقلابي خود، به همه سليقه ها امكان ورود به عرصه داده است و البته اين به معني اين نيست كه خائنين به اسلام و انقلاب و مردم هم مي توانند از اين رآفت بهره مند شوند.

گروه موسوم به چپ كه به اسم اصلاح طلبي در ۸ سال حكومت نقاب از چهره برگرفتند و سرمايه‌هاي اسلام و نظام و انقلاب را به حراج گذاشتند، در حوادث پس از انتخابات ۸۸ با سوء‌استفاده از حيا و متانت نظام اسلامي و وسعت نظر ولي امر مسلمين، وقاحت و خيانت خود را به درجه آخر رساندند و كار را تا اهانت و توهين به اصل ولايت ائمه معصومين(عليهم السلام) و جسارت به ساحت سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) پيش بردند.

حال كه پياده نظام فريب خورده و مفلوك آنها كه فريب دغل بازي ها و سياه بازي سران خيانتكار فتنه را خورده بودند از گناه خود توبه و انابه كرده و خود و خانواده هايشان با تمام وجود اظهار پشيماني و ندامت كرده و مورد بخشش ولي امر قرار گرفتند، اين عروسك هاي خيمه شب بازي آمريكا و اسرائيل كه حتي از خوردن پول كثيف دشمنان وهابي- سعودي اهل بيت عليهم السلام هم ابا نكرده اند، توهم عقب نشيني نظام به سرشان زده و به دنبال طراحي براي آينده سياسي خود هستند!
غافل از اينكه نظام و مردم حداكثر با ارفاق و بلند نظري خود تنها به كساني اجازه برگشت در صحنه را خواهند داد كه مرزبندي شفاف با فتنه و سران خيانتكار آن داشته باشند و از آن جرثومه‌ها و ميوه هاي درخت زقوم جهنمي اعلام برائت كرده باشند.



در حالی که جریان فتنه و سایت های ضد نظام قصد داشتند موضوع عرضه بستنی های طلا با قیمت 400 هزار تومان در برج میلاد را به جنجال تازه تبدیل کنند، با اقدام مناسب مسئولان پزوژه جدید آن ها منجر به شکست شد.

 

جریان فتنه، ناکام بزرگ عرضه نشدن بستنی های طلا در برج میلاد

توزیع عادلانه درآمد در هر کشوری کاهش فاصله طبقاتی را در آن جامعه به همراه دارد و همین امر یکی از عوامل مهم در فقر زدایی است.

جمهوری اسلامی در ابتدای مسیر خود حمایت از مستضعفان و نیازمندان، فقر زدایی و کاهش فاصله طبقاتی را در اولویت خود قرار داد و همواره در این مسیر تلاش کرده است. دولت نهم و در ادامه دولت دهم نیز با شعار عدالت محوری و مد نظر قرار دادن شعارهای اصلی انقلاب در این مسیر موفقیت های چشمگیری به دست آورده است.

بر اساس آمار مقدماتی سال ۱۳۸۷ بانک مرکزی از ۲ شاخص متداول ارزیابی توزیع عادلانه درآمد در کشور، یعنی «ضریب جینی» و «سهم درآمد ۱۰درصد ثروتمندترین به ۱۰ درصد فقیرترین»، کاهش فاصله طبقاتی و بهبود توزیع درآمد در مناطق شهری کشور در سال ۱۳۸۷ به بهترین وضعیت پس از انقلاب رسید.

در این میان برخی رسانه های ضد انقلاب و سایت های حامی جریان فتنه با انتشار و مانور بر اخبار "عرضه بستنی طلا" در برج میلاد سعی داشتند تا بار دیگر اوضاع اجتماعی پایتخت را متشوش نشان دهند.

روابط عمومی برج میلاد با اقدامی بجا صبح امروز اعلام کرد: موضوعات مطرح شده از سوی پیمانکار رستوران گردان درباره سرو نوع خاصی از بستنی به هیچ وجه مورد تایید شهرداری تهران نبوده و نیست و شهرداری تهران از انجام چنین اقداماتی به طور حتم جلوگیری خواهد کرد. 

با شکست پروژه جنگ روانی رسانه های ضد انقلاب در پرداختن به موضوعاتی مانند فروش بستنی طلا در برج مبلاد و برد کردن این خبر در رسانه های دیداری و شنیداری غربی ضرورت دارد مسئولان امر در حوزه شهری با نظازت دقیق بر فعالیت پیمانکاران طرف قرار داد از شکل گیری چنین پروژه هایی تبلیغاتی که بر اثر کم توجهی مسئولان حوزه شهری اتفاق می افتد جلوگیری کنند تا بهانه ای در دست معاندان نظام  برای تخریب چهره انقلاب  بوجود نیاید. 

لازم به ذکر است بر اساس استفتایی که از دفتر استفتائات مقام معظم رهبری صورت گرفته، خوردن بستنی‌هایی که در ترکیب آن از عنصر طلا استفاده شده باشد، حرام است.




وقتی آقای حجتی کرمانی در پاسخ به نقد یکی از اهالی رسانه نسبت کذایی به حضرات معصومین می بندد و اینچنین از زرتشتی زاده گی خود یاد می کند و آنرا مایه مباهات خود می داند و می نویسد: " ما ایرانیها همه زرتشتی‌زاده‌ایم و تنها در سلسله نسب، تفاوت داریم و این مایۀ مباهات ماست ...

 

علما و بزرگان حقیقی دینی و اخلاقی، همواره مشی شان بر آن بوده تا در مقابل انتقادات و حتی توهین های مخالفان خود صبر و سکوت پیشه کنند و هیچگاه برای دفاع از آبرو و عزت خود وارد میدان نشده و از مقابله به مثل خودداری می نمایند از همین رو زمانی که روحانی سیاست زده و معلوم الحالی چون حجتی کرمانی به بهانه توصیه های اخلاقی و با نقاب دلسوزی برای نظام و مردم، سلسه نامه های سرگشاده ای خطاب به حضرت علامه مصباح یزدی می نویسد و همچون سایر دوستان اصلاح طلب خود، بدترین توهین ها و اتهامات را به وی روا می دارد، با بی توجهی و عدم واکنش حضرت علامه مصباح یزدی روبرو می شود که این موضوع برای حجتی کرمانی که هدف عمده اش راه اندازی موج جدید تخریب ها علیه حضرت علامه بوده است، به گونه سنگین تمام می شود از همین رو آقای حجتی در ابتدای نامه سیاسی دومّش، از اینکه با عصبانیت می نویسد: " از برادر ارجمندم حضرت استاد مصباح یزدی جداً گله‌مندم که در قبال نامۀ من سکوت اختیار فرموده‌، در ردّ یا قبول جزئی یا کلی آن اظهار نظری نکرده‌اند"

حجتی کرمانی یا همان روحانی حامی خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت در کشور، که همچون برخی دیگر از خواص بی بصیرت و مدعیان دلسوزی برای نظام که در ایام فتنه در کما بود و توطئه براندازی را مشاهده ننموده است و بعد از آرام شدن کامل مملکت به یکباره دلش برای نظام و مردم احساس سوز (!) کرده است، بار دیگر دست به قلم شده و به اصطلاح یک نامه سرگشاده خطاب به حضرت علامه مصباح یزدی نوشته است.

نامه ای که با اندک تاملی اوج عصبانیت و کینه ورزی وی علیه حضرت علامه مصباح را برملا می کند.

سرگشاده ای که از روی عقده گشایی نسبت به شکستهای علمی وی در مناظرات تلویزیونی سال 78 در مقابل علامه مصباح و شکستهای سیاسی دوستان وی در انتخاباتهای اخیر و عدم ورود عمار پایداری به بازیهای سیاسی طراحی شده توسط خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت می باشد.

سوء استفاده از نام امام (ره) و رهبری و برچهره زدن نقاب ولایتمداری به منظور فریب افکار عمومی و نهایتا غیرولایتمدار جلوه دادن منتقدین خود که کاملا با مواضع گذشته  و سکوتهای مستمر وی در سالهای اخیر ناهمگون می باشد، نشان از ماهیت و شخصیت سیاست زده و دوگانه وی دارد.

حجتی کرمانی در نامه سرگشاده ی دوم خود خطاب به علامه مصباح یزدی، به جای ارائه پاسخی قانع کننده به انتقادات وارده به خود، سعی کرده است تا با تمسخر، تحقیر و توهین از کنار مسائل بگذرد و در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، فضای سیاسی کشور را برای ورود خواص بی بصیرت و حامیان فتنه آماده نماید که در بخشی از نامه دوّمش این موضوع کاملا مشهود است.

وی در واکنش به انتقاد برخی اهالی رسانه از جمله این حقیر پیرامون محتوای نامه سرگشاده اوّل وی، علی رغم ادعای اخلاق مداری اش ،  شیوه ای غیر عالمانه و عوامانه در پیش گرفته است و به هیچ یک از سئوالات منتقدین خود پاسخی قانع کننده نداده است  بلکه صرفا سعی نموده تا به سبک دوستان اصلاح طلب خود اهدافش را با تحقیر دیگران و توهین به مخالفان خود پیش ببرد که این خود محکمترین دلیل بر سیاسی کاری و عدم حسن نیت وی می باشد. البته لازم بذکر است که این شیوه تحقیر و توهین خفت بار به جای پاسخگویی به ابهامات و انتقادات مخالفان، در گذشته از سوی فائزه هاشمی یا همان دخت مراد محبوب آقای حجتی کرمانی بارها اجرا شده است و منتخب ملت را با الفاظی تحقیر آمیز خطاب کرده است.

به هر حال آقای حجتی کرمانی که این روزها سعی دارد تا بار دیگر رسانه ای شود و پروژه تخریب علامه مصباح را دنبال نماید، در نامه سرگشاده دیگری خطاب به علامه مصباح یزدی تا توانسته به رئیس جمهور منتخب ملت، علامه مصباح و منتقدین خود توهین نموده و از اینکه حضرت علامه مصباح یزدی با درایت و متانت مثال زدنی خود وارد بازی سیاسی طراحی شده از جانب خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت نشده است و نسبت به شایعه پراکنی و افترائات وی، واکنشی نشان نداده اند، حسابی عصبانی شده و در این نامه افترائات و توهین های قبلی خویش را تکرار کرده و نسبت به انتقادات مخالف خود، واکنشی تند به سبک منطق چاله میدانی داده است که این نوع برخورد از سوی وی که تا این حد جانماز آب کشیده و ادعای اخلاق مداری دارد، یک رسوایی صریح و شفاف می باشد.

وی در بخشی از نامه سرگشاده دوّم خود به متن انتقادی چندی پیش این حقیر اشاره کرده و نوشته است:

نویسندۀ دیگری ( مدیر مسئول پایگاه خبری بی باک) تحت عنوان «نکاتی پیرامون نامۀ سرگشاده حجتی کرمانی به علامه مصباح»، پس از آنکه نامۀ مرا «تکرار سناریوهای مریدان یک خاندان خاص» می‌شمارد، می‌نویسد: «ای کاش آقای حجتی کرمانی اگر حال نوشتن نامه سرگشاده علیه فتنه‌گران را... نداشتند لااقل سکوت مشکوک خود را می‌شکستند و از رندان (؟) روزگار اعلام برائت می‌نمودند».

وی همچنین می افزاید: نویسنده این سخن مرا خطاب به آقای مصباح که شما با تعابیر متفاوت سخن گذشتۀ مرا تصدیق می‌فرمائید، «سخنانی کذب و دروغ نسبت به حضرت علامه مصباح یزدی» دانسته است.

حجتی کرمانی همچنین نوشت: وی ( مدیر مسئول پایگاه خبری بی باک) با تغافل از اینکه رهبر انقلاب، پیوسته ضمن ارشادات لازم و یادآوری کاستیها، از دولتهای پیشین حمایت کرده‌اند می‌نویسد دولتهای هاشمی و خاتمی «سالها دین و فرهنگ و زندگی مردم را به تباهی کشانده و زیرساختهای کشور را به کلی (!!) نابود کرده‌اند»

حجتی کرمانی به جای پاسخی قانع کننده به موضوعات متعدد مطرح شده توسط اینجانب، در پاورقی نامه به اصطلاح سرگشاده ( یا همان عقده گشای ) خود با ادبیاتی غیرعالمانه و عوامانه نوشته اند: ای دل همۀ ما بسوزد به حال این دولت! جگرم کباب شد! آقای احمدی‌نژاد ویرانه‌ای را تحویل گرفت که پیش چشم امام و رهبر کنونی انقلاب، همه چیزش نابود شده بود و امام و رهبری هم پیوسته بر این نابودی صحه می‌گذاشتند و آن را تأیید می‌کردند!!

بگذریم از اخلاق مداری یک بام دو هوای آقای حجتی کرمانی و عدم توان پاسخ گویی وی به سئوالات متعدد این حقیر، امّا اینکه کجا و در چه جمعی حضرت امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری بر نقایص و اشکالات دولتهای گذشته صحه (!) گذاشته اند نیز از همان ادعاهای جالب آقای حجتی کرمانی می باشد و جا دارد آقای حجتی کرمانی تنها یک مورد از صحه گذاشتن امام و رهبری بر نقایص و کوتاهی های دولتهای قبلی را ذکر نمایند و البته اگر آقای حجتی کرمانی بیشتر توضیح دهند که در چه عالمی و با کمک کدام متخصص امور ماوراء طبیعی ( مرتاض ، احضارکننده روح و... ) در دوران بعد از رحلت حضرت امام (ره) به خدمت ایشان رسیدند و از صحه گذاشتن امام راحل بزرگوارمان بر دولت آقای هاشمی و خاتمی کسب اطلاع نمودند، بسیار ممنون و متشکر می شویم.

حجتی کرمانی در ادامه می نویسد: " وی ( مدیر مسئول پایگاه خبری بی باک) آنگاه تنها «دولتمردان خدوم نهم و دهم» را مورد تأیید «مقام معظم رهبری» شمرده که علاوه بر حل مشکلات روز کشور باید بار کوتاهیهای بی‌شمار دولتهای قبلی را به تنهایی (!)بر دوش بکشد."

طرح این موضوع نیز آنچنان برای آقای حجتی کرمانی سنگین تمام شده است که وی همچون نامه سرگشاده اوّل خود شتابان در پاورقی نامه شان و در توضیح این بند از نقد مدیر مسئول سایت بی باک که هنوز ارتباط آن ( توضیح آقای حجتی در پاورقی ) با متن انتقادی استناد شده برایمان کشف نگردیده است، نوشت:
" نویسنده که ذوق ادبیش گل کرده می‌نویسد: ... کرمان و یزد کویری است و ماهیگیری در کویر کار عاقلانه‌ای نمی‌باشد. وی با تغافل از اینکه آقای مصباح هم یزدی است می‌نویسد: «... عمّار را عمّاریون می‌شناسند و محبتش از دلها بیرن رفتنی نیست». گویا نویسنده معتقد است «عمّار یزدی» می‌تواند در کویر ماهیگیری کند!!. "

البته اینکه آقای حجتی کرمانی ادعا دارند که " وی با تغافل از اینکه آقای مصباح هم یزدی است ...." موهومات ذهنی خود را نتیجه گرفته اند حداقل برای منتقدین ایشان مفید و موثر خواهد بود تا  از این پس خود را موظف بدانند که به همراه درج مطالب خود در رسانه ها، در مکتوبی  جداگانه و با استفاده از کلمات ساده ابتدایی درباره برخی جملات نه چندان پیچیده ادبی خود، شرح و تفسیری خدمت ایشان ارسال کنند تا وی همچون این گاف عجیب شان، از نکته اصلی دقت نویسنده به "یزدی بودن علامه مصباح" ، برداشت تغافل ننمایند.

حجتی کرمانی در ادامه در یک نتیجه گیری و ادعایی جالب و با قیافه ای ولایتمدارانه و انقلابی، مدیر مسئول سایت بی باک را به ضدولایت و مخالف نظام بودن و از طرفی هم کاسه با جریان مطرود انحرافی متهم می کند و با آسمان به ریسمان بافتنهای اختصاصی حامیان خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت، می نویسد:

" آیا نویسنده می‌فهمد که تلویحاً دارد قصور یا تقصیر را متوجه امام خمینی و رهبر انقلاب کنونی می‌کند که نظرات و تأییدات ایشان در مورد آقای هاشمی و آقای خاتمی در تاریخ انقلاب ثبت شده است؟

وی همچنین بعد از توهین ها و تخریب های مکرر اش علیه حضرت علامه مصباح یزدی ، به یکباره نقش وکیل مدافع علامه مصباح و روحانیت معزز را ایفا می کند و در اقدامی جالب، منتقدین خود را منحرف و مخالف نظام و روحانیت معرفی کند و می نویسد: من بر این باورم که دو گروه متخاصم جدید که یکی شعار هواداری استاد مصباح را می‌دهد و دیگری هم هوادار امام زمان(ع) و مکتب ایرانی است و خود را در دوران «ظهور صغیر» می‌داند، دانسته یا نادانسته، دو لبۀ یک «قیچی»‌اند که روحانیت و رهبری را نشانه گرفته‌اند و بهترین شاهد آن، سخنان اخیر آقای... است که می‌گوید: امام گفت مردم نیامدند «آقا» گفت مردم نیامدند... اما احمدی‌نژاد بود که مردم را آورد!! یعنی: الفاتحه! تازه، این اول ماجراست... باش تا صبح دولتش بدمد... ولتعلمن نبأه بعد حین."

در پایان جا دارد تا ضمن تاکید و درخواست پاسخ روشن به سئوالات قبلی خود از آقای حجتی کرمانی که در پایان این متن خواهد آمد، نکاتی را خدمت ایشان عرض نمایم.

جناب آقای حجتی!  نویسنده این مطالبی که منجر به عصبانیت و خشم حضرتعالی گردیده و شما را وادار به نگارش نامه سرگشاده دوّم و شاید سوم و چهارم و... کرده است، اتفاقا از هم استانی های حضرتعالی و همشهری جناب آقای هاشمی رفسنجانی می باشد و حداقل با وضعیت مردم مستضعف و محروم استان زادگاه مشترکمان به خوبی آشناست.

استانی که برخی مردم مناطق محروم و کپرنشین آن، سالها از مشکلات آب، برق، بهداشت‌، مسکن و ... رنج می‌بردند امّا دولتمردان محبوب حضرتعالی ( همانهایی که از دیدگاه حضرتعالی غده سرطانی نبودند ) عارشان می آمد برای یکبار هم که شده به آنها سری بزنند و با مشکلات متعدد و زندگی مشقت بارشان آشنا شوند.

دولتمردانی که راس هرمشان ، اتفاقا از قبال همان مردم محروم و مستضعف به کاخ و ویلاهایشان رسیده بودند امّا غده سرطانی مورد نظر حضرتعالی به کاخ و ساختمانهای آسمان خراش برخی مسئولین پشت کرد و با لبیک به فرمایشات مقام معظم رهبری (حفظه الله) در کنار کپرنشینان رنجیده نشست و برای فردایشان بدون هیچ چشم داشتی قدمی عملی برداشت تا مفتخر به نشان رئیس جمهور خدمتگزار از دو لب مقام معظم رهبری گردید.

جناب آقای کرمانی! بر همگان روشن است که منتقدین حضرتعالی، در مقابل انحرافات و نقایص دولت فعلی نیز به هیچ وجه سکوت نکرده و نخواهند کرد امّا اینکه از امام(ره) و رهبری مایه بگذارید و برای تخریب وجه دولت خدمتگزار و تلاشهای بی نظیرش و شخصیتهای حامی آن، همه اتفاقات و نکات مثبت رخ داده در کشور را نادیده بگیرید و منتقدین خود را متهم توهین به امام (ره) و رهبری کنید، از همان روضه های است که مستمع را به خنده وا می دارد و بعید می دانم با بصیرت فعلی ملت شریف ایران، کسی از این قبیل "لالایی" ها خوابش ببرد.

جناب آقای صحه گذار! حضرتعالی که مکررا از حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری مایه گذاشته اید قطعا  قادر پاسخ به این سئوالات ابتدایی و بدیهی  خواهید بود که آیا حضرت امام (ره) از همان ابتدا بر بنی صدر نظر مثبت داشتند یا صرفا به احترام رای ملت، سکوت کردند و زمانی که او را از مسئولیت کنار گذاشتند، دلایل عزل وی را با مردم در میان گذاشتند؟ آیا ملاک حضرت امام برای تشخیص میزان تعهد و تدین افراد، حال فعلی آنها بود یا وضعیت گذشته و سابقه و سفیدی موی شان؟! آیا نظر فعلی حضرت امام خامنه ای پیرامون سیاستمداری که متهم به سرکردگی فتنه می باشد و در سفرش به ایتالیا براحتی دستش در دست زنان نامحرم و عریان چفت می شود، همان است که حضرتعالی ادعا می کنید؟! اینکه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری ( حفظه الله) به تصمیم و رای ملت احترام گذاشته اند و از منتخب مردم تا حد امکان حمایت کرده اند آیا دال بر مصونیت و پاکی دولتمردان اصلاحات خاتمی و هاشمی است؟!

بسیار جای تعجب دارد که حضرتعالی سعی دارید تا خطا و کوتاهی افرادی چون خاتمی و هاشمی را به پای نظام و امام و رهبری می نویسید ( که این خود بزرگترین توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری است) و انتقاد از عملکرد اینچنین افرادی را، در مقابل امام و رهبری و روحانیت معزز قرار گرفتن تعبیر می کنید!

البته با این سبک استدلال حضرتعالی ، اکنون بیش از گذشته به علل شکست حضرتعالی در مناظرات سال 78 با حضرت علامه مصباح یزدی آگاه شدم. چه صغرایی! چه کبرایی! ماشاء الله به این حد وسط و حسن نتیجه گیری!

البته جا دارد تا بار دیگر از شخص حضرتعالی سئوال نمایم که در سالهای اخیر  تا چه حد شخص شما به خواسته های امام و رهبری جامعه عمل پوشانده اید؟ مثلا زمانی که مقام معظم رهبری به برخی خواص و ساکتین فتنه حکم کردند که سکوتشان را بشکنند و در مقابل جریان فتنه صریحا موضع گیری کنند، واکنش حضرتعالی چه بود؟ آیا آنروزها بنابرادعای امروزتان جامعه ولایتمداری به تن کردید یا به فکر تنظیم نامه های سرگشاده و احیانا بدون سلامی برای این روزها بودید؟!


به هر حال ملت ایران از اخلاق مداری یک بام دو هوا و گریه و زاری برای اموات خاندان زیاده خواه قدرت و ثروت به کلی بیزارند و با رای قاطعشان در انتخاباتهای گذشته آنرا به اثبات رسانده اند؟ و اینکه حضرتعالی با سری در زیر برف بخواهید برای بزرگانی چون حضرت علامه مصباح یزدی درس تقوا و بصیرت بدهید ، به قطع راه بجایی نخواهید برد و اینکه به رئیس جمهور محترم و منتخب ملت بزرگ ایران توهین کنید و همگام با یک نویسنده هتاک که متاسفانه از قبال خاندان قدرت از حاشیه امنیتی بالایی نیز برخوردار است، از وی به غده سرطانی تعبیر کنید و حضرت علامه مصباح را صریحا ظالم بخوانید و خود را جای بزرگان اخلاقی بنشانید و دستی به ریش بکشید و با دست دیگر قلم فرسایی کنید از همان نوع اخلاق مداری هایست که ویژه جریانات انحرافی و زیاده خواه است که  حضرتعالی از این انتساب قطعا رنجیده خواهید شد.

امّا اینکه حضرتعالی علامه مصباح یزدی را سفارش به تقوا و اخلاق و بصیرت نمایید، جالبترین طنزی بود که برای مردم به نمایش گذاشتید. علامه مصباح بنابر تصریح اخیر مقام معظم رهبری از چنان بینش و بصیرت و تقوایی برخودارند که هیچ یکی از توهینهای صریح و با کنایه حضرتعالی ( ظالم، بی بصیرت و...) راهگشا برای دوستانتان نخواهد بود و ایشان بیش از دیگران بویژه شخص حضرتعالی به نیت شاگردان و مریدانشان آگاهند و در صورت تخلف هر یک از شاگردان و مریدانشان، با شجاعت همیشگی شان در مقابل خطاهای احتمالی آنها خواهند ایستاند که سخنرانی های انتقادی حضرت علامه علیه برخی اشخاص و جریانات انحرافی اصولگرایی بهترین موید این ادعا می باشد.

جناب آقای کرمانی! به قطع شما نیز معترفید اینکه عده ای در مقابل هتاکان و شایعه پراکنان و در دفاع از حضرت علامه مصباح یزدی، می نویسند و یا سخنرانی می نمایند از باب نیاز حضرت علامه به آنها نمی باشد بلکه آنها صرفا بنابر وظیفه و سیرت اسلامی و انقلابی خود، دفاع از عمار مظلوم زمانه را که عده ای در داخل همگام با گرگان خارجی بی رحمانه به جانش افتاده اند، تکلیف خویش می دانند و الا علامه مصباح یزدی بارها اثبات نموده است که خود را وامدار احدی جز حضرت باری تعالی نکرده است.

به هر حال ما همچنان منتظر پاسخ های قانع کننده آقای حجتی کرمانی به سئوالات مان می مانیم تا اگر ایشان به غیر ازتوهین،  مغلطه ، تمسخر و هتاکی، شیوه منطقی دیگری را یاد دارند، به نمایش بگذارند اگرچه نیازی به پاسخ و انتقاد به نامه سرگشاده دوّم ایشان نبود و ناتوانی ایشان در پاسخ به همان انتقادات و سئوالات اولی خود روشنگر بسیاری از واقعیتهاست.

وقتی آقای حجتی کرمانی در پاسخ به نقد یکی از اهالی رسانه نسبت کذایی به حضرات معصومین می بندد و اینچنین از زرتشتی زاده گی خود یاد می کند و آنرا مایه مباهات خود می داند و می نویسد: " ما ایرانیها همه زرتشتی‌زاده‌ایم و تنها در سلسله نسب، تفاوت داریم و این مایۀ مباهات ماست، زیرا امامان شیعه از امام سجاد(ع) تا امام زمان(عج) از سوی مادر به شهربانو، دختر یزدگرد سوم پادشاه ساسانی نَسَب می‌برند پس ما ایرانیانِ زرتشتی‌زاده، با امامان معصوم شیعه، قوم و خویشیم." جای تعجب نیست که هتاکی ، توهین و افترا بستن به غیر معصومین، شیوه مرسوم وی باشد.

در حالی که بر همگان واضح و روشن است که ائمه معصومین (علیهم السلام) مورد نظر آقای حجتی کرمانی، نه تنها زرتشی زاده نیستند و به دین سابق مادرشان افتخار نمی کنند بلکه از پدری معصوم و مادری مستبصره و مسلمان شده بدنیا آمده اند که آن مادر نیز اوج عزت و سربلندی خود را در هدایتش بدست خاندان عصمت می داند نه آئین سابقش که آقای حجتی کرمانی به آن افتخار می کند.




یکی از مسائلی که پس از فتنه 88 رمزگشایی شد، نقش معنوی محمد موسوی خویینی ها در گروهک فرقان بود.

 

سال گذشته ویژه نامه فرقان نشریه یادآور و ویژه نامه های رمز عبور روزنامه ایران در گزارش های مفصلی با استناد به اظهارات شخصیت های برجسته به تفسیرهای مارکسیستی موسوی خویینی ها در مسجد جوزستان در شمال شهر تهران پرداختند.

یک سال پس از این افشاگری موسوی خویینی‌ها در سايت شخصی‌اش به تکذیب اظهارات حجت الاسلام و المسلمین جعفر شجونی و دکتر علی مطهری پرداخت.

خویینی ها تنها اظهارات شجونی را تکذیب کرد اما درباره اظهارات علی مطهری كه گفته بود: «زمانی که رهبر انقلاب رئیس جمهور بودند با ایشان ملاقاتی داشتم فرد دیگری در آن جلسه حضور نداشت ایشان در این مورد نقل می کردند که یک بار آقای مطهری از من مطلبی را خواستند. ایشان گفتند: برو به این محمد خوئینی ها بگو این تفاسیری که داری از قرآن می کنی همه خلاف و تفسیری های مارکسیستی است. به او پیغام بده که حتما پیش من بیاید. من به او پیغام را دادم. بعد از چند ماه آقای مطهری از من پرسید پس چرا ایشان نیامد! همین نشان می دهد که این مسئله ذهن شهید مطهری را سخت مشغول کرده بود!» نیز به بیان خاطرات چهار دیدارش با حضرت آیت الله خامنه ای پیش از انقلاب پرداخت و نوشت که آیت الله خامنه ای به او گفته است که گودرزی را می شناسی یا نه؟

خویینی ها همچنین از پیامش به رهبر انقلاب اسلامی به واسطه حجت الاسلام مروی درباره همین اظهارات خبر داده و مدعي شده که حضرت آیت الله خامنه ای پس از گذشت بیش از 10 سال از هنوز پاسخی به این پیام نداده اند.

اما فارغ از تلاش موسوی خویینی ها برای تبرئه خود از اتهام تفسیرهای مارکسیستی، آن‌قدر شواهد متعدد و متواتري وجود دارد كه وي به اين سادگي‌ها و فقط با يك تكذيب نمي‌تواند خود را از اين اتهام خلاص كند. به‌عنوان يك نمونه ديگر در اين زمينه، آیت الله مهدوی‌کنی در کتاب خاطراتش بدون نام بردن از موسوي خوئيني‌ها اما به نحوی که همه مصداق مورد نظر او را متوجه مي‌شوند، نظرات استاد شهید مطهری درباره تفسیر های خویینی‌ها را بازخواني كرده و این تفاسیر را مطلوب منافقین، مارکسیستی، ماتریالیستی و تفنگی خوانده است.

آیت الله مهدوی کنی در بخش "انشعاب در جامعه روحانیت مبارز" پس از يادآوري خاطره‌ي اختلاف نظرش با آقاي اکبر هاشمی رفسنجانی درباره برخورد با بازجوهای ساواک، ریشه های انشعاب در جامعه روحانیت را مربوط به انحراف‌هاي عقیدتی برخی از اعضا عنوان می کند.

متن این بخش از خاطرات آیت الله مهدوی کنی به شرح زیر است:

«همين جريانات ‌بعد از انقلاب هم بروز پيدا كرد، ‌بعضي ها در بيانات‌شان -نمي خواهم از بعضي اعضاي وقت جامعه روحانيت اسم بياورم،‌ اگر لازم به معرفي باشد، مي گويم- حرف هايي مي زدند كه براي منافقين مطلوب بود، حتي آيات قرآن را طوري تفسير مي كردند كه خلاف واقع بود.

آقاي مطهري از اينها خيلي ناراحت بود و مي گفت اين سبك تفسير، ‌تفسير كمونيستي است. تفسير ماترياليستي است،‌ تفسير تفنگي است. تفنگي نه به معناي تندي بلكه اصلا مطالب را طوري ديگر تفسير مي كردند؛

‌به عنوان مثال در قرآن آمده است: والارض وضعها للانام. قرآن مي گويد زمين را براي مردم قرار داديم. اين را به دو طريق مي شود تفسير كرد؛‌ يك وقت مي گوييم اين آيه در مقام بيان يك واقعيت تكويني است،‌ مثل اين آيه قرآن كه مي فرمايد: "وجعلنا الارض مهادا"؛‌ ما زمين را گهواره قرار داديم. در اينجا خداوند جريان يك امر تكويني را بيان مي كند؛ يعني مي خواهد بگويد زمين را طوري خلق كرديم كه مردم بتوانند از آن استفاده كنند. اين آيه در مقام بيان حكم تشريعي نيست،‌ ولي بعضي از همين آقايان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب اين آيه را چنين تفسير مي كردند كه مالكيت زمين، ‌اشتراكي است "والارض وضعها للانام" یعنی زمین مال همه است، بنابراین، زمین اصلا مالکیت خصوصی ندارد. اینها برگرفته از افکاری بود که کمونیست ها داشتند، مارکس هم این حرف را می زد.

چنین تفسیرهایی به صورت جزوه پخش می شد. جوان ها از این حرف ها خیلی خوش‌شان می آمد، چون در آن زمان جو چپ‌گرایی و کمونیست مآبی در مملکت غلبه داشت، لذا بعضی از آقایان معممین هم حرف ها را می زدند. ممکن است سوء نیتی هم نداشتند ولی برداشت‌شان اینطور بود. جوان ها هم واقعا دور آنها جمع می شدند و جمعیت خیلی زیادی را تشکیل می دادند، در جلسات آنها بیشتر از جلسات من شرکت می کردند.

آقای مطهری -به خصوص- قبل از انقلاب، اینگونه تفسیرها را خطرناک می دانستند و می فرمودند پخش این گونه تفاسیر، خیلی خطرناک است و شدیداً این سبک تفکر را محکوم می کردند.

من قبل از انقلاب، پنج شب آقای مطهری را به مسجدمان -مسجد جلیلی- دعوت کردم. در آن جلسات؛ دانشجویان و جوان ها حضور فعال داشتند. در آنجا جناب آقای مطهری بحثی را تحت عنوان علل گریز ایمان مطرح کردند که بعدا در کتابی به نام "علل گرایش به مادی‌گری" چاپ شد. ایشان علل مادی‌گری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می کردند و بحث ها  و نقدهای علمی را بر مسایل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می کردند.

شبی از آن شب‌ها، اقای لاهوتی در آن جلسه حضور داشت، خیلی از این بحث ها ناراحت بود. می گفت آقای مطهری چه می گوید؟ چرا از این حرف‎ها می زند؟ الان موقع این حرف‌ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن هم شاه است. ما بايد برويم و از روي هدف مشترك با آن بجنگيم. بنده به ايشان گفتم وقتي كه آقاي مطهري آمد، به خودش بگو، چرا پاي منبر نق مي‌زني، صبر كن پايين بيايد، با خودش صحبت كن.

آقاي مطهري از منبر پايين آمد. آقاي لاهوتي گفتند آقاي مطهري! من به شما اعتراض دارم. بحث‌هايي كه شما مي‌كنيد، لغو است. الآن موقع اين بحث‌ها نيست. ما يك دشمن مشترك داريم و آن شاه است، همه‌ي ما بايد در مقابل او قرار بگيريم؛ كمونيست، غيركمونيست، خداپرست، غيرخداپرست، مسلمان و غيرمسلمان! همه بايد با هم آن هدف را بزنيم تا از بين برود، بعد مي‌نشينيم بحث مي‌كنيم.

آقاي مطهري گفتند شما اشتباه مي‌كنيد، اتفاقاً بايد حالا صف‌هايمان را جدا كنيم. ما با كمونيست‌ها هدف مشترك نداريم. دشمني كمونيست‌ها با شاه روي يك جهت است و دشمني ما با شاه روي جهت ديگر است. اصلاً جهت، جهت واحد نيست. اگر الآن جهت‌گيري‌هاي ما مشخص نشود، فردا كه انقلاب انشالله پيروز شود، اينها مي‌آيند و مي‌گويند "حاجي انا شريك"

ملت ايران با اكثريتي قاطع با شاه مبارزه مي‌كنند و همه مسلمان هستند. علما و روحانيت هم يك عده قليلي از آن‌ها هستند، آن وقت شما همه را به يك صف مي‌راني و مي‌گويي همه در يك صف قرار بگيرند؟ نه، اين درست نيست. اين اشتباهي است كه شما مرتكب مي‌شويد. آن وقت ما ديگر نمي‌توانيم صف‌هايمان را جدا بكنيم. از الان بايد صف‌هايمان جدا بشود. در عين حال كه دشمن مشترك داريم، ولي مسائل اعتقادي و اصولي و جهان‌بيني بايد مطرح بشود. والا از مقصد دور خواهيم شد.

مقصود اينكه در آن زمان -خدا بيامرزد- آقاي لاهوتي را كه سبك تفكرش اين‌طور بود. او هم در جامعه‌ي روحانيت بود، آقاي مطهري هم در جامعه‌ي روحانيت بود. بنابراين، هدف و راه مشترك به معناي پيروي از امام وجود داشت، اما كيفيت برخوردها، نحوه و حتي مباني برخوردها با هم متفاوت بود، منتها در آن زمان جاي دعوا نبود؛ چون ما در مقابل يك دشمن قوي قرار گرفته بوديم، اينجا ديگر جاي دعواي شخصي نبود، زيرا غيرعقلاني بود كه بين خودي‌ها اختلاف ايجاد كنيم.

پس از انقلاب اين چيزها كم كم بروز پيدا كرد و مواضع مشخص شد. در واقع ابتدا هم در شوراي انقلاب همين طرز تفكر وجود داشت تا اينكه به دولت جناب آقاي موسوي رسيد.

در اين زمان گروهي از نمايندگان مجلس موضع‌گيري‌هايي داشتند، اگرچه اينها از هواداران جامعه‌ي روحانيت تلقي مي‌شدند اما با ما اختلاف‌هايي داشتند. اين اختلاف‌ها چه در اقتصاد و چه در سياست خارجي و حتي در بسياري از سياست‌هاي داخلي، كم كم بروز پيدا كرد و سبب جدايي شد. (خاطرات آيت الله مهدوي كني صفحه 318 تا 321)»




+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:23  توسط تاج سر  | 

امام موسی صدر

12055 روز از ربودن امام صدر در لیبی می گذرد...

 

 

 

 
 

مشاور لندن نشین کروبی در شرایطی خانه جدید شیخ را متعلق به فاطمه کروبی می داند و انتقال مهدی کروبی به آنجا را خواست وی عنوان کرده که همسر کروبی روز گذشته ادعاهای متفاوتی بیان کرده است.

 

 

سردبیر پناهنده شده آفتاب یزد که پس از افشای روابطش با محافل انگلیسی در سال ۸۸ ترجیح داد در همان لندن ساکن شود،در گفتگو با رادیو فردا در مورد وضع جدید مهدی کروبی توضیح داده است: اتفاق جدید این است که آقای کروبی را شب اول ماه رمضان به یک آپارتمان بسیار کوچکی که قبلا دفتر کار خانم کروبی در میدان هفت تیر بوده، برده‌اند. این ساختمان چهار طبقه است و در هر طبقه یک واحد آپارتمان دارد. سه واحد دیگر متعلق به افراد دیگری است که در آنجا سکونت دارند و این واحد بسیار کوچک هم دفتر کار خانم کروبی بوده که آقای کروبی را آنجا برده‌اند." 

واحدی در مورد محل سکونت جدید کروبی گفته است : «این واحد آپارتمان از نظر ساخت بیشتر دفتر کار است تا مسکونی، حداقل این واحد که متعلق به خانم کروبی بوده است. البته من باید توضیح بدهم که قرار بود آقای کروبی به جای دیگری منتقل شود و منزلی را هم آماده کرده بودند." 

منظور واحدی خانه ای‌ میلیاردی در جماران است که چندی پیش خبر خرید آن از سوی فرزندان مهدی کروبی منتشر شد. 

واحدی با ادعای اینکه آقای کروبی را از همسرش جدا کرده‌اند، اظهار داشته است: اینکه چرا ایشان را منتقل کرده‌اند، درخواست خود آقای کروبی بوده چون منزل ایشان در زمان انتخابات داشت بازسازی می‌شد بنابراین جایی را در خیابان نیاوران اجاره کرده بودند. آنها بعد از انتخابات به منزل خودشان برگشتند.

مشاور لندن نشین کروبی در شرایطی خانه جدید شیخ را متعلق به فاطمه کروبی می داند و انتقال مهدی کروبی به آنجا را خواست وی عنوان کرده که همسر کروبی روز گذشته ادعاهای متفاوتی بیان کرده است.

فاطمه کروبی روز گذشته به سایت رسمی کروبی گفت: "طبق هماهنگی صورت گرفته با ماموران، قرار بود آقای کروبی را به منزل خودشان که توسط فرزندانم در منطقه جماران تهیه شده بود، منتقل نمایند و به دلایل نامعلومی، نیروهای امنیتی حاضر نشدند ایشان را به این ساختمان که تنها منزل مسکونی ایشان است، منتقل کنند." 

وی همچنین عنوان کرد: من در همین جا اعلام می کنم که آقای کروبی یک خانه دارد و آن هم در همین جماران است و تحمیل اجاره‌ی مکان دیگر به خانواده ایشان، به معنای خانه ی آقای کروبی نیست. 

اما بر خلاف ادعاهای همسر آقای کروبی هیچ اجباری برای انتقال وی به مکان جدید وجود نداشته و آنچنان که واحدی گفته انتقال با درخواست خود کروبی صورت گرفته است. 

امروز هم یک منابع آگاه به رجانیوز گفته است مکان جدید سکونت کروبی از فضای مناسبی برای زندگی فاطمه کروبی در کنار همسرش برخوردار است و هیچ منعی در این زمينه وجود ندارد.
این در حالی است که فاطمه کروبی و مجتبی واحدی مدعی شده اند که نیروهای امنیتی مانع حضور وی به محل جدید سکونت مهدی کروبی شده اند. 

گفته مي‌شود فضاسازی رسانه های حامی فتنه درباره موضوع انتقال مهدی کروبی از سوی سران جریان فتنه و با هدف مهیا ساختن زمینه انتقال کروبی به جماران و نزدیکی به برخی فعالان مطرح جریان فتنه است.

در پي تلاش حاميان شيخ يوسف صانعي، براي احياي مرجعيت مرده وي، بنرهاي تبليغاتي بر سردر دفتر وي نصب شده است.

 

 

در پي تلاش حاميان شيخ يوسف صانعي، براي احياي مرجعيت مرده وي، بنرهاي تبليغاتي بر سردر دفتر وي نصب شده است.
براساس اخبار واصله، از چندي پيش دفتر شيخ يوسف صانعي كه پيش از اين عدم مرجعيت وي از سوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم اعلام شده بود، در حركتي مشمئزكننده، به نصب بنري جديد با مضمون «دفتر مرجع عاليقدر حضرت آيت‌الله شيخ يوسف صانعي» اقدام كرده است.
به نظر مي‌رسد حاميان صانعي قصد دارند از اين طريق مرجعيت مرده وي را بار ديگر زنده كنند.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم در جلسه‌اي رسمي كه در دي ماه سال ۸۸ برگزار كرد، پس از مواجهه با احكام فقهي وي در مواردي همچون «تساوي ديه زن و مرد»، «رد فاضل ديه»، «عقد موقت»، «محرميت فرزندخوانده»، «ربا در قرض‌هاي استنتاجي»، «پاك بودن پوست غير مذكي»، «تشكيك در حكم ارتداد»، «ارث بردن كافر از مسلمان» و «ازدواج مجدد» بر عدم صلاحيت وي بر اجتهاد و فقاهت رأي داد.
شيخ صانعي درباره محرميت فرزندخوانده رسماً فتوا داده است كه اگر كسي پسرخوانده داشت، به دليل اينكه او ناراحت مي‌شود اگر بگويد اين پسر واقعي نيست، تمام احكام پسر واقعي را دارد، در حالي كه اين فتوا خلاف متن قرآن است چون در مسائل محرم و نامحرم، مسئله ارث، ازدواج و غيره در آيات متعدد، خلاف فتواي ايشان وجود دارد.


امام موسی صدر کیست؟


سید موسی صدر (زادهٔ ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ در قم)، مرجع دینی و سیاسی شیعیان بود

که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد

و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهده‌دار شد.

او در میان شیعیان به «امام موسی صدر» مشهور است.

او در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد.

در حالی که بسیاری گزارش‌ها حاکی از قتل او در همان زمان توسط قذافی است،

برخی گزارش‌ها حاکی از وجود او در زندان‌های لیبی بوده است.


http://www.etedaal.ir/pooyasoftpublisher/storage/Images/20110222105658gb-2007.03.20_150280.jpg


 

 

 
 

هفته گذشته كمپين بين المللي حقوق بشر كه يكي از سازمان هاي حقوق بگير خانه آزادي است در خبري ادعا كرده بود كه كروبي در حال آماده شدن براي يك مصاحبه تلويزيوني است.

 

 

فاطمه كروبي در ادامه دروغ پردازي هاي اخير خود ادعا كرد همسرش از حقوق اوليه زندانيان محروم است.
خبرگزاري آلمان از تهران گزارش داد كه فاطمه كروبي گفته همسرش در وضعيت سختي به سر مي برد و به تازگي به آپارتماني كوچك منتقل شده كه در آنجا حتي امكان هواخوري هم نيست.

اين در حالي است كه كيهان هفته گذشته فاش كرد آپارتمان جديدي كه كروبي در آن اسكان داده شده، متعلق به فاطمه كروبي است و اين جابجايي با هماهنگي خود وي انجام شده است.
گفتني است فاطمه كروبي بر خلاف ادعاهاي گاه و بيگاهش هرگز در حصر نبوده و بيرون از منزل به كارهاي اقتصادي پرسود اشتغال داشته است.
ادعاهاي فاطمه كروبي درباره محروم بودن مهدي كروبي از حقوق اوليه در حالي مطرح شده است كه روز پنج شنبه رسانه هاي ضد انقلاب در يك اقدام دسته جمعي خبر از ديدار كروبي با يكي از فرزندانش دادند. از جمله راديو فردا به نقل از سحام نيوز درباره اين ديدار نوشت كروبي گفته است كه بر عقايد خود استوار ايستاده و ذره اي از مواضع خود كوتاه نخواهد آمد!
در عين حال برخي منابع مي گويند انتشار اين قبيل اخبار پيش از آنكه منعكس كننده واقعيت باشد علامتي از ترس روزافزون ضدانقلاب نسبت به ابراز توبه و ندامت چهره هاي اصلي فتنه ۸۸ است. هفته گذشته كمپين بين المللي حقوق بشر كه يكي از سازمان هاي حقوق بگير خانه آزادي است در خبري ادعا كرده بود كه كروبي در حال آماده شدن براي يك مصاحبه تلويزيوني است.
كارشناسان معتقدند ابراز ندامت و درخواست عفو بيش از ۱۰۰ نفر از فتنه گران در هفته گذشته كه منجر به عفو آنها از سوي رهبر معظم انقلاب شد علامتي است كه نشان مي دهد ممكن است روند ابراز پشيماني به سطوح بالاتر جريان فتنه هم سرايت كند.
علاوه بر اين، ظاهرا يكي از نگراني ها كروبي اين است كه فردي مانند محمد خاتمي زودتر از او آب توبه را بر سر بريزد و در پيمودن مسير بازگشت از او سبقت بگيرد.
در عين حال در اين باره اتفاق نظر وجود دارد كه هرگونه توبه و بازگشت از جانب اين افراد حتما بايد با مجازات آنها بابت خيانت هايي كه مرتكب شده اند همراه باشد.


همسر کروبی تقاضای طلاق کرد


در پی بروز اختلاف شدید بین فاطمه کروبی با همسرش مهدی کروبی وی تقاضای جدایی از همسر خود را به وکیل خود ارائه داده است.

 

به گزارش رهوا -این مقام امنیتی در گفت و گو با محرمانه انلاین تاکید کرد: طی 6 ماه گذشته و در پی حصر مهدی کروبی همسر وی از شرایط پیش آمده به شدت خشمگین شده و علت این مهم را رفتارو اعمال نادرست و احساسی مهدی کروبی دانسته است.

وی ادامه داد: همسر مهدی کروبی معتقد است که کروبی تحت القاییات میرحسین موسوی و اطرافیانش اینگونه خود را از نظام جدا کرده و در دام منافقان و عناصر ضد انقلاب افتاده است.

این مقام امنیتی تصریح کرد: همسر کرویی تاکید داشته است که همسرش با این موضوع به طور احساسی برخورد کرده و تحت القاییات موسوی خود را به این روز انداخته است.

وی تصریح می کند: فاطمه کروبی با شماتت همسرش تاکید کرده است که کروبی با همراهی موسوی و قرار گرفتن در خط انحرافی تمام سوابق انقلابی خود را یک شبه نابود ساخت و خود را در معرض خسران قرار داد.

وی افزود: بر همین اساس فاطمه کروبی ادامه زندگی با همسرش را میسر ندانسته و اعلام داشته دیگر تحمل این وضعیت را ندارد.

این مقام امنیتی با ارائه یک کد برای اثبات این مهم در خاتمه افزود: فاطمه کروبی همسرش را در منزل جدید همراهی نکرده است علت جدایی فاطمه کروبی از شیخ همین مهم بوده است.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 20:27  توسط تاج سر  | 

قحطی در سومالی


http://previous.presstv.ir/photo/20110730/fattahi20110730112319950.jpg


اختلاف، تفرقه و جنگ داخلی مثلث شومی بوده

که طی این سالها سومالی را به قحطی زده ترین نقطه جهان تبدیل کرده

و آمار مرگ و میر مردم این کشور را به بالاترین سطح رسانده است


http://profile.ak.fbcdn.net/hprofile-ak-snc4/276431_210813825634436_445570_n.jpg



کشورهای آفریقایی از لحاظ بهره مندی از منابع طبیعی و ثروتهای خدادادی از غنی ترین کشورهای جهان محسوب می شوند. بهره مندی از معادن فلزات گرانبها و مرکبات ویژه مناطق گرمسیری باعث شده اکثر کشورهای آفریقایی مشکلی از جهت تامین درآمدهای خود نداشته باشند. 


http://www.chatrbaz.ir/wp-content/gallery/myposters/somalia-l.jpg




اما در سومالی طی 15 سال گذشته که جنگ داخلی جریان داشته، اوضاع کمی متفاوت است. جنگ داخلی در سومالی باعث شده این کشور به سرنوشت شومی گرفتار شود. کشوری که از لحاظ برخی شاخصها از جمله پایین بودن میزان مبتلایان به ایدز در رتبه نخست قاره سیاه و جهان قرار دارد و از لحاظ توسعه صنایع ارتباطات، حمل و نقل و کشتیرانی نیز از کشورهای مهم این قاره محسوب شود. 


در سومالی کشاورزی مهمترین بخش فعالیت‌های اقتصادی بوده و حدود ۴۰ درصد درآمد سرانه و حدود ۶۵ درصد درآمد صادراتی را به خود اختصاص می‌دهد. اقوام کوچ نشین (ایل) که برای ادامه حیات به دام‌های خود وابسته هستند نیز بخش عمده‌ای از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. پس از دام، موز دیگر قلم صادراتی مهم سومالی است. از طرفی شکر، ذرت و ماهی اقلام تولیدی برای مصرف داخلی هستند. بخش صنعتی نه چندان بزرگ این کشور که در فرآوری محصولات کشاورزی فعالیت می‌کند، ۱۰ درصد درآمد سرانه را ایجاد می نماید. 



اما نکته غم انگیز و دردناک این است سومالی یکی از بالاترین درصدهای مرگ و میر کودکان جهان را داراست. 10 درصد از کودکان در هنگام تولد و ۲۵ درصد از آنهایی که در هنگام تولد جان سالم بدر می‌برند قبل از رسیدن به پنج سالگی از دنیا می‌روند. ولی از سوی دیگر، سومالی از لحاظ مبتلایان به ویروس اچ آی وی (ایدز) کمترین درصد در آفریقا و جهان را داراست. در سومالی که از زمان آغاز جنگ داخلی و به مدت 15 سال در انزوا بوده و دارای جمعیت مذهبی مسلمان نیز می‌باشد نرخ ایدز در حد یک و نیم تا ۲ درصد کل جمعیت بزرگسال می‌باشد.

این در حالی است که در آخرین تحولات این کشور بحران زده رئیس جمهوری سومالی از آزادی کامل موگادیشو پایتخت این کشور از دست شورشیان الشباب خبر داد. وی روز گذشته تاکید کرد: پایتخت آزاد شد و به زودی مابقی کشورش نیز آزاد خواهد شد.اعلام این خبر باعث شده مردم سومالی کمی به آینده این کشور که آنرا خالی از جنگ و درگیری ترسیم می کنند، امیدوار شوند اما به نظر می رسد راهی طولانی برای تحقق این مسئله باید طی شود.
http://www.hambastegimeli.com/images/stories/khawarmianeh/somalia33.jpg

خاطرنشان می شود سومالی کشوری است در شرق قاره آفریقا بوده و پایتخت آن موگادیشو است که از سال ۱۹۹۱ چند قبیله در شمال این کشور با نام سومالی‌لند اعلام استقلال کرده‌اند و از آن سال تاکنون این کشور درگیر جنگ های داخلی است. الشباب یک گروه تندروی سومالیایی است که خود را وابسته به گروه القاعده می داند. این گروه بخش هایی از مرکز و جنوب سومالی را کنترل می‌کند و به دفعات به نیروهای دولتی و اتحادیه آفریقا در موگادیشو حمله کرده است
http://www.iranpn.com/pic/3785.jpg




عضو ارشد فراكسيون اصلاح طلبان، ارتباط اين فراكسيون با اصلاح طلبان خارج از مجلس را تكذيب كرد.

 

تلاش اقليت مجلس براي خروج از بازي دو سر باخت دست اندركاران فتنه

عضو ارشد فراكسيون اصلاح طلبان، ارتباط اين فراكسيون با اصلاح طلبان خارج از مجلس را تكذيب كرد. 

محمدرضا خباز در گفت وگو با تابناك ضمن رد ادعاي تحريم انتخابات اظهار داشت: ما در مجلس بر اين اعتقاديم كه شركت در انتخابات حق ماست. بنابراين با تمام توان و تلاش در انتخابات شركت مي كنيم و از حق خود استفاده خواهيم كرد ولي نمي توان پيش بيني كرد كه هيات هاي نظارت و اجرايي در آينده با اصلاح طلبان چه برخوردي خواهند داشت. 

وي، در تشريح مواضع نمايندگان اقليت مجلس گفت: چون اخبار ضد و نقيضي شنيده مي شود كه جريان انحرافي درصدد تصاحب مجلس است، بنابراين به اين فكر افتاديم كه ضمن اعلام آمادگي براي شركت در انتخابات، به نوعي راهي براي آينده داشته باشيم. 

نماينده مردم كاشمر با بيان اينكه جلسات اصلاح طلبان ادامه خواهد داشت و هرچه به زمان انتخابات نزديك تر مي شويم، جلسات بيشتر خواهد شد، افزود: اصلاح طلبان درون مجلس تاكنون نتوانسته اند با اصلاح طلبان بيرون از مجلس ارتباط انتخاباتي برقرار كنند. 

وي تاكيد كرد: ممكن است نمايندگان اصلاح طلب مجلس به صورت فردي با ساير اصلاح طلبان ارتباط داشته باشند، اما فراكسيون خط امام ارتباط و جلسه اي با آنها نداشته است و اگر سخناني گفته شده است، اظهارنظر شخصي افراد بوده است. 

پيش از اين، عناصري نظير تاج زاده، اردشير اميرارجمند، مجتبي واحدي و... خواستار تحريم انتخابات از سوي اصلاح طلبان شده بودند. 

در همين حال محسن نريمان ديگر عضو اقليت مجلس درباره اين سؤال كه آقاي كواكبيان يا حتي آقاي عليخاني مصاحبه كرده اند و گفته اند منتظر اصلاح طلب ها نمي مانند، براي شما هم اينطور است؟، به «فرارو» گفت: آقاي كواكبيان به هر صورت هميشه همينطور بوده. سمبل اصلاح طلبان آقاي كواكبيان نيستند. هيچگاه و در هيچ مقطعي نبوده اند. چه بخواهيم و چه نخواهيم اصلاح طلبان يك مجموعه فكري هستند كه با سران خود شناخته مي شوند. در انتخابات آينده ممكن است اصلاح طلبان بصورت فردي حضور داشته باشند اين هايي كه اين حرف را مي زنند منظورشان اين است كه مي خواهند با عنوان خودشان وارد انتخابات شوند وگرنه كه مثلا آقاي عليخاني تحت هر شرايطي عضو فراكسيون اصلاح طلبان است. در ايران اصلا التزام حزبي وجود ندارد. پس كساني مي توانند با عنوان اصلاح طلبي وارد مجلس شوند اما با تلقي اصولگرايي خارج شوند و بلعكس. نمي شود آقاي خاتمي يك چيزي بگويد و بعد جريان اصلاح طلبي بگويد قبول ندارم. 

منتجب نيا، قائم مقام حزب اعتماد ملي نيز با بيان اينكه تا اين لحظه هيچ تصميمي از سوي اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات گرفته نشده است، درباره محوريت احتمالي هاشمي رفسنجاني و يا محمد خاتمي به فارس گفت: اگر تصميم بر حضور باشد، فرد خاصي محور نخواهد بود. 

قائم مقام حزب اعتماد ملي گفت هنوز خودم براي كانديداتوري به تصميم نرسيده ام. 

شايان ذكر است طيف افراطي كه در جبهه اصلاحات به اعتبار ادعاي تقلب و نقشي كه در فتنه سال ۸۸ ايفا كرده، در وضعيت كاملا سردرگم به سر مي برد و هر دو گزينه شركت يا عدم شركت در انتخابات براي اين جريان به منزله باخت استراتژيك محسوب مي شود، به همين دليل نيز برخي اصلاح طلبان درصددند حساب خود را از اين جريان ورشكسته به تقصير جدا كنند.


*‏"محسن کدیور" طی سخنانی در‎ ‎جلسه‌ای که ظاهراً به پرسش و پاسخ اختصاص داشته، سخنان مبسوطی را پیرامون‎ ‎مسائل مختلف طرح نموده است. اظهارنظر وی در لندن و در اواخر تیر ماه‏‎ ‎بیان شده که به تازگی یکی از سایت های ضد انقلاب آن را منتشر کرده است‎

 

*‏"محسن کدیور" طی سخنانی در‎ ‎جلسه‌ای که ظاهراً به پرسش و پاسخ اختصاص داشته، سخنان مبسوطی را پیرامون‎ ‎مسائل مختلف طرح نموده است. اظهارنظر وی در لندن و در اواخر تیر ماه‏‎ ‎بیان شده که به تازگی یکی از سایت های ضد انقلاب آن را منتشر کرده است‎.‎
* کدیور پیرامون‎ ‎سیستم قضائی موجود در ایران خاطر نشان می‏کند: ‌"یکی از اشتباهاتی که در‎ ‎جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، این ‌همانی فقه و حقوق بود؛ چرا که برداشتن مرز‎ ‎میان قوانین عرفی و شرعی- که در مشروطه مشخص شده بود- توسط جمهوری اسلامی و‎ ‎نه به نفع سیستم عرفی، بلکه تنها به نفع سیستم شرعی بود و قانون مجازات‎ ‎اسلامی نیز که به نظر من یکی از پسرفته‌ترین قانون نویسی‌ها در جهان معاصر‎ ‎است این کار را بر عهده گرفت و بسیاری از فقها در زمینه‌ قضاوت اشتباه‎ ‎کرده‌اند که پنداشته‌اند قضاوت کردن صرفاً کار فقهاست."
* شناخت مبنایی از دو مقوله‌ "فقه" و "حقوق" دلالت بر آن دارد که میان آن‎ ‎دو ارتباط وجود دارد و نمی‏توان آن دو را به کلی جدای از هم تلقی کرد‎. ‎البته تفاوت‌هایی بین "فقه" و "حقوق" وجود دارد ولی نکته آن است که‎ ‎نمی‏توان صرف آن تفاوت‌ها، حکم بر بی ارتباطی فقه و حقوق راند‎.‎.. با شکل‏گیری و قوام نظام جمهوری اسلامی،‎ ‎ارتباط تنگاتنگ و در هم تنیده‌ "فقه" و "حقوق" به بار نشسته است و در قالب‎ ‎قوانین موضوعه عینیت یافته است بی آنکه به "عرف" لطمه وارد آید چه اینکه‎ ‎ردپای عرف در بسیاری از قوانین مشهود است؛ ضمن آنکه در "فقه" نیز به‎ ‎مسئله‌ عرف همواره توجه شده است و فقها در فتاوی خود، "عرف" را لحاظ‎ ‎کرده‌اند‎.‎
*این‎ ‎ادعای کدیور مبنی بر اینکه "قانون مجازات اسلامی" از پسرفته‌ترین‎ ‎قانون‌ها در جهان معاصر است در حالی است که ایشان برای ادعای خود هیچ دلیلی‏‎ ‎را بیان نمی‌کنند و تنها از این مطلب گویا عصبانی هستند که چرا قانون‎ ‎مجازات اسلامی، سیستم "شرعی" - و نه عرفی- را حاکم کرده است‎.‎با‎ ‎این توصیف؛ اگر به گمان کدیور علت پسرفته بودن قانون مجازات اسلامی،‎ ‎موازین اسلامی و استفاده از مجازات‌های اسلامی چون "حدود"، ‌"قصاص"، "دیات‎" ‎و "تعزیرات" بر مبنای فقه اسلامی است، باید گفت‎:‎اولااین مجازات‌ها متکی بر قانون الهی "و ما انزل الله" است و ناگفته پیداست که از نقصان قوانین بشری مبرا می‏باشد‎.‎ ثانیا فقه اسلامی این ظرفیت و پتانسیل را دارد که بنابر اقتضائات زمانی در هر‏‎ ‎عصر و دوره‌ای، پیشرفته‌ترین قوانین از آن متأثر و ملهم باشند‎.‎
*جای تعجب‎ ‎است که اساتید و حقوقدانان غربی بر پیشرفته بودن و استحکام فقه اسلامی‎ ‎اعتراف و اذعان دارند ولی کدیور سعی دارد القا نماید که قانون مجازات‏‎ ‎اسلامی مبتنی بر فقه اسلامی پسرفته‌ترین قانون‌ها در جهان معاصر است‎.‎
* از آن‌جایی که "لکل مقام مقال" بهتر است کدیور در اموری‎ ‎که تخصص و صلاحیت آن را ندارند، ورود نیابند چرا که آن وقت ادعاهای مطرح‎ ‎شده آن چنان بدون پشتوانه است که گویا چک بلامحل کشیده شده است‎!



عناصر ضدانقلاب فعال در شبكه مجازي خطاب به شوراي هماهنگي سبز يادآور شده اند كه مشكل بنيادي با شعارهايي مثل الله اكبر دارند و اگر قرار بود اين شعار ديني را بپذيرند، به معارضه با جمهوري اسلامي نمي پرداختند.

 

مردم حاضر نشدند به خاطر ما یک سوت هم بزنند/ کسی به ما اعتنا نمی کند

گروهك نقابدار «شوراي هماهنگي سبز» براي چندمين بار سنگ روي يخ شد. 

اين گروهك كه گردانندگانش در لندن و پاريس و واشنگتن اقامت دارند، هفته گذشته با صدور بيانيه اي به بهانه روز قدس خواستار سردادن شعار الله اكبر در شب «روز قدس» شده بودند. 

همزمان با اين گروهك خانواده مزروعي (پدر و پسر) نيز دو بيانيه را با امضاهاي «سازمان مجاهدين شاخه خارج كشور» و «جوانان اصلاح طلب» صادر و خواستار الله اكبر گفتن و حمايت از مردم سوريه در شب روز قدس شده بودند كه البته سرنوشت اين كمدي نيز به سرنوشت راهپيمايي سكوت در پياده رو هاي بالاي شهر و راهپيمايي سكوت و گردهمايي هاي سه شنبه و... ختم شد و با بي اعتنايي مطلق در ايران روبرو گرديد. 

به دنبال اين طنازي تازه و مشترك اميرارجمند، كديور و مزروعي، رسانه هاي وابسته به ضدانقلاب به خشم آمده و با مطالب جدي يا طنزآلود به شوراي كذايي حمله كردند. «خودنويس» در طنز آميخته به استهزا نوشت: بيانيه شوراي هماهنگي سبز كه مثل هميشه از توي ايران صادر شد فورا مورد استقبال تمام احزاب و گروهها و سازمانها و چندتا هاي ديگر- كه ارتباط تنگاتنگشان با شوراي هماهنگي به خوبي نشان دهنده اين است كه آنها هم همه شان توي ايران هستند- قرار گرفت و هركدام به نحو جداگانه اي به تبليغ و انعكاس صدارساني پرداختند. اين دعوت به حدي جدي، موثر، كارآمد و خصوصا هماهنگ بود كه گروه زيادي از فعالين مستقر در اينترنت نيز با انتشار مطالبي از همه خواستند كه دقيقا همانطوري كه شوراي هماهنگي خواسته بود همه با سوت، جيغ، هوا كردن فشفشه، مرگ بر استيلي و خلاصه با هر صدايي جز تكبير به پشت بامها بيايند. از مجموع اين تحولات عظيم در منطقه كه در تهران اتفاق افتاد ولي احتمالا در بيانيه بعدي شورا همين امر باعث سقوط معمر قذافي در ليبي معرفي خواهد شد، ما چند تا سؤال برايمان پيش آمد كه آنها را از هيچ كسي نمي پرسيم. 

سايت ياد شده مي افزايد: شوراي هماهنگي براي اين جور كارها از مردم دعوت مي كند يا از گروههاي سياسي كه همگي با هم توي ايران هستند؟ خود اعضاي شوراي هماهنگي- كه چون توي ايران هستند هيچكس اسمشان را نبايد بداند چونكه خطرناكه حسن- چرا به عنوان يك حركت سمبليك نرفتند پشت بام تكبير بگويند، از طاق آسمان هم فيلم بگيرند كه ما لااقل دلمان خوش باشد يك صدايي از تهران بلند شده؟ 

خودنويس مي پرسد: شوراي هماهنگي واقعا اين همه هماهنگي را از كجايش درآورده كه از اين طرف مي گويد برويد تكبير بگوييد از آن طرف مخالفان مي گويند برويم سوت بزنيم؟ شوراي هماهنگي دقيقا نماينده چه كساني است كه هيچكس به دعوتش گوش نمي دهد؟ 

نويسنده فراري خودنويس ادامه مي دهد: دست بردار اردشير! مخالفان به خاطر تو تكبير هم حاضر نيستن برن بگن، به جاي سفرهاي استاني اروپا و آمريكا كه پولش را عمه من مي دهد برو بين مردم انگيزه ايجاد كن. حتما دوباره از سؤالات من مي شود نتيجه گرفت؛ ۱-بيرون گود نشستي مي گي لنگش كن. ۲- اگه راست ميگي خودت بيا ايران برو تكبير بگو. 

يادآور مي شود عناصر ضدانقلاب فعال در شبكه مجازي خطاب به شوراي هماهنگي سبز يادآور شده اند كه مشكل بنيادي با شعارهايي مثل الله اكبر دارند و اگر قرار بود اين شعار ديني را بپذيرند، به معارضه با جمهوري اسلامي نمي پرداختند. 

شبكه بالاترين نيز با تاكيد بر اينكه «با الله اكبر گفتن چيزي در ايران عوض نمي شود» و مخالفان تبديل به موش آزمايشگاهي شده اند نوشت: مدت هاست كه انواع طرح ها را روي خودمان امتحان كرديم، از اتو توي برق زدن در تابستان تا بادبادك سبز هوا كردن، الله اكبرهاي يكي در ميون، پياده روهايي بي هدف، سه شنبه هاي اعتراض كه الحق همان طرح باعث پايان حضور سبزها در خيابان شد و سؤال اينجاست؟ امروز دستاورد اين طرح ها چه بود؟ به جاي تظاهرات روزانه، هفتگي و بعد ماهانه و امروز شعار «موسوي دستگير بشه، ايران قيامت ميشه» يك شعار توخاليست. ايران آرام ماند و عده اي آن را آتش زير خاكستر ناميدند، اما سؤال اينجاست اين آتش كي رخ مي نمايد؟ ۲۰ سال ديگر؟ ۳۰ سال ديگر؟ امروز در بالاترين لينك داغ زدند كه مردم شعار دادند، لينك ها به زور ۱ صفحه را پر مي كنند، حقيقت اين است كه مردم اعتنايي به ما نمي كنند.


دست داشتن BBCدر کودتای 28 مرداد



 مشرق نوشت: شبکه فارسی‌زبان بی‌بی‌سی سرانجام به دست داشتن در سرنگونی دولت دکتر مصدق در سال 1332 اذعان کرد.


در فیلم مستندی که در 27 مرداد و به مناسبت کودتای 28 مرداد 1332 توسط شبکه فارسی‌زبان بی‌بی‌سی پخش شد، این شبکه برای نخستین بار به نقش رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی به عنوان بازوی پروپاگاندای دولت انگلیس در ایران و ایجاد کودتا برای براندازی دولت دکتر مصدق اذعان کرد.

پس از این کودتا دولت دکتر مصدق سقوط کرده و حکومت ایران تحت سلطنت محمدرضا پهلوی درآمد. پس از اینکه بی‌بی‌سی بارها منکر نقش خود در کمک به لندن و برکناری مصدق کرده بود، این برنامه مستند به تشریح جزئیات این مسئله پرداخت که چگونه این شبکه رادیویی با پخش برنامه‌هایی بر ضد مصدق باعث سرنگونی دولت وی شد.

راوی این برنامه در سخنانی تصریح کرد: «دولت انگلیس از رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی برای پیشبرد پروپاگاندای خود علیه مصدق استفاده کرد و مرتباً مطالبی بر ضد مصدق از این شبکه رادیویی پخش می‌شد، به حدی که کارکنان ایرانی رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی به خاطر این حرکت دست به اعتصاب زدند».

به نوشته پرس‌تی‌وی،‌ پس از جنگ جهانی دوم، انگلیس قدرت خود را به عنوان امپراتور جهان از دست داد و تلاش‌های دکتر مصدق برای ملی شدن صنعت نفت ایران که در 29 اسفند 1329 به ثمر رسید، نیز بدین معنا بود که انگلیس یکی از مهم‌ترین منابع ثروت خود را که قبلاً به طور کامل تحت کنترل داشت از دست داده است.

این مستند همچنین به یک سند محرمانه مربوط به 30 تیر 1330 اشاره می‌کند که در آن یکی از مقامات وزارت خارجه از سفیر انگلیس به خاطر پیشنهادات وی در استفاده از رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی برای تقویت پروپاگاندا علیه مصدق تشکر کرده بود. به گفته بی‌بی‌سی این سند تصریح می‌کند که وزارت خارجه «‌باید به خاطر نظرات [سفیر انگلیس] در خصوص خط پروپاگاندای پیشنهادی ما، سپاسگزار باشد»





+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 14:0  توسط تاج سر  | 

روز خشم جهاني عليه غده سرطاني
راهپیمایی روز جهانی قدس در سراسر کشور آغاز شد

 راهپیمایی روز جهانی قدس با حضور پرشور مردم ایران اسلامی از دقایقی پیش در سراسر کشور آغاز شد.


  راهپیمایی روز جهانی قدس، همزمان با آخرین جمعه ماه مبارک رمضان از دقایقی پیش و با حضور پرشور مردم کشورمان در تهران و سراسر کشور آغاز شد.



مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس در تهران و تمامی استان‌ها و شهرستان‌ها و در بیش از 550 شهر کشور به سمت میعاد‌گاه‌های نمازجمعه برگزار شده است.



مردم روزه‌دار کشورمان از همان دقایق اولیه آغاز روز جهانی قدس، با حضور در مسیرهای از پیش تعیین شده و با سر دادن شعارهای "مرگ بر اسرائیل"، "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر صهیونیسم" به حمایت از مردم مظلوم فلسطین پرداختند.



در پایان مراسم راهپیمایی تهران، محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور کشورمان به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه و حجت‌الاسلام و المسلمین سید‌احمد خاتمی به عنوان خطیب نمازجمعه به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت‌.


الموت لآمریکا الموت لاسرائیل

راهپیمایی روز قدس در تهران

راهپیمایی روز قدس در تهران


گزیده بیانات رهبری در خصوص روز قدس
به گزارش قاصد، خبرگزاری قدس (قدسنا) گزیده هایی از بیانات و فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در مورد اهمیت روز جهانی قدس را منتشر کرد.
- مسلمانان‌جهان ‌باید روز قدس ‌را روز همه ‌مسلمین‌، بلکه ‌مستضعفین‌ بدانند.
- محور اصلی‌" انتفاضه ‌اقصی"، "بیت‌المقدس‌ است‌.
- علیرغم ‌تبلیغات ‌جهانی‌، انتفاضه ‌فلسطین‌ خاموش‌ شدنی ‌نیست‌ و آینده‌ آن ‌همراه ‌با رستگاری ‌و پیروزی ‌است‌.
- انتفاضه ‌مردم ‌فلسطین ‌به ‌رغم ‌تمام ‌فشارها ادامه‌ خواهد یافت ‌و رژیم ‌صهیونیستی ‌نمی‌تواند آن را برای‌ همیشه‌ متوقف ‌کند.
- مساله‌ی ‌فلسطین ‌از لحاظ‌ اسلامی ‌برای ‌همه‌ی ‌مسلمانان ‌از جمله ‌برای ‌ما یک‌ مساله‌‌ اساسی‌ و یک‌ فریضه ‌است‌.
- تنها راه ‌ریشه‌کن ‌کردن‌ این‌غده‌ سرطانی‌ خطرناک‌، مقاومت ‌و مبارزه ‌است‌.
- سیاست ‌آمریکا، صهیونیست­ها و استعمارگران ‌این ‌است‌ که ‌مسأله ‌فلسطین‌ به ‌فراموشی ‌سپرده ‌شود.
- صهیونیسم‌ در مقابل ‌موج ‌نسل­های ‌رو به ‌ازدیاد فلسطینی‌ طاقت‌ نخواهد آورد.
- صهیونیسم ‌و دولت‌ غاصب‌ و مجعول‌ صهیونیستی‌ در فلسطین‌، محکوم ‌به ‌فناست‌.
- ما حقیقتا صهیونیست­ها را دشمن‌ دنیای ‌اسلام ‌می‌دانیم‌.
- مسئلة ‌مهم ‌این ‌دوران‌، مسئلة ‌فلسطین‌ است‌ که‌ انتفاضة‌ بزرگ‌ فلسطین‌ و بیت‌المقدس‌ همچنان‌ ادامه ‌دارد.
- انتفاضه ‌مردم ‌فلسطین‌ به ‌رغم ‌تمام ‌فشارها ادامه‌ خواهد یافت ‌و رژیم ‌صهیونیستی ‌نمی‌تواند آن را برای ‌همیشه‌ متوقف ‌کند.
- رژیم ‌صهیونیستی ‌در سرزمین ‌مغضوب‌ فلسطین ‌یک ‌رژیم ‌نژادپرست‌ است‌.
- مسئله ‌فلسطین ‌امروز مسئله ‌اول‌ جهان ‌اسلام ‌است‌.
- مهمترین ‌مسائل ‌جاری ‌فلسطین‌ است‌.
- مسأله‌ی ‌فلسطین‌، شوخی ‌و سرسری‌نیست‌؛ امروز اساسی‌ترین ‌مسأله‌ی ‌دنیای ‌اسلام ‌است‌.
- همه ملت­ها و دولت­های اسلامی باید مسئله فلسطین را در زمره مسائل درجه اول خود بدانند.
-  مشکل اصلی فلسطین وجود دولت صهیونیستی است.
-  رژیم صهیونیستی هیچ بهره­ای از جنایت­های خود نخواهد برد.
-  امروز بیداری اسلامی ملت­های مسلمان نسبت به فلسطین و مردم آن فراگیر است.
-  همه مسلمانان و کشورهای اسلامی با احساس مسئولیت باید به مبارزین فلسطین در داخل و خارج کمکهای همه جانبه کنند.
-  مسأله فلسطین در صدر مسائل بین­الملل اسلامی است
-  بر همه ملت­ها و دولت­ها واجب است مسأله فلسطین را در اولویت مسائل خود قرار دهند.
-  فلسطینی­ها به برکت اسلام می­توانند در خانه خود امنیت بوجود آورند.
-  روز قدس باید تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین باشد.


دولت‌ آمريكا

شريك‌ جرم‌ جنايات‌ صهيونيستهاست‌

و اين‌ امر از حافظه‌ ملتها پاك‌ نخواهدشد.

http://media.farsnews.com/Media/8408/Images/jpg/A0138/A0138504.jpghttp://masafnews.com/site/images/photoalbum/album_6/clip2.jpg


فلسطین مظهر مظلومیت و نشانه آشکار تجاوز به حقوق یک ملت است،

تجاوزی که از تمامی‌ابعاد جنایت علیه بشریت

از نقض آزادیهای فردی تا قتل‌عام افراد بی‌گناه و بی‌پناه را در بر گرفته است.

بروز چنین ستم‌های آشکاری علیه یک ملت مظلوم و بی‌پناه سبب شده

تاتمامی انسان‌های آزاده و آزاداندیش جهان

در هر فرصت ممکن ،

فریاد حمایت از این ملت مظلوم را سر داده

و از هر فرصت ممکن برای کاهش آلام فلسطینیان استفاده کنند



http://www.rajanews.com/userfiles/image/ghods/(6).jpg

ما همواره‌ در كنار ملت‌ فلسطين‌ خواهيم‌ بود.


روز قدس‌، روز حيات‌ مجدد اسلام‌ است‌.


امام خمینی(ره):

مساله فلسطین برای ما یک مساله تاکتیکی نیست ،

حتی یک مساله صرفا سیاسی و استراتژیک هم نیست،

یک موضوع اعتقادی است و

واجب بر همه مسلمین که برای برگرداندن وطن اسلامی جهاد کنند.



روز قدس ارکان دشمن را متزلزل می‌کند


یکی از مراجع تقلید در قم گفت: روز قدس برنامه کارساز و موثر است که همگان باید در آن شرکت کنند چرا که ارکان دشمن را متزلزل می‌کند.

آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی ظهر امروز در تفسیر موضوعی قرآن کریم که در شبستان امام خمینی (ره) حرم حضرت معصومه (س) برگزار شد ابراز داشت: یکی از نکات مهم زندگی نوح پیامبر گفت‌وگوی نوح با فرزندش و درخواست وی از خداوند بود که این مسئله عالی‌ترین برنامه تربیتی را در ارتباط با فرزندان و جوانان ارائه می‌کند.

وی افزود: خداوند در پاسخ به نوح فرمود؛ من گفتم اهل تو را نجات می‌دهم ولی کنعان از اهل تو نیست بلکه وجودی سراپا فاسد و غیر صالح است.
این مرجع تقلید تصریح کرد: انسان‌ها با یکدیگر پیوند مادی و معنوی دارند که اسلام به هر دو اهمیت می‌دهد و این را از آیات قرآن در مورد احترام به پدر و مادر می‌توان فهمید؛ خداوند پشت سر فرمان توحید در سوره اسراء به احترام به پدر و مادر فرمان می‌دهد.

وی با اشاره به تاکید قرآن کریم بر احترام به پدر و مادر در دوران کهولت و پیری گفت: این همان چیزی است که دنیای مادی بر آن خط سرخ کشیده و خانه‌های سالمندان را بنا کرده است و فرزندان با بالا رفتن سن والدین آنها را به خانه‌های سالمندان که فراموشخانه است، می‌فرستند.
آیت‌الله مکارم‌شیرازی با بیان اینکه دنیای مادی بر اساس مادیات دور می‌زند، گفت: قرآن کریم در آیات خود بیان می‌کند اگر پدر و مادر به سن پیری رسیدند نازکتر از گل به آنها نگوئید و کمترین اهانت را به آنها نکنید.
وی ادامه داد: فرزندانی که به پدر و مادر احترام نمی‌گذارند یقین داشته باشید فرزندان آنها بدتر با آنها می‌کنند و همه چیز حساب و کتاب دارد.

استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: اما اگر پدر و مادر و فرزندان در صف کفر و بت‌پرستی قرار گرفتند، با آنها رابطه نداشته باشید چون شما هم ظالم و ستمگر محسوب خواهید شد، این یک برنامه قرآنی است.
وی با اشاره به روایات مختلفی از امامان معصوم (ع) به تبیین دو صف بت‌پرستی و خداپرستی پرداخت و افزود: در این روایات شرایط شیعه بودن را بیان می‌کند و می‌گوید تنها ادعای شیعه بودن کافی نیست بلکه باید شرایط آن هم در عمل رعایت شود.
آیت‌الله مکارم‌شیرازی با تصریح به اینکه شیعه بودن عامل تربیت و افتخار است، گفت: به خوبی از روایات برمی‌آید که اگر می‌خواهیم در کنار حوض کوثر از دست علی (ع) سیراب شویم باید شرایط را انجام دهیم بنابر این پیوندهای مادی گاهی بر اثر بریدن از پیوند معنوی از بین می‌رود.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، خطاب به برادران اهل سنت ابراز داشت: شما معتقدید که هر کس که زمان پیامبر (ص) را درک کرده و صحابه آن حضرت بوده است، عادل است اما سئوال اینجاست صحابه چه کسانی هستند و کی به خدمت پیامبر اکرم (ص) رسیده‌اند.
این مرجع تقلید تصریح کرد: صحابه به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ گروه اول کسانی هستند که در زمان پیامبر (ص) خوب بودند و بعد از پیامبر (ص) در خط مستقیم آن حضرت حرکت کردند و ما به همه آنها احترام می‌گذاریم.
وی ادامه داد: دسته دوم کسانی هستند که در زمان پیامبر (ص) با پیامبر نبودند که شامل منافقان هستند، آیا شما با وجود سوره توبه و سوره منافقون آنها را عادل می‌دانید؟

آیت‌الله مکارم‌شیرازی خطاب به اهل سنت گفت: بدون تعصب بگوئید که آیا اینها که بر اساس معیارهای شما صحابه محسوب می‌شوند، واقعا عادل هستند.
وی ابراز کرد: دسته سوم کسانی هستند که بعد از رحلت پیامبر (ص) منحرف شدند و در کتاب‌های اهل سنت نیز افراد متعددی نام برده شده که در حالاتشان گفته شده عمر بر آنها حد شراب جاری کرده است؛ آیا اینها عادل هستند؟

این مفسر قرآن کریم در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به روز قدس بیان داشت: همه ملت ایران فردا در این راهپیمایی که برنامه مفید، موثر و کارساز است شرکت کنید و یقین داشته باشید که این راهپیمایی در ارکان دشمن تزلزل ایجاد می‌کند.



+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 11:42  توسط تاج سر  | 

مسيرهاي هفت‌گانه روز قدس


محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان سخنران ويژه مراسم راهپيمايي روز جهاني قدس خواهد بود و نمازعبادي سياسي جمعه تهران اين هفته به امامت آيت‌الله خاتمي اقامه مي‌شود.

alt به  نمازعبادي سياسي اين هفته تهران به امامت آيت‌الله خاتمي عضو هيات رئيسه مجلس خبرگان اقامه مي‌شود.

بر اساس اين گزارش محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان سخنران ويژه مراسم راهپيمايي روز جهاني قدس خواهد بود.

احمدي‌نژاد قبل از خطبه‌هاي نماز جمعه به سخنراني خواهد پرداخت.

گفتني است، با توجه به اينكه مراسم راهپيمايي روز جهاني قدس در روز جمعه واقع شده است، مردم كشورمان بعد از راهپيمايي در مسيرهاي هفت‌گانه راهپيمايي به سمت دانشگاه تهران در مراسم نماز جمعه حضور خواهند يافت.

مسيرهاي هفت‌گانه نمازجمعه به شرح ذيل است:

مسير يك- مسجد امام حسن (ع)، ميدان امام حسين، خيابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسير دو- مسجد جامع ابوذر، ميدان ابوذر، خيابان شهيد برادران حسني، خيابان قزوين، خيابان كارگر، ميدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسير سه- مسجدداراسلام، ميدان منيريه، خيابان وليعصر، خيابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسير چهار- مسجد امام زمان ، خيابان آزادي، تقاطع خيابان بهبودي، ميدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسير پنج- مسجد حضرت ابوالفضل، ميدان توحيد، خيابان توحيد، خيابان آزادي، ميدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسير شش- مسجد المهدي، خيابان ستارخان، ميدان توحيد، خيابان توحيد، خيابان آزادي، ميدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسجد هفت- مسجد الجواد، ميدان هفت تير، خيابان كريمخان، ميدان وليعصر، بلوار كشاورز، دانشگاه تهران


شورای دونفره:شب جمعه الله اکبر می گوییم/


 کاربران:الله اکبر خوب نیست؛ سوت می زنیم!

نکته جالب توجه آنجاست که شعار "لا حزب الله ؛ لا ایران" در سوریه نیز با توجیهی مشابه از سوی آشوبگران سوری مطرح شد تا تحلیل گران مسائل منطقه را بیش از پیش به مردمی بودن این اعتراضات مشکوک کند و دم خروس آشوب آفرینی کشورهای غربی در ملت های مستقل منطقه پس از ایران این بار در سوریه آشکار شود.

 

شورای دونفره:شب جمعه الله اکبر می گوییم/ کاربران:الله اکبر خوب نیست؛ سوت می زنیم!

شورای دو نفره موسوم به هماهنگی راه سبز که بعد از ریشخند توسط ضد انقلاب خارج از کشور و طرفداران اینترنتی فتنه مدتی را در خبری گذارنده بود شب گذشته با صدور یک بیانیه دیگر از سلسله بیانیه های هر از چندگاه خود دوباره دستمایه طنز و مطایبه اپوزیسیون قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار سیاسی عصر امروز اردشیر امیرارجمند و مجتبی واحدی که مدتهاست در آن سوی آبها خود را نمایندگان خودخوانده موسوی و کروبی معرفی کرده و تحت عنوان شورای موسوم به راه سبز هر از چند گاهی با صدور بیانیه های بی هدف خودنمایی می کنند و بلافاصله مورد تمسخر کاربران بالاترین و فیس بوکی جنبش سبز قرار می گیرند چندی بود که با تغییر عنوان ذیل نام سفیران جنبش سبز به فعالیت ادامه می دادند و کمتر اقدام به صدور بیانیه می کردند تا شاید از گزند انتقادات فزاینده طرفداران جنبش سبز در امان بمانند.

اما با نزدیک شدن روز قدس بار دیگر بیانیه ای با امضای این شورا بر چند تارنمای طرفدار فتنه خود نمایی کرد تا پیش از هر چیز به همه آنهایی که این دو را مورد تمسخر خود قرار می دادند ثابت شود نه نماینده موسوی و نه نماینده کروبی هیچ کدام حاضر نیستند دلارهای بی زبان روسای لندنی دور ریخته شود.

در این بیانیه که تقریبا به جز یک پاراگراف ، هیچ اشاره ای به روز قدس نشده و بیشتر به یک فحش نامه علیه سوریه شبیه است؛ از مردم ایران خواسته شده تا امسال به جای شعار علیه فلسطین ، علیه سوریه شعار داده و الله اکبر بگویند.

این بیانیه ضمن دفاع از شعار نه غزه ؛ نه لبنان طرفداران فتنه سبز در سال ۸۸ که با استقبال گسترده سران رژیم صهیونیستی همراه شد ؛ آن را نشانه اعتراض به عدم توجه حاکمیت به خواست معترضین دانسته و حمایت از آشوبگران سوری را نیز در همین راستا ارزیابی کرده و مدعی شده است: حکومت های منطقه، شعار دفاع از حقوق مردم ستمدیده‌ی فلسطین را به عنوان ابزاری برای توجیه مشروعیت خود به کار برده اند! و همین باعث شده مردم فلسطین بر اراده‌ی ملی خود تکیه زنند و مساله بین خود و اسرائیلی ها را "منصفانه حل و فصل" کنند.

نکته جالب توجه آنجاست که شعار "لا حزب الله ؛ لا ایران" در سوریه نیز با توجیهی مشابه از سوی آشوبگران سوری مطرح شد تا تحلیل گران مسائل منطقه را بیش از پیش به مردمی بودن این اعتراضات مشکوک کند و دم خروس آشوب آفرینی کشورهای غربی در ملت های مستقل منطقه پس از ایران این بار در سوریه آشکار شود.

نمایندگان سران فتنه در ضد انقلاب خارج از کشور این بیانیه بدون اشاره به جنایات صهیونیستها و نادیده گرفته شدن حقوق اولیه انسانی درباریکه غزه از مردم خواسته اند تا سیاستهای حاکمیت را درقبال ظلمی که به مردم سوریه می رود افشا کنند.

بعد از بیست و دو خرداد؛ این نخستین بیانیه نمایندگان موسوی و کروبی در جمع ضد انقلاب خارج از کشور محسوب می شود که نویسندگان آن از ارائه جدید ترین شیوه های اختراعی خود برای اعتراض! غافل نبوده اند.

در این بیانیه از مردم ایران خواسته شده است شب پنجشنبه آخر ماه رمضان به پشت بامها رفته و با سر دادن شعار الله اکبر اعتراض کنند!

این پیشنهاد که جایگزین پیشنهاد دو سال قبل فتنه گران مبنی بر حضور در راهپیمایی روز قدس شده است علاوه بر ترس ضد انقلاب از نمایش ضعیف فتنه گران وخیابانهای خالی از دست بندهای سبز احتمالا برای جلوگیری از تکرار افتضاح به وجود آمده در روز قدس سال ۸۸ و روزه خواری علنی فتنه گران ارائه گردیده است.

این پیشنهاد شوراي هماهنگي سبز در لندن و پاريس براي خود فعال نمايي، طبق روال چند وقت اخیر با طنز و مطايبه در فضاي مجازي نیز مواجه شد.

سايت ضد انقلابي خودنويس در مطلبي هجوآميز نوشت: ما به عنوان يكي از شعاردهندگان ۲ سال جنگ فورا اين سؤال برايمان پيش آمد كه قرار است چي بشود؟ لذا ياد فراخوان هاي اپوزيسيون خارج كشور در دهه شصت افتاديم كه دعوت به بوق زدن مي كردند.

هيچ برنامه اي براي پيشبرد جنبش وجود ندارد و اگر قرار بود با اين كارها جمهوري اسلامي پا پس بكشد نهايتا همان سال ۶۲ كشيده بود.

خودنويس مي افزايد: لااقل آن موقع چند تا خيابان شلوغ مي شد كه حالا همان اتفاق هم نمي افتد، اما آنهايي هم كه اصلا با تكبير مخالفند، مي توانند به استيلي فحش ناموسي بدهند بلكه لااقل اگر مشكل جنبش حل نمي شود، مشكل پرسپوليس حل شود!

جالب آنجاست که بخش دیگری از سایتهای فتنه گر نیز با اشاره به جنبش های آب بازی و هندوانه خوری پیشنهاد داده مردم در روز قدس امسال به جای الله اکبر"سوت" بزنند!
۱-برد بی شمار سوت نسبت به هر شعار دیگر
۲-عدم شناسایی تن صدا
۳-راحت تر بودن نسبت به شعار دادن
۴-انجام این کار حتی توسط سالمندان و کودکان
۵-با برد مسافتی که دارد امکان خبر شدن محله های دیگر و پیوستن به این اعتراض
۶-هیجان بیشتری نسبت به شعار دادن دارد بخصوص از سوتهای ورزشی استفاده شود
از مزایای این پیشنهاد مبتکرانه است که در این سایتها بدان اشاره شده است.

جالب آنکه یکی از خوانندگان این سایت هم چنین نظر داده است: «با سوت زدن چه چیزی را می خواهیم ثابت کنیم؟ دیدیم که با الله اکبر به کجا رسیدیم. مدتی هم باز به دنبال سبز و الله اکبر رفتند و اکنون آب بازی و سوت زدن. .... این گونه شیوه های مبارزاتی فقط می تواند برای تفریح مردم صورت بگیرد نه برای مبارزه اجتماعی با اهداف روشن!»

گفتنی است این بیانیه شورای دونفره با سردترین استقبال ممکن از سوی طرفداران جنبش سبز که معمولا در اینترنت بی شمار بودند مواجه شده است. به طوری که سایت صهیونیستی بالاترین داغ ترین لینک خود را تا لحظه تنظیم این خبر به فیلم پرتاب وزنه توسط یک وزنه بردار زن به سمت داور اختصاص داده و در صفحه سیاسی نیز داغ ترین لینک مربوط به تحولات لیبی است.





پیام روز قدس خطاب به دیکتاتورهای حامی رژیم صهیونیستی است


پیام روز قدس خطاب به دیکتاتورهای حامی رژیم صهیونیستی است رئیس ستاد مرکزی انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با اشاره به تحولات اخیر کشورهای اسلامی و سرنگونی دیکتاتورهای حامی رژیم صهیونیستی در منطقه گفت: مهمترین پیام راهپیمایی روز قدس ، دست برداشتن استعمارگران از حمایت حاکمان سرسپرده در منطقه و هشدار به سران کشورهای حامی رژیم صهیونیستی است.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، در آستانه فرارسیدن روز جهانی قدس، " رمضان شریف " روز سه شنبه در نشست خبری با رسانه ها ضمن تاکید بر ابتکار معجزه‏گونه امام خمینی( ره ) در نامگذاری جمعه آخر ماه مبارک رمضان به نام" روز جهانی قدس" اظهار داشت: امام خمینی ( ره) با بصیرت و دور‏اندیشی سیاسی و داشتن چشم‏انداز قوی از آینده ، آرمانهای انقلاب اسلامی را زنده و هویدا نمود . در همین راستا دنیای امروز پس از 32 سال از اعلام روز جهانی قدس شاهد است که چگونه حکومت‏ ظالمی که در تخیلات خود سفره ظلمش را از نیل تا فرات بسط داده بود، هنگامی که با عزم و مقاومت میلیون‏‏ها مسلمان روبرو شد ، در بهت و ناباوری دیوار حائلی دور خود کشیده و آرایشی منفعلانه را از خود نشان داده است.
وی تصریح کرد: تلاشی که مردم مظلوم و مقاوم فلسطین و ملتهای آزادیخواه جهان انجام می‏دهند روزی حامیان رژیم جعلی صهیونیست را متوجه این نکته خواهند نمود که ظلم باقی نخواهد ماند و این مقاومت می‏تواند، این غده سرطانی را از جغرافیای منطقه محو نماید.
رئیس ستاد انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با اشاره به موج بیداری اسلامی و انقلاب‏های مردمی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و حذف دیکتاتورها و حاکمان وابسته و مستبد از برخی کشورهای عربی – اسلامی خاطر نشان کرد: روز جهانی قدس ، فرصت مناسبی است تا فریاد حق‏طلبانه تونس، مصر، لیبی، یمن، بحرین و اردن را به گوش تمام جهانیان برساند و نشان دهد که ابتکار امام خمینی(ره) چگونه فراتر از زمان و مکان به خروش درآمده و آن را به ظرفیتی دائمی و جهانی برای مبارزه با صهیونیسم تبدیل کرده است.
وی افزود: تحولات اخیر، نظام صف‏بندی سیاسی علیه اسرائیل را دگرگون ساخته است و حتی آمریکا ،بزرگ‏ترین حامی رژیم صهیونیستی را وادار نموده تا بر بازگشت اشغالگران به مرزهای 1967 تاکید کند . این عقب‏نشینی، اثبات می‏کند که این رژیم با از دست دادن عقبه استراتژیکی خود باید منتظر ضربه‏ نهایی بر پیکر نحیف خود باشد.
وی درباره برنامه‏هایی که برای هرچه با شکوه تر برگزار شدن راهپیمایی روز قدس در نظر گرفته شده است ، گفت: این مراسم در تهران از ساعت 10.30 صبح جمعه چهارم شهریور آغاز خواهد شد. سخنران مراسم روز قدس، رئیس جمهوری و خطیب نماز جمعه آیت الله احمد خاتمی می‏باشد .
رمضان شریف با اشاره به اینکه در این مراسم برنامه‏های متنوعی در نظر گرفته‏شده است افزود: نمایش تصاویری از راهپیمایی‏های سال‏های پیشین برای عموم از جمله این برنامه‏هاست.
رئیس ستاد مرکزی قدس و انتفاضه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در پایان با اعلام مسیرهای هفت‏گانه راهپیمایی روز جهانی قدس در تهران و دعوت از اقشار مختلف ملت بصیر و ولایتمدار ایران اسلامی گفت: مردم همیشه در صحنه ایران ، مصمم‏تر از گذشته آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری را در حوزه راهبردی جهان اسلام دنبال خواهند کرد و دشمنان ملت ما در روز قدس خواهند دید که برد نفوذی و معنوی انقلاب اسلامی فراتر از موشک‏های مرگبار، چگونه با گذر از جغرافیای منطقه و اروپا، قلب دشمنان را نشانه گرفته است .



فلسطین، قلب جغرافیایی جهان اسلام است


http://snn.ir/pic/13900601204_2011236093e.jpgهر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمانان بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: اسرائیل باید محو بشود....


مهمترین مسئله امروز مسئله فلسطین است که در نیم قرن اخیر همواره مهمترین مسئله جهان اسلام و شاید مهمترین مسئله بشریت بوده است، اینجا سخن از محنت و آوارگی و مظلومیت یک ملت است، سخن از غصب یک کشور است، سخن از ایجاد غده ای سرطانی در قلب کشورهای اسلامی... است، سخن از ظلم مستمری است که اکنون دو نسل پی درپی از ملت فلسطین را فرا گرفته است. خیانت دولت هایى که با رژیم غاصب ساختند و فلسطینی ها را قربانى کردند، نباید از یاد برد و فراموش بشود. این یک قضیه کوچکى نیست، بیش از چهل سال است که ملت اسلام نام فلسطین را مى آورد.

 

فلسطین قلب جغرافیایی جهان اسلام است

سرزمین فلسطین قلب جغرافیایی جهان اسلام است و دنیای استکباری قصد دارد تا از آنجا اسلام را بکوبد ملت های مسلمان را تحت فشار قرار دهد و از حرکت های اسلامی ممانعت کند. رژیم صهیونیستی قائم مقام حضور استکبار و تأمین کننده منافع آمریکا در این نقطه از جهان اسلام است و تبلیغات دروغین و خباثت آمیز آنها قادر به فریب ملت ها نخواهد بود.

فلسطین متعلق به فلسطینى هاست‏

آن کسانى که براى فلسطین دل مى‏سوزانند، براى صدها هزار و میلیون ها انسانِ از حقوق انسانى محروم شده دل مى‏سوزانند. کسانى که با حضور دولت غاصب صهیونیستى در وطن فلسطینى مخالفت مى‏کنند، براى بشریت، براى مادران داغدیده و براى جوانان مؤمن دل مى‏سوزانند؛ براى انسانهایى دل مى‏سوزانند که حرفشان این است که خانه‏ى ما را به خود ما بدهید، وطن ما را از ما نگیرید، در داخل خانه‏ى ما این‏قدر به ما ظلم نکنید. آیا این حرف، خلاف است؟ آیا این حرف، زورگویى و خشونت است؟ آیا اگر کسى در این دنیا براى احیاى حق ملیت خود مبارزه کند، مبارزه‏ غیرعادلانه‏ اى انجام داده است؟ ما از کسانى که امروز مى‏گویند مى‏خواهیم در قضیه‏ فلسطین راه حل عادلانه پیدا کنیم، سؤال مى‏کنیم که این راه‏حل عادلانه چیست؟ فلسطین متعلق به کیست؟ جز اینکه متعلق به فلسطینى است؟

آمریکا و حذف فلسطین

دستگاه های آمریکا و رئیس جمهور آمریکا، تلاش خودشان را گذاشته اند که مسئله فلسطین را از صورت مسائل دنیای اسلام و خاورمیانه به کلی حذف کنند و اصلاً مسئله ای به نام فلسطین و آرمان فلسطین و نهضت فلسطین دیگر باقی نماند و این یکی از اهداف بسیار مهم آنهاست.

هرجا که مبارزه ای با صهیونیست ها و اشغالگران و آدم کشان هست، می خواهند آن را حذف کنند. حالا چنانچه آن را از روی کاغذ حذف کنند، مگر ممکن است انگیزه دفاع از کشور فلسطین و هویت فلسطینی از دل فلسطینی ها برود؟... مگر تا حالا که جوانان مسلمان در انتفاضه فلسطین یا در کشور لبنان به خاطر خدا، به خاطر مسئولیت الهی دفاع از سرزمین اسلامی، جان خودشان را به خطر می انداختند، به خاطر منشور فلسطین این کارها را می کرده اند که حالا اگر شما منشور به اصطلاح ملی فلسطین را دستکاری کردید، آنها دست بردارند؟

راه‏حل روشن مسئله‏ فلسطین‏

راه‏حل مسئله فلسطین، راه‏حل روشنى است. کسانى که گول این مطلب را مى‏خورند که بروند با دشمن یعنى با عامل غصب، مذاکره کنند، خودشان را فریب مى‏دهند. آنها مى‏خواهند ملت ها را فریب بدهند؛ اما ملت ها فریب نمى‏خورند.

راه حل مسئله فلسطین این نیست که بروند با اسرائیل غاصب فلسطین بنشینند حرف بزنند. آنها که در این منطقه صلح مى‏خواهند، اگر خانه‏ فلسطینی ها را به خودشان برگردانند، صلح ایجاد خواهد شد.

چرا شما افرادى را با ملیت هاى مختلف روسى، انگلیسى، امریکایى، آفریقایى، آسیایى، از هند و از مناطق دیگر دنیا در این‏جا جمع کرده‏اید، تا مردمى را از خانه‏ خودشان بیرون کنید؟ اگر شما صلح مى‏خواهید، صلح به این است که افرادى که متعلق به کشورهاى دیگرند، به خانه‏هاى خودشان برگردند و فلسطین را به فلسطینی ها بدهند. فلسطین متعلق به فلسطینی هاست. اگر مردم سرزمین فلسطین در داخل فلسطین یعنى در همه‏ فلسطین، بدون تجزیه، دولتى تشکیل بدهند، صلح خواهد شد.

اگر شما راست مى‏گویید، و اگر توطئه‏ اى علیه ملت فلسطین و ملت هاى اسلامى و علیه اسلام در نظر ندارید، راه حل این است. اما اگر نخواهید این راه حل را عمل کنید، اردوگاه استکبار بداند که با این نشست‏ و برخاست هایى که ترتیب مى‏دهند و با این تصمیم‏گیری ها، مسئله فلسطین حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطین خاموش نخواهد شد، و نباید بشود.

حمایت از فلسطین وظیفه‏ ماست‏

ملت ایران آماده است. ما در حد توان و قدرتمان آماده هستیم، تا این تکلیف را انجام بدهیم؛ دشمنى استکبار را هم تحمل مى‏کنیم. ما را به خاطر حمایت از فلسطین و از انتفاضه‏ فلسطین و از قیام مردم فلسطین تهدید نکنند؛ این حمایت وظیفه‏ ماست؛ ما این را انجام مى‏دهیم و از هیچ تهدیدى هم نمى‏هراسیم.

از بعد از انقلاب، بلافاصله ما در معرض تهدیدهاى استکبار بودیم و به فضل پروردگار و به حول و قوه الهى، استکبار نتوانسته است کارى بکند. ما باز هم تکلیفمان را انجام خواهیم داد.

پیام روز قدس

هریک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه مسلمانان است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است.

حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: اسرائیل بایستی محو بشود. ... بحث، بحث یهودی ستیزی نیست؛ مسئله، مسئله غصب خانه مسلمانان است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:9  توسط تاج سر  | 

روز جهاني قدس

فراخوان امت اسلام

براي احقاق حق در برابر ظلم است .

http://jahanimages.com/images/docs/000132/n00132598-b.jpg


روز قدس 


تنها روز یک ملت نیست


بلکه روز


 آزادمندی و


عزت مسلمانان


 است.  


 


وعده دیدار در راهپیمایی روز قدس 


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8607/bayat0715-%203.jpg




«اسب را به كدام سوي درشكه ببنديم؟» اين سؤالي است كه يكي از اعضاي اپوزيسيون مقيم خارج پرسيده تا بالاخره مسئله اختلاف ميان اپوزيسيون حل شود.

 

«اسماعيل-ن-ع» كه سايت نيمه تعطيل سكولاريسم نو را اداره مي كند و چند ده سال است به خيال خود مشغول مبارزه مي باشد، به تازگي فهميده كه مشكل اپوزيسيون در بستن اسب به كجاي درشكه بوده است! او در اين باره مي نويسد: در زبان انگليسي ضرب المثلي هست مبني بر اينكه «اسب را پشت درشكه نمي بندند». دليل هم روشن است؛ اسب قرار است درشكه را بكشد و آن را با سرنشينان احتمالي اش به مقصد برساند، اما اگر اسب را به پشت درشكه يا درشكه را به جلوي اسب ببنديم هيچكس به مقصد نخواهد رسيد. اين اصطلاح، مثل هر اصطلاح ديگري، كاربردهاي مختلفي دارد و مي توان آن را در موارد گوناگوني در راستاي روشن كردن مقصود به كار برد؛ و من هم اين روزها آن را در راستاي روشن كردن پيچ و خم هاي مساله غامض اتحاد نيروهاي سياسي بسيار رسا و مبين مي بينم. مثلا، در وضعيتي كه قرار است عده اي دور هم جمع شده و به حداقلي از توافق و همكاري برسند، مي توان به اين ضرب المثل رجوع كرد و ديد كه چه مسائلي حكم اسب را دارند و كدام يك كاركرد درشكه را عرضه مي دارند و چگونه مي توان، بر حسب اين ضرب المثل، اسب و درشكه را طوري به هم بست كه سفر و رسيدن به مقصد ممكن شود.

وي مي افزايد: «در استنباط من از اين صورت مسئله، به نظر مي رسد كه آنچه در ميان افراد يا آحاد شركت كننده در يك اتحاد عمل مشترك است حكم اسب (عامل حركت) را دارد و اختلاف هاي بين آنها همان درشكه اي است كه قرار است بوسيله اسب به حركت درآيد. يعني، براي اينكه سفر اتحاد عمل آغاز شود چاره اي نيست جز اينكه اسب را به جلوي درشكه ببنديم، و در حين حركت به حل اختلافات بپردازيم و يا حل آنها را به رسيدن به مقصد واگذاريم؛ هرچند كه در طول سفر ممكن است مسافران در حل اختلافاتشان توفيق نيابند و كل سفر ناتمام بماند. اسب بي درشكه، قدرت حركت كردن و رفتن را دارد اما درشكه بدون اسب به سختي قابل كشيدن است.»

حالا فارغ از اينكه در ميان اپوزيسيون، اسب را به درشكه ببندند يا درشكه را به اسب، پيشنهاد مي شود فكري به حال خود اسب ها بكنند چرا كه طي همين 15-10 سال گذشته بارها از سران اپوزيسيون شنيده شده كه اين جريان ها مانند اسب هاي درشكه به سربالايي رسيده و همديگر را گاز گرفته اند. كشيدن دندان آنها يا بستن لجام مي تواند راه حل موقتي باشد هرچند كه بايد مراقب لگد اسب هاي درشكه به يكديگر هم بود! (بماند كه با ماجراي اسب تروا، اسب هاي اپوزيسيون بعضا درازگوش نيز از آب درآمده اند و معلوم شده از اول، جنس تقلبي در ميان اپوزيسيون توزيع شده است




مصاحبه جديد رئيس دفتر و معاون خاتمي در زمان رياست جمهوري وي عليه فتنه سبز، خشم رسانه هاي ضدانقلاب را موجب شد.

 

محمدعلي ابطحي در مصاحبه با «نسيم» مي گويد: عمده ترين اشتباه جريان اصلاحات را اين مي دانم كه طيف گسترده اي به نام اصلاحات حرف مي زديم، اين طيف گسترده داراي مواضع گوناگوني بودند كه بخشي از آنها قطعاً مواضعي نبود كه اصلاح طلبي به خاطر آن بنا شده باشد. مثل حركت هاي راديكالي كه به بيرون از نظام هدايت مي كردند يا حركت هاي افراطي كه احساسات و عواطف ديني مردم را مورد توجه قرار نمي دادند... از سوي ديگر بين ما جرياناتي هم به عنوان اصلاح طلب فعال بودند كه مرز كاملاً متفاوتي با اصلاحات داشتند. آنها حق داشتند نظرات خود را بگويند، اما متأسفانه نظراتشان به نام اصلاح طلبي مطرح و بيشتر باعث شكست اصلاحات مي شد تا قوت آن. انكار نمي كنم من هم در بسياري از موارد نظرات افراطي داشتم كه فكر مي كنم بايد خودم را نقد كنم.
عضو مجمع روحانيون همچنين به تخطئه فتنه سبز پرداخت و گفت: اينكه جريان اصلاحات از جنبش سبز خيلي ضربه خورد را قبول دارم و هميشه روي آن تأكيد كردم، جنبش سبز را يك جنبش مرحله اي و گذرا مي دانستم. جنبش سبز اگرچه جزئي از اصلاحات محسوب مي شود اما به روش هائي كه در آن اتخاذ شد و مواضع متناقضي كه گرفته شد و يأس و نا اميدي كه پراكند انتقادهاي زيادي هست كه اگر الآن آقايان موسوي و كروبي رسانه داشتند، حتماً موارد متعدد انتقادات خودم به جريان سبز را علناً در رسانه آنان مطرح مي كردم تا آنان نيز فرصت پاسخگوئي داشته باشند.
وي افزود: مشكل بحران در شهرستان ها را هم نداشتيم. عمده اتفاقات تهران بود كه آن هم به دليل مسائل گذشته بود.
معاون حقوقي و پارلماني خاتمي در دولت اصلاحات با اشاره به مواضع متناقض دست اندركاران فتنه سبز گفت: با توجه به اينكه جنبش سبز از اعتراض به مديريت و شكل برگزاري انتخابات 88 آغاز شد و چيزي هم تغيير نكرده و براساس همان قانون و مديران و مجريان انتخابات مجلس هم برگزار مي شود، براين مبنا نمي دانم شركت در انتخابات را چگونه مي توانند توجيه كنند.
وي درباره علي مطهري نيز كه اغلب آلت دست فتنه گران و نشريات زنجيره اي آنها واقع مي شود، گفته است: يك فردي مثل علي مطهري در مواردي بيشتر از اقليت اصلاح طلبان، اصلاح طلبانه تر و مؤثرتر رفتار كرده است.
به دنبال انتشار مصاحبه معاون خاتمي، برخي عناصر ضد انقلاب در شبكه بالاترين به وي حمله كردند و حتي او را با شعبان جعفري مقايسه كردند! بالاترين نوشت: جناب ابطحي باز چي شد؟ توي دادگاه اون حرفهارو زدي همه ما گفتيم زير فشار بودي و به خاطر فرار از شكنجه و زندان مجبور بودي اين حرفها رو بزني اما حالا چرا؟ چي شده؟ بابا بيخيال كلاً شما جزو جنبش سبز نباشي بهتره.
يكي ديگر از كاربران بالاترين نيز با تقدير از صداقت ابطحي، نوشته است: كلي زور زديم بگيم دنبال براندازي هستيم نه اصلاحات و حالا ابطحي همين رو ميگه. واقعاً خوشحال شدم از اينكه يكي از اين عزيزان اعتراف كرد به اينكه جنبش سبز با اصل نظام مشكل دارد، اين يعني خارج شدن بقيه از سردرگمي. اين يعني اينكه مزروعي ديگه نمي تونه به خودش اجازه بده بياد از طرف جنبش سبز صحبت كنه و بگه كه يكي از انتخاب هاي جنبش سبز مصالحه است. اين يعني اين كه خاتمي ديگه نمياد بگه ما را عفو كنند. اين يعني اين كه ديگر «كلمه» و «رسا» هر چيزي كه دلشان بخواهد را نمي توانند به جنبش سبز وصل كنند.
يكي ديگر از همين طيف عناصر ضد انقلاب تأكيد مي كند: ممنون از آقاي ابطحي و ممنون مي شيم كه همه ترسوها اعلام كنن سبز نيستن تا اين طور باعث لطمه به ما نشن. ايشون نشون داد حداقل قصد لطمه زدن به سبزهارو نداره و مانند مهاجراني و كديور نيست كه حرف هاي خودشون را به اسم جنبش مي زنن.
ضدانقلاب ديگري نيز از ابطحي خواسته بيشتر از اين بساط اصلاح طلبان را هم نزند چرا كه بوي آن حسابي درآمده است



«از ترس اينكه آب به آسياب جمهوري اسلامي نريزيم ، مدام سكوت كرديم اما حالا همان فرصت طلب ها ما را عوضي و مشكوك مي نامند.»

 

اين مطلب را گويانيوز از قول «اميد- ح» ضدانقلاب فراري و همكار بي بي سي منتشر كرده است. وي با اشاره به درشت گويي هاي برخي اعضاي حلقه جرس و برخي روزنامه نگاران فرصت طلب ديگر نظير نوري زاده، هوشنگ اسدي و... كه در خارج از ايران براي خود كاسبي راه انداخته اند، مي نويسد: بار ديگر جنبشي رخ داد تا باز گروهي بر موج سوار شوند، براي خود از اين ميان كلاهي بسازند. كاسه هاي گدايي بر دست به در وزارت خارجه اين دولت و آن دولت روانه شدند. كسب و كار رسانه اي خود را به مدد موج سواري بر «انبوه خلق» و پوپوليسم مبتذل حزبي شان رونق بخشيدند و لشكر اصحاب خود را به خارج از كشور فراخواندند. پس لشكريان به كار شدند، «شهداي قلابي»، «قربانيان تجاوز قلابي» و « داستانهاي جيمزباندي قلابي» از خطرات و فرارهاي بزرگ شان ساختند.

وي مي افزايد: ما مي دانستيم آن كسي كه خاطرات مي نويسد دروغ مي گويد! ما مي دانستيم آن كسي كه شهيد قلابي مي سازد دروغ مي گويد! ما مي دانستيم آن كسي كه خود را قرباني جلوه مي دهد دروغ مي گويد! سكوت كرديم. سكوت كرديم، چون نمي خواستيم آب به آسياب دشمن بريزيم! به ما گفتند: «هيس! حالا كه وقت اين حرفها نيست! كيهان فردا تيتر مي زند. حالا بگذار حساب رژيم را برسيم و بعد ...»

اين ضدانقلاب مقيم لندن همچنين نوشت: اگر آهسته نقي زديم كه نشان بدهيم سكوتمان از سر رضايت و همدستي نيست برايمان دار و دسته راه مي انداختند. ما را «عوضي و مشكوك و تفرقه برانگيز» مي خواندند و برايمان «مامور» مي فرستادند كه ساكت مان كنند يا كه گوشه نق زدن مان را به هم بزنند. در هر رسانه اي از بزرگ تا كوچكش، هيئتي وار اصحاب و سينه چاكان خود را وارد كرده و به اسم «روزنامه نگار» جا زده اند تا فقط يكصدا باشد.

نويسنده گويانيوز ادامه مي دهد: دار و دسته تازه از راه رسيده در خارج از كشور كه گاه پاسپورت به دست با مهر خروج قانوني در صف راي در برابر سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي، مشت حواله مخالفان جمهوري اسلامي مي كنند همگي مي دانند كه براي چه احضار شده اند و «بي ترمز» بر همان راهي مي روند كه برايشان مقدر شده است.

«اميد- ح» در ادامه اين مقاله اعتراض آميز آورده است: در اين آشفته بازار البته كه دشمن ريشخندمان مي كند، گروهي را به بازي مي گيرد و به ملت چنين مي نمايد كه همه اپوزيسيون و همه روزنامه نگاران خارج از كشور ساده لوح و منفعت جو هستند. ما باز سكوت كرديم تا دشمن سوءاستفاده نكند! روشن نيست پس از اين همه سكوت دشمن باز چه سوءاستفاده ديگري مي تواند بكند كه تا به حال نكرده است! روشن نيست سكوت ما در برابر دروغ و فرصت طلبي و دسيسه هاي گروهي كه با هزار بند و ريسمان به «قدرت» وابسته اند تا به كي قرار است فرصت ها را از چنگ ما بربايد و ما را به تاكتيك هايي از نوع «اسب تروا» يا جنگ و دعوا بر سر «انجمن بين المللي روزنامه نگاران ايراني» سرگرم كند. ما سكوت كرديم و در ازاي اين سكوت بزدلانه سزاوار طعن و لعنت آيندگان هستيم، از همان سياق كه اكنون ما بر برخي روشنفكران پيشين روا مي داريم. ما متهميم.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 17:14  توسط تاج سر  | 

ويژه نامه حجاب آدرس غلط است؛ ابعاد فساد عميق تر است




 جریان انحرافی قصد داشت ویژه نامه جنجالی "خاتون" را در ماه خرداد منتشر کند اما انگار فضای سنگین آن روزها سران این جریان را به اصلاح تصمیم خود واداشت. 



در آن ایام اتهامات گسترده مالی، سیاسی و فکری سران جریان انحرافی بشدت آنان را منزوی و حتی در معرض دستگیری قرار داده بود؛ هرچند که تعدادی از فعالان آن بازداشت شدند. 



به همین دلیل انتشار ویژه نامه خاتون در آن زمان هرگز نمی توانست اهداف جریان انحرافی را محقق سازد و نیاز به گذشت زمان و دست‌کم کاهش انتقادات از سران این جریان و فضای آرام‌تری بود؛ درست شرایطی مثل این روزها که در نتیجه سکوت و پنهان کاری حدود ۲ماهه جریان انحرافی، اوضاع کمی آرام شده بود. 



در نتیجه این محاسبه زمانی، روز گذشته سناریوی جدید جریان فتنه با انتشار ویژه‌نامه‌ای موهن کلید خورد تا شاید برنامه‌های سران جریان انحرافی را محقق کند.‬



موضوع ویژه نامه "خاتون" حجاب بود اما در بخش هایی از آن پوشش و چادر زنان و دختران ایرانی مورد توهین و جسارت قرار گرفته بود و سخنانی از جنس ادعاهای اصلاح طلبان تندرو بیان شده بود؛ گویا ادامه همان خط افراطیون دوم خردادی است.



فعالان فرهنگی برای انتشار این ویژه نامه دلایل متفاوتی را عنوان کرده اند اما آنچه روشن است اینکه اهداف جریان انحرافی شامل دو هدف "کوتاه مدت" و "بلند مدت" است.



هدف کوتاه مدت آشکارا انتخابات مجلس نهم و آرای "قشر خاکستری" جامعه را نشانه رفته است. جریان انحرافی تلاش کرده که با اتخاذ "ژست روشنفکری" و آزادی خواه‌ درباره حجاب، نظر و رای این قشر را به سوی خود متمایل کند. 



موید این موضوع سخنرانی جدید اسفندیار رحیم مشائی است که یکی از دغدغه‌های دکتر احمدی نژاد را جذب ۱۵ میلیون رای کاندیداهای طرف مقابل دانسته و گفته است برای جذب آن ها "ما هر چی می رویم جلوتر باید آزادی را بیشتر کنیم." دفاع روزنامه ۷ صبح هم از آب بازی در پارک‌ها در همین راستا بود.


البته پیداست مفاسد متعدد مالی و سیاسی جریان انحرافی اجازه اعتماد قشر خاکستری جامعه را به ژست جدید این جریان نمی دهند زیرا نه تنها مخالفان جریان انحرافی که قشر خاکستری هم با رفتارهای سیاسی و انتخاباتی این جریان و دروغ های ریز و درشت آن آشنایی دارند.



اما هدف مهمتر و بلندمدت جریان انحرافی از انتشار نشریه خاتون "تبرئه خود از اتهامات متعدد، فساد سیاسی، مالی، اخلاقی و عقیدتی" است. 



سران این جریان ‫قطعا از تبعات و واکنش های احتمالی به انتشار چنین ویژه نامه موهنی مطلع بوده و سعی داشته اند که با به حاشیه بردن مسایل اصلی مانند مفاسد اقتصادی و سیاسی خود، علت کلیدی مخالفت قشر متدین و نظام با خود را انتشار مطالب به ظاهر روشنفکرانه توصیف کنند.‬ 



به عبارت روشن تر نشریه خاتون تنها یک "آدرس غلط" است که سران جریان انحرافی با کولی گرفتن از برخی روزنامه نگاران و سیاسیون سرسپرده، درصدد بوده‌اند افکار عمومی را برای پیدا کردن آن از مسیر اصلی منحرف کنند و خود را از زیر آوار اتهامات سنگین‌شان نجات دهند.



اما خلاف تصور و تلاش سران این جریان، ابعاد و عمق مفاسد آنان آنقدر گسترده است که توهین و هتک حرمت پوشش زنان ایرانی، تنها بخش کوچکی از انحرافات عقیدتی آن محسوب می شود و دغدغه و موضوع اصلی همچنان اتهامات اقتصادی و سیاسی سران این جریان است.



در چنین شرایطی ضروری است مردم متدین و به ویژه رسانه های اصولگرا و انقلابی توجه داشته باشند تا انحرافات عقیدتی و فکری این جریان مفری برای پنهان شدن از مفاسد اخلاقی و اقتصادی خود نباشد و آدرس های اشتباه، خط مطالبه گری متدینین را تغییر ندهد.‬




بنا براين گزارش جريان انحرافي و اصلاح طلبان به يك سلسله توافقات در خصوص انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي دست يافته اند

 

بنا براين گزارش جريان انحرافي و اصلاح طلبان به يك سلسله توافقات در خصوص انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي دست يافته اند.در همين زمينه گفته مي شود در برخي استان ها اين دو جريان به ليست هاي مشتركي دست يافته و همچنين توافق كرده اند در استان هايي كه وضعيت اصلاح طلبان بهتر است و يا اينكه جريان انحرافي مهره اي قابل توجه ندارند از ليست اصلاح طلبان حمايت شود.همچنين عكس اين مساله نيز در برخي استان ها به نفع جريان انحرافي اتخاذ شده است.
از ديگر سو نيز گفته مي شود اين دو جريان توافق كرده اند كه باهمكاري يكديگر مانع از حضور اصولگرايان در مجلس شوراي اسلامي شوند.در اين زمينه همچنين شنيده شده كه جريان انحرافي و اصلاح طلبان بر انتخاب رئيس مجلس از ميان جريان هاي خود تاكيد كرده و انتخاب دراين زمينه به پس از انتخابات موكول كرده اند.



رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با تاکید بر ضرورت توجه ویژه اصولگرایان به حفظ وحدت و التزام به منشور دوازده‌گانه اصولگرایی تاکید کرد: کسانی که می‌خواهند در مجلس آینده حضور داشته باشند باید حاکمیت اسلام، قانون اساسی، ولایت فقیه و خط امام و رهبری را قبول داشته باشند.

 


آیت الله محمد یزدی، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پیش از ظهر امروز در دیدار اعضای ستاد انسجام بسیج مساجد استان قم که در محل دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری در قم برگزار شد با اشاره به شرایط سیاسی و اجتماعی روز کشور و در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی نکات مهمی را بیان کرد.

وی با بیان اینکه هم در درون اصولگرایان و هم درون اصلاح طلبان گروه‌های مختلفی حضور دارند ابراز داشت: در درون اصلاح طلبان سران فتنه در حاشیه یا متن قرار دارند، از سوی دیگر فتنه‌ای بزرگتر از سال ۸۸ در کنار دستگاه اجرایی کشور ظهور و بروز دارد و لیدری هم دارد که همه او را می شناسند.

وی یاد آور شد: اگر خدایی ناکرده اصولگرایان ملاکات اولیه و منشور دوازده‌گانه اصولگرایی که اعلام شده است را مورد توجه قرار ندهند و به اختلافات درونی کشیده شوند در آینده نه چندان دور در حاکمیت و قدرت، دشمن حضوری جدی پیدا خواهد کرد و در آن صورت ما کارایی نخواهیم داشت.

آیت الله یزدی اظهار داشت: اگر این قدرت (قدرت نظام اسلامی) آسیب ببیند و ما تنها اکتفا به ذکر و دعا کنیم آهسته آهسته دشمن می آید و نظام را از بین می‌برد.

وی اضافه کرد: حاکمیت اسلام نباید آسیب ببیند، دشمن از طریق مجلس، شورای شهر و ریاست جمهوری و با ترویج مسائلی همچون مکتب ایرانی و دموکراسی و دیگر امور می خواهد ارزش های اسلامی را تحت الشعاع قرار دهد.

وی ابراز داشت: با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی همه باید هوشیار بوده و توجه داشته باشیم کسانی که در آینده در مجلس حضور دارند باید حاکمیت اسلام، قانون اساسی، ولایت فقیه ،خط امام و رهبری و همچنین فصل الخطاب بودن رهبری را قبول داشته باشند.

رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اضافه کرد: اما اگر کسانی باشند که با فتنه و حوادثی دیگر کج‌دار و مریض برخورد کرده‌اند و می‌کنند چگونه می خواهیم اجازه دهیم نظام اسلامی دست این گونه افراد باشد.

آیت الله یزدی در ادامه از تدابیر حکیمانه و مدیریت داهیانه رهبر معظم انقلاب تجلیل و تصریح کرد: وقتی آدم می‌بیند آینده کشور به کجا دارد می رود و رهبری با تدبیر الهی خود همه را توجه می دهند و می گویند واقعیات را بهتر ببینید به این دلیل است که دشمنان دنبال یکسری کارها هستند و ما نباید در این شرایط غافل باشیم که در مراکز حساس افرادی نفوذ کنند.

دبیر مجلس خبرگان رهبری با اشاره به جایگاه و موقعیت ویژه نظام اسلامی تاکید کرد: نظام باید در اختیار اهل آن باشد و این افراد نیز کسانی باید باشند که از امتحانات گذشته سربلند بیرون آمده باشند و نباید در این خصوص سادگی به خرج دهیم.



ضدانقلاب به دنبال استفاده تبلیغاتی از سران فتنه است.

 

اردشیر اميرارجمند مشاور فراري موسوي و كسي كه با فرار خود از كشور، رابطه ديرينه‌اش با ضدانقلاب را اثبات كرد،‌ اخيراً طي مصاحبه‌اي با دويچه‌وله(سايت تلويزيون رسمي آلمان)خواهان محاكمه موسوي و كروبي شده است!
به گزارش ندای انقلاب وي در واكنش به طرح موضوع محاكمه كروبي و موسوي گفته است:« بسیار خوب خواهد بود که اگر اتهامی وجود دارد، علنا عنوان شود و دادگاه علنی باشد.»
اميرارجمند كه تا ديروز اين افراد را بيگناه و حصر آنها را محكوم مي‌كرد،‌ اكنون در تلاشي تازه جهت غوغاسالاري و فتنه‌انگيزي در آستانه انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، سعي بر پيش كشيدن موضوع این ۲ نفر از سران فتنه را دارد!

در قسمتي از اين مصاحبه از وي سوال شده است كه:« فکر می‏کنید با فروکش کردن حرکت‌های اعتراضی در ایران، حداقل در شکل خیابانی آن، آیا حکومت جمهوری اسلامی زمان حال را زمان مناسبی برای محاکمه‏ی سران جنبش اعتراضی ایران می‏داند؟ »
امير ارجمند نيز طي اظهاراتي مضحك پاسخ داده است: «اولا اعتراضات فروکش نکرده و تغییر شکل داده است!!! . . . تمام وقایعی که این چند وقته اتفاق افتاده، صدق مدعای ماست!»

ناتواني ضدانقاب در ايجاد آشوب در كشور از يك سو و تمام شدن تاريخ مصرف كروبي و موسوي از سوي ديگر كار آنها را به جايي رسانده كه ضد انقلاب با توسل به مهره‌هايي همچون اميرارجمند سعي مي‌كنند تا نهايت استفاده تبليغاتي از موسوي و كروبي را پيش از خارج شدن كامل آنها از دور،‌ انجام بدهند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 23:34  توسط تاج سر  | 

سرگیجه انتخاباتی اصلاح‌طلبان، رؤیا یا واقعیت؟

در حالی‌که اصلاح‌طلبان خیز انتخاباتی خود را برداشته و تحرکات گسترده‌ای را جهت شرکت در انتخابات مجلس نهم ترتیب داده‌اند، این سؤال مطرح است که چرا همواره از سوی جریان مقابل به تشتت و نداشتن استراتژی واحد محکوم می‏شوند؟
پیش بینی و تحلیل صحیح رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان نیازمند رصد مستمر مواضع آن‏ها و چینش این داده‏ها در قالبی منطقی است. این مهم اما زمانی محقق خواهد شد که رویکرد کلان و همه جانبه نگر به این تحرکات به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. به همین منظور از این پس سلسله مطالب وضعیت شناسی جریان‏های معارض در بازه‏های زمانی یک ماهه منتشر خواهد شد.

اصلاح‌طلبان چندی است خیال نقش آفرینی در انتخابات مجلس نهم و بازگشت به عرصه‌ی سیاسی کشور را در سر می‌پرورانند. در راستای برون رفت از وضع سیاسی موجود و نحوه‌ی حضور این جریان در انتخابات آینده‌ی مجلس شورای اسلامی ابهام‌هایی وجود دارد که پس از سخنان خاتمی و ارایه‌ی راهکارهای جدید می‌توان تکاپوی آن‌ها را برای رفع این ابهام‌ها شاهد بود. وضعیّت حیات نیمه جان جریان معارض در تیرماه به شرح زیر بود:

1.مواضع انتخاباتی

1-1- راهکارهای خاتمی: «سیدمحمد خاتمی» در دیدار با جمعی از خانواده‌های شهدا و فعالان سیاسی خرمشهر خواستار رفع حصر از موسوی و کروبی و آزادی تمامی زندانیان شد و این امر را موجب لطافت فضا و گامی بلند برای گذر از وضعیّت امنیّتی به فضای سالم سیاسی دانست که هم نظام و هم حکومت و مردم از آن بهره خواهند برد.

افزون بر این خاتمی در دیدار با اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانش‌جویان دانشگاه شیراز مانند گذشته با بزرگ‌نمایی، جمهوریّت نظام را در مقابل اسلامیّت نظام قرار داده و جواز برکنار کردن حاکم نظام اسلامی را صادر کرد و گفت: «جمهوری اسلامی یعنی اراده‌ی مردم حاکم است، مردم می‌توانند با اراده‌ی آزاد خود حاکمان را روی کار بیاورند و اگر روزی آن‌ها را نخواستند بدون درگیری و با مسالمت حاکم را برکنار کنند و حاکم دیگری را به جای او بنشانند و بر او نظارت کنند.»

شایان ذکر است این اظهارنظرها به راهکارهای خاتمی در 26 اردیبهشت اشاره دارد. گفتنی است، این چندمین بار است که خاتمی برای برون رفت از وضع سیاسی موجود، راهکار ارایه می‌دهد و دم از آشتی ملی می‌زند.

1-2- شرط تضمین اصول: «محمدرضا خاتمی» به انتشار خبر دیدار محرمانه‌ی «علی لاریجانی» با برخی اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات آینده‌ی مجلس، واکنش نشان داد و گفت: «ما مسأله‌ی پشت پرده و نیاز به واسطه نداریم، بلکه اصول و برنامه‌هایی داریم که باید تضمین شود تا در انتخابات مشارکت کنیم.»

1-3- شرکت در انتخابات آزاد: «مصطفی تاج‌زاده» در تازه‌ترین یادداشت خود با عنوان «انتخابات آزاد با تمامی مؤلفه‌هایش یا عدم شرکت؛ راه وسط نداریم» به اظهارنظر درخصوص چگونگی حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات پرداخته است.

این فعال سیاسی سبز که پس از ایجاد فتنه و آشوب در سال 88 زندانی است، تأکید کرد که ظهور جنبش سبز در ایران و هم‌چنین بروز شرایط جدید در منطقه، راه‌حل میانه برای انتخابات را بی‌معنا کرده و همان‌طور که آقای خاتمی نیز تأکید کرده است، اصلاح‌طلبان و سبزها تنها باید در یک انتخابات آزاد با سازوکارهای خودشان شرکت کنند.

1-4- برای اظهار نظر زود است: در ادامه‌ی گمانه‌زنی‌ها در خصوص نحوه‌ی شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده‌ی مجلس شورای اسلامی، «علی شکوری‌راد» گفت: «هنوز زود است بخواهیم اظهارنظر کنیم. بدیهی است که اگر شرایط به همین منوال باشد، شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات بلاموضوع می‌شود. اگر کسی هم در یک شهرستانی کاندیدا شود طبعاً ازحمایت جریان اصلاح‌طلبی برخوردار نخواهد شد. البته انتخابات مجلس در بعضی حوزه‌ها سیاسی نیست و تابع رقابت‌های محلی است و نمی‌شود تعابیر سیاسی را برای آن به کار بست.»

1-5- چشم‌ها به تصمیم مسؤولان: «رسول منتجب‌نیا»، قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی ضمن مساعد خواندن شرایط عمومی جامعه، در مورد حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس اظهار داشت:«باید دید که تصمیم مسؤولان نظام در این رابطه چیست؟ یعنی آیا فضا را برای حضور همه‌ی جریان‌های انقلابی باز خواهند گذاشت یا خیر؟ به عبارتی آیا مردم را از ظرفیّت و پتانسیل جناح اصلاحات محروم خواهند کرد؟» وی هم‌چنین در اظهارنظری آشکار، حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات را بدون تحقق شرایط، نوعی «خودکشی سیاسی» توصیف کرد.

1-6- ارایه‌ی راهبرد برای انتخابات: در پی اختلاف نظر اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات مجلس، ‌سایت جرس با انتشار مطلبی با عنوان «یک راهبرد، یک راهکار برای انتخابات مجلس» به ارایه‌ی راهبرد انتخاباتی برای اصلاح‌طلبان اقدام نمود.

نگارنده‌ی مطلب پس از پیشنهاد «واکاوی ذهنیّت رقیب» و ضمن تأکید بر این مطلب ‌که «در شرایط فعلی و با این حجم از سرکوب، زندانی بودن فعالان و دربند بودن همراهان، رد صلاحیّت‌های گسترده‌ی احتمالی و امکان تکرار تقلب و وجود بی‌اعتمادی عمومی، امکان مشارکت مؤثر وجود ندارد و نیز نواختن بر طبل تحریم، اگر رسا و همه‌گیر نباشد، افتادن در بازی نظام برای تداوم وضع موجود و در حاشیه نگاه داشتن مخالفان است»، به ارایه‌ی راهبردی با عنوان «جرم بحرانی» می‌پردازد.

جرم بحرانی راهبردی است که بر مبنای آن، در صورت گردن نهادن نظام به حداقل قابل قبولی از خواسته‌ها، سبزها و اصلاح‌طلبان با تمام توان در انتخابات شرکت کرده و مردم را به پای صندوق‌های رأی فرا می‌خوانند و در غیر این صورت نه تنها انتخابات را تحریم می‌کنند، بلکه کسانی را که با پرچم اصلاح‌طلبی در انتخابات شرکت کنند از تمامی جنبه‌ها طرد و بایکوت خواهند کرد. نویسنده می‌افزاید:«از آن‌جا که بعید است نظام تا سطح این جرم بحرانی به خواسته‌های جنبش گردن نهد، باید از پیش به راهکارهایی برای تحریم هرچه رساتر و یک‌پارچه‌تر انتخابات، در چنان صورتی اندیشید. یکی از این راهکارها، اعلام راهپیمایی سراسری در تمام کشور برای روز جمعه‌ی انتخابات است.»

به عقیده‌ی وی این راهبردها و راهکارها گرچه ممکن است در کوتاه مدت منجر به دست‌یابی جنبش به خواسته‌هایش نشود اما حداقل از گسیختگی، ساختارزدایی و پریشانی آن جلوگیری کرده و به تندرست پریدن جنبش سبز از روی این دام تفرقه‌افکن، کمک خواهد کرد.

1-7- پیش‌بینی تصمیم واحد اصلاح‌طلبان: «انصاری راد»، رییس کمیسیون اصل نود مجلس ششم، با بیان این‌که «شکست دولت‏ احمدی نژاد، هیچ جای دفاعی برای حامیان پیشین دولت باقی نگذاشته است»، پیش بینی کرد که اصلاح‌طلبان برای انتخابات به تصمیم واحدی خواهند رسید.

2- انتقاد از رواج دروغ در جامعه

«سیدحسن خمینی» در دیدار با اعضای «کانون زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب» با انتقاد از رواج دروغ و وضعیّت رسانه‌ها در جامعه، گفت: «در شرایط فعلی که شاید به عللی تریبون‌های رسمی به این موضوع بی‌مهری می‌کنند باید از هر تریبونی که ممکن است استفاده شود تا این امر مهم در جامعه ترویج شود.» وی در ادامه مدعی شد: «یکی از مواردی که در جامعه‌ی ما بروز دارد، تصدیق قول فاسق است؛ کثیری از معضلات جامعه‌ی ما ناشی از این امر است.» این اظهارات که مهر تأییدی بر گفته‌های معارضین نظام محسوب می‌شود، با بازتاب گسترده‌ی‌رسانه‌ای روبه‌رو شد و در سایت‌های معارض نظام به صورت گسترده‌ای منعکس گردید.

3- تنفس مصنوعی برای جریان سبز

روزنامه‌ی «تایمز» در مقاله‌ی روز 26 تیرماه (17 جولای) به افول جریان سبز اشاره کرد و نوشت: «فعالان اپوزیسیون در تهران خواستار رهبری قوی و قاطع از بین تبعیدی‌های برجسته‌ی ایرانی هستند تا مانع مرگ جنبش به اصطلاح سبز کشورشان شوند.» این روزنامه در ادامه می‌افزاید: «دوازده گروه مخفی، مانیفستی را تهیه کرده‌اند که به روزنامه‌ی تایمز رسیده است. این مانیفست درخواست ایجاد یک شورای سبز جدید برای تحریک جنبش سبز را دارد؛ جنبشی که میلیون‌ها ایرانی را بعد از انتخاب مجدد و مناقشه برانگیز رییس جمهور محمود احمدی نژاد در سال 2009 به خود جذب کرد ولی هم اکنون این جنبش تقریباً در حال مرگ است.»

به علاوه در این سند آمده است: «ما در ایران در جست‌وجوی رهبری قاطع و محکم از بین رهبران سبز خارج از کشور هستیم. جنبش در این‌جا می‌تواند دوباره از سر گرفته شود و به سمت پیروزی حرکت کند، مشروط به این که چنین رهبری داشته باشد. اگر نه، این جنبش تلاش ناموفق دیگری برای آوردن آزادی، شأن، مقام و احترام برای کشورمان خواهد شد.»

شاید بتوان گفت این سند، ارایه دهنده‌ی وضعیّت فعلی جریان ‌سبز است. مردم از این جریان روی‌گردان شده‌اند، حتی خود رهبران خارج از کشور هم نمی‌توانند با هم توافق کنند که می‌خواهند چه چیزی را اصلاح و یا جایگزین نمایند. مشاور سابق موسوی که به نگارش این مانیفست کمک کرده است، در این خصوص می‌گوید: «این فراخوان یک شکست بود و تمام ضعف جنبش سبز را نشان داد. این فراخوان فقط روحیّه‌ی مردم را تضعیف و آن‌ها را دلسرد کرد.»

در واقع خطاب این مانیفست، تبعیدی‌هایی همانند «اردشیر امیر ارجمند»، مشاور ‌ارشد موسوی و «مجتبی واحدی»، از مشاوران کروبی است که هم اکنون در پاریس و ایالات متحده زندگی می‌کنند. آن‌ها امسال کمیته‌ی «هماهنگی راه سبز امید» را تشکیل داده‌اند که دست‌آورد اندکی داشت.

با توجه به اخبار یک ماه اخیر مربوط به جریان‌های معارض، چند محور مورد توجه قرار می‌گیرد:

- شرکت در انتخابات: جریان اصلاح‌طلبی که برای حفظ حیات سیاسی خود‌ به تکاپوی انتخاباتی افتاده و با محوریّت خاتمی به عنوان موتور محرک، سعی در احیای این جریان و نیز جداسازی آن از جریان سبز دارد تا بتواند با معرفی مهره‌های سفید از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده و کرسی‌هایی هر چند اندک در مجلس را به دست آورد. در این راستا طیفی از اصلاح‌طلبان از مواضع خاتمی حمایت کردند و بدین ترتیب شائبه‌ی حضور اصلاح‌طلبان معتدل در مجلس نهم تقویت می‌شود.


- سکوت قابل تأمل در روز 18 تیر: با فرا رسیدن سالگرد 18 تیرماه انتظار می‌رفت جریان معارض مانند سال‌های گذشته تبلیغات وسیعی داشته باشد اما برخلاف انتظار تنها چند بیانیّه در رسانه‌های این گروه‌ها منتشر شد که اغلب آن‌ها نیز از سوی جریان‌های خارج از ایران اعلام شده بود و عملاً این روز با سکوت قابل تأملی همراه بود که این امر می‌تواند نشان از تلاش آن‌ها برای باز کردن جایگاهی برای خود در انتخابات مجلس باشد. هم‌چنین آن‌ها با این اقدام ترجیح دادند فضای سیاسی را برضد خود رقم نزنند./


http://img.irna.ir/1390/13900413/30461804/30461804-1411908.jpg

 

نمایشگاه قرآن کریم در ماه مبارک رمضان

 

امسال همچون سال‌هاي گذشته نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم در ماه مبارك رمضان

 

و در محل مصلاي بزرگ امام خميني برگزار شده است

با اخبار جدید از نمایشگاه به روز هستم

 

http://khabar.khabaronline.ir/images/position28/2011/7/t30497370-1483906.jpg



نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم/
حدادعادل: تعدد ترجمه‌هاي قرآن در اين سال‌ها نشانه علاقه به فهم قرآن است


غلامعلي حداد عادل گفت: فراواني ترجمه‌هاي قرآن در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران از نياز روزافزون جامعه به فهم قرآن علاقه مردم به آگاهي از معاني آيات اين كتاب گرامي حكايت مي‌كند.


غلامعلي حداد عادل در مراسم رونمايي از ترجمه قرآن كريم به قلم خود او و كتاب «زنان» به قلم لاله افتخاري كه شب گذشته در نوزدهمين نمايشگاه قرآن كريم برگزار شد، اظهار داشت: ترجمه قرآن كريم به زبان فارسي، كه تاريخي هزار و دويست ساله دارد، در دو سه دهه اخير در ايران رونق و رواج بسيار يافته است. در اين سال‌ها، ده‌ها تن به ترجمه كلام الهي به فارسي همت گماشته‌اند و كوشيده‌اند تا در فهم معاني و حقاقي قرآني به فارسي زبانان مدد رسانند.


وي افزود: فراواني ترجمه‌هاي قرآن در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران از نياز روزافزون جامعه به فهم قرآن علاقه مردم به آگاهي از معاني آيات اين كتاب گرامي حكايت مي‌كند. رجوع به ترجمه فارس و مطالعه آن همراه و همزمان با تلاوت متن قرآن، روز به روز در كشور ما بيشتر مي‌شود.
حداد عادل ادامه داد:‌ در بسياري از مساجد هم‌اكنون مرسوم شده كه نمازگزاران پس از اداي نماز جماعت به صورت مستمر و منظم در حلقه‌هايي قرآني صفحاتي از قرآن كريم را همراه با ترجمه آن قرائت مي‌كنند. با اين حال،‌ هنوز خواندن ترجمه آياتي كه در محافل ديني و مجامع رسمي تلاوت مي‌شود عموميت نيافته‌ و سنت نشده است.
وي گفت:‌ قصد و نيت مترجم در اين ترجمه اين بوده است كه راه را براي فهم قرآن و تعميم و تسهيل مراجعه به ترجمه و خواندن آن همراه با تلاوت آيات هموارتر سازند و حتي‌الامكان كوشيده است تا علاوه بر بهره‌گيري از دستاوردها و تجربه‌هاي بسياري از مترجمان قديم و جديد اصولي را رعايت كند.

حداد عادل سپس به بيان اصولي كه در ترجمه قرآن كريم بايد رعايت شود پرداخت و افزود: ترجمه بايد نثري درست و استوار و رسا و شيوا و روان‌ داشته باشد و بتواند خواننده را اندكي با فصاحت و بلاغت قرآن، كه از وجوه مهم اعجاز كلام الهي است، آشنا كند. و علاوه به آن ترجمه بايد به زبان فارسي متداول و معيار امروز باشد؛ زباني بركنار از تقليد سبك قدما و مصون از سهل‌انگاري‌هاي بسياري از نثرهاي امروزي، و به دور از افراط در فارسي‌گرايي و عاري از لغات و اصطلاحات عربي نامأنوس و غيرمتداول در زبان فارسي.
وي ادامه داد: ترجمه تحت‌اللفظي نباشد تا مترجم مقيد شود معناي هر كلمه و هر عبارت را در زير آن بياورد، چنان كه گويي مي‌خواهد به خواننده زبان عربي بياموزد؛ بلكه ترجمه‌اي باشد كه مفهوم آيه‌ها، با دقت و التزام و وفاداري به متن، به خواننده فارسي‌زبان منتقل كند. البته ترجمه‌اي كه در آن به تفاوت‌هاي گوناگون ساختار زبان عربي و فارسي و ظرايف و لطايف خاص هر يك توجه شده باشد.
رئيس فرهنگستان زبان با اشاره به اين كه در اين ترجمه سعي شده از استعمال واژه‌هايي كه معاني آنها نزد عموم فارسي‌زبانان امروز شناخته نيست خودداري شود، افزود: شمار واژه‌هايي كه ذكر معناي آنها در پانوشت ضروري دانسته شده، از چند واژه بيشتر نيست. ديگر آن كه سعي شده از توضيحات تفسيري خودداري شود و ترجمه با تفسير آميخته نشود.
وي گفت:‌ مترجم در مواردي كه مفسران در تفسير آيه‌اي اختلاف نظر داشته‌اند. ترجمه خود را براساس تفسيرالميزان بنا نهاده است. شمار بعضي توضيحات تفسيري كه در پانوشت آمده است نيز از چند مورد بيشتر نيست.همچنين كساني كه مي‌خواهند ترجمه قرآن و از جمله اين ترجمه را در مجالس و محافل قرائت كنند لازم است توجه داشته باشند كه خواندن درست ترجمه فارسي نيز شرايطي دارد كه بايد رعايت شود. حدادعادل ادامه داد: همان طور كه در تلاوت آيات، رعايت قواعد تجويد و ترتيل و آگاهي از مواقف فصل و وصل و تكيه و تاكيد سبب فهم بهتر قرآن مي‌شود، در زبان فارسي نيز رعايت ظرايفي كه سبب مي‌شود تا عبارت‌ها گوش‌‌نوازتر و دلنشين‌تر شوند ضرورت دارد.
وي در پايان خاطرنشان كرد: بي‌گمان انس با معاني و مفاهيم قرآني سبب اعتلاي فرهنگ ديني در جامعه خواهد شد و از نفوذ و گسترش افكار و آداب غيرديني به نام دين جلوگيري خواهد كرد. ترجمه‌هاي درست و دلنشين قرآن مي‌تواند در نيل به اين مقصود موثر افتد.


نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم/
مسابقه «ايده‌هاي قرآني» در نمايشگاه قرآن برپا شد


مسئول غرفه دانشگاه پيام نور كرمانشاه در نمايشگاه قرآن گفت: بازديدكنندگان نمايشگاه قرآن با ارايه طرح‌ها و ايده‌هاي قراني خود مي‌توانند در مسابقه دانشگاه پيام‌نور شركت كنند و طي نشست‌هايي كه فراخوان آن اعلام خواهد شد، از ايده خود دفاع كرده و هداياي نفيسي دريافت دارند.

 

مرتضي اصغري مسئول غرفه دانشگاه پيام نور كرمانشاه كه به عنوان نماينده دانشگاه‌هاي پيام نور كشور در نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم حضور يافته است در اظهار داشت:

دانشگاه پيام نور كرمانشاه در سال جاري موفق شده است به عنوان نماينده دانشگاه‌هاي پيام نور 31 استان كشور در نوزدهمين نمايشگاه قرآن كريم حضور يابد.


وي در ادامه افزود: دانشگاه‌هاي پيام نور سراسر كشور با ارائه برنامه‌هاي فرهنگي و قرآني خود در غرفه پيام نور كرمانشاه به صورت مهمان حضور مي‌يابند و برنامه‌هاي خود را ارائه مي‌دهند.

اصغري ارائه طرح «ايده‌هاي قرآني» را از بهترين كارهاي اين دوره دانشگاه پيام نور در نمايشگاه قرآن دانست و گفت: بازديدكنندگان نمايشگاه قرآن با ارائه طرح‌ها و ايده‌هاي قرآني خود مي‌توانند در مسابقه دانشگاه پيام‌نور شركت كنند و طي نشست‌هايي كه فراخوان آن اعلام خواهد شد، از ايده خود دفاع كرده و هداياي نفيسي دريافت دارند.

مسئول غرفه دانشگاه پيام نور كرمانشاه خاطرنشان كرد: دانشگاه پيام نور كرمانشاه با بيش از 180 مقاله در حوزه علوم قرآني در اين نمايشگاه شركت كرده است و تاكنون موفق شده‌ است ميزباني دانشگاه‌هاي تهران، لرستان، كرمانشاه را در نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم انجام دهد.

اعتراض اصلاح طلبان به خاتمی

با توافق جمعی از اصلاح طلبان کمیته ۷ نفره این جریان برای جذب آرای عمومی مردم تشکیل می شود.
شنیده ها حاکی از آن است که در دیدار روز پنج شنبه جمعی از اعضای حزب مردم سالاری با حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، بنا شده است که کمیته ۷ نفره از اصلاح طلبان متشکل ازمحمد رضا عارف، محسن هاشمی رفسنجانی، علی اکبر محتشمی پور ، سید هادی خامنه ای ، صادق خرازی ، مجید انصاری و رسول منتجب نیا با هدف جذب آرای مردمی برای انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی تشکیل شود.
شنیده ها ازاین جلسه حکایت از این دارد که اعضای حاضر در این دیدار نسبت به ادامه محوریت سید محمد خاتمی برای ساماندهی نیروهای اصلاح طلب رضایت ندارند و قرار است شخصیت های دیگری محوریت ساماندهی اصلاح طلبان برای انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی را بر عهده بگیرند.



انتشار سریال موهن کویتی توسط ضدانقلاب

این سریال موهن وسط وهابیون برای کویت تولید شده است.

سریال موهن «حسن، حسین و معاویه» که از سوی وهابیون در حال آماده شدن جهت پخش ار تلویزیون کویت است؛ اخیراً از سوی ضدانقلاب در حال انتشار از طریق اینترنت است.
بر همین اساس عده‌ای از ضدانقلاب که در حال فعالیت علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در پوشش دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر هستند در حال انتشار این سریال از راه شبکه‌های اجتماعی مجازی مانند گوگل پلاس و فیسبوک هستند.
در چند روز اخیر طی در حرکتی هماهنگ و توهین آمیز نسبت به مقدسات مذهبی مردم مسلمان ایران علاوه بر انتشار این سریال از طریق صفحات شخصی افراد نام برده، بعضی از وبلاگ‌های آنها نیز در حال تبلیغ این سریال موهن هستند.
در سریال حسن، حسین و معاویه علاوه بر چهره‌سازی از امام حسن(ع) و امام حسین(ع) که توهینی آشکار به مقام ایشان محسوب می‌شود، با محور قرار دادن یک شخصیت خیالی قصد اهانت به آن دو امام معصوم(ع) و پاک کردن جنایات معاویه با تحریف تاریخ را دارد.




آقاي خاتمي!قبل از قصاص دست به کار شويد!

سيد محمد خانمي اعتراف کرد که به مانند کسي است که اسيد پاشيده است و نياز دارد تا او را ببخشايند.

امروز وقتي در خبرها آمد که «آمنه» در کمال بزرگواري، آموزگاري کرد و از حق قصاص خود گذشت بر همه ثابت شد که در برابر سنگدلي و بي آزرمي و نفرت پراکني و خودخواهي و کين توزي هنوز مي توان از مهرباني، شرافت و احترام به زندگي، ديگرخواهي و بزرگ منشي هم سراغ گرفت و زيبايي را در اوج آن به تماشا نشست. آنچه آمنه از خود نشان داد حکايت گر آن است که جان زيبا و شکوهمند را هيچ عاملي جز نفرت و نابردباري و خشونت نمي تواند زشت کند و يا زشت بنماياند.
درود به آمنه خانم!
به گزارش نداي انقلاب نوشته بالا بخشي از پيام سيد محمد خاتمي به آمنه بهرامي نو بود، دختري که در لحظه قصاص از فردي که زندگي و جوانيش را تباه کرده است، گذشت و جوانمردي و بزرگواري خود را تا ابد در آوازه تاريخ ماندگار کرد.
اما نکته جالب در پيام سيد محمد خاتمي به آمنه اين بود که به صاحبان قدرت توصيه کرده است که از آمنه بياموزيد. آري خاتمي از آناني که قدرت در دست دارند خواست که از آمنه بياموزند و گذشت کنند.
اما نکته جالب در پيام خاتمي، قياس صورت گرفته است،خاتمي نظام جمهوري اسلامي ايران را در جايگاه آمنه فرض کرده است، آمنه اي که از قصاص انساني که بويي از انسانيت نبرده است، گذشت کرد.
سيد محمد خانمي اعتراف کرد که به مانند کسي است که اسيد پاشيده است و نياز دارد تا او را ببخشايند.

آري، خاتمي اعتراف کرد که به صورت نظام اسيد پاشيده است و از جمهوري اسلامي خواست که با رأفت و گذشت او را ببخشند و قصاصش نکنند.

اما جناب خاتمي! درست است که آمنه در انتهاي کار از حق خود گذشت اما با پي گيري هاي هفت ساله خود براي گرفتن حکم قصاص اجازه نداد، تا اراذل و اوباش با خيال راحت در جامعه به سر برند و به آنها نشان داد که هر عملي جزايي دارد و ما انسان ها مي توانيم از حق خود بگذريم اما حق جامعه چيزي است که به همين راحتي ها نمي توان از آن گذشت کرد.

جناب خاتمي! يک آمنه نيست که بايد شما را ببخشد، بلکه شما دل صدها مادر را سوزانديد و جوانانشان را تباه ساختيد.

آري، خاتمي سعي کرد به نوعي با اين پيام خود عجز و ناتوانيش را در مقابل نظام نشان دهد و اظهار دارد که نياز به بخشش صاحبان قدرت دارد اما جناب سيد محمد خاتمي شما را مادران جواناني بايد ببخشند که تا عمر دارند بايد در سوگ جوانانشان بسوزند.

شما را مادر شهيدي بايد ببخشد که شما داغ جوانش را برايش تازه کرديد و با کارهاي خود نمک بر زخم اين مادر داغ ديده پاشيديد.

جناب سيد محمد خاتمي! اگر واقعا از اقدام خود پشيمانيد، قبل از اينکه حکم قصاصتان صادر شود دست به کار شويد، چون خدا هم با همه ي خداييش فقط از حق خودش ميگذرد و از حق مردم به همين راحتي ها نميتوان گذشت.



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 14:17  توسط تاج سر  | 

http://media.farsnews.com/Media/9001/ImageNews/900101/7_900101_L600.jpg




http://www.mihanrooz.com/wp-content/uploads/2011/03/yoxcvr6ikjhchytzwy0.gif





برخی ادعای رسیدن خدمت امام زمان را دارند

تا بگویند نیازی به ولی فقیه نیست


برای مبارزه با ولایت فقیه راه های عجیبی آغاز شده است. مثلا معتقدند که ظهور حضرت نیز همچون غیبت ایشان دو دوره صغری و کبری دارد و هم اینک در دوره صغرای آن هستیم و برخی می توانند خدمت ایشان برسند و مستقیما از ایشان دستور بگیرند و دیگر نیازی به ولایت فقیه نداریم!
  آیت الله یزدی رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در این مصاحبه ضمن تشریح نوع رابطه حوزه های غلمیه با نظام به بیان مطالبی درباره لزوم پیگیری و روشنگری طلاب در خصوص جریان انحرافی و برخی مسائل سیاسی روز پرداختند.
در ادامه مشروح این گفتگو را که با همکاری معاونت جامعه و روحانیت جامعه مدرسین صورت گرفته می خوانید:
اگر تخلفی دیده شد نباید با سخنرانی اصل دولت و نظام را زیر سوال برد / باید ابتدا تذکر داد
- به نظر حضرتعالی سازوکار و روش های مختلف انتقاد از برخی موضوعات کشور، توسط حوزویان باید به چه صورتی باشد ؟
فرض کنید که در یکی از نهادهای وابسته به نظام و قوه مجریه مانند بانک مرکزی و وزارت اقتصاد، قانون پولی که برخلاف شرع است تصویب و به مرحله اجرا گذاشته شود. قانونی که شائبه ربا دارد. در اینجا وظیفه حوزه های علمیه چیست؟
ممکن است در این زمان از مراجع عظام تقلید یا بزرگان حوزه نسبت به چنین تخلف شرعی اطلاع پیدا کنند و برای دفاع از اسلام با علنی کردن موضوع و در قالب سخنرانی یا مصاحبه اصل دولت و نظام را زیر سوال ببرند. به نظر ما چنین روشی صحیح نیست. بلکه باید مسئول مربوطه دعوت شود و نسبت به تخلف صورت گرفته توضیح خواسته شود و تذکرات نیز به وی ابلاغ شود. چنین رویه ای سالهاست که در جامعه مدرسین دنبال می شود و نتایج بسیار خوبی نیز داشته است.
 
برای نمونه یکبار معاون وزیر ارشاد در همین اتاق حضور پیدا کرد و اعضای جامعه مدرسین با اسناد و مدارک مستدل نسبت به تخلفات محرزی که در مطبوعات صورت گرفته به وی تذکر دادند. جالب اینجاست که ایشان فی المجلس نسبت به غفلت یا تخلفات صورت گرفته اعتراف کرده و از سوی دیگر از بررسی ها و تحقیقات میدانی صورت گرفته توسط جامعه مدرسن تقدیر کرد.
نباید از هر تریبونی علیه مسوولا نظام سخن پراکنی کرد / نباید با اختلافات باعث تشویش اذهان عموم شد
- مواردی که بیان فرمودید در خصوص مسائلی است که دارای ضوابط مصرح قانونی و شرعی است. درباره مسائلی که با سلایق مختلف همراه است مثلا جهت گیریهای سیاسی یا فرهنگی این تعامل به چه صورتی باید باشد ؟
در مورد مسائل سیاسی و اختلاف سلایق سیاسی تعبیر بنده این است که نظام صاحب و مسئول دارد. اینکه هرکس نظر و سلیقه خود را صحیح بداند و برخی موارد را خلاف مبانی نظام بداند صحیح نیست. در چنین مواردی نیز باید با مسئولان گفت و گو کرد. راه غلط را به آنها تذکر داد. صحیح نیست که از هر تریبونی علیه مسئولان نظام سخن پراکنی کنیم چراکه این کار باعث تضعیف نظام و از بین بردن اعتماد مردم نسبت به نظام است.
در چنین مواردی مثلا امام جمعه محترم باید با مسئول مربوطه ارتباط برقرار کند و نسبت به انحرافی که احساس می کند وجود دارد با او صحبت کرده و تذکر دهد و متذکر شود که در صورت عدم اصلاح مردم را در جریان می گذارم و اگر عمل نکردید از مردم کمک می گیرم. به نظرم چنین روش موثرترین روش می تواند باشد.
خالی از لطف نیست که نمونه هائی را عرض کنم. مثلا قرار بود فروردین ماه سال جاری در شیراز جشنی برگزار شود که احساس کردیم برخلاف مبانی فرهنگی نظام و اسلام است. علیرغم اینکه همه مقدمات کار فراهم شده بود موضوع توسط دوستان پیگیری شد و در نهایت به اطلاع مقام معظم رهبری رسید و با دستور قاطع ایشان از برگزاری این جشن جلوگیری به عمل آمد.
حالا یک مجتهدی نظر خاصی دارند. خوشبختانه همه مراجع آنها بخاطر دلسوزی برای نظام است. این بزگواران نیز در صورتی که نسبت به تخلفی نظر خاصی دارند باید ابتدا موضوع را با نهادهای مربوطه در میان بگذارند، به دفتر مقام معظم رهبری منتقل کنند و همه این موارد راه های متعارفی وجود دارد. برخی موارد بخاطر اهمیت آن در جلسه حضوری مطرح می شود و برخی دیگر توسط پیام های مکتوب وشفاهی.
برای نمونه مورد جالبی را بیان می کنم. درخصوص تدریس فلسفه در حوزه های علمیه دو نظر متفاوت وجود دارد. برخی به شدت مخالف تدریس فلسفه در حوزه هستند و آن را گمراه کننده می دانند و معتقدند جز فقه و اصول نباید باشد. و برخی دیگر موافق مطالعه یا تدریس فلسفه در حوزه هستند که به نظر بنده نیز باید فلسفه وجود داشته باشد ، چرا که حوزه بدون فلسفه حوزه ناقصی است.
مقام معظم رهبری در دیداری فرمودند که با یکی از مراجع عظام تقلید در این خصوص به صورت حضوری صحبت کردیم. به ایشان عرض کردم که در خصوص تدریس فلسفه همیشه در حوزه های علمیه دو نظریه وجود دارد و حضرت عالی در مقام منع هستید. اما علت اینکه بنده از تدریس فلسفه حمایت می کنم این است که اگر فلسفه اسلامی در حوزه تعطیل شود، دیگران فلسفه های پوچ غربی را با رنگ اسلام به حوزه ها و دانشگاه ها عرضه می کنند. غیراسلام به عنوان فلسفه اسلام عرضه می شود و لازم است برای ایستادن در مقابل چنین انحرافی فلسفه اسلامی در حد نیاز در حوزه ها تدریس شود.
مقام معظم رهبری فرمودند این مرجع تقلید سکوتی اختیار کردند که حکایت از رضایت ایشان داشت. در سایر موضوعات اختلافی نیز همچون روش های تدریس در حوزه و رابطه استاد و شاگرد چنین است.
در مواردی که نص صریح وجود ندارد و مورد اختلاف بین بزرگان حوزه با مسئولان نظام است باید از راه های کاملا منطقی و معقول پیگیری شود، نه اینکه باعث تشویش اذهان مردم باشد و از هر تریبونی نسبت به تضعیف کلیت نظام اقدام شود. بنده صراحتا عرض می کنم چه اعضای محترم جامعه مدرسین و چه سایر حوزیان عزیز که به نوعی تریبونی در اختیار دارند باید توجه داشته باشند که فقط نظریه آنها قاطع و مسلم نیست. باید از طریق کاملا منطقی و از راه خودش عرضه شود.
مبلغان حوزه نسبت به جریان انحرافی روشنگری کنند / برخی ادعای رسیدن خدمت امام زمان را دارند تا بگویند نیازی به ولی فقیه نیست
- در آستانه ماه مبارک رمضان و سفر تبلیغی بسیاری از طلاب و فضلای محترم به نقاط مختلف کشور هستیم. طبیعتا توده های مختلف مردم انتظارات مختلفی از طلاب دارند. حضرت عالی چه توصیه ای برای طلاب در امر تبلیغ دارید ؟
سوال بسیار خوبی مطرح کردید. جمع زیادی از فضلا و طلاب عازم تبلیغ هستند . این عزیزان در درجه اول باید به تشریح وظایف شرعی مردم بپردازند. بیان وظایف شرعی و فقه بسیار مهم است. به همین اندازه باید به مسائل اخلاقی و اجتماعی نیز پرداخت. اما توقع مردم ما این است که مسائل جاری سیاسی و فرهنگی کشور را هم بدانند و وظایف خود را هم بشناسند.
معتقد هستم در بخش مسائل سیاسی مبلغان باید نسبت به مساله انحراف که در کنار دولت شکل گرفته است و آهسته آهسته برای همه مشخص شده است، اقدام به روشنگری کنند. باید برای مردم توضیح داد که مسئله بزرگ نمائی ایرانیت یک انحراف جدی است. چرا که مردم کشور ما ابتدا مسلمان هستند و سپس ایرانی.مسلمان ایرانی نیستند بلکه ایرانی مسلمان هستند. خدمت ایرانیان به اسلام هم بخاطر عمق علاقه آنها به اسلام است.
البته این موارد باید با توجه به شرایط مخاطبان و زمینه مساعد آن باشد. بیان مسائل سیاسی و جزئیات آن در همه مجالس صحیح نیست. پس تبیین نقاط انحرافی که در جامعه ما شکل گرفته است ضروری است. این موضوع که برخی مدعی هستند خدمت امام زمان می رسند امری بسیار خطرناک است که مبلغان باید به شدت نسبت به آن واکنش نشان دهند.
متاسفانه برای مبارزه با ولایت فقیه راه های عجیبی را آغاز شده است. مثلا معتقدند که ظهور حضرت نیز همچون غیبت ایشان دو دوره صغری و کبری دارد و هم اینک در دوره صغرای آن هستیم و برخی می توانند خدمت ایشان برسند و مستقیما از ایشان دستور بگیرند و دیگر نیازی به ولایت فقیه نداریم!
این سخن یک مبارزه رسمی با نظام اما در چارچوب و پوسته اسلام است و می خواهند با روش دینی با نظام دینی مبارزه کنند.
نکته بعدی گه رهبری هم به آن تاکید دارند تحمل مشکلات و ایجاد فضای آرام است تا زمان باقی مانده از ریاست جمهوری فعلی بگذرد تا خدائی نکرده برخی به تحریک یا اقدامات فیزیکی روی نیاورند.این موضوع توسط ایشان تصریح شده است مگر اینکه نکته ای جدید از سوی ایشان بیان شود.
مردم نباید فریب برخی الفاظ فریبنده را بخورند / انتخابات مجلس یکی از مقاطع حساس نظام است
نکته بعدی انتخابات مجلس شورای اسلامی است. برخی از گرو هها خود را برای حضور در این انتخابات آماده کرده اند و پس از آن نیز انتخابات ریاست جمهوری است که این دو ارتباط خاصی با یکدیگر دارد. انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی یکی از مقاطع حساس و حیاتی است.
مبلغان باید برای مردم تشریح کنند که در چنین شرایطی فریب پول یا تبلیغات کاذب و عوام فریبانه را نخورند.دشمنان ما از راه های مختلف وارد شده اند. در برخی از استانها برخی را اجیز کرده اند و از طریق پول و وعده به نفع خود استفاده می کنند.
مردم ما باید بدانند که نماینده ای به مجلس راه پیدا کند که طرفدار دین خدا و نظام جمهوری اسلامی ایران باشد.نباید فریب الفاظ فریبنده را خورد.البته این موارد را نمی توان در مجالس رسمی عنوان کرد. بلکه در جلسات خصوصی یا در جلسات با معتمدین باید مسائل را تشریح کرد.
درخواست داریم حضرت عالی نظر خود در خصوص میزان حمایت یا انتقاد حوزویان از بخش های مختلف نظام را بفرمائید؟
 همانطور که مستحضر هستید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یک جمع علمی، سیاسی،اجتماعی است و نه یک گروه یا حزب سیاسی و یا تنها یک مرکز علمی. بدین معنا که اعضای محترم جامعه مدرسین از شخصیتهای برجسته حوزوی و علما و آیات عظام هستند و خواهند بود انشاء الله و طبعا ضمن حفظ و پاسداری از مقامات علمی حوزوی، به تناسب در مسائل سیاسی و اجتماعی روز و بخصوص با مواردی که با نظام و حاکمیت ارتباط پیدا می کند مواجه بوده و در جلسات خود مطرح می کنند.
برای نمونه شورای عالی حوزه و مدیر حوزه های علمیه توسط جامعه مدرسین انتخاب می شوند یا بررسی صلاحیت، اثبات یا نفی مرجعیت به عهده این عزیزان است که به تعبیر مقام معظم رهبری چنین شانی که جامعه مدرسین دارد و می تواند مراجع عظام تقلید را معرفی کند بخاطر اعتبار فعالیت چهل ساله آن است و اینگونه نیست که کسی به او اعطا کرده باشد. به عبارتی این اعتبار برای جامعه مدرسین یک اعتبار ذاتی است.
نظام از حوزه علمیه قم به وجود آمده است / ولایت فقیه ویژگی اصلی نظام است
همه می دانیم که اصولا نظام از موالید حوزه و بوجود آمده از حوزه مقدس قم است. بنیانگذار این نظام یعنی حضرت امام خمینی(ره) از شخصیت های برجسته حوزه هستند و زمانی که این نظام مقدس توسط ایشان به پیروزی رسید شاگردان ایشان در حوزه وارد عرصه حکومت شده و ایشان را در تثبیت این نظام همراهی کردند. به حمدالله این نظام جای خود را در دنیا باز کرد. با الطاف الهی هم اینک به دنبال تثبیت نظام نیستیم بلکه به دنبال حفظ نظام از برخی آسیب ها هستیم که دشمنان نظام همواره در صدد ایجاد این آسیب ها برای نظام هستند .
به اعتقاد بنده هنوز دنیا نتوانسته است واقعیت های این نظام را درک کند و هنوز نتوانسته است آن را به خوبی بشناسد و معمولا وقتی درباره سیستم حکومتی ایران قضاوت می کنند با سیستم های رایج دنیا مقایسه می کنند. درحالی که ویژگی و امتیاز اصلی این نظام مساله ولایت فقیه است و اینکه برمبنای ولایت فقیه تاسیس شده است و یکی از اصول غیر قابل تغییر که تا ظهور حضرت ولی عصر(عج) در قانون اساسی تصریح شده است مسئله ولایت فقیه است.
خوشبختانه در طی سی سال که از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران می گذرد به حد کافی در تشریح اصل ولایت فقیه، قلمرو و چیستی و چرائی آن مطالب علمی بسیار زیادی منتشر شده است.
برای نمونه لازم می دانم به مقاله ای که اخیرا منتشر شده است اشاره بکنم. در این مقاله به این سوال پاسخ داده شده است که آیا گستره ی ولایت فقیه همچون مرجعیت است؟ یعنی همانگونه که در گستره مرجعیت و بحث تقلید مرزهای فیزیکی و خطوط بین کشورها به هیچ وجه مطرح نیست و شیعیان در هرکشوری که باشند می توانند از مرجع تقلید که در آن سوی دنیاست تقلید کنند. آیا شعاع ولایت فقیه هم  اینگونه جهانی است؟ آیا قواعد بین الملی همچون سازمان ملل متحد می توانند این شعاع را محدود کنند؟
خوشبختانه در این مقاله بحث بسیار خوبی مطرح شده و به صورت کاملا علمی و قانونی این موضوع تشریح شده است.
این نظام به حمدلله در طی سی سال گذشته و با گذر از فراز و نشیب ها جایگاه خود را به خوبی مستحکم کرده است. خب اکنون می خواهیم ببینیم حوزه های علمیه با چنین نظام و حاکمیتی چه نوع رفتار و مواجه ای باید داشته باشند؟
در مقام اجرا و عمل مسائل حکومتی ممکن است مشکلاتی پیش آید. مثلا در قوه مقننه قانونی برخلاف قواعد اسلام و نظام تصویب شود. از جمله وظایف شورای نگبان که با حضور شش فقیه تشکیل می شود این است که جلوی چنین قانونی را بگیرد و برای اصلاح به مجلس برمی گرداند.اگر مجلس براساس مصلحت یا حکم ثانویه برچنین مصوبه ای تاکید داشته باشد طبیعتا به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داده می شود و مجمع نیز براساس قانون این خلاف شرع را براساس مصلحت غالب اجرای ان را تجویز می کند. در دستگاه قضائی و اجرائی نیز به همین شکل است و در صورت وجود مسائل غیرشرع ولی امر به رفع نواقص آن دستور می دهد.
 حوزه های علمیه که مبانی اسلامی در دست آنهاست و مسائل روز را بر مبانی اجتهادی جواهری و سیستم قدیم و جدید استنباط برسی می کنند، اگر ضعف یا اشکالی را ببینند بر حوزویان است که نسبت به آن تذکر بدهند.
از جمله نهادهائی که در حوزه علمیه، رسالت تذکر به موارد غیرشرع در قوانین کشور یا اجرای آن را دارند جامعه مدرسین است. تاکنون موارد زیادی بوده است که جامعه مدرسین با دعوت از مسوولان ارشد نظام همچون روسای سه قوه یا وزرا و سایر مسوولان در خصوص برخی موارد ناقض شرع با آنها به گفتگو نشسته است و تذکرات لازم را به آنها گوشزد کرده است که خوشبختانه در موارد بسیاری نیز این تذکرات موثر بوده است.
در همین راستا هم تشکیلات جدیدی در جامعه مدرسین به نام مرکز مطالعات راهبردی تشکیل شده است و توجه جدی نسبت به این موضوع دارد. پس به طورکلی باید گفت؛ حوزه که مسوولیت حفظ و نگهبانی از مبانی اسلام و دین را دارد هرجا که احساس کند که نقطه ضعفی وجود دارد باید نسبت به آن ورود پیدا کند.




اصلاح‌طلبان با قدرت در انتخابات شرکت می‌کنند

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با بیان اینکه اصلاحات در گذشته از تندروی آسیب دیده است خواستار برخورد جدی این جریان با نیروهای تندرو شد.

محمد رئوف قادری با اشاره به فعالیت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم تصریح کرد: در داخل کشور کسی نمی تواند منکر فعالیت جریان اصلاح طلب و اصولگرا شود چرا که این دو جریان از بدنه اجتماعی برخوردارند البته در دو سال گذشته به بهانه اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری خسارت های زیادی به مردم و نظام اسلامی وارد شد اما در حال حاضر همه جناح ها و تشکل های سیاسی به حضور در انتخابات تاکید می کنند، ضمن آنکه مسئولین نظام هیچ تمایلی ندارند که انتخابات تک قطبی برگزار شود.

وی همچنین به رقابت احزاب و جناح ها در انتخابات اشاره کرد و گفت: از این رو اصلاح طلبان با قدرت در انتخابات شرکت خواهند کرد.

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در ادامه درباره محوریت عارف در عرصه انتخابات مجلس نهم گفت: از اینکه آیا عارف محوریت اصلاح طلبان را قبول می کند یا نه اطلاع ندارم اما بر این باورم که محوریت نباید متکی به شخص باشد بلکه این محوریت باید براساس اندیشه و گفتمان احزاب تعریف شود.

وی با بیان اینکه اصلاح طلبان معتدل برای حضور در انتخابات مشکلی ندارند گفت: احتمال می دهم عارف در انتخابات شرکت کند پس وی می تواند در صورت حضور در انتخابات نیروهای اصلاح طلب معتدل را مدیریت و هدایت کند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب با بیان اینکه اصلاحات در گذشته از تندروی آسیب دیده است خاطرنشان کرد: قطعا در گذشته ملت ما از وجود اشخاص تندرو ضررهای زیادی را دیده اند، از این رو فعالان سیاسی باید از حضور و فعالیت چهره های تندرو خودداری کنند.

وی گفت: دو جریان حاکم در کشور باید با نیروهای تندرو برخورد کنند.

قادری تاکید کرد: نیروهای شاخص در احزاب و جناح ها فقط متعلق به حزب و تشکل متبوع خود نیستند بلکه متعلق به نظام اسلامی هستند و باید در چهارچوب قانون اساسی حرکت کنند



بازگشت حجتيه با پوشش يک بنياد
  برخي ائمه جمعه غرب کشور با اشاره به فعاليت مجدد اعضاي سابق انجمن حجتيه تحت پوشش بنيادي به نام "م"، همکاري بدون اطلاع تعدادي از مديران استاني با اين بنياد را موجب کسب اعتبار و گسترش اين انجمن دانسته و خواستار برخورد دستگاه هاي امنيتي با آن شدند.



مشکلات امت اسلام تنها در پناه عمل به قرآن جبران می شود

اولین روز ماه مبارک رمضان، ماه بهار قرآن، محفل انس با قرآن کریم، عصر امروز در حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد.
در این محفل نورانی و سرشار از نشاط و طراوت معنوی، قاریان، حافظان و اساتید قرآن، آیات آسمانی قرائت کردند و گروههای جمع خوانی در فضیلت رمضان کریم، به مدح و ثنای پروردگار پرداختند.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار، «حفظ قرآن، انس با تفاسیر و تدبر در آیات الهی» را موجب شکوفایی قرآنی کشور خواندند و با اشاره به زمینه های مساعد و شوق قرآنی جاری در جامعه ابراز امیدواری کردند: حرکت قرآنی در کشور به گونه ای گسترش و استمرار یابد که ملت ایران با برخورداری از حداقل 10 میلیون حافظ قرآن به ملتی پولادین تبدیل شود.
ایشان جوانان اهل تلاوت قرآن را صفوف مقدم حرکت عمومی جامعه به سمت «شکوفایی قرآنی» دانستند و افزودند: اگر در کشور، ده - پانزده میلیون نفر با معارف قرآنی عمیقاً آشنا باشند و درسها و انذارها و بشارتهای قرآن را در فکر و قلب و عمل خود، زنده سازند، ساخت قرآنی جامعه حاصل خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی قرآن را تأمین کننده همه نیازهای بشر و راهنمای سعادت دنیوی و اخروی ملتها برشمردند و خاطرنشان کردند: ضعفها، عقب ماندگی ها و مشکلات امت اسلامی، تنها در پناه آشنایی و عمل به قرآن جبران خواهد شد.
ایشان حاکمیت طاغوتها در جهان اسلام را موجب به تاراج رفتن منابع و منافع اقتصادی و بی هویتی فرهنگی ملتهای مسلمان دانستند و تأکید کردند: قرآن، مایه اعتلای مادی و معنوی ملتهاست و ملت ایران نمونه روشنی از این واقعیت تاریخی است.
رهبر انقلاب اسلامی، استعداد جوشان و متراکم ملت ایران را گنجینه ای بزرگ دانستند که حکومت طاغوتها در دوران پهلوی و قاجار مانع بروز و شکوفایی آن شده بود.
ایشان افزودند: این همه جوان فعال و پرنشاط و علاقه مند به پیشرفت که هر روز برای ایران افتخارآفرینی و عزت آفرینی می کنند و برای ملت نام نیک به همراه می آورند جلوه ای از استعداد سرنوشت سازی هستند که در پرتو حرکت ملت ایران به سوی قرآن، از سلطه طاغوتها رها شد و کشور را به سمت پیشرفت و تعالی سوق داد.
حضرت آیت الله خامنه ای انقلاب اسلامی را قدمی به سمت قرآن کریم دانستند و تأکید کردند: ملت ایران امروز به برکت همین حرکت، جزو زنده ترین و قدرتمندترین ملتهای جهان است و خداوند به برکت تمسک به قرآن، به او عزت و بصیرت و قدرت داده است.
ایشان، با ابراز خرسندی از رواج شعارها و خواستهای اسلامی در میان ملتهای مختلف مسلمان، این مسئله را مایه تحرک و طراوت امت اسلامی دانستند و افزودند: به فضل پروردگار، و براساس خاصیت معارف قرآنی، امروز هرجا حرف و شعار «اسلامی و قرآنی»، رونق و نفوذ و کارایی بیشتری دارد، تأثیرپذیری حرکت آن ملت از دشمنان و منافقان و مزوران کمتر است.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان ابراز امیدواری کردند حرکت قرآنی جاری در کشور روز به روز افزایش یابدو در پرتو آن آشنایی با معارف قرآنی عمیق تر گردد.
در پایان این محفل نورانی 4 ساعته نماز مغرب و عشاء به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد و حاضران روزه خود را همراه با ایشان افطار کردند.




+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 13:1  توسط تاج سر  | 

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای همه مسوولان دستگاه‌های فرهنگی و مرتبط با موضوع کتاب و کتابخوانی را به بازنگری جدی و حرکتی جدید و فراگیر برای ترویج کتابخوانی فراخواندند.

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی امروز در دیدار مسؤولان کتابخانه های بزرگ و عمومی و جمعی از کتابداران سراسر کشور با اشاره به سابقه کهن و تاریخی ملت مسلمان ایران در تولید کتاب و کتابخوانی، شرایط کنونی تولید و نشر کتاب و آمارهای مطالعه کتاب در کشور را راضی کننده ندانستند و همه مسئولان دستگاههای فرهنگی و مرتبط با موضوع کتاب و کتابخوانی را به بازنگری جدی و حرکتی جدید و فراگیر برای ترویج کتابخوانی و مطالعه کتاب های مفید و سالم بویژه در میان نوجوانان و جوانان فراخواندند.

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با تشکر و قدردانی از زحمات مسئولان کتابخانه ها و کتابداران، برگزاری چنین دیداری را اقدامی نمادین برای احترام به کتاب و کتابخوانی بیان کردند و افزودند: با وجود پیشرفتهای اخیر در وسایل ارتباط جمعی و ارتباطات جدید و نوظهور، کتاب هیچگاه منزوی نخواهد شد و هیچ ابزار پیشرفته ارتباطاتی و فرهنگی نمی تواند جایگزین کتاب شود.

کتابخوانی، یکی از موضوعاتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به تبیین ابعاد مختلف آن پرداختند و لازمه اهتمام به کتاب را ترویج کتابخوانیِ همراه با تدبر دانستند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه همه دستگاههای آموزشی و فرهنگی برای ترویج کتابخوانیِ همراه با تدبر، وظیفه دارند، افزودند: از آموزش و پرورش و مدارس ابتدایی تا دستگاههای ارتباط جمعی و تبلیغاتی اعم از مطبوعات و صدا و سیما در ترویج کتابخوانی مسئول هستند.

ایشان فراگیر شدن تبلیغات کتاب و کتابخوانی در دستگاههای ارتباط جمعی و تبلیغاتی را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: امروز برای برخی کالاها و محصولات کم اهمیت و حتی مضر تبلیغات گسترده ای در صدا و سیما و مطبوعات می شود اما برای کتاب که محصولی با عظمت و با ارزش است، تبلیغ و تشویق مناسبی صورت نمی گیرد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: کتابخوانی باید به یک عادت همیشگی در مردم بویژه جوانان تبدیل شود و در سبد کالاهای مصرفی خانواده سهمی قابل قبول پیدا کند.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنان خود به موضوع کتابخانه ها و نقش مهم کتابداران برای راهنمایی کتابخوان ها اشاره کردند و افزودند: مهمترین و سنگین ترین وظیفه در کتابخانه ها، برعهده کتابداران است.

ایشان با تأکید بر اینکه کتابداران منبع و مرجعی برای راهنمایی مراجعین به کتاب هستند خاطر نشان کردند: یکی از نیازهای کنونی، نظم مطالعاتی در میان دوستدارن کتاب است که کتابداران با راهنمایی صحیح می توانند این خلاء را برطرف کنند.

رهبر انقلاب اسلامی نقش کتابداران در جهت دهی به مراجعان برای کتابخوانی همراه با تأمل را یادآور شدند و با اشاره به اهمیت برنامه های مطالعاتی افزودند: یکی از نیازهای مهم جامعه بویژه نسل نوجوان و جوان طراحی سیر مطالعاتی در موضوعات مختلف و با تنوع مناسب است.

عرضه کتاب سالم و جلوگیری از ورود کتابهای مضر، یکی دیگر از محورهای سخنان حضرت آیت الله خامنه ای بود.

ایشان درباره این موضوع خاطر نشان کردند: لزوماً هر کتابی مفید نیست و نمی توان بازار کتاب را آزاد گذاشت تا کتابهای مضر وارد جامعه شوند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم ترویج کتابهای خوب و سالم و جلوگیری از تغذیه معنوی ناسالم افزودند: گاهی در بازار کتاب، کارهایی به ظاهر فرهنگی ولی با مقاصد سیاسی و انحرافی دیده می شوند که باید به این موضوع توجه جدی تری شود.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: تولید، ترجمه، و نشر کتاب باید بر طرف کننده نیازها و خلاءهای فکری جامعه باشد.

رهبر انقلاب اسلامی همه دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی کشور را به حرکتی جدید و فراگیر در ترویج کتاب و کتابخوانی فراخواندند و خاطر نشان کردند: تیراژهای چند هزاری و چاپ های مکرر کنونی کتاب، شایسته کشوری 75 میلیونی و با جمعیت گسترده جوان، نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به درصد بسیار بالای با سوادی در کشور افزودند: باید از این فرصت برای گسترش توجه به کتابهای مورد نیاز جامعه و کتابخوانی همراه با فکر و تدبر استفاده شود.

در ابتدای این دیدار آقای حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اقدامات انجام گرفته در عرصه کتاب و کتابخوانی گفت: افزایش حدود 48 درصدی کتابخانه های عمومی و 20 برابر شدن خرید کتاب در شش سال گذشته، آغاز برنامه مطالعاتی سند نهضت مطالعه مفید و سند چشم انداز نهاد کتابخانه، برگزاری مسابقات متعدد کتابخوانی و جشنواره های کتاب، برگزاری نمایشگاههای عمومی و تخصصی کتاب، راه اندازی شبکه کتابخوانان حرفه ای، و آموزش و ارتقاء علمی کتابداران از جمله تلاشها و اقدامات انجام گرفته است.

آقای واعظی دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور نیز گزارشی از وضعیت کتابخانه های عمومی و برنامه های فرهنگی این نهاد ارائه کرد.


بازتاب مضحک قتل روح الله داداشی در رسانه های غرب

ديلي تلگراف در ادامه اين تحليل عميق! بدون اشاره به منابع خبري خود، و با اعلام جزيياتي كه صرفا نشان دهنده بي اطلاعي محض آن مي باشد ،مدعي شد داداشي با قاتلين خود به مدت 40 دقيقه درگيري داشته! و با وارد آمدن 50 ضربه چاقو به قتل رسيده است!
 در اولين روز از تعطيلات آخر هفته، مروري بر تحليل مضحك و اخبار دروغ انتشار يافته در برخي از رسانه هاي غربي پيرامون نحوه قتل مرحوم داداشي براي رفع خستگي كار هفته گذشته خالي از لطف نيست.
به گزارش صراط نيوز ،نسخه اينترنتي روزنامه ديلي تلگراف چاپ لندن، در شماره اخير خود، قتل مرحوم داداشي را انتقام گيري از وي بخاطر حمايت از دكتر احمدي نژاد دانست!
بنابراين گزارش،اين روزنامه بدون توجه به چهره ملي و جهاني آن مرحوم و پرداختن رسانه هاي مختلف داخلي به مرحوم داداشي اضافه كرد از داداشي بيشتر در نشريات نزديك به رييس جمهور تعريف و تمجيد مي شد.
ديلي تلگراف در ادامه اين تحليل عميق! بدون اشاره به منابع خبري خود، و با اعلام جزيياتي كه صرفا نشان دهنده بي اطلاعي محض آن مي باشد ،مدعي شد داداشي با قاتلين خود به مدت 40 دقيقه درگيري داشته! و با وارد آمدن 50 ضربه چاقو به قتل رسيده است!
اين روزنامه در ادامه براي موثق جلوه دادن اين تحليل ، با استناد به مطالب سايت هاي خبري داخلي، مدعي شد كه يكي از اين سايتها نيز از استفاده از خشونت براي تسويه حسابهاي سياسي انتقاد كرده است!
گفتني است صرف نظر از حمايت يا خصومت رسانه هاي غربي با اشخاص و جريانهاي سياسي داخل كشور كه معمولا مي توان از آن به عنوان يك نشانه براي ارزيابي صحت و سقم مواضع جريانات داخلي كشور بهره گرفت ،تحليلهاي اين رسانه ها از اتفاقات داخلي كشور معمولا عميق! ، واقع بينانه! و مبتني بر اخبار مستند! و موثق! مي باشد كه خواندن گاه و بيگاه اين تحليلها را مي توان در شمار تفريحات سالم! منظور كرد.


نگاه تاسف آور يك فیلمساز به حجاب

پس از پایان تماشای "قصه پریا" آخرین ساخته فریدون جیرانی نخستین چیزی که به نظر می‌آید این است که همه آنچه مزیت یک فیلم می توانست باشد قربانی فیلمنامه شده و در این فیلم قشر مذهبی و حجاب به شکلی تاسف آور نمایش داده شده است.

 "قصه پریا" با داستان عاشقانه و تلاش برای روایت متفاوت این داستان در لحظاتی به ویژه در ابتدای داستان به مخاطب اجازه نفس کشیدن نمی‌دهد و اندکی بعد با بی منطقی و گاف‌های فیلمنامه این احساس فروکش کرده و مخاطب میان اشک و پوزخند مردد می‌ماند.

 
 "سیاوش مسرور" با بازی مصطفی زمانی به عنوان شخصیت محوری، به عنوان یک روزنامه نگار معرفی می‌شود اما جز چند مورد جزئی و سطحی نگرانه به این بُعد از شخصیت او پرداخته نمی‌شود که یکی از آن‌ها به عنوان حس ماجراجویی نقطه آغاز ضعیفی بر شکل‌گیری گره داستان و آشنایی سیاوش با سروین می‌شود.
 
زمانی که سیاوش درگیری پلیس زن با "سروین" با بازی مهناز افشار را می‌بیند و بنا به احساسی که مخاطب ناچار است ناشی از روحیه نقادانه او بداند، در کار پلیس دخالت می‌کند و باعث فرار سروین می‌شود. اتفاقی که منجر به آشنایی و عشق باورناپذیر این دو می‌شود.
 
 
البته بار دیگری نیز سیاوش برای ارائه مقاله‌ای به دفتر یک نشریه می‌رود و با جملات سطحی مسئول آنجا چون چقدر متنت آشفته شده است مواجه می‌شود. ضعف شخصیت‌پردازی در این فیلم به همین‌ها خلاصه نمی‌شود و سیاوش در جای دیگری نیز با بسنده کردن به این جمله که "برای رشته‌ای که من خوانده‌ام شغلی تعریف نشده است" در کسوت مسافرکش نشان داده می‌شود. اما به این قضیه نیز همچون دیگر موضوعات فیلم پرداخت نشده و از آن عبور می‌شود.
 
بهانه باز تعریف ماجرای پیش آمده بین شخصیت‌های اصلی رفتن "حدیث" با بازی باران کوثری به خانه سروین و سیاوش و یافتن نوارهایی می‌شود که سیاوش با عنوان "زندگی" ماجرای خود را در آن‌ها تعریف کرده است اما توجیهی برای این کار سیاوش که حتی نویسنده از ذکر کوچکترین نشانه‌ها برای روزنامه‌نگار بودنش پرهیز می‌کند، در این اثر به مخاطب ارائه نمی‌شود و نمی‌توان پی برد سیاوش چه زمانی توانسته این نوارها را ضبط کند؟!
 
بازی‌های ضعیف و سطحی حتی در حساس‌ترین صحنه‌ها نیز نمود پیدا می‌کند. در صحنه پر احساسی چون قصد سروین برای ترک سیاوش بازی‌های بیرونی افشار و زمانی صحنه کمیکی خلق کرده است. نداشتن منطق داستانی و ضعف‌های قصه گاه بازی باران کوثری را نیز دچار مشکل می‌کند و مخاطب قادر به برقراری ارتباط با او نیست. همانطوری که شاید به سختی باور کند سیاوش به خاطر عشقش به اعتیاد تن می‌دهد و اراده‌ای برای ترک آن نیز ندارد.
 
 از طرفی در پردازش دیگر شخصیت‌هایی چون هادی مسرور عموی سیاوش به عنوان نماینده‌ای از قشر مذهبی جامعه که احتمالا در جنگ نیز شرکت داشته و برادر شهید است حب و بغضی شخصی اعمال شده است. اصلا بار طنز "قصه پریا" بر دوش بیژن امکانیان با ایفای این نقش است. او به عنوان نماینده قشر مذهبی، فردی فحاش معرفی می‌شود که به سیاوش پیشنهاد می‌دهد زمانی که با دخترش حدیث ازدواج کرد، مدتی بعد پنهانی سروین را برای او صیغه کند. او کسی است که زمانی که همسرش در بستر بیماری بوده، با زن دیگری ازدواج کرده و سر میز، با دست غذا می‌خورد!!
 
 چادر در این فیلم نمادی از جبر معرفی شده است. حدیث به راحتی چادر از سر برمی‌دارد چون کسی دیگری در کلاس زبان چادری نیست و گاه و بی گاه نیز در طول فیلم چادر بی دلیل از سر او به زمین می‌افتد و پدرش آن را برایش جمع می‌کند. "ناهید مشرقی" با بازی ستاره اسکندری نیز تنها به این عنوان که همسر هادی مسرور است چادر سر می‌کند و بود و نبود این حجاب برایش تفاوتی ندارد. حتی سیاوش نیز که قرار است فرد معتقدی باشد تنها اعتقاداتش را در بداخلاقی کردن با دختر عمویش زمان پرداشتن چادر نشان می‌دهد و نه تنها نشانه‌ای از اعتقادات، راز و نیاز و توکل به خدا یا عبادت در منش او نمی‌بینیم بلکه اتفاق اولیه داستان نیز با عشق او به یک دختر بی اعتقاد معتاد شکل می‌گیرد.
  
در لحظات ابتدایی فیلم "حدیث" را بر سر مزار سیاوش می‌بینیم و در لحظات انتهایی مخاطب متوجه می‌شود رو دست خورده و سیاوش زنده است اما حتی این شیوه نیز تنها دستمایه‌ای برای طول و تفصیل بیشتر فیلم و ذکر چند پیام اخلاقی است! گرچه در این زمینه فرم تازه‌ای خلق شده است اما مباحثی که به آن‌ها پرداخته شد باعث می‌شود این فرم روایتی و تلاش جیرانی در کارگردانی بهتر فضاها به چشم نیاید  و مخاطب درگیر داستان فیلم از توجه به این نکات باز بماند. اتفاقی که شاید اگر فیلمنامه توسط خود جیرانی نوشته می‌شد رخ نمی‌داد.




دعایی‌برای‌گرفتاری‌از زبان امام‌زمان(عج)

حضرت حجت (عج)، دعایی را به مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری یاد دادند تا در ایام گرفتاری‌های زندگی خوانده شود.

به گزارش خبر حوزه، امام جمعه موقت تهران،با اشاره به نقش مهم توکل بر خدا در حل مشکلات زندگی انسان اظهار داشت: مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان : «يا مَن إذا تضايقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب اليه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموريَ المتضايقةِ باباً لم يَذهَب اليه وَهمٌ يا ارحم الراحمين».

حجت الاسلام صدیقی اضافه کرد: در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد».




خيانتهاي خاتمي فراموش شدني نيست


شرط گذاري از طرف عناصري مانند محمد خاتمي كه به تلاش براي براندازي نظام متهم هستند در حالي صورت مي گيرد كه گروهها و افراد شرط گذار به اعتقاد منابع غربي دچار مرگ شده اند.
 

در روزهاي اخير برخي از افراد و گروههايي كه در فتنه انگيزي دوسال گذشته نقش فعالي داشته اند با همراهي برخي رسانه ها مجدداً در حال مطرح كردن خود درون جامعه سياسي هستند.
شرط گذاري از طرف عناصري مانند محمد خاتمي كه به تلاش براي براندازي نظام متهم هستند در حالي صورت مي گيرد كه گروهها و افراد شرط گذار به اعتقاد منابع غربي دچار مرگ شده اند.

روزنامه تايمز هفته گذشته در مقاله اي با اشاره به مرگ جنبش موسوم به سبز نوشت: 12 گروه مخفي اپوزيسيون در تهران مانيفستي را تهيه كرده اند كه جنبش سبز در حال مرگ را نجات دهند.
اين روزنامه مي افزايد: اين فعالان كه هم اينك نيروي خود را تضعيف شده مي بينند در مانيفست خود مي نويسند: «ما در ايران در جستجوي رهبري قاطع و محكم از بين رهبران سبز خارج از كشور هستيم جنبش در اينجا مي تواند دوباره از سرگرفته شود و به سمت پيروزي حركت كند.»
تايمز به نقل از يك تحليلگر در مورد اين بيانيه هم مي نويسد: «اين سند ارائه دهنده وضع فعلي است. يأس و نااميدي زيادي وجود دارد. مردم از جنبش منصرف شده اند حتي خود رهبران خارج از كشور هم نمي توانند با هم توافق كنند كه مي خواهند چه چيزي را اصلاح يا جايگزين كنند.»

سخنان سيدمحمد خاتمي كه بر شرط گذاري براي حضور در انتخابات تأكيد داشت اگرچه نتوانست حيات را به جنبش دچار مرگ شده فتنه گران برگرداند اما رسانه ها و سرويس هاي جاسوسي آمريكا و انگليس را كه در ماههاي گذشته دچار سردرگمي شده بودند اميدوار كرد كه آنچه روزنامه تايمز گفت واقعاً حقيقت دارد. اين در حالي است كه فعالان سياسي تأكيد مي كنند بدون شك امكان بازگشت امثال خاتمي به جامعه سياسي كشور وجود ندارد.
در همين زمينه مديرعامل خبرگزاري فارس با اشاره به ارتباط سيدمحمد خاتمي با جريان ضد انقلاب خارج كشور گفت: «ما سندي در خبرگزاري فارس داريم كه نشان مي دهد آقاي خاتمي با جورج سورس و نوري زاده ضدانقلاب هم در آمريكا ملاقات داشته است.»

مقدم فر در ادامه با بيان اينكه اين روزها چهره خاتمي براي مردم شناخته شده است، گفت: شخصي كه رئيس جمهور كشور بوده است براي گدايي دست به سوي شاهان منطقه دراز مي كند، حكامي كه امروز با انقلاب مردمي مواجه شده اند، از آنها براي انتخابات پول مي گيرند، اين بالاترين خيانت يك شخص به يك ملت است.
مقدم فر با اشاره به سوءاستفاده جريان اصلاح طلب از فرصت ها عنوان كرد: جريان انحرافي مقداري افكار عمومي را تحت تاثير قرار داد و اصلاح طلبان احساس كردند مردم واقعيت ها را فراموش كرده اند و مشغول جريان انحرافي هستند، در حالي كه مردم هيچگاه جريان انحرافي بزرگتر را كه فتنه سال 88 را ايجاد كرد، فراموش نخواهد كرد.

مديرعامل خبرگزاري فارس اظهار كرد: اصلاح طلبان از يك طرف خود را مقيد به نظام جلوه مي دهند و شرط براي نظام تعيين مي كنند و از طرفي حاضر نيستند كه فتنه و آمريكا را محكوم كنند، حتي شخص خاتمي نيز جريان فتنه را محكوم نكرده است، خاتمي حاضر نيست حقي را بيان كند و باطل بودن فتنه را به مردم اعلام كند.
اين كارشناس مسايل سياسي تاكيد كرد: اين افراد اعتقادي به نظام ندارند، هدف و نگاهشان نفوذ مجدد و به دست گرفتن قدرت است، سال هاي قبل براي اينكه به قدرت برسند همه ارزش هاي نظام را زير سؤال بردند، اما امروز تاكتيك خود را تغيير داده اند، همه اين كارها را بايد در بستر جريان نفاق تعريف كرد.

سعدالله زارعي كارشناس مسائل سياسي هم با بيان اين كه ورود اصلاح طلبان بدون ابراز برائت از فتنه امكان پذير نيست گفت: اصلاح طلبان تا قبل از ثبت نام در سيستم انتخابات صلاحيت خود را در پاي بندي و دفاع از اصول و مباني نظام جمهوري اسلامي ايران به اثبات برسانند.
وي با اشاره به پيوستگي بخش اعظم جريان اصلاح طلب با جريان برانداز فتنه اظهار داشت: اصلاح طلبان تنها در شرايطي مي توانند وارد روند انتخابات شوند كه جدايي و مخالفت آنها با جريان برانداز فتنه به اثبات رسيده باشد.
زارعي با بيان اين كه جريان فتنه جرياني منفور است كه جايگاهي در بين مردم ندارد، بيان داشت: مشكل اين است كه اين جريان با توجه به ديدگاه هاي منفي مردم در صدد است تا كانديداهاي سفيد را براي انتخابات روانه كند و با دروغ و ريا آنها را در معرض آراي مردم قرار دهد كه اين موضوع مسئوليت نهادها را در تعيين صلاحيت ها سخت مي كند.

اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به شرط گذاري برخي از اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات اظهار داشت: شرط گذاري، نشان دهنده عدم پايبندي آنها به چارچوب حقوقي نظام جمهوري اسلامي ايران و دليلي براي عدم صلاحيت آنها است.
وي در پايان گفت: از سوي ديگر شرط گذاري در شرايطي كه اين جريان پايگاه اجتماعي ندارد مقدمه اي براي اين ادعاي آنها كه عدم ورود به مجلس به دليل عدم استقبال مردم نيست بلكه محدوديت هاي اعمال شده توسط سيستم حقوقي عامل اين شكست است.

پرويز سروري نماينده مردم تهران هم با بيان اينكه، سخن از حضور اصلاح طلبان ساختارشكن در انتخابات مجلس، انحراف است گفت: اگر كساني بخواهند اصلاح طلباني را كه نقشي ساختارشكنانه در اغتشاشات داشتند تطهير كنند يك بحث انحرافي مرتكب شده اند.
نماينده مردم تهران افزود: اما اگر مقدمات شركت كساني فراهم شود كه تمام قد عليه نظام ايستادند و همنواي با دشمن قصد ضربه زدن به انقلاب را داشتند، امري غلط است و بايد آن ها هزينه اين اقداماتشان را پرداخت كنند و براحتي نمي شود از اقدامات ساختارشكنانه آن ها گذشت همانطور كه براي ملت ما اصلا قابل پذيرش نيست.



نامزد احمد باطبي فاش کرد


درگيري چند كلاهبردار سياسي فراري با هم كه سابقه شراكت و رفاقت با يكديگر داشته اند، نكات جالب توجهي را از عمق فساد در ميان محافل ضدانقلاب بازتاب داد.
 

اخيرا تارا نيازي پس از دو سال زندگي مشترك با احمد باطبي تحت عنوان نامزد! و جدايي از وي فاش كرد كه باطبي از سوي پليس فدرال آمريكا (اف بي آي) به خاطر ارتباط با سازمان هاي امنيتي ايران و دخالت در شناسايي يا بازداشت 200 تن از وابستگان به گروههاي معارض جمهوري اسلامي احضار شده است. وي همچنين خبر داده بود كه خود شاهد مكالمات باطبي با ماموران امنيتي ايران بوده و از سوي ديگر، اف بي آي به مكالمات انجام گرفته دسترسي پيدا كرده است. «نيازي» بخشي از كلاهبرداري هاي نامزد سابق! خود را نيز منتشر كرد. متقابلا باطبي وي را متهم به كلاهبرداري و اخاذي كرد. بقيه اين زد و خورد را كه باعث شده پاي اميرعباس فخرآور نيز به عنوان متهم در ماجراي نفوذ اطلاعاتي ايران به ميان كشيده شود، در ادامه مي خوانيد. (رسانه هاي بيگانه در اوج آشوب هاي تيرماه 78 با چهره سازي از باطبي و فخرآور، آن دو را از سران جنبش دانشجويي معارض با نظام معرفي كردند و پس از فرار از ايران، باطبي و فخرآور تا مدت ها ارتباطات كاملا تنگي داشتند به نحوي كه هنوز هم برخي تصاويرآن دوستي ها در اينترنت موجود است).

تارا نيازي در واكنش به اتهامات متقابل باطبي مي نويسد: آقاي باطبي با زرنگي تمام سعي كرده موضوع ارتباط با آقاي جوادي مامور وزارت اطلاعات را به حاشيه ببرد و اتهامات اخلاقي و سندسازي عليه من را در پيش بگيرد. آقاي باطبي در مكالمه با مامور اطلاعاتي، او را «جواد جون» خطاب مي كرد و منجمله پيامي را دريافت و به حسن زارع زاده اردشير فرستاد ... ايشان بهتر بود به دليل اخراجش از صداي آمريكا (دو هفته قبل) هم اشاره مي كرد و اينكه با پادرمياني خانم ستاره درخشش فقط براي يك ماه به كار برگشته تا كار جديدي براي خود پيدا كند... ايشان همچنين متن ايميل مبادله شده با خانم نوشابه اميري در سايت روزآنلاين را هم منتشر كرده اند كه باعث به هم خوردن رابطه من با روزآنلاين شد اما با همين ايميل همگان متوجه مي شوند كه مبناي كار برخي رسانه هاي فارسي زبان اين طرف، براساس سواد و دانش و قدرت نوشتاري نيست بلكه براساس پارتي بازي و ارتباطات پشت پرده است.

همسر سابق باطبي در واكنش به اتهام فساد اخلاقي و ارتباطات چندگانه به طور سربسته مي نويسد: من تمام عمر از اين ماجراهاي خاله زنكي گريزان بوده ام هرچند كه اگر قرار به گفتن باشد مي توان از همسرهاي سابق اين آقا از جمله خانم سميرا و سميه بينات [و اخيرا خانم نازلي!] نقل قول هاي مشابه تجربيات تلخ را ذكر كرد. در مورد پرونده خشونت خانوادگي، پرونده مختومه نشد آن طور كه باطبي مي گويد بلكه به دليل خواهش آقاي موسوي خوئيني من شكايتم را پس گرفتم.

وي سپس اضافه مي كند: من خودم هيچ گاه زنداني نبوده ام و مورد لطف بازجويان محترم وزارت اطلاعات هم قرار نگرفته ام. اما از هر كسي كه پرس وجو كرده ام، همگان متفق القولند كه امكان ندارد كه يك زنداني سياسي، يك سال، يك سال مرخصي بگيرد و در طول اين مرخصي ها دوبار ازدواج كند! در طول مدت زندان، در روزنامه رسمي كشور (روزنامه شرق) شاغل باشد، فيش حقوقي داشته باشد و به زعم خود ايشان در كيش پروژه عكاسي بگيرد و... مگر اينكه طرف تواب باشد كه از اين امتيازات ويژه برخوردار شود و خوب... شرح وظايف و هويت تواب هم كه بر همگان مشخص است. اينجانب در بين زندانيان سياسي كسي را سراغ ندارم كه از چنين امكاناتي برخوردار باشد.

يادآور مي شود باطبي در قبال افشاي برخي سوابق خويش همزمان به تارا نيازي و اميرعباس فخرآور حمله كرده و از جمله نوشت: فخرآور در سالهاي اخير يكي از اصلي ترين منابع مورد استناد نهادهاي امنيتي براي تخريب چهره مخالفان محسوب مي شود. امسال برادر كوچك او محمدرضا فخرآور نيز يكي از اصلي ترين بازيگران سناريوي تخريب عليه مخالفان بود. چند هفته قبل از 18 تير امسال، فخرآور خبر دزديده شدن برادر كوچكتر خود را منتشر كرد و مدعي شد «برادر كوچكم به موبايلم زنگ زد و گفت امير! مامورا منو با يه ماشين آوردن انداختن توي هواپيماي ايران اير دارن منو مي برن ايران. مي دونم كشته مي شم ولي بدون تا آخر مي جنگم اما تنها چند هفته پس از طرح اين ادعا، تلويزيون ايران در فيلمي مستند نشان داد محمدرضا فخرآور صحيح و سالم مقابل دوربين عليه مخالفان صحبت مي كند. محمدرضا اين صحبت ها را نه در ايران و زندان بلكه در همان فرانسه و پيش از بازگشت به ايران انجام داده و برخلاف ادعا در حال رفت و آمد به سفارت جمهوري اسلامي در پاريس بوده است.

باطبي همچنين با استناد به انتشار خبر بازجويي اش در اف بي آي از سوي روزنامه كيهان، اين خبر را نشانه برائت خود از نفوذي بودن دانست! و در بخش ديگري از نوشته اش فاش كرد تارا نيازي داراي دست كم دو شناسنامه با نام و تاريخ تولد متفاوت (طاهره!) مي باشد. باطبي كه در ايميل هاي منتشره بارها از تارا نيازي به عنوان «همسر عزيزم» ياد مي كند، اكنون مي نويسد: تنها چيزي كه مي توانم از اين رابطه بگويم اين است كه با وجود تحمل نزديك به يك دهه در زندان، حتي يك تار موي سفيد نداشتم اما در مدتي كه در خدمت خانم نيازي بودم، بخش عمده اي از موهايم سفيد شد و لكه هاي متعدد كچلي ناشي از فشار عصبي در ريش و موهايم پديد آمد كه پس از سالها مجبور به تراشيدن همه ريشم شدم. رفتار و عملكرد خانم نيازي باعث شده بود تا همه دوستانم از من فاصله بگيرند و ارتباطاتم با محيط اطراف به حداقل رسيده بود. دوستان نزديك ترم مستقيما به من توصيه مي كردند تا هرچه زودتر با خانم نيازي قطع ارتباط كنم. او دائم من را به بي لياقتي، عدم صلاحيت، بي اخلاقي و رابطه با زن هاي ديگر متهم مي كرد و تهديد مي كرد اگر به او پول ندهم آبروي مرا خواهد برد.




هاشمی،سیاستمدارغیرقابل اعتماداست


کارشناس شبکه صدای آمریکا، با اشاره به سخنان آیت الله هاشمی مبنی بر تلاش برای عدم عزل آقای منتظری گفت: « چرا آقای هاشمی این حرف ها را بعد از 23 سال می گوید. هاشمی نمونه یک سیاستمدار غیر قابل اعتماد است.»
  شبکه دولتی صدای آمریکا شب گذشته 19 جولای(28 تیرماه) به بخشی از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با سایت دیپلماسی ایرانی که گفته بود: "حذف آقای منتظری اتفاق بدی بود .برای جلوگیری از این امر هر کاری لازم بود کردم اما نشد. من مخالف حذف آقای منتظری بودم" پرداخت.

مهدی خلجی، کارشناس این شبکه در واکنش به این سخنان گفت: «آقای هاشمی نمونه یک سیاستمدار فرصت طلب است . چرا آقای هاشمی این حرف ها را بعد از 23 سال می گوید.»
خلجی ادامه داد: «هاشمی اگر برای استاد خود اینقدر احترام قائل بود چرا برای تشییع استادش در قم حاضر نشد. آقای هاشمی بین اصولی که باید به آن پایبند باشد، و اصول سیاسی اش، همیشه طرف قدرت سیاسی بوده است.»
وی افزود: «آقای هاشمی حتی اگر گریه ای بر مبنای اصول کرده، در خفی بوده است و در ظاهر جانب قدرت سیاسی را گرفته است. هاشمی نمونه یک سیاستمدار غیر قابل اعتماد است.»



حاشیه های ‌دیدار رهبر انقلاب با کتابداران

رهبر انقلاب تقریبا در بیست و سه دقیقه همه آنچه لازم بود را گفتند. اول از کتابدارها تشکر کرده و این دیدار را رمز احترام به کتاب و کتابخوانی خواندند. از مخاطرات عرصه کتاب گفته و از مطالبات اصلی نظام در این عرصه مواردی را برشمردند.
مسئولان کتابخانه های بزرگ و عمومی و جمعی از کتابداران سراسر کشور امروز با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. این دیدار با حاشیه های جالب و قابل تاملی همراه بود که در پی می خوانید:


کتابخانه ملی هر کشوری "حافظه ملی" آن کشور است، به همین خاطر است که امروز یکی از پراهمیت ترین مشاغل دنیا "اطلاع‌رسانی و کتابداری" است. رشته‌ای که از بدو تولد و نام‌گذاری با کم‌سلیقگی برخی متولیان، مظلوم واقع شد. کتابدار تبدیل به کسی شد که کتاب‌ها را نگه‌ می‌دارد وانبار می کند! رشته‌ای صد درصد علمی و بنیادین که نام "مهندسی اطلاعات" برایش زیبنده‌تر می‌نماید.

واما امروز چهارشنبه بیست و نهم تیر ماه تاثیرگذارترین اتفاق در شکل‌گیری هویت مستقل این صنف در عرصه فرهنگی ایران رخ داد، دیدار مدیران و اعضای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با رهبر انقلاب؛ دیداری که شنیده بودم در مراسم رونمایی فرش قرآنی (اسفند 89) از رهبر معظم انقلاب درخواست شده بود.

از هفت و نیم صبح اتوبوس‌ها در خیابان جمهوری اسلامی صف کشیده بودند، اتوبوس‌های خاکی و خسته‌ای که 4 هزار نفر را از سراسر کشور جمع کرده بود.

در اتاق انتظار، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، منصور واعظی رئیس نهاد کتابخانه‌ها، حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمود مرعشی نجفی، پروفسور حمید مولانا، بهمن دری معاون فرهنگی، جواد شمقدری از معاونت سینمایی و حمید شاه‌آبادی معاون هنری ارشاد و دیگر مسئولین کتابخانه‌های بزرگ کشور از آستان قدس رضوی تا آستانه احمد بن موسی شاهچراغ (علیهم سلام الله) کنار هم نشسته بودند .

منطق فهم اعداد

گزارش وزیر فرهنگ غیر از متن زیبا و نثر مسجع، اعداد قابل توجهی داشت که برای منتقدان و مدعیان فرهنگی کشور جای دغدغه دارد. کافی است جلوی هرکدام از عددها یک بار بنویسیم برای هفتاد و پنج میلیون نفر ایرانی!

تعداد کل کتاب‌های منتشر شده (58 تا 89) : 687618 عنوان.

تعداد کل کتاب‌های موجود در کتابخانه ملی: 5 میلیون و300هزار جلد.

تعداد کل کتابخانه‌های عمومی کشور تا سال 89 : 2549 باب.

میزان خرید کتاب : 11 میلیارد تومان.

تعداد کل نسخه کتاب‌های موجود در کتاب خانه‌های عمومی: 25 میلیون جلد.

گزارش یک مدیر

گزارش رئیس نهاد کتابخانه‌ها را دم در حفاظت گرفته بودند. چند برگ کاغذ لای یک پوشه به همراه یک سی دی برای نمایش احتمالا پاورپوینتی. جالب‌تر اینکه گزارش در سه نسخه تهیه شده بود. یکی دست معاون رئیس بود که همانی بود که گرفته بودند. یکی در اختیار رئیس کل بوده که در ماشین جا گذاشته بود و یکی که هنوز نیامده است و همه امیدوار بودند این آخری یک طوری بالاخره وارد شود.

واعظی گزارش عددی و آماری نداد. فقط با زیرکی درخواست دیدار ثابت سالانه را مطرح کرد و بعد هم گفت: «استدعا داریم با اجازه انتشار رساله توضیح المسائل خود،یکی از پرمخاطب‌ترین و پرمراجعه‌ترین مراجع و منابع کتابخانه‌ای کشور را تامین فرمایید.»

فقط بیست و سه دقیقه!

رهبر انقلاب تقریبا در بیست و سه دقیقه همه آنچه لازم بود را گفتند. اول از کتابدارها تشکر کرده و این دیدار را رمز احترام به کتاب و کتابخوانی خواندند. از مخاطرات عرصه کتاب گفته و از مطالبات اصلی نظام در این عرصه مواردی را برشمردند.

ایشان حتی ایده و طرح‌های جزئی هم داشتند. خواسته‌هایی که بار برخی‌ از آنها، بعد سال‌ها هنوز روی زمین مانده است. تبلیغات کتاب در رسانه‌های عمومی کشور، ترویج کتاب در مدارس ابتدایی، ارایه سیر مطالعاتی برای هر مخاطب، ورود کتاب در سبد کالای مصرفی خانواده‌ها و مواردی از این دست و تذکراتی که در ذیل می آید:

اول: این که کسی تصور کند با پدید آمدن وسایل ارتباط جمعی ارتباطات جدید و نوظهور کتاب منزوی خواهد شد این خطاست. کتاب روز به روز در جامعه بشری اهمیت بیشتری پیدا میکند. جای کتاب را هیچ چیزی نمی گیرد.

دوم: یکی از بدترین و پرخسارت‌ ترین تنبلی‌ها، تنبلی در خواندن کتاب است که هر چه هم انسان به این تنبلی میدان بدهد بیشتر می شود.

سوم: ما در کشورمان از واقعیتی که در این زمینه وجود دارد راضی نیستیم با گذشته خیلی تفاوت کرده است. چند برابر گاهی کتاب منتشر میشود یا آمار کتابهای چاپ شده بالا میرود اما این کافی نیست. اینها برای کشور ما خیلی کم است. تیراژهای هزار و دو هزار و سه هزار شایسته کشور هفتاد میلیونی ما نیست. دفعات چاپ برخی کتابها خیلی بالاست اما راضی کننده نیست، قانع کننده نیست.

چهارم: بعضی از ذهن ها اهل کتابند. کتاب آسان، کتابی که احتیاج به فکر کردن نداشته باشد عیبی ندارد اما بهتر این است که انسان بتواند بیامیزد با کتاب‌هایی که به فکر کردن نیاز دارد.

پنجم: لزوماً هر کتابی مفید نیست و هر کتابی غیرمضر نیست. بعضی کتابها مضر است مجموعه‌ای که متصدی امر کتاب است نمی‌تواند با این فکر که ما آزاد میگذاریم خودشان انتخاب کنند، هر کتاب مضری را وارد بازار کتابخوانی بکنند. این یک خوراک معنوی است که اگر فاسد بود اگر مسموم بود ما به عنوان ناشر، کتابخانه‌دار و حتی متصدی پخش، حق نداریم این کتاب را در اختیار عموم افراد قرار بدهیم.

ششم: در تولید کتاب خلأهای فکری و نیازهای نظری را باید شناخت. در بازار کتاب گاهی اوقات سراغ مسایلی که برای ذهنیت جامعه و کشور چه ازلحاظ جنبه‌های اخلاقی و چه از لحاظ جنبه‌های سیاسی زیان بخش هست آن را دنبال می‌کنند.





پاتک ستاد انتخاباتی جریان انحرافی


با توجه به حساسیتهای بسیار زیاد حامیان سابق احمدی نژاد بر روی رئیس دفتر وی مقرر شده است تا از این به بعد مشایی نقش مشخصی در ستاد نداشته و همانند انتخابات ریاست جمهوری یکی از نزدیکان احمدی نژاد ریاست ستاد را به عهده بگیرد .
  در آخرین تحرکات صورت گرفته در حلقه انحرافی دولت تصمیمات تازه ای برای ستادهای انتخاباتی وابسته به لیدر جریان انحرافی اتخاذ شد .
به گزارش سرویس سیاسی صراط نیوز با توجه به حساسیتهای بسیار زیاد حامیان سابق احمدی نژاد بر روی رئیس دفتر وی مقرر شده است تا از این به بعد مشایی نقش مشخصی در ستاد نداشته و همانند انتخابات ریاست جمهوری یکی از نزدیکان احمدی نژاد ریاست ستاد انتخاباتی حامیان را به عهده بگیرد .
بنا بر این گزارش با این ترفند علاوه بر بازسازی وجهه ستادهای انتخاباتی وابسته به جریان نزدیک به دولت ، لیدر جریان انحرافی عملا مدیریت کلیه امور را در پشت پرده به عهده گرفته و تابلوی کار به نام فردی خواهد بود که میزان مقبولیتش تا حدودی بیشتر از وی است .
این پاتک به دلیل اعتراض اکثر فعالین ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد در استانها و جهت تلطیف فضای اعتراض، از سوی جریان انحرافی طراحی شده است .
شنیده ها حاکی از آن است یکی از نزدیکان به جریان انحرافی که هم اکنون ریاست یک نهاد بین المللی را بر عهده دارد به همراه حلقه یارانش امور مربوط به اقشار این ستاد را بر عهده گرفته اند .
در همین راستا به زودی جلسه معرفی مسئولین ستاد برگزار خواهد شد




مسعود بهنود: جنبش سبز تمام شد


مسعود بهنود در مقاله‌ای با بیان اینکه جنبش سبز تمام شده است؛ بی‌تفاوتی عجیبی مخالفان جمهوری اسلامی را فرا گرفته است.

مسعود بهنود در مقاله‌ای با بیان اینکه جنبش سبز تمام شده است، تاکید کرد: نه نامه عیسی سحرخیز موج راه می‌اندازد، نه حصر میرحسین و خانم رهنورد و کروبی و همسرش. نه نامه‌های تکان دهنده نوری‌زاد، نه مرگ عزت‌الله سحابی، نه مرگ هاله و هدی صابر/ بی‌تفاوتی عجیبی مخالفان جمهوری اسلامی را فرا گرفته است




یک منبع آگاه با اشاره به تلاش های خاتمی برای بازگشت به درون حاکمیت تاکید کرد که وی همچنان دو چهره با نظام سخن گفته و همچنان پای در اردوگاه فتنه دارد.

یک منبع آگاه با اشاره به تلاش های خاتمی برای بازگشت به درون حاکمیت تاکید کرد که وی همچنان دو چهره با نظام سخن گفته و همچنان پای در اردوگاه فتنه دارد.
این منبع آگاه در گفتگو با «جوان آنلاین»،با تاکید بر اینکه سید محمد خاتمی بر اساس یک سناریو تلاش دارد با یک شیب ملایم خود را به نظام نزدیک کند،گفت:این که فتنه گران بخواهند با برائت از فتنه انگیزی های خود به دامن نظام و ملت بازگردند،مورد قبول تمامی عقلاء و جریان های سیاسی کشور است ولیکن نحوه عملکرد خاتمی نشان می دهد که وی از سویی قرار بر ارسال پالس هایی برای نزدیک شدن به نظام می گذارد و از سوی دیگر همچنان سخنان فتنه گرانه خود را مطرح و برای نظام شرط و شروط گذاشته و هیچ اشاره ای به حمایت های خود از ظلمی که فتنه گران به نظام وملت کرده اند،نمی کند.
وی همچنین افزود:آقای خاتمی به جای اینکه پیغام بفرستد و پشت پرده بگوید که دارم پالس های مثبت می فرستم بیاید شجاعانه فتنه انگیزی های سران فتنه و اشتباهات اصلاح طلبان مبنی بر ظلم به نظام و انقلاب را محکوم کرده و عملا راه خود را از فرقه سبز جدا کند،نه اینکه بیاید همان حرف ها و ظلم های گذشته را تکرار کند.
این منبع آگاه همچنین در خاتمه گفت که آقای خاتمی خود حقایق را بیشتر از دوستانش می داند و قطعا در جریان ابعاد مهم تری از برنامه های فتنه گران بوده که سکوت وی در برابر برخی از این حقایق، وی را شریک جرم آنان کرده است.




آقای خاتمی وقتی شما قانون را قبول ندارید، براساس چه قانونی می خواهید در انتخابات شرکت کنید.آقای خاتمی شما پاسخ بده آیا با اعمال و کارهایت دین جوانان را تباه نساختی؟

سایت بنیاد باران خبر از دیدار سید محمد خاتمی با اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز و سخنرانی وی در این دیدار داد.
 سید محمد خاتمی در این دیدار بار دیگر  با تأکید بر حضور در انتخابات اظهار داشته است :«اینکه فضا باز بشود، مردم با همه گرایشها و سلیقه ها در انتخابات حضور داشته باشند و اطمینان داده شود که آنچه مردم می خواهند تحقق پیدا خواهد کرد خواست همه ما است. جریاناتی هستند که جز فحاشی و تهمت زنی و بگیر و ببند و ترور شخصیت کاری ندارند و متأسفانه مصونیت هم دارند و اینها هستند که به نظام و اسلام و انقلاب ضربه می زنند. درست است که این بی ادبان به گفته لقمان حکیم آموزگار ادب ما خواهند شد، اما واقعا جای تأسف دارد که این همه احیاناً به نام نهادهایی صورت می گیرد که از خون مردم بنا شده اند و بنا بوده پشتوانه ادب و اخلاق و پیشرفت و مصالح ملی باشند.
 سید محمد خاتمی در ادامه سخنرانی خود در ابتدا به دفاع از جمهوری اسلامی پرداخته و خود را صاحب حق در این کشور می نامد و می گوید: ما خودمان را صاحب حق می دانیم در دفاع از جمهوری اسلامی و خون شهیدان. اگر صحبت از انتخابات آزاد می کنیم برای این است که ذات جمهوری اسلامی این بوده. ما که خواستار انتخابات مطلوب و سالم هستیم از جمهوری اسلامی و نظامی که مردم به آن رأی دادند دفاع می کنیم و کسانی که مدعی اند فلان نهاد که قدرت و سلاح و زور و امکانات بدون پاسخگویی دارد یا باندهای خاص باید تعیین کننده باشد به نظام ضربه می زنند.
اما در ادامه صحبت های خود جمهوری اسلامی را اینگونه تعریف می کند: جمهوری اسلامی یعنی اگر مردمان روزی حاکمان را نخواستند بدون درگیری و با مسالمت حاکم را برکنار می کنند.
هر چند تعریف خاتمی از جمهوری آن هم از نوع اسلامی اشتباه نیست، اما خاتمی باید به این پرسش پاسخ دهد که با این حرف چه چیزی را می خواهد ثابت کند. آری جمهوری اسلامی به خواست مردم به پا شده است و هم اکنون نیز با خواست مردم ماندگار شد و اگر نبود خواست مردم در فتنه 88 اکنون جمهوری اسلامی در کار نبود.
سید محمد خاتمی باید پاسخ بگوید آن روز که علم تقلب را برپا داشتید و سعی کردید با سیاه نمایی خواست مردم را زیر پا بگذارید، آن روز که مردم در انتخابات مجلس هشتم شما را کنار گذاشتند، آن روز هم خود را طرفدار جمهوری اسلامی می دانستید.
سید محمد خاتمی مدعی شده است که فضا باید باز شود، حبس ها و حصرها منتفی شود تا همگان در انتخابات شرکت کنند، حال باید گفت: آقای خاتمی با تعریف صحیح شما از جمهوری اسلامی، امروز شما جایگاهی در این حکومت ندارید که بخواهید برای حضور و یا عدم حضور خود شرط تعیین کنید، چرا که شرط برای کسانی است که خواهان دارند اما شما نه تنها در کشور خواهان ندارید بلکه مردم بارها در انتخابات به شما و دوستانتان نشان دادند که اجازه ورود شما را نخواهند داد.
خاتمی در این دیدار مدعی شده است که انتخابات حق ما است، کسی حق ندارد انتخابات آزاد را از مردم بگیرد اما به این سوال پاسخ نداده است که آقای خاتمی از نظر شما حضور در انتخابات در یک کشور حق کیست؟ آیا غیر از این است که انتخابات حق افرادی است که به قانون اساسی آن کشور پایبند باشند. مگر غیر از این است که نماینده مجلس یعنی قانون گذاری بر اساس قانون اساسی کشور. آقای خاتمی خیلی زود فراموش کردید صحبت های خود را در خصوص تغییر قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه. مگر در همین قانون اساسی نیست که پایبندی به ولایت مطلقه فقیه را شرط اول صلاحیت حضور در انتخابات می دانند. آیا فراموش کرده اید صحبت های خود را در طول دوران فتنه 88. به هین سادگی....
آقای خاتمی وقتی شما قانون را قبول ندارید، براساس چه قانونی می خواهید در انتخابات شرکت کنید. اصلا به نظر شما که خود را فیلسوف می دانید این یک امر عقلی است که پایه را قبول نداشته باشید اما خواستار ریاست بر آن باشید!؟
خاتمی در صحبت های خود گفته است: «یکی از دلایل رویگردانی جوانان از دین تحریف ها و وارونه جلوه دادن مفاهیم است.»
اینجاست که باید گفت: جانا سخن از زبان ما می گویی. یادش بخیر آن روز که روزنامه های زنجیری شما هر روز مفهومی جدید از دین را برای جوانان عرضه می کردند و جوانان پاک ایران زمین را هر روز بیش از پیش دچار دوگانگی می کردند که به واقع اگر این لباس نشان از اسلام است، پس این رفتارها نشانه چیست؟
خاتمی می گوید: مردم هرگونه حرکت در جمهوری اسلامی را به حساب اسلام می گذارند اما نمی گوید لباسی که شما بر تن داری چه؟
غیر از این است که مردم دست دادن یک روحانی با یک خانم را به حساب اسلام می گذارند.
غیر از این است که مردم حضور در مجالس آواز یک روحانی را به حساب اسلام می گذارند.
غیر از این است که مردم حمایت یک روحانی از آشوبگران در روز عاشورا را به حساب اسلام می گذارند.
غیر از این است که مردم حمایت یک روحانی از منافقینی که جوانان پاک کشور را در خیابان پرپر کردند را به حساب اسلام می گذارند.
آری! سید محمد خاتمی که سمت رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی را ید ک می کشی، شما پاسخ بده، آیا شما با اعمال و کارهایت دین جوانان را تباه نساختی؟
آقای خاتمی! حرف زیاد است، اما ما منتظر پاسخ شما خواهیم نشست، بقیه صحبت ها باشد برای وقتی که گوش شنوایی پیدا کردیم.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 12:4  توسط تاج سر  | 


موج بیداری کشورهای اسلامی


http://img.irna.ir/1390/13900405/30449225/T30449225-1385900.jpg


http://www.masterdl.com/wp-content/uploads/2010/12/screensaver-pack.gif

نغمه اتحاد
نسیم وحدت در مصر ؛
مفتی مصر جواز برگزاری جشن‌های نیمه شعبان را صادر کرد
مفتی اعظم مصر در فتوایی جواز جشن‌های نیمه شعبان در مصر را صادر کرد و اعلام کرد: صرف‎نظر از اینکه موضوعیت شب پانزدهم شعبان چیست؛ جشن‌ها باید براساس امور دینی باشد.

به گزارش "بیداری اسلامی"، به نقل از روزنامه مصری الدستور، «علی جمعه» مفتی اعظم مصر در فتوایی جواز جشن‌های نیمه شعبان را در مصر صادر کرد.
وی در این فتوا آورده است: صرف‎نظر از اینکه موضوعیت این شب چیست، جشن‌ها باید براساس امور دینی باشد و شکی در این امر نیست.
مفتی مصر ادامه داده است: حضرت رسول اکرم در روایت فرموده‌اند: شب نیمه شعبان که فرارسید به‏پا خیزید و روز آن را روزه بگیرید و خداوند [فرشته‌ای] را هنگام غروب خورشید به آسمان این دنیا می‌فرستد و می‌گوید هرکس استغفار کند او را آمرزیدم، هرکسی روزی خواهد پس روزی‌اش دادم، هرکس گرفتار باشد به او عافیت دادم تا آنکه فجر صادق طلوع کند.
وی در این فتوا با اشاره به اختلاف در اجرای این جشن‌ها تاکید کرده است که برخی برگزاری این جشن‌ها در مساجد را مستحب دانسته‌اند و گفته‌اند که: «واجب است پوشیدن بهترین لباس‌ها در این جشن‌ها و تلاوت قرآن» و عده‌ای دیگر برگزاری این جشن‌ها را در مساجد مکروه دانسته‌اند.
«علی جمعه» مفتی اعظم مصر در این فتوا تاکید کرده است: این جشن‌ها نباید آنچه را شرع نهی کرده است، شامل شود و خداوند در قرآن یاد خدا را ضروری دانسته و گفته است: «وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ».

به گزارش فارس، مفتی اعظم مصر پیش از این نیز با تأکید بر اینکه زیارت قبور به‌معنای شرک و کفر نیست، گفته بود: زیارت آل البیت نبی(ص) از اقرب اعمال بوده و دارای بیشترین احتمال و رجای قبول الهی است.


سناریونویس های خاتمی را بشناسید


اپوزيسیون و تندروهای خارج از کشور محرک و خط دهنده اصلی خاتمی

در همين ارتباط ،رئیس ائتلاف اصلاح طلبان جوان، پشت پرده سناریوی خاتمی را اپوزيسیون خارج از کشور دانست و بر لزوم تبری جستن اصلاح طلبان معتدل از خاتمی و همدستانش و تعریف دکترین جدید تأکید کرد.

محمد زارع فومنی، در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران، اپوزيسیون و تندروهای خارج از کشور را محرک و خط دهنده اصلی خاتمی عنوان كرد و اظهار داشت: خاتمی تحت تأثیر مطلق اپوزيسیون و افراط‌گریان خارج از کشور قرار دارد چرا که پشت پرده سناریو و برنامه های خاتمی، دشمنان نظامند.رئیس ائتلاف اصلاح طلبان جوان، تصریح کرد: خاتمی کاملاً تحت نفوذ تندروها قرار داشته و تزهای دیکته شده آنان را اجرا می کند.وی با بیان اینکه خاتمی از ابتدا هیچ اراده‌ای از خود نداشته و به دستور اپوزيسیون عمل کرده، بر لزوم برائت و دوری اصلاح طلبان معتدل از خاتمی تأکید کرد.فومنی، خط امام (ره)، قانون اساسی و فرمایشات مقام معظم رهبری را میثاق اصلی اصلاح طلبان معتدل برای ورود و حضور در انتخابات عنوان کرد و گفت: چنانچه اصلاح طلبان بخواهند مجدداً فریب تندروها را خورده و از راه و روش اصلی نظام خارج شوند، شکستی دوباره سرنوشت محتوم شان خواهد بود.


*
عارف و بی طرف از سناریو نویس های خاتمی هستند

در ادامه همچنين عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار با بیان اینکه عارف و بی طرف تزهای انتخاباتی خاتمی را طراحی می‌کنند، گفت: اتاق فکر خاتمی در پی ارائه لیست جدید انتخابات برای رقابت های سیاسی مجلس هستند.

اسماعیل حق پرستی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به اینکه اتاق فکر خاتمی با رهبری عارف و بی طرف لیست جدیدی را در انتخابات مجلس نهم ارائه خواهند داد، افزود: مردم با بصیرت و آگاهی خود، بهترین مرجع برای گزینش و انتخاب شایسته افراد هستند.

عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار علت اصلی بصیرت مردم را نوع تربیت حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری دانست و ادامه داد: وظیفه مهم مسئولان در هر سطحی خدمت به مردم و حذف قانون گریزان از مناصب مهم است.حق پرستی با اشاره به لزوم قانون مداری میان مسئولان و گروه های مختلف سیاسی، مشکل عمده جریان‌های سیاسی در شرایط کنونی را نداشتن التزام به قوانین رسمی کشور دانست.حق پرستی، اساسی ترین مسئله حال حاضر کشور را حفاظت از آرمان های نظام و امام راحل دانست و خاطرنشان کرد: حفظ وحدت به عنوان مهمترین اصل نظام، وظیفه همه مسئولان و جناح های سیاسی است لذا احزاب نیز باید کار ویژه خود را در این راستا تنظیم نمایند.

* خاتمی نقاب اصلاح طلبان تندرو

عضو شورای مرکزی حزب همبستگی نيز با اشاره به بی اراده بودن خاتمی در تصمیم گیری هایش گفت: خاتمی هیچگاه تصمیم گیر اصلی نبود و اکنون نیز تاریخ مصرف خاتمی و امثالش نه تنها برای ملت بلکه برای اصلاح طلبان نیز به پایان رسیده چرا که دخیل بودن اپوزسیون در خط دهی به تفکراتش بر همگان آشکار گشته است.

همایون ابوسعیدی، در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به مفعول بودن خاتمی در ارائه تز و برنامه های اصلاح طلبی اظهار داشت: خاتمی هیچ گاه تصمیم گیرنده اصلی در ارائه برنامه و استراتژی نبوده چرا که همواره تحت سیطره گروه ها و جریانات اپوزسیون داخل و خارج از کشور قرار گرفته است.عضو شورای مرکزی حزب هبستگی خاتمی را نقاب اپوزيسیون در دستیابی به اهدافشان عنوان و تصریح کرد: خاتمی همواره چه در زمان مدیریت و اجرا و چه در حال حاضر مستقل عمل نکرده و نه تنها چارچوب ها و مصالح نظام را در نظر نگرفته بلکه تحت تأثیر دشمنان ملت و مملکت قرار گرفته است.وی اصلاح طلبی را جریانی تأثیرگذار در عرصه سیاسی کشور دانست و گفت: اصلاح طلبان باید ضمن تبری جستن از تندروها و مواضع ساختارشکنانه ضد ملت، با تدوین استراتژی جدید، ضمن گریز از چالش ها و مشکل آفرینان،‌جامعه را در دستیابی به جامعه ای شاداب و اسلامی یاری رسانند


اپوزیسیون مثل سگ به جان هم افتاده اند


سایت بالاترین امروز، 5 جولای (14 تیر) طی مطلبی، عصبانیت خود را از اختلافات تمام نشدنی اپوزیسیون خارج نشین اینگونه نشان داد: «جوانان در داخل ایران برای آزادی جان فدا می‌‌کنند ولی‌ یک سری مبارزان خارج از کشور مثل سگ به جون هم افتاده‌اند عوض کمک به جوانان داخل کشور هر روز بحث مصدق [و] شاه می‌‌کنند، بحث نوع حکومت می‌‌کنند وقتی‌ که هر دو این افراد در حیات نیستند این بحث شما به کجا خواهد رسید تاریخ در مورد اینها قضاوت خواهد کرد نه شماها».

بالاترین ادامه می دهد: «سوال من از این افراد این هست آیا در کنار جوانان مبارز هستید یا با این کارتان در خدمت رژیم جمهوری اسلامی؟ سی‌ دو سال هست جمهوری اسلامی با ترفندهای مختلف ایرانیان را به جان هم انداخته یک سری دانسته و یک سری ندانسته دارند اهداف جمهوری اسلامی را با این کارشان به پیش می‌‌برند و می‌‌بینیم این روزها این بحث در بالاترین شدت یافته. باید به این افراد هشدار داد؛ مهم نیست این افراد از چه جناحی باشند سی‌ دو سال کافی‌ نیست برای جنگ شماها؟ ایران برای همه ایرانیان هست چه مذهبی‌ باشد چه جمهوری خواه چه مجاهد چه کمونیست چه مشروطه خواه چه چپ چه راست. قرن بیست و یکم هست بیدار شوید به ایران و آینده آن کشور فکر کنید اگر انسان آزادی خواهی‌ هستید پس تلاش کنید این رژیم را از ایران بیرون کنید».

گفتنی است، چندی پیش کارشناس یکی از شبکه های لس آنجلسی ضمن اذعان به شکست طرح های ضدانقلاب گفت که اپوزیسیون خارج نشین دچار «پیر سالاری فکری» شده است و از واقعیات موجود در ایران دور هستند و تنها با انتشار اخبار غیرواقع تلاش می کنند با مردم ایران ارتباط برقرارکنند. وی همچنین اذعان کرد مردم ایران صاحب فکر و اندیشه هستند که نادیده گرفتن این واقعیت باعث شده است که اپوزیسیون نتواند با مردم ایران ارتباط برقرار کند.



آل سعود باز هم اپوزیسیون ایران را تحویل گرفت

منابع مالي و هويت مشكوك برگزاركنندگان دو كنفرانس ضد انقلابي در پاريس و لندن براي برخي طيف هاي ديگر ضد انقلاب محل سؤال شده است.

 

يكي از عناصر خارج نشين كه با سايت هاي ايران گلوبال و خودنويس همكاري مي كند، در اين باره نوشت: كنفرانسي كه دو هفته پيش توسط گروه «دفتر مطالعات ايران در لندن برگزار گرديد موجب طرح پاره اي از انتقادات و سؤالات شده است. انتقاداتي پيرامون ترك كساني چون رئيس كومله، ضياء صدرالاشرافي و اشخاصي ديگر از اقوام مختلف ايراني كه بعضي از آنها حتي سابقه مبارزات مسلحانه در جهت جدايي از ايران را در كارنامه خويش دارند و بارها از تجزيه ايران در رسانه هاي مربوط به تجزيه طلبان و همچنين نوشته هاي خود به شكل آشكار سخن گفته اند و مي گويند. آنچه بيش از هر چيز مورد سؤال است، چگونگي كسب نمايندگي اقوام از سوي كساني است كه به عنوان نمايندگان اقوام در اين كنفرانس شركت داشته اند، چرا كه اكثريت آنها همزمان با پيروزي انقلاب از ايران خارج شده و هيچ گونه رابطه عملي با داخل نداشته و فاقد پايگاه اجتماعي در داخل هستند. افزون بر اين، غير از آقاي مهتدي به عنوان رهبر حزب كومله، بقيه فاقد سابقه مبارزاتي مي باشند و آقاي مهتدي نيز فقط نماينده تنها يك حزب است، آن هم حزبي كه سابقه جنگ مسلحانه و كشتار سربازان و افراد شخصي ديگر را در كارنامه خود دارد. همين امر سبب زير سؤال رفتن اصالت چنين كنفرانس هايي شده است.

وي مي افزايد: «البته سؤال اساسي ديگري نيز پيرامون اين كنفرانس مطرح شده و مي شود و آن منبع مالي تأمين كننده چنين كنفرانس هايي مي باشد. بعضي از گمانه ها حاكي از تقبل هزينه كنفرانس لندن توسط كشورهاي عربي و در رأس آنها عربستان سعودي است. آخرين واكنش نسبت به اين كنفرانس از سوي خانم فريبا داودي مهاجر در صفحه شخصي فيس بوك خود بوده است. خانم داودي در اين باره در مطلبي تحت عنوان «طرح نام استان عربستان به جاي استان خوزستان در كنفرانسي در لندن» ضمن اعتراض به اين قضيه خواهان روشن شدن منابع مالي پشت اين كنفرانس شده اند. او در اين باره مي نويسد: در كنفرانس سالانه مركز مطالعات ايران و اعراب وابسته به عليرضا نوري زاده كه در لندن برگزار شد يكي از سخنران ها استان خوزستان را عربستان ناميد. همچنين شايعاتي پيرامون اين نشست است كه بودجه آن را يكي از كشورهاي عربي كه به دنبال منافع خودش از تجزيه ايران است ترتيب داده است. و البته قرار شده كه توافقات حاصل در اين نشست مطبوعاتي نشود. با توجه به اينكه افراد و گروه هايي از اپوزيسيون از جمله جمهوري خواهان و مشروطه خواهان و روزنامه نگاران و فعالان دانشجويي و زنان شركت داشتند مي بايست نسبت به منبع بودجه اين نشست و مطالبي كه درباره تماميت ارضي ايران مطرح شده و ديگر مطالب مورد مناقشه براي افكار عمومي شفاف سازي نمايند.»

اين ضد انقلاب مقيم خارج مي افزايد: «با در نظر گرفتن اينكه كنفرانس مشابهي نيز قبل از كنفرانس لندن، در پاريس برگزار گرديده كه در آن تلاش براي ايجاد دولتي در تبعيد به دليل نفوذي بودن يكي از مهره هاي اصلي اين دولت مستعجل! به شكست و رسوايي انجاميده بود، اصرار بر ادامه چنين روندي و سعي در قالب كردن افراد و گروه هايي به عنوان آلترناتيو و اپوزيسيون توسط اشخاصي كه مقبوليت و صداقت سياسي خود آنها مورد ترديد مي باشد، نه تنها كمكي به امر مبارزه با جمهوري اسلامي نخواهد كرد بلكه به افزايش مشكلات موجود در صف اپوزيسيون خواهد انجاميد. به خصوص آنكه كساني اقدام به دولت سازي از نوع تبعيدي مي كنند كه وظيفه آنها روزنامه نگاري و تحليل و تفسير خبر مي باشد و كار تشكيلاتي سياسي نه در تخصص آنهاست و نه در حيطه وظايف روزنامه نگاري آنها. پيشتر از اين، شخصيت سازي و اپوزيسيون تراشي متداول بود و اينك پا فراتر گذاشته مي شود و دولت سازي رايج شده است! آن چنانكه بعد از شكست طرح دولت در تبعيد مدحي و كنفرانس پاريس، كارگردان اصلي [ نوري زاده-] در دفاع از عملكرد خويش روزنامه نگار بودن خود را مطرح كرده و گفته اند كه من سياسي كار نيستم فقط يك روزنامه نگار مي باشم، حال سؤال اينجاست كه اگر سياسي كار نيستيد چگونه و بر چه اساسي اقدام به ايجاد تشكيلات سياسي مي فرماييد؟»

گفتني است كنفرانس لندن با هزينه سفارت عربستان در لندن و با واسطه گري عليرضا نوري زاده تشكيل شده بود. نوري زاده در اين كنفرانس پيشنهاد مي كند كه ايران تجزيه شده و استان خوزستان تحت نام «استان عربستان» به سعودي ها واگذار شود! اظهارات وي كه از طريق شبكه تلويزيوني العربيه پخش شد با واكنش برخي از گروه هاي اپوزيسيون روبرو گرديد و نوري زاده را «وطن فروش وابسته به موساد» ناميدند و يكي از گروه هاي ضد انقلاب كنفرانس مزبور را طويله آل سعود لقب داد كه رهبران بسياري از گروه هاي اپوزيسيون را در آن جاي داده اند.

نوري زاده، سابقه عضويت در ساواك، مجري راديو اسرائيل و همكاري با استخبارات ارتش عراق در دوران جنگ تحميلي را در كارنامه خود دارد.


ضدانقلاب:ما خوشنت طلبان خشونت ستیز هستیم!

یکی از سایت های جریان فتنه در یاداشتی با تناقض آمیز خواندن گفته ها و عملکردهای فتنه گران تصریح کرد که اعتصاب غذای ظاهری آنان در تناقض با اصل خشونت است!.

 

یکی از سایت های جریان فتنه در یاداشتی با تناقض آمیز خواندن گفته ها و عملکردهای فتنه گران تصریح کرد که اعتصاب غذای ظاهری آنان در تناقض با اصل خشونت است!.
سایت ضد انقلابی گویا در یادداشتی خطاب به فتنه گران و حامیان اعتصاب غذا نوشت:سؤال پیرامون اعتصاب غذا این بوده و هست که اگر خشونت به هر شکل و در هر شرایطی مذموم و نکوهیده و غیر قابل پذیرش است چرا مبلغان و مروجان خشونت ستیزی و خشونت پرهیزی از اعتصاب غذا، به ویژه اعتصاب غذای نا محدود ، که تحمیل و اعمال خشونتی مرگبار به جسم و جان اعتصاب کننده است ، حمایت کرده و می کنند. مگر آسیب رساندن به جسم و جان خویش تا حد جان باختن نوعی خود زنی وخشونت نیست ؟
نویسنده این مطلب در خاتمه تصریح کرد که حال و روز امروز فتنه گران این شعار است که خشونت طلبان خشونت ستیزهستند!.



اصلاح‌طلباني كه فعاليت سياسي را به مصلحت نمي‌دانند «تند» هستند

عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي گفت: در درون جبهه اصلاحات كساني هستند كه اصولاً فعاليت سياسي را در فضاي كنوني به مصلحت نمي‌دانند، اين بخش، بخش تند جريانات سياسي هستند كه در گذشته هم وجود داشته‌اند.

 

محمدجواد حق‌شناس عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، با اشاره به نحوه ورود جريان اصلاحات به انتخابات مجلس نهم، گفت: ورود اصلاح‌طلبان به صحنه انتخابات هنوز درست روشن، قطعي و نهايي شده نيست.

وي افزود: فعلاً شاخص‌ترين فرد جبهه اصلاحات كه امكان حضورش در عرصه سياسي وجود دارد، خاتمي است كه وي هم در ماه‌هاي اخير مواضعي را در اين راستا اتخاذ كرده و چند شرط مشخص را مطرح كرده است؛ به نظر مي‌رسد اين شروط مقدمه‌اي براي امكان حضور وي و دوستانش در انتخابات شده و خاتمي مي‌تواند با محقق شدن اين شروط، دوستانش را براي ورود به صحنه فعاليت‌هاي سياسي و گفت‌وگو دعوت كرده و قانع كند كه اين حضور مفيد خواهد بود.

عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي تصريح كرد: در درون جبهه اصلاحات نظرات نسبتاً تندي هم بعضاً وجود دارد كه آنها مي‌گويند هر نوع ورود به عرصه سياست در اين مقطع مفيد نيست، لذا براي اينكه خاتمي بتواند در اين بخش موفق شده و فرصتي برايش فراهم شود كه بتواند اكثريت جبهه اصلاحات و بدنه اين جريان را براي يك ورود مجدد به عرصه فعاليت سياسي قانع كند، اين نياز به زمينه‌هايي نياز دارد كه عملاً از عهده وي به تنهايي خارج است.

حق‌شناس ادامه داد: به نظر مي‌رسد كه طرح مسئله‌اي كه خاتمي كرده، حداقل امكاناتي است كه اين توان را مي‌دهد كه وي بتواند گام‌هاي بعدي را براي دعوت از بدنه اصلاحات محكم‌تر بردارد.

وي خاطرنشان كرد: حزب اعتماد ملي هم 2 سال است كه پلمپ شده و هيچ جلسه رسمي و تشكيلاتي نداشته است. اما به نظر مي‌رسد كه به هر حال بخشي در درون جبهه اصلاحات كساني هستند كه اصولاً فعاليت سياسي را در فضاي كنوني به مصلحت نمي‌دانند كه اين بخش، بخش تند جريانات سياسي هستند كه در گذشته هم وجود داشته و در مقطعي با طرح شعار عبور از خاتمي نظرشان اين بود كه خاتمي در اين دوره نمي‌تواند موفق شود.

"به هر حال در چند سال اخير تفاوت‌هاي بين كروبي و خاتمي، بين كروبي و موسوي و همينطور تفاوت‌هاي ميان موسوي و خاتمي وجود داشته و اين تفاوت‌ها سر جاي خود باقي هستند. اما امروزه با توجه به مشكلاتي كه وجود دارد و عدم امكان فعاليت سياسي براي كروبي و موسوي، تنها امكان پيش رو خاتمي است تا وي بتواند به عنوان نگاهي كه از جامعيت بيشتري نسبت به نزديكان خود برخوردار است و امكان طرح مسئله برايش وجود دارد، مطرح شود. "

عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي ادامه داد: بنده فكر مي‌كنم، اين فرصت مناسبي براي حاكميت است كه اگر به آن توجه نشود ممكن است كه ما وارد يك فضاي ديگري شده و براي گرفتن يك حق بزرگتر دور هم جمع شده و پيگير باشيم.

حق‌شناس در ادامه اين گفت‌وگو افزود: بنده خاتمي را سرمايه اجتماعي - سياسي براي اصلاح‌طلبان و جمهوري اسلامي مي‌دانم و با توجه به اينكه وي 8 سال رئيس جمهور كشورمان بود، بنده اين سرمايه را سرمايه كشورهاي جهان اسلام و حتي كشورهاي غير متعهد مي‌دانم چرا كه وي به عنوان يك سياستمداري كه توانست حرف جهاني بزند و نامش در كنار نام‌هايي همچون ماهاتير محمد و اردوغان از مرزهاي كشور خود بگذرد، مطرح است.

عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با بيان اينكه متأسفانه كشور ما نمي‌تواند از سرمايه‌هاي خود استفاده كند، اضافه كرد: ممكن است ما با خاتمي در بخش‌هايي اختلاف سليقه يا اختلاف نظر داشته باشيم، اما چرا از يك سرمايه اجتماعي و بين‌المللي كشور نخواهيم در جهت چارچوب‌هاي نظام استفاده كنيم.

حق‌شناس همچنين گفت: در حال حاضر كروبي و موسوي در حبس هستند و امكان فعاليت سياسي براي آنها وجود ندارد، حزب اعتماد ملي هم دو سال است كه تعطيل شده و تا زماني كه تكليف‌اش را با كروبي مشخص نكند حزب نيست و طبيعتاً اگر قرار باشد كه اعتماد ملي حزب باشد و منتجب‌نيا هم بخواهد با اين حزب كار كند، اولاً بايد با كروبي صحبت كرده و از وي اجازه بخواهد كه مثلاً فلان كار را كند و با فرض اينكه حزب اعتماد ملي هم بخواهد در مسير خود حركت كند، در مجموعه اصلاح‌طلب تشكل‌هاي كه بايد فعاليت كنند، ديگر وجود ندارد.

وي در ادامه اظهار داشت: جبهه مشاركت توسط مقامات قضايي غيرقانوني اعلام شد، اعتماد ملي هم كه پلمپ است، دبيركل و سخنگوي حزب كارگزاران هم در زندان هستند و مجموعه آنها نيز تحت تعقيب بوده و روزنامه‌شان هم پلمپ شده است. نوع برخوردي كه با افراد اصلاح‌طلب شده، سيستم را از تمركزي كه امروز نياز جامعه است، منحرف كرده است.

عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي تأكيد كرد: شايد محوري‌ترين فردي كه بتواند در مشي معقوله و ميانه حرف بزند و نگاه به نظام سياسي و به خواسته مردم داشته باشد، خاتمي است و وي مي‌تواند جريان اصلاح‌طلب را هدايت كند.


هسته اصلی طیف هاشمی مشخص شد

فعالان سیاسی از تلاش هاشمی و زیرمجموعه های طیف موسوم به آن برای تشکیل ائتلافی جدید در انتخابات پیش رو خبر دادند.

 

هاشمی رفسنجانی درصدد تشکیل ائتلافی از جریان دوم خرداد و جریان انحرافی

در همین ارتباط عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی گفت:هاشمی رفسنجانی ضمن آنکه مدیریت دو طیف جریان دوم خرداد و جریانی از اصولگرایان که موضع خود را با فتنه مشخص نکرده اند،سامان دهی می کند؛درصدد است ائتلافی از دو جریان مذکور تشکیل دهد.
مجتبی شاکری،عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی اقبالش را در دو دوره اخیر ریاست جمهوری امتحان کرده است گفت:هاشمی رفسنجانی به صورت مستقیم در ریاست جمهوری نهم و به طور غیرمستقیم ،پنهان و پشت صحنه جریان فتنه در ریاست جمهوری دهم اقبالش را امتحان کرد که توفیقی نداشت و این عدم توفیق در دو صحنه گذشته،نشان می دهد وی موفقیت چندانی در انتخابات مجلس نهم که از مدتها قبل نیز رایزنی های خود را شروع کرده تا بتواند خواسته خود را محقق کند،نخواهد داشت.
عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی افزود:هاشمی رفسنجانی ضمن آن که مدیریت دو طیف جریان دوم خرداد و جریانی از اصولگرایان که موضع خود را با فتنه مشخص نکرده اند،ساماندهی می کند درصدد است حلقه اتصالی بین دو جریان مذکور باشد.
وی همچنین درخصوص اینکه آیا فتنه گران،کارگزاران و چهره های جدید می توانند در طیف هاشمی رفسنجانی قرار گیرند،تصریح کرد:وی هرگز لفظ فتنه را در ادبیات سیاسی خود به کار نمی برد و قائل به وجود چنین جریانی در نظام نیست.
شاکری با بیان اینکه،اصولگرا کسی است که اصول ارزش های انقلاب،نظام و ولایت را حفظ کند اظهار داشت:کسی که نسبت به جریان فتنه بی تفاوت باشد،سکوت کند،یا موضع خود را روشن نکرده باشد،ما آن را اصولگرا نمی دانیم.


تلاش طیف موسوم به هاشمی برای جذب اصولگرایان مردود


عضو جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به تلاش طیف موسوم به هاشمی برای جذب اصولگرایان مردود، گفت:‌این طیف برخی مشکلات عرصه سیاسی کشور را رصد کرده و به آن دامن می زند و در تلاش است برخی اصولگرایان مردود را نیز جذب کند.
سیدمصطفی میریان،عضو جامعه اسلامی مهندسین درگفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران در خصوص طیف موسوم به هاشمی گفت:طیف موسوم به هاشمی بدنبال این است تا برخی مشکلات عرصه سیاسی کشور را رصد کرده و به آن دامن زنند همچنین در تلاشند برخی اصولگرایان را جذب کنند.
وی با نام بردن از احزاب و تشکل های موجود در طیف هاشمی افزود:حزب کارگزاران سازندگی که فعالیتش کم شده و حزب اعتدال و توسعه که فعال تر است،از احزاب تشکیل دهنده این طیف هستند.
این عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین خاطرنشان کرد:مجموعه های" چکاد آزاد اندیشان" و "کانون اسلامی مهندسین" و بعد از آن جریان های دیگر دوم خرداد و مشارکت از احزاب نزدیک به طیف موسوم به هاشمی هستند.

طیف هاشمی ترکیبی از اصلاح طلبان تندرو و اصولگرایان مردود شده خواهد بود

در ادامه همچنین عضو فراکسیون اقلیت مجلس،فراکسیون متبوعش را به زیرمجموعه هیچ کدام از طیف های تندروی اصلاح طلبی متمایل ندانست و گفت:طیف هاشمی با ترکیبی از اصلاح طلبان تندرو و اصولگرایان مردود وارد رقابت انتخاباتی خواهد شد.
نصرالله ترابی قهفرخی،نماینده مردم شهرکرد در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران،مشی اقلیت مجلس را برای ورود به انتخابات مجلس جدای از دیگر گروههای اصلاح طلب معتدل و خط امامی ندانست و اظهار داشت:اصلاح طلبان نیز همچون دیگر طیف ها،شرکت در انتخابات را وظیفه شرعی خود می دانند و در این انتخابات نیز حضوری حداکثری و فعال خواهند داشت.
این عضو فراکسیون اقلیت تصریح کرد:اصلاح طلبان هنوز تصمیم و برنامه خاصی درخصوص نحوه ی حضور انتخاباتی شان اتخاذ نکرده اند.
وی همچنین؛کمیسیون متبوعش را جدای از طیف های اصلاح طلبی عنوان کرد و گفت:اقلیت مجلس،تمام سعی خود را برای حضور مستقل و غیرجزبی در انتخابات خواهد داشت.

ترابی درخصوص طیف موسوم به هاشمی نیز گفت:طیف مذکور نیز از جمله جریانات شرکت کننده و تاثیرگذار در انتخابات آتی خواهند بود.
این نماینده اصلاح طلب،هسته اصلی شکل دهنده طیف هاشمی را اصلاح طلبان تندرو و برخی اصولگرایان مردود شده از بدنه جریان اصولگرایی برشمرد.

اصلاح طلبان تندرو با معدود اصولگرایان مردود شده در مجموعه بزرگ اصولگرایی،هسته کوچک طیف هاشمی را تشکیل می دهند

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی نیز در ادامه گفت:برخی اصلاح طلبان تندرو با معدود اصولگرایان مردود شده در مجموعه بزرگ اصولگرایی،هسته کوچک طیف هاشمی را تشکیل می دهند.
سید مهدی جولایی،عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران،حضور سلایق و افکار مختلف معتقد به چارچوب های نظام را لازمه برگزاری انتخاباتی سالم و پرنشاط دانست و جریانات و گروه های مختلف سیاسی را ملزم به تعیین خطوط قرمز نسبت به جریان فتنه و انحرافی کرد.
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با تاکید بر لزوم حفظ وحدت و گسترش هرچه بیشتر طیف اصولگرایان پایبند به ارزش های نظام و انصاب و امام (ره)،طیف هاشمی را متشکل از برخی اصلاح طلبان،کارگزاران و اصولگرایان مردود شده از جبهه متحد اصولگرایی عنوان کرد.
وی با بیان اینکه تمامی اصولگرایان زیرمجموعه های خود را به حفظ و پایبندی به وحدت مثال زدنی اصولگرایان تشویق می کنند،ادامه داد:ضمن اینکه امیدواریم اصولگرایان لیست واحد و منسجمی ارائه دهند،احتمال اینکه عده ای معدود از اصولگرایان نتوانند خود را با شرایط مجموعه اصوگرایی وفق داده و به طیف هاشمی بپیوندند،وجود دارد.



كارنامه‌ اصلاح‌طلبان؛ واقعيت غير قابل انكار

«نفي اصلاح طلبان نفي واقعيت است» تيتري است كه امروز اكثر روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب از لابه لاي سخنان علي لاريجاني، استخراج كرده‌ و بر پيشاني روزنامه خود نشانده‌اند، بدين منظور كه ورود جريان اصلا‌ح طلب به انتخابات بلامانع است اما با نگاهي به تاريخ و فعاليت هاي اين جريان مساله اي كه غير قابل انكار مي نمايد كارنامه عملي و سياسي اين جريان است.

 

اخيرا مسعود بهنود، رابط اپوزيسيون داخلي و خارجي در يكي از برنامه‌هاي صداي آمريكا حضور يافت و درباره انتخابات آينده مجلس شوراي اسلامي و نحوه مشاركت مردم در انتخابات اظهارنظر كرد.

بهنود برخلاف اكثر همكارانش در اپوزيسيون ضد نظام تحليل كرد كه ۶۰ درصد مردم در انتخابات مجلس شركت خواهند كرد؛ اين تحليل نيروي سازمان جاسوسي انگليس، اما از مسئله ديگري حكايت داشت.

وي بيان داشت كه «به هر حال جمهوری اسلامی نشان داده که تا ۶۰ درصد یا بیشتر را به راحتی می تواند پای صندوق های رای ببرد، من تصور نمی کنم شرایط حکومت در وضعیت فعلی با شرایط انتخابات سوم و چهارم خیلی فرق بکند.»

در واقع اظهارنظر وابسته سازمان جاسوسي انگليس (MI۶) چراغ سبزي براي اصلاح طلبان بود تا در خواب انتخابات ۸۸ و ادعاي تقلب نمانند و خود را براي انتخابات مجلس آماده سازند؛ چراكه در غير اين صورت نه تنها با شركت مردم در انتخابات مجلس آن هم در غياب اصلاح‌طلبان دروغ بزرگ تقلب در انتخابات و بي‌ اعتمادي مردم به نظام بيشتر آشكار مي شود، بلكه با از دست دادن فرصت انتخابات، اصلاح طلبان بيشتر به حاشيه مي‌روند.

عملكرد اين روزهاي سردمداران دوم خرداد نيز نشان دهنده تصميم جدي اصلاح ‌طلبان براي ورود به انتخابات مجلس است.

سيد محمد خاتمي كه اين روزها تلاش دارد وجهه از دست رفته اصلاح‌طلبان را دوباره احيا كند، مواضع محافظه كارانه تري نسبت به گذشته اتخاذ مي كند؛ حتي در خبري كه سايت «كلمه» آن را از خروجي خود برداشت، آمده بود كه خاتمي ميرحسين موسوي را به عذرخواهي و پس گرفتن ادعاهايش ترغيب كرده است.

تحركات اصلاح طلبان در ارتباط با انتخابات نيز نشان مي‌دهد كه اين جريان به دنبال جذب مهره‌هاي زرد و سفيد است تا از اين راه به مقصد خود يعني كرسي‌هاي بهارستان دست يابد.

البته برخي از اصولگرايان نيز كه به دنبال كسب وجهه در همه جناح‌ها و جمع‌آوري راي همه گروه‌ها در سبد خود هستند، در اظهارنظرهايي براي ورود اصلاح‌طلبان به عرصه انتخابات چراغ سبز نشان داده‌اند؛ اين در حالي است كه هنوز اصلاح طلبان از رفتار و ادعاهاي گذشته اعلام برائت نكرده اند و از سوي مسئولان شرط ورود آنها به عرصه سياست توبه و اظهار ندامت از فتنه‌ انگيزي هاي گذشته اعلام شده است.

«نفي اصلاح طلبان نفي واقعيت است» تيتري است كه امروز ا كثر روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب از لابه لاي سخنان علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي استخراج كرده‌ و بر پيشاني روزنامه خود نشانده‌اند، بدين منظور كه ورود جريان اصلا‌ح طلب به انتخابات بلامانع ا ست اما با نگاهي به تاريخ و فعاليت هاي اين جريان مساله اي كه غير قابل انكار مي نمايد كارنامه عملي و سياسي اين جريان است. اگرچه حضور اصلاح طلبان در عرصه سياسي را نمي شود انكار كرد اما رفتارهاي سياسي و عملي برخي از منتسبان به اين جريان كه باعث اختلال در كاركرد نظام جمهوري اسلامي و در راستاي اهداف دشمنانمان بوده است را نمي‌شود منكر شد. بدين جهت بي اعتمادي نسبت به اين جريان و عدم اعلام برائت از رفتار گذشته سبب مي‌شود كه مسئولان نگاه دقيق‌تر و حساس‌تري نسبت به ورود اين جريان به عرصه انتخابات مجلس داشته باشند.



جدایی منتجب‌نیا از کروبی

قائم مقام كروبي در حزب منحله اعتماد ملي نسبت به عملكرد فتنه انگيز موسوي و كروبي در حوادث پس از انتخابات سال 88 اعلام برائت كرد. منتجب نيا تصريح كرد: جنبش سبز با گروهك هاي برانداز و ضدانقلاب و سلطنت طلب پيوند خورده است.

 

 رسول منتجب نيا در گفت وگو با «بولتن نيوز» درباره فتنه سبز گفت: جنبش موسوم به سبز با اقدامات سؤال برانگيز و نامتعارف آقاي ميرحسين موسوي و تحركات ساختارشكنانه برخي از اطرافيان وي، رفته رفته به صورت جرياني درآمد كه طيفي از آن را نيروهاي درون نظام و پيروان خط امام(ره)، اصلاح طلبان و منتقدان به عملكرد كابينه و دولت آقاي احمدي نژاد تشكيل مي داد و در سوي ديگر طيف شامل گروهك هاي اپوزيسيون، معارضان، براندازان و ضدانقلابيون و سلطنت طلبان غرب نشين مي گرديد. تحركات ساختارشكنانه، فتنه انگيز و ضدانقلابي پس از انتخابات و به طور كلي هرگونه ساختارشكني، هرج و مرج طلبي، هتك حرمت و حيثيت افراد و مسئولان نظام مردود و محكوم است. اين نوع رفتار هتاكانه و آشوبگرايانه را ماهيتا قبول ندارم و آن را برخلاف اصول و قواعد اخلاقي و مضر به مصلحت اسلام، انقلاب، نظام، ملت و كشور مي دانم. اساسا كدامين وجدان بيدار، عقل سليم و آزادانديشي را مي توان يافت كه توهين، افترا، هتك حرمت و همچنين ساختارشكني و فتنه انگيزي رسانه هاي استكباري غرب و عوامل آنان را برتابد يا آن را تاييد و ترويج نمايد؟ اينجانب به صراحت در سخنراني ها و مصاحبه ها، تمامي اغتشاشات علي الخصوص حوادث تلخ و تاسف آور عاشوراي سال 88 و 25 بهمن ماه سال 89 را قاطعانه محكوم كرده ام. چنين فتنه انگيزي هايي را مغاير شرع و قانون دانسته ام و پيوسته خواستار مقابله حكيمانه و همه جانبه با مجرمان ساختارشكن و عناصر منفور و مطرود ضدانقلاب، و در نتيجه وفق قوانين و مقررات بوده و هستم.

وي درباره پايبندي به نظام اسلامي و ولايت فقيه اظهار داشت: درباره اصل نظام مقدس جمهوري اسلامي، قانون اساسي، ولايت فقيه و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي)- از ابتدا تاكنون- نظرم بر ضرورت حفظ و پاسداري، تقويت و اطاعت و تبعيت بوده است. هم اكنون نيز آنها را ميراث امام، شهدا و بزرگترين سرمايه ملت مي دانم. به عقيده اينجانب هر كس امام و مردم را قبول دارد، بايد اين نظام مقدس را كه محصول مجاهدت آنها است، بپذيرد و هميشه در تقويت و صيانت نهضت اسلامي كوشا باشد و هركس نظام و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را قبول دارد و آن را پذيرفته است لزوما بايد به ولايت مطلقه فقيه معتقد و ملتزم باشد. از روز انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي(حفظه الله) به رهبري تاكنون، همواره عقيده داشته و دارم كه معظم له در طول تاريخ مربوط به علماي شيعه در جامعيت كم نظيرند و در ميان چهره هاي مطرح بهترين گزينه هستند.

منتجب نيا درباره علت تشديد اختلافات درون حزب اعتماد ملي پس از نامزدي كروبي گفت: حزب پس از انجام رايزني هاي گسترده، بررسي هاي ميداني و تحليل شرايط وقت درصدد معرفي كانديدا برآمد. به همين منظور حزب اعتماد ملي نسبت به معرفي آقاي كروبي به عنوان نامزد رياست جمهوري اقدام نمود. لكن بعد از اعلام و انتشار تصميم حزب در اين مورد، اينجانب و ساير اعضاي شوراي مركزي در حاشيه قرار گرفتيم. وقوع همين رخداد، موجبات ابراز ناخرسندي، نگراني و اعتراض درون حزبي را فراهم نمود. پس از برگزاري انتخابات، بنا بر ادله گوناگون و پاره اي ملاحظات و در اعتراض به نحوه راه اندازي و مديريت سحام نيوز توسط آقايان كروبي و گرامي مقدم و همچنين عدم تبعيت و انحراف آنان از قواعد و اصول فعاليتهاي سياسي و حزبي نسبت به ترك حزب تصميم گرفتم و تا هنگام پلمب شدن دفتر مركزي و تعطيلي حزب هيچگونه حضوري در آن نداشتم.

عضو جدا شده مجمع روحانيون مبارز درباره اين سؤال كه «آيا موارد اختلافي و نقدها را از باب امر به معروف و نهي از منكر به آقاي كروبي متذكر شديد؟»، پاسخ داد: در پي موضع گيري آقاي كروبي، طي چند مصاحبه بطور رسمي و صريح اعلام داشته كه اتخاذ چنين مواضعي تصميم و نظر شخصي وي بوده و هيچگونه ارتباطي با حزب اعتماد ملي ندارد. هنگام ملاقات حضوري هم به آقاي كروبي تذكر دادم. وي نيز پذيرفت كه هرگز تحت عنوان دبيركل حزب سخن نمي گويد و موضعگيري نمي كند و موضع گيري هايش شخصي است.

از تشويق جعفر پناهي تا مهمانان بدون روسري


 مراسم يادمان استاد محمد نوري از طرف معاونت هنري ارشاد و دفتر كل موسيقي ارشاد در  حالي در تالار وحدت برگزار شد كه حاشيه هاي زيادي را به دنبال داشت.

محمد‌علي كشاورز، نور‌الدين زرين‌كلك، هنگامه قاضياني، جعفر پناهي، فرزاد حسني، فرزانه كابلي، ايرج حسابي، حسن پورشيرازي، چنگيز جليلوند، منوچهر صهبايي، محمد سرير، حميدرضا نوربخش، مصطفي پور‌تراب، ملكه رنجبر، داوود گنجه‌ايي، اقليما پرتو، پوران درخشنده، خسرو سينايي، هوشنگ گلمكاني، فرمان فتحعليان، هوشنگ مرادي كرماني، محمدرضا فروتن، بيژن بيژني، محمد‌علي سپانلو، عبدالجبار كاكائي، جواد مجابي، مرضيه برومند، گلاب آدينه، پريوش نظريه، بهاره رهنما، سيمين بهبهاني و ... و مسئولاني چون حميد شاه‌آبادي، معاون هنري ارشاد؛ محمد ميرزماني، مدير كل دفتر موسيقي ارشاد؛ بابك رضايي، مدير عامل انجمن موسيقي و علي ترابي، معاون مديركل دفتر موسيقي ارشاد از جمله مهمانان حاضر در اين مراسم بودند.
حضور جعفر پناهي كه مجري مراسم از او به عنوان كارگردان صاحب سبك سينما نام برد و بارها از سوي حضار مورد تشويق قرار گرفت، از حاشيه هاي جالب و تامل برانگيز اين مراسم بود.

از نكته هاي قابل تامل در اين مراسم، وضعيت حجاب بعضي مهمانان بود كه حتي برخي از آنها روسري نيز به سر نداشتند كه البته با وجود تكرار اين مورد در بعضي از مراسم و همايش ها اخير شايد ديگر زياد عجيب و غير قابل باور به نظر نيايد.
سوالي كه در اينجا مي توان از مسئولان مربوطه مطرح كرد اين است كه واقعا برگزاري مراسم هايي به اين شكل و با اين حواشي و با صرف هزينه هاي هنگفت كه فقط متعلق به يك قشر خاص است، چه كمكي به جامعه اسلامي ما مي كند؟!

alt
alt
alt
alt
alt
alt
alt
alt
alt
alt
alt













سخنراني شيرين عبادي در جمع بهائيان و تقدير از "لاهيجي "


alt

فارس به نقل از مجله تورنتو، كنفرانس "دگر انديش ستيزي و بهايي آزاري در ايران " روز جمعه اول جولاي در سالن تائتر "اليزابت بدر " با خوش آمدگويي پروفسور "ليندا نورثراپ " - ريس بخش تمدن هاي خاور ميانه و نزديك دانشگاه تورنتو اغاز بكار كرد.

نورتراپ در سخنان افتتاحيه اين همايش گفت كه موسسه ايران شناسي دانشگاه تورنتو پيشتاز در دانشگاهي در امريكاي شمالي است و در ادامه به معرفي محمد توكلي استاد ايراني اين دانشگاه پرداخت.
توكلي به همراه دكتر عباس امانت ( دانشگاه ييل ) و دكتر احمد كريمي حكاك ( دانشگاه مريلند)، پنل گشايش و نگرش تاريخي را تشكيل مي دادند .

* استراتژي بهاييان تبديل دگرستيزي به ديگر پسندي است

توكلي سخنراني افتتاحيه را با بهايي ستيزي و اسلامگرايي از منظر تاريخي و با استفاده از الگوي "بابي " و "بهائي " ارائه داد. وي به تغيير در گفتمان ضدبهائي از گفتماني ديني به گفتماني سياسي در طي سالها اشاره كرد.
توكلي به ريشه‌يابي در تحول تاريخي بهائي ستيزي پرداخت و با اين جمع بندي كه در نهايت دگرآزاري و دگر ستيزي بايد تبديل به دگر خويشي و ديگر پسندي شود كه كليد موفقيت جامعه اي سالم است.

*ايران هيچ گاه شاهد نسل كشي هاي همانند نسل كشي هاي ارامنه نبوده است

سپس عباس امانت سخنراني اش را با عنوان بازنگري تاريخي شروع كرد و به بررسي تاريخ كلان كشي و نسل كشي در ايران پرداخت و اين نكته را گوشزد كرد كه در ايران نسل كشي‌هايي مانند قتل عام ارامنه توسط تركهاي عثماني يا كشته شدن نزديك به 5 ميليون انسان مسلمان و هندو ، در جريان استقلال پاكستان نداشته است.
او به ساختار "ديگر " و بيگانه اشاره داشت و ايرج و تورج از شاهنامه و فرهنگ اساطيري و همچنين ايران و انيران را از آن به مثال آورد. وي اين جريان را داراي 4 وجه دانست.

ا- فرا اسلامي بود .اسلام را پايان يافته مي دانست.
2- از اعتقاد مسلحانه در دوران اوليه به فاز گفتمان رسيده بود
3- جامعه سيال بود ( از طبقات مختلف اجتماعي به آن پيوسته بودند - زنان حق شركت داشتند
4- پيامش بوي تجدد مي داد در حاليكه زبانش زبان مردم مي داد.

امانت گفت كه بدليل امنيت زمان پهلوي ، طبقات متوسط و نخبگان جامعه بهايي بيشتر شد كه باعث شد پيام به دگر اقشار كمتر منتقل شود.
عباس امانت استاد دانشگاه ييل آمريكا سخنان خود را با خواندن شعري پايان داد.


* تخريب اماكن بهائي هميشه به نوعي سازندگي منجر شده است

"احمد كريمي " سخنران آخر اين پنل بود كه به بيان فرايند تخريب به عنوان نوعي دگرآزاري پرداخت و آن را در چارچوب پيامي به ضعيف‌تر و زيردست مورد بررسي قرار داد. مثالهايي از روستايي در مازندران تا مركز نيايش بهايئان در تهران ( حظيره القدس 1955 با تحريك فلسفي )، تا مصادره بيمارستان ميثاقيه در تهران در 1979 به حاضران نشان داد.

حكاك، تخريب بناهاي بهائي و بابي را از نوع مشابه كه در تاريخ اخير اتفاق افتاده است دانست و افزود: اين تخريب‌ها همانند توپ بستن سومنات توسط طالبان، تخريب مسجد بمبئي توسط هندو ها ، تخريب منازل عربهاي فلسطيني در سرزمينهاي زير سلطه اسراييل، علاوه بر تخريب حاوي پيامي مضاعف مانند تجاوز جنسي به اسراي جنگي است كه براي غلبه رو كامل فراسوي برتري رزمي تلقي مي شود.
حكاك اين نكته را مطرح كرد كه تخريب اماكن بهائي هميشه به نوعي سازندگي منجر شده است و واكنش بهائيان در اين مورد قابل تقدير است. حكاك در پايان اشاره كرد كه در حاليكه ستم به بهايئان بايد جدي گرفته شود ولي بايد مواظب بود كه جنبه هاي متا فيزيكي به گونه‌اي كنترل شوند كه بنيان هاي آن راه را بر انديشه هاي انساني ( عقلي ) تنگ نكند.

* سخنراني لاهيجي و شيرين عبادي در جمع تماشاگران

بخش اول بدون پرسش و پاسخ به اتمام رسيد. دكتر توكلي از حضار كه بيش از 300 نفر مي‌رسيدند‌، خواست كه به ساختمان ويكتوريا ( مجاورت تائتر ) براي قدرداني از دكتر عبدالكريم لاهيجي ( حقوقدان و فعال حقوق بشر ) بروند. در اين قسمت شيرين عبادي از طريق تله كنفرانس از سنت خوبي كه جديدا در بين ايرانيها براي بزرگداشت اشخاص مرسوم شده است قدرداني كرد و ضمن استاد خواندن لاهيجي از سابقه مبارزاتي وي براي احقاق حقوق بشر وي كه منجر به مهاجرت و مصادره اموال وي در ايران شده است ، تشكر كرد. منصور فرهنگ نيز از لاهيجي تقدير كرد.

- پنل اول: تحت عنوان دعوت نفي و سرزمين موعود

روز شنبه دوم جولاي پنل اول تحت عنوان دعوت نفي و سرزمين موعود از ساعت 9:30 تا 11 بامداد با شركت "محمد افنان " ( پژوهشگر ) تحت عنوان مراحل تدريجي دعوت باب و به مديريت "مارتا سيسميد جي بوا " از دانشگاه تورنتو آغاز شد.
سپس "بهروز جباري " پژوهشگر كه به شعر و طنز علاقه خاصي دارد در مورد خدمت بهايئان به شعر فارسي سخن گفت. آخرين سخنران دكتر كامران اقبال از دانشگاه "روهر " سخنراني تحت عنوان "نگرش عبدالبها به مهاجرت يهوديان به فلسطين " پرداخت.

- پنل دوم: بررسي تجدد جنسي در آيين بهاييت

پنل بعدي كه با كمي تاخير شروع شد تا ساعت 1 بعدازظهر ادامه داشت. عنوان اين پنل تجدد جنسي بود با مديريت "ريوان سندلر " از دانشگاه تورنتو، بود. فرزانه ميلاني از دانشگاه ويرجينيا به نقش طاهره اولين زن بهايي پرداخت.
"نگار متحده " از دانشگاه "دوك " در مورد كاشانه، آينده عكس برداري بابيان و بهايئان در قرن 19، سخن گفت . و آخرين سخنران سيامك ذبيحي مقدم ازدانشگاه حيفا بود كه تحت عنوان " آيين بهايي و زن ايراني " سخن گفت.


خاتمی اصلا سابقه ای در حکومت ندارد


مجتبی واحدی، سخنگوی مهدی کروبی، در یک پیام ویدئویی که توسط خبرگزاری دویچه وله آلمان پخش شده است، حملات انتقادی صریح و سنگین خود را متوجه سید محمد خاتمی و مصطفی کواکبیان نماینده اصلاح‌طلب و دبیر کل حزب مردم سالاری کرده است.

وی با لحنی تند اینگونه به انتقاد از خاتمی پرداخت: "اصلاح طلب های اصیل الان در زندانند …اصلاح طلب اصیل آقای کروبی و آقای موسوی هستند که اگر قرار بر مصالحه بود، خیلی نزدیکتر بودند به حکومت تا آقای خاتمی. آقای خاتمی که اصلا سابقه‌ای در حکومت ندارد، سابقه ای در انقلاب نداشت، اگر قرار بر مصالحه بود آقای موسوی و آقای کروبی بسیار نزدیکتر بودند و حکومت منتشان را هم می‌کشید."

همچنین او در بخشی از پیام خود آورده بود: "من اینجا به صراحت میگویم، من به هیچوجه دیگر اصلاح‌طلب نیستم، برای اینکه اصلاح‌‌طلب موقعی مفهوم داشت که ما گمان می‌کردیم در نظام انحرافی ایجاد شده و می‌خواستیم اصلاحش کنیم... من با صدای بلند و با افتخار میگویم که خودم را اصلاح طلب نمی‌دانم."

گفتنی است، مجتبی واحدی در بهمن ماه ۱۳۸۹، به عنوان سخنگو و مشاور ارشد وی در خارج از ایران به عنوان حامی فتنه سبز فعالیت می کند. او هم چنین پس از اعتراضات فتنه سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، با صدور بیانیه هایی به همراه شورای هماهنگی راه سبز امید و اردشیر امیرارجمند، خواستار حضور هواداران فتنه سبز و ایجاد اغتشاش در روزهای ۱ اسفند، ۱۰ اسفند، ۱۷ اسفند و ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ در اعتراض به حصر باصطلاح خانگی رهبران فتنه شدند.

يك ضد انقلاب گريخته از وطن از همكاران مبارزش خواست «با تحليل هاي كشكي» درباره ديدگاه هاي مردم ايران سر همديگر را كلاه نگذارند.

علي افشاري طي مقاله اي در روزآنلاين نوشت: «يكي از مشكلات كنوني كه باعث غبار آلود شدن فضاي سياسي كشور شده است مشخص نبودن همين اطلاعات است. اكثر گروه هاي سياسي مخالف و منتقد نيز كمكي براي روشن شدن اين مهم نمي كنند بلكه فقط بر طبل مواضع خود مي كوبند. بارها شنيده ايم كه برخي مدعي مي شوند «هفتاد ميليون ايراني اين سخن را تاييد مي كنند»، «مردم ايران خواهان انقلاب نيستند»، «مردم ايران جز به تغيير قانون اساسي و براندازي راضي نمي شوند» و ادعاهايي از اين دست ولي هيچيك از مدعيان سند و مستندي براي ادعايش ارائه نمي دهد و توجه به ماهيت رنگين كماني و موزائيكي جامعه نمي نمايد. گويي اين واقعيت ها به آنان الهام شده و يا شهود كرده اند».

افشاري بدون اينكه به سهم امثال خودش در دامن زدن به اين توهمات اشاره كند، ادامه داد: «در واقع نمي توان به صورت قابل قبولي گفت كه چند درصد مردم ايران از وضع موجود ناراضي هستند؟ موضوعات عدم رضايت چي هست؟ چند درصد حاضرند از نارضايتي جلوتر آمده و دست به اعتراضات عملي بزنند؟ چه ميزان از معترضين رويكرد اصلاح طلبانه دارند و چند درصد خواهان رويكرد انقلابي به معناي جايگزيني نظام سياسي هستند؟»افشاري در اين نوشته توجه نكرده است كه ضد انقلاب پريشان كه هر لحظه نگران ظهور يك مدحي2و3و4و... است، عجيب نيست اگر به دام ماليخوليا و توهمات افتاده باشد.

http://www.econews.ir/fa/Files/NewsImages/2010/sarshomari_Fixd.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 14:41  توسط تاج سر  | 

تحریم کالاهای اسرائیلی


libby.gif logo19.gif logo11.gif
logo6.gif loreal.gif Prescriptives_Logo.gif
m2s2_ds.gif hema1.gif m and s.jpg
logos_kleenex.gif Origins_logo.gif mayb_photo1.jpg
maggi.gif nestle_banner.gif rochelogo.gif
pry1.gif redkenhaut.gif ral1.gif
plan1.gif vichy3.gif selfridges-logo.gif
sm_shreddies.gif str1.gif tommy_logo.gif
sm_kitkat.gif vittel.jpg vic1.gif


 

  قهوه با طعم خون...کالاهای شرکت نستله:



- کیت کت:شکلاتی که شما هم از طرفداران آن باشید...
متاسفانه این شکلات توسط شرکت نستله که یک شرکت صهیونیستی است تولید می شود.
شکلاتی با طعم باروت و خون...
جالب است که امروز کشور ما یکی از صادر کنندگان انوع شکلات است...شکلات هایی با کیفیت مناسب که می توانند جایگزین مناسبی برای محصولات کیت کت باشند...
مارک هایی مانند شیرین عسل ، فرمند ، باراکا....
- سرلاک: شاید فرزندان دلبند ما...

هرگز و هرگز ما را نبخشند که روزانه به آنها محصولات صهیونیستی می خورانیم...

و تعجب است که می خواهیم فرزندانی خوش خلق داشته باشیم...حال آنکه از کودکی خشم و نفرت و خون ریزی را با گوشت و خونشان عجین می کنیم...

به جای سرلاک می شه از انوع سوپ ها و حریره ها استفاده کرد که مشابه ایرانی اون هم موجوده.

-نسکافه: عجب از ما دانشجویان که هنوز نتوانسته ایم جایگزینی مناسب برای آن بیایم...

شاید محصولات باراکا جایگزین مناسبی باشد....
یادمان با شد...

اگر ما این کالاها را مصرف نکنیم ذره ای از ما کم نمی شود...

اما در عوض به اسراییل هم کمک نکرده ایم تا کودکان فلسطینی را قتل عام کند...

مطمئن باشید کودکان فلسطینی از این کار شما بسیار خوشحال خواهند شد...



میرحسین از 9 دی تا خانه‌نشینی

سال 89 را می‌توان سال پایان جریان فتنه در داخل ایران دانست؛ سالی که نه تنها مردم هیچ اقبالی به فراخوان‌های سران فتنه نشان ندادند...

 

سال 89 را می‌توان سال پایان جریان فتنه در داخل ایران دانست؛ سالی که نه تنها مردم هیچ اقبالی به فراخوان‌های سران فتنه نشان ندادند بلکه خود فتنه گران نیز با توجه به ریزش شدید در پایگاه‌های اجتماعی خود، حاضر به انجام واکنشی نبودند چراکه از یک سو نگران بودند که به خاطر عدم اقبال عمومی، کاریزمای آنها نزد سرویس‌های جاسوسی و اپوزیسیون خارجی از بین برود و تنها پایگاه اتکایی‌شان در خارج کشور نیز برچیده شود و در طرف دیگر نگرانی گسترده‌تری نسبت به واکنش‌های داخلی و احتمال دستگیری و محاکمه خود به دلیل اعمال منافی قانون باعث شده بود که بکوشند در سال 89 فقط از برهه‌های زمانی خاص برای ابراز وجود استفاده کنند  و بر خلاف سال 88 اقدامی برجسته انجام ندهند.  در این نوشتار خواهیم کوشید تا اقدامات میرحسین موسوی را پس از راهپیمایی 9 دی 88 تا آشوب 25 بهمن که منجر به خانه‌نشینی میرحسین موسوی شد مورد بررسی قرار دهیم.


پیام نوروزی

پس از وقایع تلخ عاشورای 88 که منجر به برگزاری راهپیمایی بزرگ 9 دی شد، میرحسین موسوی به عنوان یکی از سران فتنه 88، با مشاهده گسترده شدن اعتراضات نسبت به اقدامات وی در داخل جامعه، تصمیم گرفت سکوت اختیار کند و حتی حاضر به واکنش نسبت به راهپیمای 9 دی و راهپیمایی 22 بهمن نشد؛ موضوعی که باعث ضعف روحی حامیان این جریان در داخل شد چراکه نمی‌توانستند پس از ماه‌ها یکه‌تازی در خیابان‌ها، شاهد این شکست بزرگ باشند. این سکوت میرحسین موسوی حدود 3 ماه طول کشید تا اینکه در آستانه نوروز سال 89، در یک کپی‌برداری آشکار، در دیدار با اعضای حزب منحله مشارکت که به اعتقاد بسیاری عامل ایجاد توهم در میرحسین موسوی در جریان انتخابات سال 88 بود، اقدام به نامگذاری سال 89 به عنوان سال صبر و استقامت کرد؛ نامگذاری‌ای که با بررسی دقیق آن خواهیم فهمید که میرحسین نیز به خوبی ریزش پایگاه‌های اجتماعی را درک کرده و دیگر امیدی به اغتشاشات خیابانی ندارد. از این رو با نامگذاری این سال به نام صبر و استقامت می‌کوشد، تحت این عنوان به بازسازی نیروهای خود اقدام کند.

البته وی در یک پیام ویدئویی که به مناسبت نوروز منتشر کرد نیز کوشید، ادعاهای سابق خود را در خصوص مسئله دار بودن انتخابات دهم ریاست جمهوری تکرار کند و حاضر نشد، حتی در شرایطی که داشت، از مواضع خود عدول کند. وی در بخشی از این پیام ویدئویی اینگونه می‌گوید: «وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاه‌های دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.

اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل می‌شد و مردم باید اقناع می‌شدند و به مردم توضیح می‌دادند. اما اینگونه نشد و پاسخ‌ها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنی‌ترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور یافتند و آن را به روز تعیین‌کننده‌ای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.»

البته وی در این پیام نیز با درنظر گیری ریزش شدید نیروهای خود خواستار احیای پایگاه‌های اجتماعی فرقه سبز می‌شود و از مردم می‌خواهد که دامنه جنبش سبز را به همه اقشار و قومیت‌ها و استان‌ها گسترش دهند و با ایجاد اشتغال و کمک به مردم در ارتقای وضعیت آنها یاری کنند. وی در این باره می‌گوید: در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیت‌ها و استان‌ها بکشاند و در عین حال اصل‌ جاودان تکافل اجتماعی– اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راه‌های دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.

روز کارگر، فرصتی برای ایجاد اغتشاش

اما پس از این پیام نوروزی، سران فتنه سبز همانند سال پیش کوشیدند تا با سوءاستفاده از مناسبت‌ها و ایامی که طبق روال قدیم راهپیمایی‌های قانونی در آن زمان برگزار می‌شود، نظیر روز قدس و 22 بهمن، همچنان اهداف خود را در کف خیابان‌ها دنبال کنند. آنها که پس از عاشورای 88 عملاً هیچ کدام از فراخوان‌هایشان برای برگزاری تجمع در 22 بهمن و شب چهارشنبه سوری با اقبال عمومی مواجه نشد، اردیبهشت ماه را به دلیل وجود روز کارگر و روز معلم بهترین فرصت دانستند تا با تحریک این دو قشر که معمولاً با مشکلات اقتصادی نیز دست و پنجه نرم می‌کنند، باردیگر اهداف خود را در کف خیابان جست‌وجو کنند، بنابراین وی بر خلاف ادوار گذشته که به این مناسبت‌ها اقدام به صدور بیانیه می‌کرد، پیامی ویدئویی منتشر کرد و در آن اینگونه گفت: حقیقت این است که ما شرایطی در امسال داریم و نزدیک می‌شویم که کشور دارای بحران و مشکلات افتصادی و سیاسی و اجتماعی وسیعی هست و تک تک این بحران‌ها در سرنوشت و گذران زندگی این دوقشر منعکس شده و اثرات زیادی دارد. ما وضعیت اقتصادی کشور رو می‌بینیم. تورم، پایین اومدن نرخ سرمایه‌گذاری‌ها، فساد، رواج دروغ و سوءمدیریت و حقوق معوقه کارگران و بیکاری روزافزون آنها، تعطیلی روزافزون کارخانه‌ها یا با ظرفیت پایین کار کردن کارخانه‌ها در حالی که بازارهای ملی ما پر از کالاهای خارجی شده و در حقیقت ما تمام بازار داخلی خودمان را به بیگانه واگذار کردیم و همه می‌دانیم که این مسئله تا چه اندازه در سرنوشت ملت ما، استقلال و آزادی ما و همچنین در سرنوشت کارگران ما اثر می‌گذارد. از سوی دیگر ما محدود کردن رسانه‌ها را داریم. محدود کردن دهان‌ها و بستن دهان‌ها را داریم. پر کردن زندان‌ها را داریم و محدود کردن تشکل‌های صنفی و سیاسی را داریم که اونهم در سرنوشت کارگران ومعلمان ما اثر می‌گذارد و به همین علت روشن است که امسال کارگران و معلمان پی ببرند گرچه می‌دانم که می‌دانند مسائل و مشکلاتی را که در زندگی روزمره خودشان لمس و درک می‌کنند با مسائل عمده کشور در ارتباط است و این ارتباط گسترده و سنگین است.

اما به رغم صدور این بیانیه و تمامی تلاش‌هایی که سایت‌های وابسته به جریان سبز برای ایجاد ناآرامی در این دو روز داشتند، باز هم نتوانستند موفق شوند.

پیام به سیدحسن خمینی

اما یکی از جالب‌ترین حرکات میرحسین موسوی در سال 89 پیام به سیدحسن‌خمینی بود. سید حسن خمینی که به دلیل برخی مواضع موافق با فرقه سبز مورد انتقاد عمومی قرار گرفته بود، در جریان مراسم بزرگداشت رحلت امام خمینی و هنگام سخنرانی اش با اعتراض شدیدی روبه‌رو شد و عملاً سخنانش نیمه تمام باقی ماند. این موضوع بهترین دستاویز برای موسوی بود تا بار دیگر با صدور اطلاعیه ای علاوه بر اعلام موجودیت، از فرصت پیش آمده سوءاستفاده کرده و با انتساب خود به امام(ره)، بتواند بخشی از آبروی ریخته شده خود را نزد طبقه سنتی جامعه احیا کند. وی در این پیام، اعتراضات به سید حسن خمینی را سازمان یافته قلمداد کرده بود.
نشست خبری مشترک موسوی با کروبی

اما در آستانه فرا رسیدن 22 خرداد 89، موسوی که می‌کوشید با افزایش تحرکات خود، بتواند حامیانش را به خیابان‌ها بکشاند، تصمیم گرفت تا به همراه کروبی یک نشست خبری مشترک برگزار کند. نکته جالب در این نشست خبری این بود که هیچ خبرنگاری در جلسه نبود بلکه موسوی و کروبی به اصطلاح خودشان از طریق اینترنت به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادند؛ خبرنگارانی که فقط وابسته به رسانه‌های خود بودند؛ خبرنگارانی از سایت‌های ادوار نیوز، امروز، جرس، کلمه، سحام نیوز، تحول سبز، میزان، ندای سبز آزادی و نوروز...
بیانیه 18 و منشور فرقه سبز

اما فرا رسیدن 22 خرداد 89 اولین سالروز تولد فرقه سبز، موقعیتی دیگر برای میرحسین موسوی و حلقه مشاوران وی بود که پس از شکست‌های متعدد، باردیگر دست به احیای این جریان بزند؛ احیایی که این بار از مسیر تغییر رویکرد می‌گذشت، بنابراین موسوی که پس از بیانیه شماره 17 خود که پس از وقایع عاشورا صادر شده بود، هجدهمین بیانیه خویش را نیز صادر کرد و در آن از مانیفست جدید این فرقه با عنوان «منشور جنبش سبز» پرده برداشت؛ منشوری که به اعتقاد بسیاری همان جزوه زیست مسلمانی بود که موسوی قصد داشت در ایام تبلیغات انتخاباتی آن را عرضه کند اما به دلیل احتمال ریزش آرایشی خود در میان طبقه مذهبی جامعه از این کار منصرف شد. وی در این منشور نیز تمامی تلاش خود را کرده بود تا خلأ بزرگ گرد آوری سرمایه اجتماعی را برطرف کند. از این رو در بخشی از این بیانیه می‌گوید: طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه‌ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رأی دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند.

البته مشاوران موسوی پس از انتشار این منشور و با مشاهده اعتراضاتی که جریان‌های مختلف اپوزیسیون نسبت به آن داشتند، ویراست دوم این منشور را نیز که اهداف آنها را هم در بر می‌گرفت در سوم اسفند 89 منتشر کردند. گفتنی است در این بیانیه موسوی کوشیده است تا اهداف و چشم اندازهای بنیادین فرقه سبز را تشریح و در قالبی از کلمات ارائه کند و عملاً به این جریان هویت ببخشد.
آذر، ماه دانشجو

با ناکام ماندن تلاش‌های جریان فتنه برای ایجاد آشوب مجدد در خرداد 89، عملاً باردیگر این جریان به رکودی عجیب رفت و به جز برخی ملاقات‌ها و دیدارهای معمولی میرحسین موسوی هیچ تحرکی خاص در این جریان دیده نمی‌شد تا اینکه ماه آذر از راه رسید و سران این جریان تصمیم گرفتند باردیگر شانس خود را این بار از طریق دانشجویان بیازمایند، بنابراین باردیگر میرحسین موسوی دست به قلم شد و اقدام به نگارش متنی برای دانشجویان کرد؛ متنی که در آن، آذر را ماه دانشجو قلمداد کرده بود تا شاید بتواند ازاین طریق روزهایی که می‌تواند، در آن تحرک انجام داد را بیشتر کند. وی در این نوشته کوشیده بود تا با تحریک حس مطالبه گر دانشجویان، آنها را به واکنش وا دارد. وی در بخشی از این بیانیه آورده است: دوستان گرامی، پرسیده‌اید که این روزها که امکان بیان اعتراض‌ها و انتقادها به سبب سرکوب‌های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه‌مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.

به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است.» گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس‌های چهره به چهره، بالابردن توانمندی‌ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفت‌وگو در جمع‌های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه‌های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش‌های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می‌توانند بخشی از تلاش‌های ما و نه همه آن باشد.
درخواست مجوز برای برگزاری راهپیمایی

سران فرقه سبز در حالی به واپسین روزهای سال 89 نزدیک می‌شدند که هیچ کدام از اقدامات آنها نتوانست خواسته‌های آنها را برآورده کند. از سوی دیگر با اوج گیری تحولات در کشورهای منطقه نظیر تونس و مصر و سرنگونی دیکتاتورهای این کشورها توسط مردم، بهترین موقعیت برای سوءاستفاده این جریان به وجود آمد، بنابراین تصمیم گرفتند تا با طراحی سیستمی خاص و به کار گیری تمامی توان فرقه و با به یاری گرفتن توانایی‌های سازمان منافقین و همچنین به میدان آمدن شبکه‌های جاسوسی کشورهای مختلف، دست به برگزاری راهپیمایی بزنند. راهپیمایی که شعارها و مسیر آن توسط سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی طراحی شد. بر این اساس، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک نامه در کاغذی ساده به وزیر کشور درخواست برگزاری راهپیمایی در روز 25 بهمن را ارائه دادند. در این نامه آمده بود: بدینوسیله به اطلاع می‌رساند که به منظور اعلام همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه به ویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در کشور، درخواست صدور مجوز برای دعوت به راهپیمایی مردمی طبق اصل 27 قانون اساسی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی را داریم.

اگرچه وزارت کشور هیچ گاه با انجام این راهپیمایی موافقت نکرد اما صدور همین یک نامه کافی بود که رسانه‌های وابسته به فتنه اینگونه وانمود کنند که برگزاری این تجمع قانونی و بلا‌اشکال است. در نهایت این تجمع، غیرقانونی با کمترین تعداد ممکن برگزار شد و در جریان آن صانع ژاله و محمد مختاری به شهادت رسیدند؛ ماجرایی که دستگاه‌های امنیتی با بررسی‌های خود دست منافقین را در این ترورها تایید کردند تا آشوب اسرائیلی در 25 بهمن توسط موسوی و کروبی و هدایت رژیم صهیونیستی در تاریخ خیانت‌های آنان ثبت شود.

با این حال همین وقایع و موج انزجار عمومی در داخل کافی بود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان مهم‌ترین رهبران فرقه سبز به همراه همسرانشان خانه نشین شوند و تمامی ارتباطات آنها با بطن جامعه قطع شود؛ خانه نشینی‌ای که از روز 25 بهمن آغاز شد. با این حال در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۸۹، سایت کلمه، وب گاه مرتبط با میرحسین موسوی شایع کرد که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همچنین همسران ایشان یعنی زهرا رهنورد و فاطمه کروبی دستگیر شده‌ و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند. اردشیر امیرارجمند مشاور موسوی و مجتبی واحدی مشاور کروبی نیز این خبر را تأیید کرده و خبرگزاری‌های دیگر نظیر بی‌بی‌سی فارسی، بخش فارسی صدای امریکا و یورونیوز آن را به نقل از وب‌گاه کلمه و مشاوران ایشان بازگو کردند اما غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه آن را تکذیب کرد تا اینکه پس از ملاقات فرزندان سران فتنه با آنها، همین سایت در روز سه شنبه ۱۷ اسفند خبر قبلی خود مبنی بر بازداشت موسوی و کروبی به همراه همسرانشان را تصحیح کرد و مدعی شد آقای موسوی و خانم رهنورد در حصر خانگی هستند و نه در پادگان حشمتیه.
بی شک آن چیز که در این میان مشخص است، آنچه در این مدت بر فرقه سبز گذشته است، ثمره خواست خود آنها بوده و هیچ کس در درون نظام مایل به وقوع این حواث تلخ نبوده است و خانه نشینی موسوی و کروبی ثمره دو سال ایجاد نا آرامی در درون جامعه بوده است. حال باید منتظر ماند و دید که آیا با آغاز سومین سال تولد این فرقه نامبارک و پایان یافتن تحرکات این جریان در داخل، آیا شاهد محاکمه میرحسین موسوی و مهدی کروبی خواهیم بود یا خیر؟


عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي:
هاشمي رهبر معظم انقلاب را در فتنه تنها گذاشت
من به حبيبي گفتم ۱- آقاي هاشمي پشت فتنه را نشكست، ۲- رهبر معظم انقلاب هر چه فرمودند هاشمي چيزي ديگري گفت، ۳- هاشمي كسي است در مقابل ولي فقيه عادل زمان خود ايستاد،‌ ۴- هاشمي با سكوت خود در دوران فتنه مرتكب گناه بزرگي شد و در امتحان فتنه مردود و رفوزه شد،/ ۷- هاشمي رهبر معظم انقلاب را در فتنه تنها گذاشت
يك عضو شوراي مركزي حزب موتلفه با انتقاد شديد از ديدار اخير اعضاي اين حزب با هاشمي گفت: موتلفه خود را فداي هاشمي رفسنجاني مي‌كند، اين حزب موتلفه آن موتلفه سال‌هاي اول نيست و يك دست‌هايي پشت پرده آنها را اداره مي‌كند.
حجت‌الاسلام جعفر شجوني عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي در گفت‌و‌گو با فارس، با انتقاد شديد از ديدار اخير اعضاي اين حزب با هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: قبل از ديدار اعضاي حزب موتلفه با هاشمي رفسنجاني از طرف حزب به من زنگ زدند و گفتند شما هم در ديدار با آقاي هاشمي كه قرار است در خيابان وليعصر و در دفتر وي برگزار شود، حضور پيدا كنيد.

وي افزود: من در پاسخ به آنها گفتم اگر هاشمي ۱۰ ميليارد تومان هم به من بدهد من به ديدار او نخواهم رفت و كساني كه از طرف حزب موتلفه به ديدار او رفتند كار بسيار اشتباهي مي‌كنند.

عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز ادامه داد: بعد از آن، من به دفتر آقاي حبيبي دبير كل حزب موتلفه زنگ زدم كه ايشان نبود بعد از ۱۵ دقيقه او به من زنگ زد و من مسائل زير را به آقاي حبيبي گوشزد كردم.

شجوني يادآور شد: من به حبيبي گفتم ۱- آقاي هاشمي پشت فتنه را نشكست، ۲- رهبر معظم انقلاب هر چه فرمودند هاشمي چيزي ديگري گفت، ۳- هاشمي كسي است در مقابل ولي فقيه عادل زمان خود ايستاد،‌ ۴- هاشمي با سكوت خود در دوران فتنه مرتكب گناه بزرگي شد و در امتحان فتنه مردود و رفوزه شد،‌ ۵- هاشمي به فتنه‌گران و سران فتنه تو‌دهني نزد و بعد از يك روز از فاجعه عاشورا مير حسين موسوي را به دفتر خود دعوت كرد تا براي امضاي وقف دانشگاه آزاد از او استفاده كند كه مدارك آن نيز موجود است،‌ ۶- هاشمي در هنگام تنفيذ حكم رياست جمهوري در بيت رهبري غيبت كرد و اين در حالي بود كه مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري ربطي به رئيس جمهور نداشت و متعلق به رهبري بود ۷- هاشمي رهبر معظم انقلاب را در فتنه تنها گذاشت ، ۸- هاشمي كاري كرد كه دشمن بگويد فرمايشات رهبر معظم انقلاب فصل‌الخطاب نيست چرا كه رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه رهنمودهايي را بيان فرمودند و هاشمي در نماز جمعه چيز ديگري گفت.

حجت الاسلام شجوني با بيان اينكه سكوت معنا دار هاشمي در دوران فتنه از هر زهر كشنده‌اي خطرناك‌تر بود، تصريح كرد: برخي مانند مجمع روحانيون و مجمع محققين كه از حاميان اصلي فتنه ۸۸ بودند از اقدامات هاشمي بسيار خوشحال هستند.

وي در ادامه دلايل خود را براي عدم حضور در ديدار هاشمي كه به حبيبي مي‌گفت بدين صورت ادامه داد. ۹- حركات هاشمي موجب طمع و اميدواري دشمن شد تا جايي كه طراحان فتنه در ۲۵ بهمن از او درخواست كردند كه در راهپيمايي فتنه گران حضور پيدا كند. ۱۰- هاشمي مي‌خواهد حق و باطل را با هم نگه دارد، بنابراين يكي به نعل مي‌زند و يكي به ميخ.

عضو شوراي مركزي موتلفه ادامه داد: دوستان موتلفه كه امروز بايد در راس اصولگرايان باشند، از سوي مردم مورد انتقاد و اتهام هستند، چرا كه آنها با ديدار خود با هاشمي به نوعي مواضع او را تائيد كرده‌اند.

حجت الاسلام شجوني تصريح كرد: موتلفه خيال مي‌كند كه كشتي بزرگ غرق نمي‌شود، بنابراين بر روي اين كشتي مي‌رود اما در نهايت خود نيز با آن كشتي بزرگ غرق خواهد شد.

وي ادامه داد: امروز اعضاي حزب موتلفه در شهرهاي بزرگ كشور نسبت به اين ديدار اعتراض دارند و مي‌گويند موتلفه خود را فداي هاشمي رفسنجاني مي‌كند و اين در حالي است كه هاشمي رفسنجاني اعلام كرده است كه هنوز بر مواضع گذشته خود باقي است. بنابراين من معتقدم اين حزب موتلفه آن موتلفه سال‌هاي اول نيست و يك دست‌هايي پشت پرده آنها را اداره مي‌كند.

دبير كل جامعه وعظ تهران در خاتمه تاكيد كرد: اعتراض شخصيت‌هايي مانند آقاي صفار هرندي به اين ديدار به حق و كاملاً درست است.




شهید بهشتی:انتظار نداشته باش مصالح نظام را به تو ترجیح بدهم.

 

از همان شب چهارم اسفند 1358 تا امروز، با این خاطره‌ی شهید بهشتی خیلی سوختم. مخصوصا که طی 32 سال گذشته کسی – بخصوص نشریات مثلا ارزشی مثل روزنامه‌ی جمهوری اسلامی به ریاست "مسیح مهاجری" از مجروحین حادثه انفجار هفتم تیر و سینه چاک دوستی با شهید بهشتی - حاضر به چاپ آن نمی‌شد.
تلخ تر این بود که می‌گفتند:
- ذکر این خاطره به شخصیت شهید بهشتی لطمه می‌زند!
فقط کاش می‌گفتند:
- تو دروغ می‌گویی ...
ولی این حرف را هم نمی‌زدند.

تصویری از شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی در میان رزمندگان  اسلام

شهید بهشتی در جمع باصفای رزمندگان اسلام و عاشقان انقلاب اسلامی

یکی دو روز قبل اعلام شده بود، جلوی دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران هم روی مقواهایی نوشته بودند:
جلسه پرسش و پاسخ پیرامون حوادث و اتفاقات اخیر با حضور آیت الله دکتر بهشتی
زمان: روز شنبه 4/12/1358 از ساعت 17
مکان: سالن آمفی تئاتر دانشکده فنی

خیلی‌ها خودشان را برای چنین برنامه‌ای آماده کرده بودند. بیشتر از همه، ضد انقلاب ها منتظر بودند تا در چنین برنامه‌ای، به اهداف خود که تخریب دکتر بهشتی بود، برسند. به همین خاطر بود که بچه‌های چادر وحدت، از آن چه که امکان داشت در این مراسم پیش بیاید، هراس داشتند.

حدود یکی دو ساعت قبل از شروع مراسم و آمدن دکتر بهشتی، ما که شاید حدود 15 نفر بیشتر نمی‌شدیم، برای پیش گیری از حوادث، در ردیف جلوی صندلی‌های سالن نشستیم.
هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می‌شد. قیافه‌های همه به‌خوبی نشان می‌داد که از گروه‌های چپی یا مجاهدین خلق هستند. غالب دخترها، بی‌حجاب و نهایتا با تیپ ظاهری مجاهدین بودند. اصلا دختر مسلمان چادری بین شان به چشم نمی‌خورد.

صندلی‌ها کاملا پر شده بودند که آیت الله بهشتی از درِ پایین، کنار ردیف اول وارد شد. ما صلوات فرستادیم ولی همهمه‌ای در سالن افتاد که صلوات ما بین آن گم شد.
دکتر بهشتی که پشت میز بالای سِن قرار گرفت، دو محافظش یکی در انتهای سمت راست، و دیگری در انتهای سمت چپ سالن، هر کدام با فاصله‌ای حداقل 10 متر ‌ایستادند.

بسم الله الرحمن الرحیم را که آیت الله بهشتی گفت، دقایقی به‌عنوان مقدمه پیرامون حوادث اخیر صحبت کرد و قرار شد بیشتر به سوالات مخاطبین پاسخ بدهد. کاغذهایی که روی آنها مثلا سوال نوشته شده بود، دسته دسته به ایشان داده می‌شد که یکی یکی برمی‌داشت و می‌خواند.
از هر ده کاغذ، شاید فقط یک سوال درست و حسابی در می‌آمد. اکثرا اهانت و فحاشی بود.

دکتر بهشتی، هر برگ را که برمی‌داشت، اول با خودش آرام را می‌خواند و سپس می‌گفت:
- خب ... اینم به مادرم فحش داده ... این یکی هم باز به خونوادم اهانت کرده  ...
در سالن همهمه‌ی ثابتی وجود داشت. ناگهان با فریادی که از عقب جمعیت بلند برخاست، فضا متشنج شد:
- کثافت ... آمریکایی ... مزدور  ...

ولی ‌آیت الله بهشتی، آرام و ساکت نشسته بود و فقط به هتاکی‌های آنها گوش می‌داد. تبسّمی بر لب داشت که اعصاب ما بچه حزب‌اللهی را خورد می‌کرد. چه معنا دارد که طرف داشت به نوامیست فحاشی می‌کند، ولی تو بخندی؟

کم کم فضای سالن پر شد از داد و فریاد و فحاشی. ناگهان برق سالن قطع شد و سالن در تاریکی محض فرو رفت. چشم چشم را نمی‌دید. با قطع برق، صدای فحاشی بلندتر شد. حرف های بسیار رکیکی خطاب به خانواده‌ی آیت الله بهشتی فریاد شد.

وحشت وجود ما را گرفت که نکند ضد انقلابیون از فرصت پیش آمده سوء استفاده کنند و به ایشان آسیبی برسانند. هیچ کاری هم از دست ما ساخته نبود. با توجه به این که احتمال زیاد می‌دادیم که قطع برق با برنامه‌ی قبلی و حساب شده باشد، مراقب بودیم کسی از ردیف اول جلوتر نرود. به‌خاطر ازدحام افراد که در روی زمین و میان ردیف صندلی‌ها هم نشسته بودند، امکان کنترل جمعیت نبود. با هراس و وحشت نشسته و مضطرب بودیم که چه خواهد شد.

بیشتر از 10 دقیقه برق سالن قطع بود. بغض گلویم را گرفته بود. می‌خواستم در آن تاریکی گریه کنم. اصلا دیگر بحث سیاست و اختلاف عقیده مطرح نبود. فحاشی‌های بسیار رکیکی خطاب به خانواده‌ی آیت الله بهشتی می‌شد. مخالفت با بهشتی، چه ربطی به خانواده‌اش داشت که هر چه از دهان کثیف شان درمی‌آمد، به آنها خطاب می‌کردند. صداها درهم و برهم به‌گوش می‌رسید. ما که چاره و توانی نداشتیم، فقط داد می‌زدیم:
- ببند دهنت رو بی‌شعور ... خفه شو ...

برق که آمد، همه جا خوردند. برخلاف تصور همگان، آیت الله بهشتی، درحالی‌که همچنان تبسم زیبایی بر لب داشت، سر جای خودش پشت میز نشسته و دو محافظ هم سر جاهای خود بودند و اصلا به کنار او نیامده بودند. آرامش و خون سردی بهشتی، هر دو گروه حزب‌اللهی و غیرحزب‌اللهی را عصبانی کرده بود. ضد انقلاب ها از تبسّم و خون سردی او در برابر هتاکی‌ها و اهانت های زشت شان شدیداً عصبانی شده بودند و با شدت بیشتری فحاشی می‌کردند؛ ولی ما، از خون سردی او در برابر پررویی آنها عصبانی می‌شدیم که چرا با آنها برخورد تند نمی‌کند و عکس العملی نشان نمی‌دهد؟

ساعتی که به همین منوال گذشت؛ آیت الله بهشتی گفت:
- اگه دیگه سوالی نیست من برم  ...  
ناگهان از وسط جمعیت، کسی فحش رکیکی داد که دکتر بهشتی با همان خنده‌ی همیشگی گفت:
- خب مثل این که هنوز حرف دارید ... پس من می‌شینم و گوش می‌دم.
که دوباره سر جایش نشست.
با صبر و تحمل عجیب او، فحاشی‌های دشمنانش نیز ته کشید. از بالای سن که خواست بیاید پایین، از پله‌های سمت راست آمد تا از در بیرون برود. ما ده - پانزده نفر، سریع دویدیم و دست های‌مان را دور کمر او حلقه کردیم که مبادا ضدانقلابیون به ایشان آسیبی برسانند.

دست های من درست دور پهلو و جلوی دکتر بهشتی، با یکی دیگر از بچه‌ها حلقه شده بود. نگاهم در چشمان او خیره مانده بود که نشان از صبر و تحمل بسیارش داشت. همین که به در خروجی نزدیک شد، جوانی حدودا 20 ساله، با چهره‌ای شدیداً عصبانی که رگ گردنش بیرون زده بود، خودش را رساند جلوی بهشتی. همین که رو در روی او قرار گرفت، شروع کرد به فحاشی. رکیک‌تر و کثیف‌تر از آن، اهانتی نشنیده بودم. بدترین اهانت های ناموسی را نسبت به خانواده‌ی آیت الله بهشتی، توی رویش فریاد کرد.

من دیگر گریه‌ام گرفت. سعی کردیم او را از بهشتی دور کنیم، ولی او که ول کن نبود، سفت چسبیده بود و همچنان با عصبانیت و بغض، فحش می‌داد. ما هم که می‌خواستیم جوابش را بدهیم، با بودن بهشتی نمی‌توانستیم. مانده بودیم چه کار کنیم.
اما آیت الله بهشتی، تبسّمی سخت بر لب آورد و درحالی که سرش را تکان می‌داد، زبان گشود و با لبخند خطاب به آن جوان عصبی گفت:
- بگو ... باز هم بگو ... بگو ...
این دیگر کی بود؟ طرف داشت بدترین اهانت های ناموسی را جلوی همه‌ی جمعیت نثارش می‌کرد، ولی او همچنان می‌خندید و تازه به او می‌گفت که باز هم بگوید.

به‌سرعت بهشتی را به سالن و طرف در خروجی بردیم. دم در، آیت الله بهشتی از در خارج نشد. علت را که پرسیدیم، گفت:
- من اگه از این جا برم بیرون، شما این جوون‌ها رو می‌زنید  ...
با تعجب گفتم:
- حاج آقا ما ده پونزده نفریم و اونا صدها نفر  ...
که خندید و گفت:
- فرقی نمی‌کنه ... من پام رو از این جا بذارم بیرون، شما اینا رو کتک می‌زنید ... برای همین هم من همین جا می‌ایستم تا همه‌ی اینا به سلامت از دانشکده خارج بشن، اون وقت من می‌رم  ...

نمی‌پذیرفت که از سالن خارج شود. جمعیت داشت به‌طرف در خروجی می‌آمد؛ ما هراس داشتیم این جا هم اتفاق بدی بیفتد، ولی او نمی‌رفت. سرانجام با کلی قسم و آیه که به هیچ وجه به این جماعت چند صد نفره دست نمی‌زنیم، آیت الله بهشتی از در دانشکده خارج شد و در تاریکی، سوار ماشین شد و رفت.

با رفتن بهشتی، ما که داشتیم از بغض می‌ترکیدیم، سریع در دانشکده را بستیم و دویدیم طرف میزهای داخل محوطه. هر کدام پایه‌ی میز آهنی یا چوبی‌ای به دست گرفتیم و به‌طرف جماعتی که درحال شعار دادن از سالن خارج می‌شدند، هجوم بردیم.
همه‌ی آن جماعت فحاش که چند صد نفر بودند و کاملا فضای سالن را در اختیار گرفته بودند، از ترس ما ده پانزده نفر، به راهروهای دانشکده پناه بردند و ما که از ظلمی ‌که این بی‌شرف ها به آیت الله بهشتی کرده بودند، خون خون مان را می‌خورد، می‌دویدیم وسط شان و هر کس را که دم دست مان می‌آمد، می‌زدیم. بعضی که دیگر خیلی ترسیده بودند، از پنجره‌های دانشکده یک طبقه به بیرون پریدند و فرار کردند.


آن که نفهمید:
توصیه‌ی تاریخی شهید آیت الله سیدمحمد حسینی بهشتی به فرزندش:

"سیدعلی‌رضا بهشتی" در گفت وگو با نشریه‌ی "شاهد یاران" تیرماه 1385 صفحه‌ی 34 عبارتی کوتاه و تاریخی از پدر خطاب به خودش نقل کرده است:
"انتظار نداشته باش به علت این که فرزند من هستی مصالح نظام را به تو ترجیح بدهم، بنابر این مراقب خودت باش ... "

یک شنبه سوم آبان 1388 ساعت 17
مصلای تهران – جشنواره‌ی مطبوعات

همین طور که همراه پسر بزرگم سعید، سرگرم بازدید از غرفه‌های نمایشگاه مطبوعات بودیم، متوجه شدم در قسمتی از سالن ازدحامی عجیب و به دنبال آن سرو صدای متفاوتی ایجاد شد. وقتی جمعیت را روان و دوان بدان سو دیدم، مشتاق شدم تا به آن جا برویم. نزدیک غرفه‌ی روزنامه‌ی "جمهوری" (یا به قول استادی عزیز "سه قطره خون") متوجه شدم فردی میان موافقین اندک و مخالفین کثیر، گرفتار آمده است. در آن میان توانستم چهره‌ی وحشت زده و مضطرب "سیدعلی‌رضا بهشتی" فرزند شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی را بشناسم.
در حالی که چند نفر از هواداران موسوی و کروبی فریاد می‌زدند:
"صل علی محمد، بوی بهشتی آمد"
عده‌ای دیگر که تعدادشان بسیار بیشتر بود، اطراف او را گرفته و خطاب به او که یادگار شهید بهشتی بود، فریاد می‌زدند:
"بهشتی، بهشتی، ننگ بهشتی شده"
"سید آمریکایی نمی‌خواییم نمی‌خواییم"

سیدعلیرضا بهشتی، هراسان و وحشت زده در حال فرار - عکس از رجانیوز

و هر کدام سعی می‌کردند از باب تبرک هم که شده! مشت یا لگدی نثار او کنند. یک آن به‌یاد روزی افتادم که 30 سال پیش از آن، اطراف پدر مظلومش را گرفتیم تا مورد اهانت قرار نگیرد.
دلم سوخت. نه برای خودش، که هر چه بر سرش می‌آمد از بی‌بصیرتی خودش بود. از این که فرزند شهید بهشتی دنیای خویش را به پای بازندگان دنیا و آخرتی چون موسوی و کروبی باخته است!

دست پسرم را ول کردم و سریع رفتم جلو. چهره‌ی هراسانش را که دیدم، واقعا دلم برایش سوخت.
پدرش هنگامی که در برابر جمع عظیم منافقین قرار گرفته بود، چون به راه حق خود ایمان داشت، آن قدر خون سرد و استوار بود که باعث عصبانیت دشمنان می‌شد؛ ولی فرزند، وقتی به راهی خطا پا نهد، این گونه هراسان و مضطرب به دنبال راه فرار می‌گردد.
میان آن پدر و این پسر، تفاوت از زمین تا آسمان است.

دورش را گرفتم و فریاد زدم:
- فقط به احترام پدرش، نزنید ... نزنید ...
چند تایی هم لگد نوش جان کردم و تکه‌هایی که می‌پراندند و فکر می‌کردند من با این هیکل زمختم حتما باید محافظ یا طرفدارش باشم که این گونه مراقبم تا کتک نخورد.
به هر زحمتی که بود او را از سالن نمایشگاه بیرون بردیم. ده – دوازده نفر از سبزهای لجنی دورمان را گرفتند و همچنان حنجره‌ی خود را در حمایت از کروبی و موسوی جر داده و شعار می‌دادند.

دست ها را بالا بردم و در حالی که درست روبه‌روی صورت بهشتی قرار گرفته بودم، با صدای بلند گفتم:
- یه لحظه آروم باشید ... یه لحظه سکوت ...
و جمعیت سکوت کردند. با همان صدای بلند ادامه دادم:
- اینی رو که این جا می‌بینید، پسر پیغمبره ... بله این آقا پسر پیغمبره ...

همه گیج و منگ مانده بودند تا بقیه‌ی حرفم را بشنوند و من گفتم:
- این آقا پسر پیغمبره ... پسر حضرت نوح که با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد. این فرزند شهید بهشتی‌یه که فریب موسوی و کروبی رو خورده و منحرف شده ...

تا این را گفتم، موسوی‌چی‌ها که شوکه شده بودند، چند تایی مشت و لگد نثارم کردند که شیرینی‌اش از کتک هایی که 30 سال قبل در دفاع از شهید مظلوم بهشتی خورده بودم، اگر بیشتر نباشد، کم تر هم نبود.



حضور خاتمی در عرصه سیاسی برای چیست؟

 

khatami-1

با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی و اهمیت حضور جریانهای سیاسی در خانه ملت به لحاظ عمق تاثیر گذاری بر مناسبات سیاسی،فرهنگی،اقتصادی جامعه ،تمامی فعالان سیاسی با حساسیت خاصی موضوع را مورد بررسی قرار می دهند.گرو ه های موافق،مخالف ،به ظاهر همراه نظام،اپوزسیون های داخلی و خارجی برای نفوذ در این مرکز حساس و مهم برنامه ریزی های خاصی را انجام میدهند تا کرسی های بیشتری را نصیب جریان هم سوی خود نمایند.
در این یادداشت برانیم تا موضع گیری های اخیر برخی از همرامان جریان فتنه را که امروز خود را جز مجموعه نظام میدانند و برای خود حقی برای حضور در انتخابات قائلند مورد مداقه و بررسی قرار دهیم و این تغییر موضع را با توجه به شرایط کنونی کشور و وجود جریان انحرافی و مسائل حواشی آن که گویا فرصتی برای ایشان ایجاد نموده تا از لانه های خود بیرون بیایند و با نطق های هرز گاهی خود میدان را برای عرض اندام سیاسی اماده نمایند،بپردازیم.
رئیس بنیاد باران که سعی نموده با حفظ ظاهر و عدم همسویی اشکار با مواضع ضد انقلاب و جریان فتنه مسیر بازگشت سیاسی خود را به عرصه نظام هموار نماید یکی از عناصر فعال در این موضوع می باشد.
ارسال پیام تسلیت به مناسبت وفات هدی صابر، و انعکاس آن در سطح برخی سایتها و روزنامه های اطلاعات و اعتماد را میتوان در راستای عادی سازی حضور وی در عرصه رسانه ایی و بالتبع آن در سطح سیاسی کشور تحلیل نمود.
برخی از هم پیمانان سیاسی خاتمی مانند موسوی لاری نیز با بیان اظهارات مشابه از مواضع اخیر خاتمی حمایت کرده و آن را مثبت ارزیابی نموده وبه عنوان راهکاری مورد توجه قرار داده اند.که این نشان از یک عزم گروهی برای حضور در عرصه انتخابتی را به نمایش میگذارد.
هنوز یادمان نرفته است دورانی که اقای خاتمی با سرمشق قرار دادن الگو های غربی در راستای لیبرالیزه کردن انقلاب گام بر می داشتند و با شعار توسعه سیاسی چه بلاهایی که برسر کشورمان نیاوردند.حضور مجدد شما در عرصه سیاسی برای چیست؟آیا باز هم برنامه ایی خاص برای شما تدارک دیده اند؟قرار است کدام توسعه و حرف جدیدی از گلوی شما خارج شود؟باز این حضور شما شرط وشروطی دارد؟
بازگشت شما به عرصه سیاسی کشور با عنایت به صحبتهای سیاسیون مطرح کشور،منوط است به اعلان برائت و توبه از گذشته سیاسی خود و همپیمانان فکری خود ،که در خارج از کشور بر علیه نظام صحبت میکنند و مینویسند،که خیلی از اینها ساخته و پرداخته زمان اصلاحات شمایند.
اما یک نکته اساسی وجود دارد که بازگشت کسانی که با گفتمان دینی نظام زاویه دارند و به دنبال بیان برداشتهای خود و دیدگاههای متاثر از اندیشمندان غربی هستند و برای نظام شرط و شروط میگذارند با توجه به تجربه تاریخی ملت ایران محال است.زمان مشروطه چیان مشروعه ستیز به سر آمده و ملت هوشیار ما در راه سربلندی ایران اسلامی با بصیرت کامل آماده نبرد با هر تهدید دشمنان می باشد و زمان آن رسیده که شما با اعلام پشیمانی از مواضع قبلی خود به آغوش ملت برگردید.




بانوی صلح هم در آغوش مسعود رجوی رفت!

افاضات جديد شيرين عبادي در حمايت تمام قد از منافقين و توجيه جناياتشان، صداي خود منافقين را هم درآورد.

عبادي چندي پيش در مصاحبه با راديو زمانه در حالي كه سعي داشت خود را به حماقت بزند گفت قضاوت درباره عملكرد و گذشته سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بر عهده من نيست! اما دولت عراق حق ندارد آنها را كشتار كند.

وي در ادامه مدعي شد دولت بغداد اجازه ورود ناظران و خبرنگاران خارجي به كمپ اشرف را نمي دهد و از رسيدن دارو و كمك هاي پزشكي نيز خودداري مي كند.

در پي اين ادعاي مضحك عبادي، يك عضو جدا شده از مركزيت منافقين در نامه اي خطاب به عبادي، از جنايت هاي فرقه رجوي و واقعيات اين كمپ پرده برداشت.

«مسعود خدابنده» كه اينك در موسسه استراتژي خاورميانه در انگليس مشغول به كار است، در اين نامه ادعاهاي عبادي در حمايت از اين گروهك را زننده توصيف كرد.

خدابنده در مورد ادعاي عبادي درباره اجازه ندادن دولت بغداد براي دسترسي به كمپ اشرف نوشته است:

مسائل ديگري هم مطرح فرموده ايد مثلاً اين كه «عراق حق ندارد كسي را به ايران مسترد كند» كه اين مسئله نه در عراق مطرح بوده و نه مطرح است و يا اين كه بايد خبرنگاران مستقل بتوانند وارد كمپ شوند كه طبعاً موافقم ولي به نظرم شما به جاي رجوي و گروه مجاهدين دولت عراق را احتمالاً مسئول مي دانيد كه بايد خدمتتان عرض كنم كه چنين نيست.

البته اين مطلب كه عراق در صورتي اجازه ورود مي دهد كه بتواند نيروي انتظامي و غيره را هم همراه بفرستد درست است. احتمالاً اطلاع نداريد كه وزير حقوق بشر عراق را بارها از جلوي درب اسد قرارگاه رجوي برگردانده اند و حتي به پزشك نيز جهت مداواي مجروحين اجازه ورود نمي دهند و با سنگ و تيركمان و با تهديد به خودسوزي با آنها به مقابله مي پردازند.

اين عضو بريده از منافقين در ادامه به جنايت هاي رجوي در كمپ اشرف عليه نيروهاي خود اشاره كرده و ادامه مي دهد: «آقاي رجوي (كه اكنون تقريباً مشخص است كه هشت سال گذشته را با اطلاع سازمان سيا در داخل كمپ عراق جديد- سابقاً اشرف- بسر برده و با هلي كوپتر آمريكايي وارد و خارج مي گردد) مشخصاً اجازه خروج هر بيمار را به اجازه تردد آزاد سه تن ديگر از دستيارانش در عراق، اردن و اروپا مرتبط ساخته است و نه تنها اجازه خروج نمي دهد كه حتي اجازه ورود پزشك به همان بهداري من درآوردي خودشان را هم نمي دهد بطوري كه هنوز پزشك قانوني كشور موفق به مختومه اعلام كردن انبوهي از مرگ هاي داخل قرارگاه نشده است. برخي از اين پرونده ها فقط براساس قول رجوي تحت عنوان «خودزني»، «خودكشي»، «حمله آمريكاييها»، «حادثه»، «ترور توسط عوامل رژيم ايران!!» و ... اخيراً «حمله عراقي ها» باز شده اند. البته طبيعي است كه دولت عراق درست به خاطر تضمين همين «حقوق بشر»ي كه مرغ عزا و عروسي روزانه مجالس واشنگتن گرديده و درست به خاطر مسئوليتي كه در قبال امنيت مردم كشورش دارد اجازه ورود و خروج سلاح، مهمات و وسائل جنگي و غيره را به رهبران فرقه رجوي با سابقه معلومشان نمي دهد و بنابراين محموله ها را قبل از ورود بازرسي مي كند. اين را هم نيازي نيست راه دور برويد. از همان دوستان آمريكايي خودتان سؤال بفرماييد توضيح خواهند داد. علتش را هم طبعاً در همين فيلم هايي كه خدمتتان فرستاده اند مي توانيد ببينيد. بنزين را به بمب و مفتول آهني را به موشك كشنده تبديل كرده اند. تفنگهايشان را گرفته اند، با تيركمان به مادر و پدر هشتاد ساله حمله مي كنند. خانواده هايشان آمده اند ببينندشان سركرده مزدور مسعود رجوي با افاده فرقه اي و احمقانه اش نعره مي زند كه «ننگ ما، ننگ ما، فاميل الدنگ ما» و گروگانهايي كه با صداي بلند تكرار نكنند بشدت كتك مي خورند. خانم يك لحظه فكر كنيد اگر دست اين ها به باروت برسد چه مي كنند؟ (راستي خانم عبادي عكس هاي جنازه هاي جزغاله شده دوستان ما در عمليات من درآوردي رجوي در فروغ وغيره را برايتان نفرستاده اند؟ ژنرال هاي عراقي مي گويند اين طور به مسلخ فرستادن «مردم» بدون آموزش و غيره و با نقشه من درآوردي در عرف ارتش ها جنايت جنگي است و از جرائم عليه بشريت به حساب مي آيد!! البته ما وكيل نيستيم و درست از اين چيزها سردرنمي آوريم.)

اين عضو سابق سازمان منافقين در پايان مي نويسد: «جهت اطلاع جنابعالي (البته در واشنگتن نمي دانم ولي در عراق چيز مخفي اي نيست) هلي كوپترهاي آمريكايي اگر روزانه نباشد يك روز در ميان به كمپ تردد دارند و محموله هايي را به طور خصوصي براي فرقه رجوي (كه هنوز هم در ليست تروريستي كمدي شان است) داخل و خارج مي سازند. البته تا جايي كه به مردم عراق برمي گردد آنها هلي كوپترها را هلي كوپترهاي سيا مي نامند و نه هلي كوپترهاي آمريكا...

خانم عبادي كمي دقت كند. شما چند سالتان است؟ يا فكر مي كنيد خوانندگان اين وب سايت ها چند سالشان است؟ شما مدعي حقوق بشر در يك كشور هفتاد ميليون نفري شده ايد. شما را آورده اند يك جايزه صلح نوبل خدمتتان تقديم كرده اند. اين چه وضع سخن گفتن است.»

خدابنده در نامه خود از عبادي خواست به جاي نشستن آن طرف دنيا و آسمان و ريسمان بافتن، بيايد تا با هم به كمپ اشرف بروند، البته اگر رجوي اجازه بدهد!





اگر تو اعتصاب غذا کردی، من به رحمت خدا رفتم!

سريال اعتصاب غذا كه در پاريس آغاز شده بود همان جا پايان يافت.

سايت هاي جرس و كلمه كه طي يك هفته گذشته ادعا كرده بودند چند زنداني سياسي در بازداشتگاه هاي اوين و رجايي شهر اعتصاب كرده اند ديروز خبر دادند كه اين اعتصاب غذا «پس از درخواست هاي مكرر شخصيت ها و چهره هاي ديني و مذهبي» پايان يافته است!

جرس و كلمه در يك تقسيم كار ناشيانه اعلام كردند كه زندانيان اعتصاب كننده به زودي يك بيانيه منتشر خواهند كرد اما در اين باره توضيحي ندادند كه اين زندانيان چطور به نحو كاملا آنلاين و فقط با چند دقيقه تاخير فاز با محافل منافقين در پاريس مرتبط هستند و چطور به فاصله چند ساعت از پايان اعتصاب غذايشان تاب و توان نوشتن بيانيه هاي بلند بالا داشته اند؟! علاوه بر اين، اين موضوع هم روشن نشد كه اين مقدار آزادي ارتباط با بيرون، چگونه با ادعاهاي عناصر بخت برگشته ضدانقلاب درباره حاكم بودن خفقان و شكنجه در اين زندان ها سازگار است؟

بازي مسخره و ناشيانه جرس و كلمه به حدي سطح پايين بود كه صداي برخي كاربران بالاترين را هم درآورد. يكي از كاربران ذيل خبر پايان اعتصاب غذا نوشت: اگر اين آقايان اعتصاب غذا كرده بودند من اصلا مرده ام! بيانيه هم حاضرم بدهم! فقط بفرمائيد دستمزدم چطوري به حساب واريز مي شود؟!




تحریم کالاهای اسرائیلی یکی از راههای مبارزه با این رژیم است
 
تحریم کالاهای رژیم صهیونیستی بهترین حربه برای مبارزه در سطح جهانی است ، گرچه مذاکرات و تلاشهای فریب دهنده بخشی از تلاشهای بین المللی را بی فایده می کند.
به گزارش خبرگزاری تقریب(تنا) به نقل از خبرگزاری فرانسه،"عمر برغوتی" عضو و پایه گذار سازمان فلسطینی تحریم محصولات صهیونیستی در فرانسه با انجام تحقیقات گسترده آثار مثبت تحریم این رژیم در فرانسه و اروپا را اینگونه ارزیابی کرده است که در وهله اول مقاومت در فلسطین برگرفته از خشونت نیست و مبارزات آنها همچون تحریم کوچکترین آثار خشونت عربی به جای نمی گذارد. 

برغوتی در این باره گفت: کسانی که در حوزه تحریم رژیم صهیونیستی فعالیت می کنند به شدت نظریه مذاکره با این رژیم را رد می کنند.

وی افزود: مصالحه طلب این گروه موجب شده تا تحریم رژیم صهیونیستی به سرعت در کشورهای مختلف نفوذ پیدا کند و کشورهای آفریقای جنوبی در این خصوص فعالیت های زیادی از خود نشان داده اند.

برغوثی گفت: این در حالی است که رژیم صهیونیستی برای مبارزه با این فعالیت تنها قادر است دست به اسلحه ببرد و فشارها را بر مردم فلسطین چندبرابر کند،اما مردم فلسطین و حامیانشان همواره جویای مبارزات غیرنظامی هستند. 

بنا براین گزارش، هدف جنبش تحریم کالاهای صهیونیستی نابودی این رژیم از راه تحریم و منزوی کردن آن در جهان است.




Nestle

 شرکت نستله که بزرگترین تولیدکننده‌ی مواد غذایی دنیا محسوب می‌شود، به پاس خدماتش به رژیم اشغال‌گر قدس، جایزه‌ی جوبیلی را از نتانیاهو (نخست‌وزیر وقت اسراییل) گرفته است. این شرکت بیش از دویست‌میلیارد تومان در اسراییل سرمایه‌گذاری کرده و در مقابل این خوش‌خدمتی، سالانه حدود بیست و چهارمیلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده دریافت می‌کند.

کار اجباری کودکان در مزارع این شرکت و فروش محصولاتی که موجب مرگ چندین کودک شیرخواره شده، سبب تحریم نستله در برخی نقاط دنیا شده است. نستله در سال 1379، بیش از چهارده‌میلیارد تومان به صندوق پرداخت غرامت هولوکاست کمک کرده و یکی از سهام‌داران عمدهی شرکت تولید لوازم آرایشی و زیبایی L'oreal (یکی دیگر از حامیان بزرگ رژیم صهیونیستی) است.

متاسفانه شعبه‌ی ایرانی شرکت نستله، در سال 1373 با سرمایه‌ی حدود چهل و دومیلیارد تومان تاسیس شده و اکنون با مدیریت یک فرد غیرایرانی به نام پیر تروبا، بخشی از محصولات نستله را در ایران تولید و توزیع میکند.

 

________________________________________

 

پرونده‌ی سیاه نستله

• مرگ سالانه پانزده نوزاد در اثر استفاده از شیرِ خشک نستله در کشورهای نیمه‌صنعتی، موجب شد سازمان‌های جهانی فعالی در زمینه‌ی غذای کودکان، این شرکت را از سال 1356 تحریم کنند.

• در زمستان سال 1383، صدها پرنده، دام و حیوان خانگی در ونزوئلا مردند. کارشناسان علت مرگ را بیماری کبدی ناشی از مواد غذایی آلوده تشخیص دادند. این مواد غذایی، توسط نمایندگی نستله در این کشور توزیع شده بود. مجلس ملی ونزوئلا، نستله را مقصر شناخت و آن را به پرداخت غرامت افراد محکوم کرد.

• بر اساس گزارشی که نشریه‌ی فوربس در اردیبهشت 1383 به نقل از سازمان جهانی کار منتشر کرد، نستله، برای تولید شکلات از کارگران خردسال استفاده می‌کند. در بررسی‌های بعدی مشخص شد بیش از دویست و پنجاه هزار کودک آفریقایی، در مزارع این شرکت در غرب آفریقا کار می‌کنند.

 

نستله ایران

نام شرکت: نستله‌ایران

زمینه‌ی فعالیت: تولید مواد غذایی

نشان‌های وابسته: نسکافه، کافی‌میت، نان، سرلاک، مگی

مدیر: پیر تروبا

تلفن: 88729858

نشانی دفتر مرکزی: تهران، خیابان شهیدخالد اسلامبولی، کوچه‌ی 21، پلاک 12

محصولات نستله حضور بسیار طولانی در ایران دارد. شركت نستله ایران (سهامی خاص) در نهم اسفند 1373، با شماره‌ی 111604 در اداره‌ی ثبت شركت‌ها و موسسات غیرتجاری به ثبت رسیده است.سرمایه‌ی این شرکت بیش از چهل میلیارد تومان برآورد می‌شود که بخشی صرف خرید یک کارخانه‌ی تولید نوشیدنی در کرج شده است. تجهیزات این کارخانه، بدون انتقال فناوری جدید، بازسازی شده و در اختیار نستله قرار گرفته است. در اردیبهشت 1382، اولین غذای كودك نستله ایران با نام تجاری سرلاك وارد بازار شد.

شركت نستله ایران نماینده‌ی انحصاری واردات، فروش و توزیع محصولات نستله در ایران را است و این شرکت خارجی مالك قسمت اعظم سهام نستله ایران بوده و مدیریت آن را نیز بر عهده دارد.

در دی‌ماه 1384، شیرخشك نوزاد با علامت تجاری نان دركارخانه جدید سایت قزوین نستله تولید شد.

از بهار سال 1384، نستله ایران صادرات دایمی سرلاك به چند كشور خاورمیانه را شروع كرد. این روند در سال توسعه یافته و شامل صادرات شیرخشك نان نیز شد.

محصولات نستله از طریق نمایندگی‌ها و توزیع‌كنندگان جنبی شركت سایه‌سمن، با استفاده از ناوگان خودروی‌های مخصوص توزیع می‌گردد.

 

نسکافه

 

هرچند نسکافه نام تجاری قهوه‌ی شرکت نستله است، اما هم‌اکنون به گونه‌ای خاص از قهوه(قهوه ی فوری) گفته می‌شود که شرکت‌های مختلفی آن را تولید می‌کنند. مرادِ ما از نسکافه، همان کالایی است که شرکت نستله تولید می‌کند.






+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 12:12  توسط تاج سر  |